پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴

اندیشه

به روایت شهادت آیه‌ها -۱؛

شهیدی که با «صبر» داغ به دل شکنجه‌گر ساواک گذاشت

شهیدی که با «صبر» داغ به دل شکنجه‌گر ساواک گذاشت
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: زندگی پر از فشارها و چالش‌های روزمره است؛ اختلاف با دیگران، ناکامی‌ها و حوادث ناگهانی می‌توانند آرامش ذهنی و روانی انسان را به خطر بیندازند. واکنش‌های هیجانی و عصبانیت‌های کوتاه‌مدت معمولاً بحران‌ها را تشدید می‌کنند و زمینه‌ی تنش‌های بیشتر را فراهم می‌آورند. آموزه‌های دینی و تجربه‌ی انسان‌های معنوی نشان می‌دهد که صبر و عبادت، نه تنها دل را بزرگ و وسیع می‌کنند، بلکه ظرفیت مقابله با مشکلات و اثرگذاری مثبت بر محیط پیرامون را نیز فراهم می‌آورند. این متن به بررسی نقش صبر و عبادت در پرورش دل‌های مقاوم و آرامش‌بخش می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه ارتباط مستمر با خداوند می‌تواند انسان را برای مواجهه با دشواری‌های زندگی آماده سازد.
صبر و بردباری در برابر مشکلات، یکی از ستون‌های اساسی زندگی معنوی و روانی انسان است. تجربه‌ی زندگی انسان‌ها نشان می‌دهد که تفاوت میان افراد در مواجهه با بحران‌ها و فشارهای روانی، اغلب به میزان وسعت دل و قدرت کنترل نفس آن‌ها بازمی‌گردد. دل‌های کوچک، همانند ظرفی پُر از آب هستند که با کوچک‌ترین سنگریزه‌ای متلاطم می‌شوند؛ در حالی که دل‌های وسیع، همچون دریایی پهناور، در برابر امواج سختی و فشارهای بیرونی آرام و پایدار باقی می‌مانند.
یکی از عوامل کلیدی در بزرگ‌شدن دل، پرورش معنوی و تقویت رابطه با خداوند است. عبادت، نماز، قرائت قرآن و دعا، نه تنها ذهن را آرام می‌کنند، بلکه ظرفیت روحی انسان را افزایش می‌دهند و امکان مواجهه با مشکلات را بدون واکنش‌های هیجانی فراهم می‌آورند. این حقیقت نشان می‌دهد که صبر صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست؛ بلکه محصول عملی پیوند عمیق انسان با خالق خویش است.
تحقیقات روان‌شناسی و آموزه‌های دینی بر این نکته تأکید دارند که افراد هنگامی که دل خود را بزرگ و وسیع می‌سازند، قادرند نه تنها سختی‌های شخصی را تحمل کنند، بلکه تأثیر مثبت بر محیط و اطرافیان خود نیز داشته باشند. گذشت، بردباری، و توانایی کنترل خشم و عصبانیت، از آثار طبیعی دل‌های وسیع و انسان‌هایی است که به پرورش معنوی توجه ویژه دارند. در مقابل، کسانی که رابطه‌شان با خدا ضعیف است، کوچک‌ترین اختلافات و مسائل روزمره می‌تواند آرامش و تعادل روانی آن‌ها را برهم بزند.
سیدحسین علم‌الهدی وقتی نوجوون بود، سرِ مبارزه با شاه دستگیر شد. گفتن بچه‌ساله! بندازیمش توی بند نوجوونای بزهکار تا هم به غلط‌کردن بیفته، هم مثل اونا اهل خلاف بشه و فسق‌وفجور. به خیال خودشون می‌خواستن با یه تیر دو نشون بزنن. خلاصه سیدحسین رو وارد بندِ بزهکارها کردن و تا این بچه‌سید، پاش رو گذاشت توی بند، یه عده شروع کردن به تیکه‌انداختن و مسخره‌کردن؛ اما برخلاف تصور خیلی‌ها، سیدحسین نه‌تنها از کوره در نرفت، بلکه صبر کرد و انرژی‌ش رو گذاشت برای نفوذِ به قلبشون. آخر سر هم این صبر و تحمل‌ها نتیجه داد. چند روز بعد، مأموران زندان دیدن همون نوجوون‌ها دارن به امامتِ سیدحسین نماز جماعت می‌خونن. کُرک‌وپَرشون ریخت که چی فکر می‌کردیم، چی شد.
