پایگاه خبری تحلیلی آریا جوان

آخرين مطالب

پژوهشی ژرف و سترگ و نو در تئاتر مدرن تخت حوضی / نگاهی به نمایش "جنگ‌‌نامه غلامان" اثر بهرام بیضایی با کارگردان محسن حسینی اجتماعی فرهنگی

پژوهشی ژرف و سترگ و نو در تئاتر مدرن تخت حوضی / نگاهی به نمایش "جنگ‌‌نامه غلامان" اثر بهرام بیضایی با کارگردان محسن حسینی
  بزرگنمايي:

آریا جوان - همایون علی آبادی: "جنگ‌‌نامه غلامان" یک کار زنانه است و بازیگران زن این نمایش با ایپس‌های بدنی و تئاتریکال و پرانرژی‌شان به‌خوبی از ایفای نقش‌ها برمی‌آیند.


سرویس تئاتر هنرآنلاین: یکی از ماناترین و یگانه‌ترین کلمات قصار استاد بهرام بیضایی که هرکجا هست خدایا به‌سلامت دارش، این سخن نغز بود که در کار هنر و ادبیات "بهترین نوع وفاداری، خوب خیانت کردن است". محسن حسینی کارگردان فرهیخته‌ نمایش "جنگ‌نامه‌ غلامان" در عین وفاداری به متن تحسین‌انگیز و دراماتیزه بیضایی، انگیزه‌های شخصی‌اش در خوب خیانت کردن به متن جاودانه‌ این هنری مرد همیشه مطرح تئاتر ایران است. اگرچه خود وی در گفتگوی پس از اجرا منکر هرگونه دخل و تصرف و یا جرح‌ و تعدیل متن جنگ‌نامه بود اما به گمان من وی بحرطویل‌های متن را به‌گونه‌ای در سرتاسر اجرا تکه‌تکه کرده بود که در کل به ارتباط میان تماشاگر و صحنه مؤثر بود، باری در این اجرا به یاد بیاوریم این سخن پرمغز نمایشنامه‌نویس را که می‌گوید: "شیر شیر را نمی‌خورد، گرگ گرگ را نمی‌خورد، آدمیزاد بی‌حیا آدمیزاد را می‌خورد". سه دختر در سه نقش متفاوت که هر سه سیاه‌های نمایش سنتی تخت‌حوضی‌اند به سرکردگی الماس در پی آنند که غاره از رخ برکشند و چهره‌ سرتاسر کدرشان را پاک کنند و به هیات و کسوت سفیدها دربیایند.
باری به قول استاد دیگرم اکبر رادی "سیاه یک‌مشت خنده‌ خونین" در نمایش بیضایی این‌گونه چهره می‌کنند که دمی، گاهی و نگاهی هم به آن‌سوی سکه بیندازند و ببینند که در برابر خاقان مغفور چگونه چهره می‌کنند. متن سخت زیباست و با بحرطویل‌های زیباتر بیضایی فی‌الواقع به یک نمایشنامه‌ طراز اول تبدیل‌شده است. غروب بعد از اجرا به حسینی گفتم و حالا هم مکرر می‌کنم که مهترین کار یک کارگردان کارکشته و فهیم پژوهیدن در متون و انتخاب متن اصلح و اولی است. در جشنواره نمایش‌های آیینی سنتی 98 شاهد بودیم که از میان قدما، بهرام بیضایی و علی نصیریان گوی سبقت را در سیروسلوک انتخاب متون در بین تئاتری‌های شهرستان‌ها را ربوده بودند. بد و خوب پیشکش‌شان چراکه جدا از کم و کیف اجراها همین مرحله‌ انتخاب متون، مهم‌ترین کار جشنواره امسال از سوی کارگردان‌های تئاتر شهرستان بود. محسن حسینی" که یک آرتیست درجه‌یک تئاتر و سینمای ایران است و سال‌ها در آلمان تئاتر آموخته و حالیا نیز استاد مبرز تئاتر است در بغل گوش‌مان یک