شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴

نگاه سیاسی

جوادی حصار: احتمال درگیری نظامی پایین‌تر از آن چیزی است که القا می‌شود

جوادی حصار: احتمال درگیری نظامی پایین‌تر از آن چیزی است که القا می‌شود
آریا جوان - اعتماد / یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب نوشت: فضای کنونی بیش از آنکه به سمت درگیری نظامی حرکت کند، به ‌سمت یک چانه‌زنی سخت و پیچیده دیپلماتیک پیش می‌رود. محمدصادق ...
  بزرگنمايي:

آریا جوان - اعتماد / یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب نوشت: فضای کنونی بیش از آنکه به سمت درگیری نظامی حرکت کند، به ‌سمت یک چانه‌زنی سخت و پیچیده دیپلماتیک پیش می‌رود.
محمدصادق جوادی حصار در یادداشتی با عنوان «چرا شانس توافق بیش از شانس درگیری است؟» در روزنامه اعتماد نوشت: همزمان با ارسال پیام‌‌های متناقض از سوی واشنگتن - از تهدید‌های لفظی تا ابراز تمایل به توافق - فضای مذاکراتی میان ایران و امریکا وارد مرحله‌‌ای حساس شده است. معتقدم برخلاف هیاهوی رسانه‌‌ای، احتمال درگیری نظامی پایین‌تر از آن چیزی است که القا می‌شود و امریکا در یک پارادوکس راهبردی گرفتار شده که خروج از آن، تنها از مسیر دیپلماسی می‌‌گذرد. تهدیدهای گاه ‌و بی‌گاه مقامات امریکایی، بیش از آنکه نشانه آمادگی برای درگیری باشد، بخشی از جنگ روانی و تلاش برای کسب امتیاز در میز مذاکره است.تجربه سال‌های گذشته نشان داده که امریکا همواره اهداف مشخصی را در قبال ایران دنبال کرده، اما تحقق این اهداف لزوما به معنای ورود به جنگ نظامی نیست. اگر عواملی که در گذشته امریکایی‌ها و برخی متحدانشان را به سمت درگیری سوق می‌داد، امروز وجود نداشته باشد، احتمال وقوع یک منازعه جدید به ‌شدت کاهش می‌‌یابد.
در گذشته فشار روانی ناشی از ناتوانی امریکا در کنترل ایران، نگرانی جدی اسراییل از توان موشکی ایران و رقابت‌های ژئوپلیتیکی در منطقه، از جمله عواملی بود که فضای درگیری را تشدید می‌کرد. امروز اما بسیاری از این عوامل یا تضعیف شده‌‌اند یا دست‌‌کم در وضعیت فعلی، فوریت گذشته را ندارند.ایران در شرایط کنونی، نه به‌ دنبال تشدید تنش نظامی است و نه در پی ماجراجویی منطقه‌‌ای. ایران در حال حاضر بر حفظ هویت، منافع ملی و عناصر بازدارندگی خود تمرکز کرده و پیام روشنی را مخابره می‌کند: «نه از توان دفاعی عقب‌نشینی می‌کنیم، نه برنامه‌های راهبردی خود را معامله می‌کنیم، اما همزمان به ‌دنبال درگیری هم نیستیم.» در این میان، امریکا با یک وضعیت متناقض رو‌به‌‌رو شده است. واشنگتن از یک طرف با نمایش قدرت نظامی، اعزام ناوها و افزایش حضور در منطقه، تلاش کرده فشار حداکثری را حفظ کند و از سوی دیگر، می‌داند که ورود به یک درگیری مستقیم با ایران، هزینه‌هایی غیرقابل پیش‌بینی و احتمالا سنگین به‌ همراه خواهد داشت. همین تناقض، امریکا را در موقعیتی قرار داده که نه می‌تواند به‌ راحتی عقب‌نشینی کند و نه توان و اراده ورود به جنگ را دارد.اگر امریکا بدون دستاورد مشخص از منطقه عقب‌نشینی کند، هیبت و اعتبارش زیر سوال می‌رود و این پیام مخابره می‌شود که نمایش قدرت، نتیجه‌ای نداشته است. اگر هم وارد درگیری شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که بتواند آن را کنترل کند یا با هزینه‌ای محدود از آن خارج شود. در چنین شرایطی، دیپلماسی به منطقی‌ترین گزینه برای واشنگتن تبدیل شده است. امریکا تلاش می‌کند از مسیر فشار روانی و رسانه‌ای، به توافقی دست یابد که بتواند آن را به عنوان «پیروزی دیپلماتیک» به افکار عمومی خود و متحدانش عرضه کند؛ حتی اگر در واقعیت، این توافق مبتنی بر منافع متقابل و بده‌بستان باشد.
از سوی دیگر، این وضعیت می‌تواند برای ایران نیز فرصت‌‌ساز باشد. فرصتی که البته به ‌شرط مدیریت درست فضای رسانه‌ای و روانی به نتیجه خواهد رسید. اگر تصویرسازی‌های تهدیدآمیز و جنگ‌طلبانه طرف مقابل، بدون پاسخ هوشمندانه در افکار عمومی تقویت شود، می‌تواند فضای داخلی و خارجی را علیه منافع ایران شکل دهد. اما اگر ایران بتواند روایت خود را به ‌درستی منتقل کند و بر منطق گفت‌وگوی مبتنی بر احترام متقابل تاکید داشته باشد، شانس دستیابی به توافقی معقول افزایش می‌‌یابد. یک توافق مطلوب، الزاما توافقی نیست که در آن یک طرف بازنده و طرف دیگر برنده مطلق باشد، بلکه توافقی موفق است که منافع دوطرف را به ‌صورت منطقی تامین کند و حتی برای بازیگران دیگر، از جمله اروپا، قابل دفاع و قابل پذیرش باشد؛ به‌ویژه آنکه بسیاری از شرکای سابق برجام، در سال‌های اخیر عملا از روند تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده‌اند. در جمع‌بندی این تحلیل می‌توان گفت، فضای کنونی بیش از آنکه به سمت درگیری نظامی حرکت کند، به ‌سمت یک چانه‌زنی سخت و پیچیده دیپلماتیک پیش می‌رود. پارادوکس قدرت و فشار، امریکا را به نقطه‌ای رسانده که راه‌حل نظامی پرهزینه و پرریسک است و توافق، تنها مسیر کم‌هزینه‌تر باقیمانده به ‌نظر می‌رسد. برای ایران نیز، این مقطع می‌تواند همزمان «سخت» و «امیدآفرین» باشد؛ مقطعی که اگر با عقلانیت، انسجام داخلی و مدیریت هوشمندانه روایت‌ها همراه شود، می‌تواند به نتیجه‌ای پایدار و قابل دفاع منتهی شود.


نظرات شما