شکنجه‌گرِ شهید سیدحسین علم‌الهدی می‌گوید: تا فهمیدم کسی که باید بازجویی‌ش کنم یه نوجوونه، با خودم گفتم به‌محض ورود به اتاق بازجویی جوری می‌زنمش که همون اول بگه: «غلط کردم، امام کیه؟!» وقتی هم گفت «درود بر شاه»، می‌ذارم بره. برای همین تا وارد شدم، یه لگد محکم زدم به ساق پاش و افتاد؛ ولی حتی یه آخ هم نگفت.» می‌گه: «اونقدر زدمش که خسته شدم؛ اما این نوجوون، داغِ یه آخ‌گفتن رو هم به دلم گذاشت. بعداز انقلاب وقتی شکنجه‌گرش رو دستگیر می‌کنن، با سید تماس می‌گیرن و می‌گن بیا که وقت انتقامه؛ اما برخلاف تصور همه، سیدحسین علم‌الهدی می‌ره و می‌گه: من از ایشون شکایتی ندارم. ایشون وظیفه‌ش بوده که شکنجه کنه. منم وظیفه‌م این بوده که تحمل کنم.» یه وقت فکر نکنین علم‌الهدی رو ساده شکنجه کرده بودن ها؛ جوری شکنجه‌ش کرده بودن که بنده‌خدا کفِ کفشش ده سانت پنبه گذاشته بود تا بتونه بدون درد راه بره. حتی شکنجه‌گرش می‌گه: «من فکر کردم اگه بیاد توی دادگاه و بگه چیکارش کردیم، کارم تمومه»؛ ولی آسیدحسین بخشیدش. می‌گن شکنجه‌گر افتاد به پای سیدحسین و از اون روز به بعد مسیر زندگی‌ش عوض شد.
یکی دیگر از آموزه‌های عملی این است که صبر و عبادت در بحران‌ها، همواره باید در اولویت قرار گیرد. هنگامی که انسان با مشکلات مواجه می‌شود، واکنش‌های سریع و هیجانی اغلب نتیجه‌ای جز تشدید بحران ندارد. برعکس، مکث، تفکر، و پناه بردن به نماز و عبادت، راهی برای مدیریت مؤثر تنش‌ها و خشم‌ها فراهم می‌آورد. به عبارت دیگر، تمرین روزانه‌ صبر و تقویت معنوی، انسان را برای بحران‌های بزرگتر آماده می‌کند و ظرفیت تصمیم‌گیری درست را افزایش می‌دهد.
بردباری و گذشت نیز از دیگر مؤلفه‌های دل‌های بزرگ است. بزرگ‌منشی در مواجهه با ظلم، بی‌عدالتی یا آزردگی دیگران، نه تنها آرامش درونی ایجاد می‌کند، بلکه امکان اثرگذاری مثبت بر دیگران را فراهم می‌آورد. انسان‌های معنوی با گذشت، تجربه‌های منفی را به فرصت‌های آموزشی و الهام‌بخش تبدیل می‌کنند و چرخه‌ای از آرامش و اخلاق نیکو در جامعه ایجاد می‌کنند.
در نتیجه، آموزه‌ قرآنی «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاه» نه تنها یک توصیه عبادی، بلکه یک راهبرد عملی برای زندگی روزمره است. صبر و عبادت، ابزارهایی هستند که دل انسان را گسترش می‌دهند، ظرفیت مقابله با سختی‌ها را افزایش می‌دهند و زمینه‌ رشد اخلاقی و معنوی او را فراهم می‌کنند. افراد با دل‌های وسیع و تمرین‌های مداوم معنوی، می‌توانند حتی در شرایط دشوار نیز آرامش خود را حفظ کنند، از برخوردهای تند و هیجانی اجتناب نمایند و با گذشت و بزرگواری، محیط اطراف خود را بهبود بخشند.
به این ترتیب، ارتباط مستمر با خدا و تمرین‌های عبادی نه تنها انسان را از فشارهای روانی محافظت می‌کند، بلکه او را برای مواجهه با بحران‌های اجتماعی و فردی آماده می‌سازد. رشد دل و پرورش معنوی، شرط لازم برای تبدیل چالش‌ها به فرصت‌ها و حفظ آرامش و عدالت در زندگی فردی و جمعی است. هر انسانی که بخواهد در برابر مشکلات صبور و مقاوم باشد، نخست باید رابطه‌ خود با خدا را مستحکم کند و دل خود را وسیع سازد، زیرا تنها دل‌های بزرگ است که می‌توانند آرامش واقعی، گذشت و توانایی مقابله با سختی‌ها را فراهم آورند.


نظرات شما