دوشنبه ۲۹ تير ۱۴۰۵

اندیشه

این خانه عزادار حسین(ع) است/۴۹

کربلا، جایی که اولویت‌ها سرنوشت تاریخ را نوشتند

کربلا، جایی که اولویت‌ها سرنوشت تاریخ را نوشتند
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

به گزارش خبرنگار مهر، از عاشورا کتاب‌های بسیاری نوشته شده است؛ کتاب‌هایی که هر یک از زاویه‌ای به این واقعه بزرگ تاریخی و دینی نگاه کرده‌اند. برخی به روایت دقیق حوادث پرداخته‌اند، برخی شخصیت‌های حاضر در کربلا را معرفی کرده‌اند و برخی نیز پیام‌ها و درس‌های این نهضت را برای مخاطب امروز بازخوانی کرده‌اند. در میان این آثار، کتاب «دعوا سر اولویت است» نوشته سیدعلی‌اصغر علوی مسیری متفاوت را انتخاب کرده است. این کتاب به جای آنکه تنها روایتگر وقایع عاشورا باشد، تلاش می‌کند مهم‌ترین مسئله نهضت امام حسین(ع) را از زاویه‌ای تازه بررسی کند؛ اینکه ریشه بسیاری از انتخاب‌های درست و نادرست در کربلا، «تشخیص اولویت» بوده است.
نویسنده معتقد است عاشورا بیش از آنکه میدان رویارویی دو سپاه باشد، میدان رویارویی دو نوع نگاه به زندگی است؛ نگاهی که خدا، حقیقت و امام را در صدر اولویت‌ها قرار می‌دهد و نگاهی که دنیا، قدرت، امنیت، ثروت یا منافع شخصی را بر همه‌چیز مقدم می‌داند. از همین رو، عنوان کتاب نیز مخاطب را از همان ابتدا با پرسشی جدی روبه‌رو می‌کند؛ دعوا بر سر چه بود؟ پاسخ نویسنده روشن است؛ دعوا بر سر اولویت‌ها بود.
کربلا؛ مدرسه انتخاب‌های بزرگ
سیدعلی‌اصغر علوی در مقدمه کتاب تأکید می‌کند که مهم نیست انسان در سرزمین کربلا حضور داشته باشد یا نه، بلکه مهم آن است که روح و حقیقت کربلا در زندگی او جریان داشته باشد. از نگاه او، کربلا یک نقطه جغرافیایی یا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست، بلکه مدرسه‌ای برای تربیت انسان است؛ مدرسه‌ای که در آن هر فرد باید یاد بگیرد هنگام تزاحم خواسته‌ها، کدام را انتخاب کند.
به باور نویسنده، بسیاری از افراد حاضر در کوفه و حتی سپاه دشمن، امام حسین(ع) را می‌شناختند و از جایگاه ایشان آگاه بودند؛ اما آنچه آنان را از یاری فرزند پیامبر(ص) بازداشت، ناآگاهی نبود، بلکه ترجیح دادن اولویت‌های دیگر بر حقیقت بود. برخی حکومت ری را خواستند، برخی از جان خود ترسیدند، برخی به فکر خانواده و اموالشان بودند و گروهی نیز به امید حفظ موقعیت اجتماعی، سکوت را بر یاری حق ترجیح دادند.
کتاب با تکیه بر همین نکته، عاشورا را نه صرفاً رویدادی مربوط به گذشته، بلکه آزمونی همیشگی برای همه انسان‌ها معرفی می‌کند؛ آزمونی که هر روز و در موقعیت‌های مختلف تکرار می‌شود.
شب عاشورا؛ لحظه آشکار شدن اولویت‌ها
یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب، تحلیل شب عاشوراست؛ شبی که امام حسین(ع) چراغ خیمه را خاموش کرد و یارانش را در رفتن یا ماندن آزاد گذاشت. نویسنده این لحظه را بزرگ‌ترین میدان سنجش انسان‌ها می‌داند؛ زیرا هیچ اجباری برای ماندن وجود نداشت و هر کس می‌توانست جان خود را نجات دهد.
در این بخش، نویسنده با استناد به سخنان حضرت عباس(ع)، مسلم‌بن‌عوسجه، زهیربن‌قین، سعید بن عبدالله و دیگر یاران امام نشان می‌دهد که آنان چگونه همه تعلقات دنیوی را کنار گذاشتند و تنها یک اولویت برای خود تعریف کردند؛ همراهی با امام زمان خویش.
این روایت‌ها در کتاب تنها نقل تاریخی نیستند، بلکه هر کدام بهانه‌ای برای طرح پرسشی از مخاطب است؛ اگر امروز در چنین موقعیتی قرار بگیریم، اولویت ما چیست؟ آیا حقیقت را انتخاب می‌کنیم یا منفعت را؟
روایت انتخاب‌های متفاوت
کتاب تنها به یاران امام نمی‌پردازد، بلکه شخصیت‌هایی را نیز بررسی می‌کند که در آزمون عاشورا شکست خوردند. عمر بن سعد، عبیدالله بن زیاد و دیگر چهره‌های واقعه، نمونه‌هایی از کسانی هستند که حقیقت را می‌شناختند، اما آن را فدای خواسته‌های دنیوی کردند.
