آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، در شانزدهمین روز رویداد «اردیبهشت کتاب»، نقد و بررسی کتاب «اردیبهشت کتاب» اثر مهدی کاموس در کافه بچه کتابخونها، باغ کتاب برگزار شد. این کتاب را میتوان اولین مردمنگاری از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران دانست که همزمان با بازگشایی نمایشگاه کتاب پس از تعطیلی دوران کرونا انجام شده است. اردیبهشت کتاب را موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران به همراه انتشارات شنل در ۱۴۰۴ منتشر کرده است.
نویسنده اردیبهشت کتاب درباره انگیزه تحقیق و نوشتن این کتاب گفت: در دورانی که در دانشکده خبر درس می خواندم زندهیاد دکتر جابر عناصری در درس مردمشناسی فرهنگی ما دانشجویان خبرنگاری را به مردمنگاری و تماشا و روایت مردم، رویدادها و مکانها وا میداشت. از همان روزها، هوای تکنگاری شبیه آثار آل احمد در من زنده شد.
کاموس درباره روش مردمنگاری از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال ۱۴۰۱ گفت: این اولین تجربه منسجم من در مردمنگاری است که تلفیقی از خودمردمنگاری، اعتراف و داستان با رویکردهای مردمنگاری انتقادی شد. آنچه برایم مهم بود تمایز میان فضای نمایشگاه از معماری و قوانین تا تابلوها و تبلیغات با فضای نمایشگاهی به معنای جوّ نمایشگاه و فضای تصور شده و ادراکی به تعبیر هانری لوفور بود.
این نویسنده افزود:اولین مسئله من امکان توجه به نمایشگاه به عنوان یک میدان عمومی به تعبیر هابرماس و کیفیت سلطه و هژمونی فضای نمایشگاه بر رفتار مشارکتکنندگان بود. دیگر حضور در نمایشگاه کتاب به مثابه جامعه نمایش به تعبیر «گی دوبور» بود و اینکه مشارکتکنندگان چگونه خود را بازنمایی میکنند و آیا ما از خواندن کتاب به نمایش داشتن کتاب یا حضور در نمایشگاه رسیدهایم و سوم اینکه چگونه حضور در نمایشگاه کتاب به سرمایه نمادین فرهنگی بوردیویی و استوری صفحات مجازی ما تبدیل میشود.
انتخاب روش مردمنگاری را برای بررسی یک پدیده فرهنگی
دکتر محمدمهدی وحیدی مترجم و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی، اردیبهشت کتاب را مردمنگاری فرهنگی دانست و گفت: این اثر میان رشتهای است و رویکرد مطالعات فرهنگی به نمایشگاه کتاب دارد. مهدی کاموس روش مردمنگاری را برای بررسی یک پدیده فرهنگی مثل نمایشگاه کتاب انتخاب کردهاند. با اینکه در نمایشگاه کتاب، میدانهای متفاوتی هست ولی او در مواردی که مردم و شخصیتشان را واکاوی میکند به جنبههای فرهنگی آنها تمرکز دارد.حتی در روایت گرانی کتاب، باز نگاه او فرهنگی است یا مثلا در آنجایی که چند نفر می خواهند ساندویچی بخرند اگر مسئله گرانی یا فقر را بیان میکند باز نگاهش فرهنگی است نه اقتصادی یا سیاسی.
وحیدی در ادامه با توجه به نوع روایت دراین پژوهش افزود:به اعتقاد خود من شاید مناسبتر بود که این کار در یک بازه زمانی طولانیتری با تمرکز فضای بر بخشهای متفاوت نمایشگاه انجام میشد و مثلا اگر بر سرای اهل قلم متمرکز میشد در یک دوره طولانی به جنبههای مختلف آنجا میپرداخت.