انتخاب درخشان داشته: "جنگ‌نامه‌ غلامان" اثر بهرام بیضایی. سه سیاه با دنیاها و سرشت و سرنوشت بخت سیاه‌تر از چهره‌شان می‌کشند تا ردیابی ریشه‌های الهام برتافته از فضاهای فانتاستیک‌شان دریابند که اگر در پایان یک سری درگیری با اصحاب حکومت، چهره‌شان را پاک کنند و مزکی و مطهر از چهره‌شان به جستجوی حقیقت ناب درون‌شان، گویش‌های برتافته از حقد و حسد حاکمان وقت، شوری پر تب‌وتاب راه بیاندازند چه رخ می‌دهد؟ صرف‌نظر از چارچوب متن که قصه‌ای بسیار دوست‌داشتنی و ادیبانه دارد، نثر اثر و زبان تئاتری بیضایی به اوجی رسیده است که فی‌الواقع ادب و عصب، هر دو را به آماج‌گاه و قله و چکاد تئاتر معاصر ایران رسانده است.
کارگردان با هوشمندی بسیار، اثری به‌کلی دراماتیک به خدمت گرفته. هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم سخنان حسینی را که در پایان نمایش می‌گفت: ما از حداقل امکانات برای یک اجرا متوسط هم بی‌بهره بودیم. ما حتی برای یک‌تخت حوض و دایره‌ چوبی هم که در تئاتر فرنگ از حداقل‌هاست بی‌بهره بودیم، اگرچه او این قول را داد که این کار شسته‌رفته و درجه‌ اول را در دو ماه مهر و آبان ماه در همین تالار قشقایی بر صحنه می‌آورد و امیدوار است که با دست‌ودل بازی، اندکی بیشتر از یک تئاتر لخت و بی‌چیز که ته صحنه‌اش یک‌تکه چلوار سفیدرنگ است، بیشتر می‌شود، آبرومندانه‌تر باشد، اما در همین حد هم باز کلاهش را قاضی می‌کند و نشان می‌دهد که بروبچه‌‌‌‌‌ های تئاتر چقدر منعطف و نرمش‌پذیرند که امکان اجرای این اثر را در تالار قشقایی نیز پاس می‌دارند.
داود فتحعلی بیگی این مبدع را مبدأ تئاتر آیینی و سنتی معاصر در جلسه‌ پس از اجرا قول همکاری‌هایی فراخ‌تر و گسترده‌تر را به حسینی داد و او نیز در برابر خبر از گفتگوی شادمانه‌اش با استاد بیضایی و اینکه اجرای "جنگ‌نامه غلامان" را او نیز سخت دوست می‌دارد، داد. اما بپردازیم به اجرا. اجرا یک کار زنانه است و در کل تمام عوامل اجرا به‌جز موسیقی که – کاری تحسین‌برانگیز و دقیق و علمی است- همگی از میان دختران انتخاب‌شده‌اند و بازیگران زن نیز با ایپس‌های بدنی و تئاتریکال و پرانرژی‌شان به‌خوبی از ایفای نقش‌ها برمی‌آیند. طراحی صحنه ساده و بی‌چیز است. یک سکوی گرد، چند چراغ نورپاشی موضعی و همین و بس. اگرچه این اجرا می‌تواند با یک آکسسوار توانمندتر، درخشش‌ها داشته باشد، اما در همین حد نیز با کارگردانی درخشان محسن حسینی و بازهای سخت عمیق و ژرف‌اندیشانه بازیگران به توفیقی دست‌یافته که مسوولان این جشنواره را به اجراهای مجدد اثر در پاییز امسال وا‌داشته است و ما امیدواریم تئاتر دوستان فرصت اجرای نمایش را که در شمار موفق‌ترین اجراهای سال بودند از کف ندهند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield