آریا جوان - آخرین خبر / مهدی محمدی، مشاور راهبردی رئیس مجلس نوشت: در ساعتهای حساس، بهجای هیجان رسانهای، رفتار دشمن و شاخصهای عملیاتی را ببینیم. تصمیمگیری درباره ایران به اولویت اول دولت آمریکا پس از انتخابات تبدیل شده و نشانههای نظامی از رشد اساسی سطح هشدار حکایت میکند.
انتخابات و پرونده ایران
بخشی از هزینه سیاسی باخت جمهوریخواهان به جنگ با ایران و تبعات آن نسبت داده میشود. اگر یکی از هدفهای ایران و مقاومت کاهش قدرت سیاسی ترامپ و تنبیه او بوده، بخشی از آن در آستانه تحقق است. اما قطعی این است: تصمیم درباره ایران گرفته شده یا در حال گرفته شدن است؛ پرسش امروز «آیا تصمیمی هست؟» نیست، «چگونه اجرا میشود؟» است.
دو پرسش تعیینکننده برای دشمن
۱. دستاورد جنگ جدید چیست و چه چیزی متفاوت از دو جنگ قبلی به دست میآید؟
۲. آیا ضربه اولیه موفق خواهد بود؟ ترور، حمله به تأسیسات، یا تغییر وضعیت تنگه هرمز؟ بدون اطمینان نسبی تاکتیکی، منطق جنگ سوم مخدوش است. این فضا دائمی نیست و در حال تغییر است.
صحنه نظامی
نشانهها جدی است. ترامپ عصبانی و کلافه است و گزینه خوبی درباره ایران ندارد. در تیم او تشتت دیده میشود؛ ونس دنبال مذاکره است تا تهدید را به فرصت سیاسی تبدیل کند، اما فاصلهها بین دو طرف بسیار زیاد است. نتانیاهو هم فشار و اطلاعات تحریککننده میآورد؛ همان بازی کثیف پیش از جنگهای گذشته. احتمال تصمیم مشترک ترامپ و نتانیاهو متوسط به بالا ارزیابی میشود.
قشم؛ روایت درست
ایران ابتدا شلیک مؤثری به دو جنگنده اف-۱۸ آمریکایی کرد و به یکی از آنها ظاهراً اصابت کرد. آمریکا سپس نقطه پرتاب پدافند را بمباران کرد و شکست خورد. پس داستان «حمله آمریکا و پاسخ ما» نیست؛ ما عملیات کردیم و آنها تلاش کردند پاسخ دهند. ادعای «سرکوب پدافند» گزاف است. آنچه رخ داد، سیگنال استراتژیک قوی بود: پدافند ایران متحول شده است.
کوه کلنگ و توهم ضربه تمیز
نشانههایی وجود دارد که دشمن برای ضربه به کوه کلنگ آماده میشود و ترامپ تصور میکند طرح سنتکام «سریع و تمیز» است. اما ضربه تمیز و سریع وجود نخواهد داشت؛ هر ضربه، پیش از اصابت به هدف با غافلگیری از ناحیه ایران مواجه میشود. استقرار پدافند در امارات، کویت و اسرائیل نشانه سرمایهگذاری اصلی امریکا در حدزه پدافند است، اما خطای بزرگ است؛ ما درسهای دو جنگ را به تسلیحات جدید تبدیل کردهایم و آنها همان پدافندهای شکستخورده را میآورند.
جمعبندی
۱. ساعتها حساس است و هر لحظه امکان درگیری وجود دارد.
۲. زمانبندی ممکن است چند هفته طول بکشد.
۳. دشمن برنامه دارد؛ از ضربه نقطهای تا درگیری وسیع. اما قادر به پیادهسازی آن چیزی که در ذهنش است، نیست؛ ما برنامه او را میدانیم و او در شروع جنگ با شگفتیها مواجه میشود.
۴. دشمن هنوز نمیتواند پاسخ دهد فایده جنگ بعدی چیست؛ بیفایده کردن آن در ذهن دشمن، مهمترین کار است.
به روایتهای رسانهای دشمن و اخبار فیک که ترس تولید میکند تکیه نکنید. برخی روایتها مانند بازگشایی پناهگاهها در شهرکهای شمالی رژیم اسرائیل مربوط به امروز نیست. ما خوب خواهیم جنگید، دشمن را غافلگیر میکنیم و برنامه جنگیاش را تخریب میکنیم. در این ساعتهای حساس، آرامش را با آمادگی گره بزنیم.