آریا جوان - ورزش 3 /بحث ارسال ایمیل اندونگ به مدیران استقلال و بررسی زوایای حقوقی فسخ قرارداد او، مهمترین سوژه روز فوتبال کشور است. ماجرای دیدیه اندونگ و استقلال، حالا وارد فاز پیچیدهتری شده؛ فازی که اگر صرفاً با نگاه احساسی یا خبری به آن پرداخته شود، میتواند به برداشتهای کاملاً اشتباه منجر شود. انتشار ایمیل رسمی اندونگ خطاب به باشگاه استقلال، فدراسیون فوتبال ایران و فیفا، در نگاه اول تصویری روشن از «فسخ یکطرفه با دلیل موجه» ترسیم میکند؛ متنی حقوقی، دقیق و مستند که بر مبنای قصور باشگاه در اخذ و تمدید ویزا، اقامت و مجوز کار نوشته شده و حتی به صراحت به Just Cause طبق مقررات فیفا استناد دارد. همین ایمیل باعث شد بسیاری تصور کنند پرونده استقلال و اندونگ بهطور قطعی بسته شده و بازگشتی در کار نیست. اما آنچه در این میان کمتر دیده شد، تفاوت «اعلام فسخ» با «قطعی شدن فسخ» در ساختار حقوقی فیفا است. طبق مقررات وضعیت و نقلوانتقالات بازیکنان (RSTP)، ارسال نوتیس فسخ از سوی بازیکن، پایان قرارداد محسوب نمیشود؛ بلکه آغاز یک فرآیند حقوقی است. تا زمانی که پرونده به نهادهای صالح مانند کمیته حل اختلاف فیفا (DRC) یا دیوان داوری ورزش (CAS) ارجاع نشود و رأی نهایی صادر نگردد، وضعیت قرارداد معلق است و همچنان امکان بازگشت، توافق و مصالحه وجود دارد. به بیان ساده، ایمیل اندونگ «درِ دعوا» را باز میکند، اما الزاماً به معنای «خروج قطعی» نیست. تحلیلها نیز روی همین نقطه دست میگذارد. فیفا در عمل، بیش از هر چیز بر اصل «توافق متقابل» تأکید دارد. حتی در پروندههایی که فسخ با ادعای دلیل موجه انجام شده، اگر طرفین پیش از صدور رأی رسمی به توافق برسند، آن توافق معتبر، قانونی و لازمالاجراست. در مورد اندونگ، طبق همین تحلیل، حدود ۴۸ ساعت پس از آخرین نامهنگاریها، توافقی میان بازیکن و باشگاه استقلال شکل گرفته؛ توافقی که بدون ورود رسمی به فرآیند دادرسی فیفا انجام شده و دقیقاً به همین دلیل میتواند فسخ اعلامشده را بیاثر کند. این نکته، کلید فهم تفاوت میان «فسخ ثبتشده در مکاتبه» و «فسخ معتبر حقوقی» است. بازار نکته معنادار دیگر، سکوت خبری دو طرف پس از آن توافق احتمالی است. برخلاف فضای پرتنش ابتدایی که با انتشار ایمیل و ادبیات حقوقی تند همراه بود، ادامه مسیر بدون بیانیههای متقابل، شکایت رسمی یا موضعگیریهای علنی دنبال شد. این سکوت، در منطق فوتبال حرفهای، اغلب نشانه پایان اختلاف از مسیر مذاکره است؛ چرا که هم بازیکن و هم باشگاه میدانند ورود به پروندههای فیفا، زمانبر، پرهزینه و پرریسک است و میتواند به پرداخت غرامتهای سنگین یا محرومیتهای ورزشی منجر شود. در جمعبندی، ایمیل دیدیه اندونگ سندی مهم و واقعی از یک اختلاف جدی است، اما الزاماً سند پایان همکاری نیست. تا زمانی که رأی رسمی از سوی فیفا یا CAS صادر نشده و آخرین اراده مشترک طرفین چیز دیگری را نشان میدهد، فسخ اعلامشده میتواند از نظر حقوقی بیاثر شود. در حال حاضر، بر اساس تحلیل مقررات و رویههای فیفا، اگر توافق نهایی میان استقلال و اندونگ شکل گرفته باشد، همان توافق «تصمیم نهایی» تلقی میشود؛ تصمیمی که همه ادعاهای قبلی را کنار میزند و مسیر پرونده را تغییر میدهد. این دقیقاً همان جایی است که تفاوت فوتبال احساسی با فوتبال حقوقی خودش را نشان میدهد.
ورزش 3 /بحث ارسال ایمیل اندونگ به مدیران استقلال و بررسی زوایای حقوقی فسخ قرارداد او، مهمترین سوژه روز فوتبال کشور است.
ماجرای دیدیه اندونگ و استقلال، حالا وارد فاز پیچیدهتری شده؛ فازی که اگر صرفاً با نگاه احساسی یا خبری به آن پرداخته شود، میتواند به برداشتهای کاملاً اشتباه منجر شود. انتشار ایمیل رسمی اندونگ خطاب به باشگاه استقلال، فدراسیون فوتبال ایران و فیفا، در نگاه اول تصویری روشن از «فسخ یکطرفه با دلیل موجه» ترسیم میکند؛ متنی حقوقی، دقیق و مستند که بر مبنای قصور باشگاه در اخذ و تمدید ویزا، اقامت و مجوز کار نوشته شده و حتی به صراحت به Just Cause طبق مقررات فیفا استناد دارد. همین ایمیل باعث شد بسیاری تصور کنند پرونده استقلال و اندونگ بهطور قطعی بسته شده و بازگشتی در کار نیست.
اما آنچه در این میان کمتر دیده شد، تفاوت «اعلام فسخ» با «قطعی شدن فسخ» در ساختار حقوقی فیفا است. طبق مقررات وضعیت و نقلوانتقالات بازیکنان (RSTP)، ارسال نوتیس فسخ از سوی بازیکن، پایان قرارداد محسوب نمیشود؛ بلکه آغاز یک فرآیند حقوقی است. تا زمانی که پرونده به نهادهای صالح مانند کمیته حل اختلاف فیفا (DRC) یا دیوان داوری ورزش (CAS) ارجاع نشود و رأی نهایی صادر نگردد، وضعیت قرارداد معلق است و همچنان امکان بازگشت، توافق و مصالحه وجود دارد. به بیان ساده، ایمیل اندونگ «درِ دعوا» را باز میکند، اما الزاماً به معنای «خروج قطعی» نیست.