وحیدی درباره ساختار کتاب گفت: فصل اول خیلی جنبههای نظری قوی است شاید مخاطب عام را تحت تاثیر قرار ندهد و جذابیت لازم را نداشته باشد. اما روایت خود نمایشگاه تقریبا برای مخاطب عام میتواند جذاب باشد که با تکنیکهای مردمنگاری بین جنبههای مختلف نمایش پیوند فرهنگی دارد. مثل رابطه فضای رسانههای اجتماعی مثلا اینستاگرام با نمایشگاه کتاب و اینکه کتاب از منظر ارتباطی همچنان یک رسانهایست که در واقع جنبه فیزیکال دارد. در تجربیات جهانی هم علی رغم اینکه پدیده کتابخانههای الکترونیکی را داریم اما کتاب اعتبار فیزیکال خود را حفظ کرده است که مهدی کاموس در فصل پایانی به نمایشگاه کتاب در نقاط مختلف جهان اشاره میکند.
این مدرس ارتباطات بینالملل، نمایشگاه کتاب تهران را همانند آئینهای فرهنگی دانست و گفت: نمایشگاه خارجی یک برای بازاریابی است و با فضای نمایشگاهی کتاب تهران متفاوت است. فضای نمایشگاه ما یک فضای متمایزی است که مهدی کاموس به این میپردازد و یک نوع هویت ایرانی را در آن مشاهده کرده است. نمایشگاه کتاب برای ایرانی یک آیین است و حضور در نمایشگاه حتی برای کسی که کتاب نمیخرد و مثلا فقط سیبزمینی سرخ کرده میخورد، باز هم احساس حضور در یک آئین فرهنگی را دارد.
وحیدی فارغ از رویکرد کارکردگرایی و فایدهگرایی افراطی که این روزها در انتخاب کتاب مسلط شده است، «اردیبهشت کتاب» را کتابی دانست که به فهم فرهنگی کمک میکند و نوری است که بر برخی از ابعاد نمایشگاه کتاب تهران تابانده شده است و دیگران میتوانند ابعاد دیگر را روایت کنند.
«اردیبهشت کتاب» فاقد صدای نسل نو است
کاموس در ادامه جلسه، بخشهایی از نقد غیرحضوری یکتا رحمتی، داستاننویس، را خواند که معتقد بود در «اردیبهشت کتاب» صدای تینیجرها و نسل نو دیده نمیشود و در پاسخ گفت: این نکته درستی است سپاس از نگاه دقیقتان در ناگفتههای این روایت مردمنگارانه از نمایشگاه کتاب تهران. در گفتمانها، ناگفتهها مهمترند تا گفتهها و صداهای ناشنیده، بیشتر به گوش اهلِ خِرَد میرسد. دقیق گفتید صدای کمی از نسل نوجوان نوجو و تفاوتطلب، در این متن است. و آنچه آمده در حد همان حیرت از گریهکنان در حسرت عکس گروه بی تی اسها و عکس جانگ کوگ و جیمین است.
وی ادامه داد: در حد همان حیرت از دخترانی است که غرفه را پُر و خالی میکنند و در نهایت راویِ تماشاگر آنها را به پرستوها تشبیه میکند و چه غمانگیز است تشبیه رفتار انسانها به ناانسان و پرندگان. صدایی از تینیجرها شنیده نمیشود، چون دیالوگی برقرار نمیشود و شناخت کم است. هر چه هست در حد همین تماشا است که آوردهام و این تماشا به روایت نمیرسد. چون نمیتواند برسد و من کمتر و کوچکتر از آنم که بتوانم دیالوگی برقرار کنم چون ساختارها چنین نمیخواهند و مانعاند. دقیق فرمودید روایت از تینیجرها کم است و هر چه هست تماشاست. تماشایی در حد مزهپرانیهایی دختران برگشته از آزمون دینی مدرسه که جرئت جلو رفتن و دیالوگ نیست و همه چیز در حد توصیف باقی میماند. چون من از ساختار مدرسه و نظام آموزش کوچکترم و از نظام اجتماعی دین و نظام قوانین دولتی کوچکترم. بیصدایی تینیجرها خودش صدایی است که شنیده نمیشود، مگر خواننده و منتقدی خردمند مثل شما بشنود.