سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵

دخترونه پسرونه

وقتی زنانگی، با شرم روایت می‌شود..

وقتی زنانگی، با شرم روایت می‌شود..
آریا جوان - خراسان/نگاهی روان‌شناختی به تأثیر پنهان‌کاری، برچسب‌زنی و سکوت درباره بدن زنانه و پیامدهای آن بر عزت‌نفس، سلامت و روابط شاید برای شما هم پیش آمده باشد که موقع ...
  بزرگنمايي:

آریا جوان - خراسان /نگاهی روان‌شناختی به تأثیر پنهان‌کاری، برچسب‌زنی و سکوت درباره بدن زنانه و پیامدهای آن بر عزت‌نفس، سلامت و روابط
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که موقع خرید یک بسته نوار بهداشتی احساس کردید که حتما باید آن را در کیسه‌ نایلونی مشکی پنهان کنید یا شاید حتی فروشنده هنگام خرید از شما پرسیده باشد نایلون مشکی نیاز ندارید؟ در این‎جا مسئله فقط یک پلاستیک مشکی نیست؛ پیامی است که سال‌ها از سمت جامعه به دختران داده می‌شود: «بدنت را پنهان کن.» این پیام معانی و احساسات مختلفی را برای دختران و زنان به همراه دارد، اما آن‌چه در مطلب امروز به آن می‌پردازیم، ابعاد مختلف روان‎شناختی این پیام است.
​​​​​​​
شرم با گناه تفاوت دارد
در روان‌شناسی، شرم با احساس گناه تفاوت دارد. گناه یعنی «من کار اشتباهی انجام داده‌ام»، اما شرم یعنی «خود من یا بدن من اشتباه است». وقتی طبیعی‌ترین عملکردهای بدن زن با پنهان‌کاری، سکوت یا تمسخر همراه می‌شود، این پیام به‌تدریج درونی می‌شود و زن به جای اعتماد به بدنش، از بدن خود فاصله می‌گیرد. تناقض از همین‌جا آغاز می‌شود؛ همان بدنی که ظرفیت آفرینش حیات را در خود حمل می‌کند، برای طبیعی‌ترین نشانه‌های همین ظرفیت، شرمسار می‌شود. گویی جامعه، به جای احترام گذاشتن به یکی از بنیادی‌ترین جلوه‌های آفرینش، آن را به موضوعی برای پنهان کردن تبدیل کرده است.
برچسبی به نام «حتماً PMS دارد»
از سوی دیگر، تغییرات هورمونی زنان، به‌ویژه در دوران PMS یا سندروم پیش از قاعدگی، اغلب دستمایه طنز و برچسب‌زدن است. هنوز هم وقتی زنی ناراحت، عصبانی، هیجانی یا معترض است، برای بسیاری اولین توضیح این است: «حتماً PMS دارد» یا «حتماً پریود است.» گویی به جای شنیدن تجربه و احساس او، آن را با یک برچسب هورمونی بی‌اعتبار می‌کنیم. در حالی که مردان نیز تحت تأثیر تغییرات هورمونی قرار می‌گیرند، اما کمتر می‌بینیم این تغییرات به ابزاری برای بی‌اعتبار کردن احساسات، قضاوت‌ها یا شخصیت آن‌ها تبدیل شود. مسئله، خودِ هورمون‌ها نیست؛ مسئله، معنایی است که فرهنگ به این تغییرات و به بدن زن داده است؛ شرم.
شرم، سلامت را به خطر می‌اندازد
پیامد این شرم تنها به احساسات محدود نمی‌شود. نخستین پیامد آن، فاصله گرفتن زن از بدن خود است. زنی که سال‌ها آموخته درباره بدنش سکوت کند یا از آن خجالت بکشد، کمتر به نشانه‌های بدنش توجه می‌کند، کمتر آن‎ها را جدی می‌گیرد و گاهی مراقبت از خود را نیز به تعویق می‌اندازد. در چنین شرایطی، بدن به جای آنکه منبعی برای آگاهی باشد، به موضوعی برای نادیده گرفتن تبدیل می‌شود.
پیامد دیگر، دشوار شدن گفت‌وگو درباره نیازها و مشکلات جسمی است. بسیاری از زنان، به دلیل شرم، دردهای قاعدگی، تغییرات پستان، خونریزی‌های غیرطبیعی یا حتی مشکلات سلامت جنسی را با اطرافیان یا پزشک درمیان نمی‌گذارند. این سکوت، نه تنها احساس تنهایی و انزوا را افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند کیفیت روابط عاطفی، صمیمیت و سلامت روان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در تجربه سال‌ها کار بالینی، به‌ویژه در حوزه سایکوانکولوژی، بارها با زنانی روبه‌رو شده‌ام که ماه‌ها علایم هشداردهنده را نادیده گرفته‌اند یا حتی درباره تغییرات بدنشان با کسی صحبت نکرده‌اند؛ نه به این دلیل که اهمیت آن را نمی‌دانستند، بلکه چون از حرف زدن درباره بدن زنانه احساس شرم می‌کردند. گاهی همین شرم، مراجعه به‌موقع، تشخیص زودهنگام و فرصت درمان را به تأخیر می‌اندازد، در حالی‌که در بسیاری از بیماری‌ها، از جمله برخی سرطان‌ها، تشخیص زودهنگام می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در روند درمان و کیفیت زندگی داشته باشد.
احترام به بدن، نه شرمسار کردن آن
شاید زمان آن رسیده باشد که میان حفظ حرمت بدن و شرمسار کردن بدن تفاوت قائل شویم. احترام به بدن زن، احترام به یکی از بنیادی‌ترین جلوه‌های آفرینش است؛ بدنی که سزاوار آگاهی، مراقبت و کرامت است، نه سکوت، تمسخر و پنهان‌کاری. اگر می‌خواهیم زنان بیش از گذشته مراقب سلامت خود باشند، نخست باید فرهنگی بسازیم که در آن، بدن زن نه موضوع شرم، بلکه موضوع احترام، شناخت و
گفت‌وگو باشد.


نظرات شما