تحلیلها نیز روی همین نقطه دست میگذارد. فیفا در عمل، بیش از هر چیز بر اصل «توافق متقابل» تأکید دارد. حتی در پروندههایی که فسخ با ادعای دلیل موجه انجام شده، اگر طرفین پیش از صدور رأی رسمی به توافق برسند، آن توافق معتبر، قانونی و لازمالاجراست. در مورد اندونگ، طبق همین تحلیل، حدود ۴۸ ساعت پس از آخرین نامهنگاریها، توافقی میان بازیکن و باشگاه استقلال شکل گرفته؛ توافقی که بدون ورود رسمی به فرآیند دادرسی فیفا انجام شده و دقیقاً به همین دلیل میتواند فسخ اعلامشده را بیاثر کند. این نکته، کلید فهم تفاوت میان «فسخ ثبتشده در مکاتبه» و «فسخ معتبر حقوقی» است.
بازار


نکته معنادار دیگر، سکوت خبری دو طرف پس از آن توافق احتمالی است. برخلاف فضای پرتنش ابتدایی که با انتشار ایمیل و ادبیات حقوقی تند همراه بود، ادامه مسیر بدون بیانیههای متقابل، شکایت رسمی یا موضعگیریهای علنی دنبال شد. این سکوت، در منطق فوتبال حرفهای، اغلب نشانه پایان اختلاف از مسیر مذاکره است؛ چرا که هم بازیکن و هم باشگاه میدانند ورود به پروندههای فیفا، زمانبر، پرهزینه و پرریسک است و میتواند به پرداخت غرامتهای سنگین یا محرومیتهای ورزشی منجر شود.

در جمعبندی، ایمیل دیدیه اندونگ سندی مهم و واقعی از یک اختلاف جدی است، اما الزاماً سند پایان همکاری نیست. تا زمانی که رأی رسمی از سوی فیفا یا CAS صادر نشده و آخرین اراده مشترک طرفین چیز دیگری را نشان میدهد، فسخ اعلامشده میتواند از نظر حقوقی بیاثر شود. در حال حاضر، بر اساس تحلیل مقررات و رویههای فیفا، اگر توافق نهایی میان استقلال و اندونگ شکل گرفته باشد، همان توافق «تصمیم نهایی» تلقی میشود؛ تصمیمی که همه ادعاهای قبلی را کنار میزند و مسیر پرونده را تغییر میدهد. این دقیقاً همان جایی است که تفاوت فوتبال احساسی با فوتبال حقوقی خودش را نشان میدهد.