از سوی دیگر، نویسنده به شخصیت‌هایی مانند طرماح نیز اشاره می‌کند؛ کسی که نیت همراهی با امام را داشت اما به دلیل آنکه اولویت دیگری را مقدم دانست، فرصت حضور در کربلا را از دست داد و تا پایان عمر حسرت آن را خورد. علوی با استفاده از این نمونه‌ها نشان می‌دهد که گاهی فاصله میان سعادت و حسرت، تنها یک انتخاب و یک جابه‌جایی در اولویت‌هاست.
عاشورا؛ مسئله امروز انسان
یکی از ویژگی‌های مهم کتاب آن است که عاشورا را به زندگی امروز پیوند می‌زند. نویسنده بارها تأکید می‌کند که کربلا پایان نیافته و هر انسان در طول زندگی خود بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که باید میان ایمان و منفعت، عدالت و آسایش، حقیقت و مصلحت، یا مسئولیت و راحت‌طلبی یکی را انتخاب کند.
به همین دلیل، «دعوا سر اولویت است» صرفاً کتابی برای ایام محرم نیست، بلکه اثری تربیتی و اندیشه‌ای است که مخاطب را به بازنگری در نظام ارزش‌ها و اولویت‌های زندگی دعوت می‌کند. نویسنده تلاش می‌کند نشان دهد اگر انسان جایگاه هر چیز را درست تشخیص دهد، بسیاری از تصمیم‌های او نیز درست خواهد بود.
علوی در نگارش این اثر از زبانی ساده، روان و صمیمی استفاده کرده است. کتاب اگرچه بر پایه آیات، روایات و منابع تاریخی نوشته شده، اما لحن آن پیچیده و پژوهشی صرف نیست. نویسنده با بیانی خطابی و تأمل‌برانگیز، مخاطب را وارد گفت‌وگویی درونی می‌کند و او را به اندیشیدن درباره انتخاب‌های شخصی‌اش فرامی‌خواند.
استفاده از روایت‌های عاشورایی، نقل سخنان یاران امام، تحلیل‌های اخلاقی و مثال‌های کاربردی باعث شده کتاب برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان، به‌ویژه جوانان، قابل استفاده باشد.
«دعوا سر اولویت است» در نهایت تلاش می‌کند یک پیام اصلی را به مخاطب منتقل کند؛ اینکه همه انسان‌ها در طول زندگی با آزمون‌هایی شبیه عاشورا روبه‌رو می‌شوند. شاید شکل این آزمون‌ها تغییر کرده باشد، اما اصل ماجرا همان است؛ انسان باید تصمیم بگیرد چه چیزی را بر چه چیزی مقدم بداند.
در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«کسی که اولویتش حسین شد، دیگر به‌هیچ‌وجه از این قصه جدا نخواهد شد،
حتی اگر حسین بگوید! یک مخالفت خوب با ارباب!
شب عاشورا فرمود: «... أَلَا وَ إِنِّی قَدْ أَذِنْتُ لَکمْ فَانْطَلِقُوا أَنْتُمْ فِی حِلٍّ لَیسَ عَلَیکمْ مِنِّی ذِمَامٌ هَذَا اللَّیلُ‌ قَدْ غَشِیکمْ‌ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا»
همه برایشان مهم بود، بلند شدند و گفتند که اولویت دیگری جز حسین نداریم! وقتی امام به آن‌ها اذن رفتن داد:
«بهتر از شما و نه اهل‌بیتی برتر و نیکوکارتر از اهل‌بیتم نمی‌بینم، خداوندا از من به شما پاداش نیکو دهد. این شب است که سیاهی و تاریکی آن شما را فراگرفته، پس آن را چون شتر رهواری گرفته و هر یک از شما دست یکی از اهل‌بیتم را گرفته و در این تاریکی شب، پراکنده شده از صحنه بیرون شتابید و مرا با دشمن واگذارید، چه آنان جز مرا نخواهند».
برادران و فرزندان او و فرزندان عبداللَّه‌بن‌جعفر همگان هماهنگ گفتند: چرا چنین کنیم، برای این‌که بعد از تو زنده بمانیم، خدا هرگز چنین روزی را پیش نیاورد و آغازگر این سخن عباس‌بن‌علی علیه‌السّلام بود و دیگران در پی وی سخن گفتند.
آن شب مجالی باز شد برای سنجش اولویت‌ها، باید تاریخ این لحظات را در خود ضبط می‌کرد:
سپس مسلم‌بن‌عوسجه‌ برخاست و گفت: ما تو را این‌گونه تنها گذارده، از نزدت باز گردیم و دشمن تو را در محاصره داشته باشد! نه به خدا، خدا هرگز چنین وضعی را نیاورد تا آن که نیزه‌ام را در سینۀ دشمنانت بشکنم تا آن‌جا که دستۀ شمشیر در دستم باشد، دشمنت را از پای درآورم. اگر من سلاح نبرد هم نداشته باشم تا با آنان بجنگم، آنان را سنگ‌باران کرده، هرگز از حضرتت جدا نگردم تا در کنارت جام شهادت در کام کشم.
کتاب «دعوا سر الویت است» نوشته سیدعلی اصغر علوی در ۱۰۸ صفحه و از سوی انتشارات سدید منتشر شده است.


نظرات شما