آریا جوان - خراسان / در روزگاری که خاص بودن به یک ارزش اجتماعی تبدیل شده، بسیاری از افراد موفق و کارآمد با فشاری نامرئی زندگی میکنند. فشاری برای متفاوت بودن، درخشیدن و «خاص» به نظر رسیدن. این میل در نگاه اول میتواند موتور پیشرفت باشد، اما در برخی موارد، به منبعی جدی از اضطراب و نارضایتی در روابط عاطفی و زندگی فردی تبدیل میشود.
بازتولید یک الگوی قدیمی
افرادی که عشق را در کودکی بهصورت مشروط تجربه کردهاند، در بزرگ سالی بیشتر در معرض پدیدهای به نام «بمباران عشقی» قرار میگیرند، روابطی که در ابتدا با تحسین و توجه افراطی آغاز میشود. این تحسین، همان حس «خاص بودن» آشنا را فعال میکند، اما معمولاً پایدار نیست و پس از مدتی جای خود را به خلأ و ناامنی میدهد. در چنین شرایطی، موفقیتهای شغلی یا تحسینهای بیرونی نیز تنها آرامشی موقتی ایجاد میکنند. مطالعهای که در سال ۲۰۱۵ توسط ادی بروملمن و همکارانش انجام شد و طی ۱۸ ماه ۵۶۵ کودک را بررسی کرد، نشان داد احتمال شکلگیری ویژگیهای خودشیفتگی در کودکانی بیشتر است که والدینشان آنها را بیش از حد ارزشگذاری میکنند و مرتب به آنها میگویند از دیگران برترند. در مقابل، کودکانی که عزتنفس سالمتری داشتند، والدینی را تجربه کرده بودند که فارغ از میزان موفقیت، بهطور مداوم محبت و گرمی نشان میدادند. تفاوت در پیام درونیشده بود: گروه اول میآموختند «من از دیگران بهترم»، اما گروه دوم میآموختند «من همانطور که هستم ارزشمندم.»
راهی دشوار اما ممکن
رواندرمانگران معتقدند رهایی از نیاز افراطی به خاص بودن، مستلزم چند گام اساسی است: نخست، پذیرش این واقعیت که «معمولی بودن» بخشی از انسان بودن است. ارزشمندی فرد لزوماً از استثنایی بودن نمیآید و عشق نیازی به نمایش دائمی ندارد. دوم، جدا کردن ارزش شخصی از دستاوردها. جاهطلبی سالم میتواند باقی بماند، اما نباید تنها منبع احساس ارزشمندی باشد. سوم، افزایش خودآگاهی و شناسایی الگوهای رفتاریای که برای کسب تأیید به کار میروند. الگوهایی که اغلب ریشه در سالهای ابتدایی زندگی دارند.چهارم، افزایش تحمل برای دیدهنشدن. گاهی لازم است فرد تجربه کند که حتی بدون درخشیدن، همچنان پذیرفتنی است.
بازار ![]()