آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، در گیرودار و بحبوحه جنگ تحمیلی، وقتی تمام قدرتهای جهان پشت دشمن بعثی ایستاده و تجهیزات نظامی و سربازان او را تأمین میکردند، ایران با کمبود سلاح و امکانات مادی، یکتنه مقاومت کرد. صدام حسین با استفاده از این برتری، مردم غیرنظامی ایران را هدف حملات موشکی و هوایی قرار داد. در چنین شرایط دشواری، شهید حسن طهرانیمقدم و تیمی از مهندسان با درک عمیقِ ضرورت داشتن سلاحهای موشکی، مسیر توسعه فناوریهای دفاعی را آغاز کردند. او به اهمیت تولید موشک به عنوان عامل تعیینکننده در میدان نبرد پی برد و پس از آتشبس نیز مصمم بود ایران را به قدرت موشکی برساند. ایمان قلبی، همت بلند، اخلاص، مدیریت قوی و رفتار انسانی با نیروها، روحیه «ما میتوانیم» را در وجود او نهادینه کرد و مسیر سخت توسعه دفاعی کشور را ممکن ساخت. شهید طهرانیمقدم در ۲۳ سالگی توپخانه سنگین سپاه را راهاندازی کرد، یک سال بعد دانشکده توپخانه را تأسیس و پس از آن وارد عرصه پیچیده موشکی شد.
مجموعه «مرد ابدی» با تمرکز بر ابعاد مختلف شخصیت این شهید، تصویری جامع از پدر موشکی ایران ارائه میدهد. از این رو برای شناخت بیشتر شهید حسن طهرانیمقدم و پشت صحنه این مسیر دشوار، با معصومه سپهری، مؤلف مجموعه سه جلدی «مرد ابدی» و «برگزیده ویژه بخش کتاب»، زیربخش دفاعی و حکمرانی، «دومین جایزه ملی روایت پیشرفت»، به گفتوگو نشستیم.
* بهنظر شما «مرد ابدی» برای نسل امروز که با تحریم، محدودیت و بعضاً ناامیدی روبهروست، چه الگوی عملی از پیشرفت ارائه میدهد؟
مرد ابدی، قصه زندگی و مبارزه شهید طهرانی مقدم و تعدادی از رزمندگان و دانشمندان موشکی ماست برای رسیدن به نقطهای که دیگر دشمن بیگانهای جرات تهدید کشور ما را نداشته باشد. قصهای واقعی با جزییات و ناگفتههای بسیار از روزی که در نقطه صفر قدرت دفاعی بودیم تا حال که به یک قدرت موشکی و بازدارنده تبدیل شدهایم. در این مسیر سخت و پرحادثه، چهره شهید مقدم، الگوی تمامعیار مبارزه با ناامیدی، خمودگی و محدودیتها در ذهن و عمل است. چه در دوران کودکی که در میان انواع مشکلات و محرومیتها و شیطنتها سپری میشود تا روزهای جنگ و رشد از حد یک رزمنده گمنام معمولی در هفتههای آغاز جنگ تحمیلی تا فرمانده توانمندی که دو یگان بسیار سنگین، مهم و تخصصی را در اوج کمبودها و نیاز جنگ، تاسیس میکند؛ یعنی توپخانه سپاه در سال 1361 و موشکی در پاییز 1363 که هر دو نقش بسیار مهمی و بیبدیلی در دفاع مقدس داشتند.
جوانیِ شهید مقدم بسیار بابرکت بود و تجربه درخشانش در طول دفاع مقدس، او را برای دوره پس از جنگ تواناتر کرد. او همواره تلاش داشت روح و جسمش را هم تقویت کند برای خدمت به دین میهنش. شهید مقدم ۲۳ سال بعد از جنگ تحمیلی زندگی کرد و حتی یک روز از فکر ارتقاء قدرت کشور و جبهه مقاومت فارغ نبود. او واقعاً قهرمان مبارزه با ناامیدی و اسطورۀ توکل و تلاش بود. به اذعان مخاطبانی که مرد ابدی را خواندهاند، کتاب (مرد ابدی) همین روح را به لطف خدا، به مخاطبانش منتقل میکند.

* چگونه حسن طهرانیمقدم و تیمش با «نمیشود»ها مقابله میکردند؟
او و رزمندگانی چون او، از یک سو در دوران حضور در جنگ به ضرورت داشتن این سلاح، این علم و این فناوری رسیدند و نقش تعیینکننده موشکهای زمین به زمین را در میدان نبرد دیدند و از یک سو فهمیدند که باید به هر قیمتی شده، به سمت طراحی و ساخت موشکهای وطنی پیش بروند تا در این امر حیاتی، وابسته به غریبه نباشند. برای همین، در مسیر توسعه و تحقیقات موشکی بسیار مصمم بودند. هنر شهید طهرانی مقدم این بود که هرگز مغلوب فضای یاس و رکود در دوران پس از قطعنامه و دوره سازندگی نشد. با توکل و تلاش عالی و مدیریت و استقامت عجیب، موانع را میشکست، مسیرهای جایگزین مییافت و قوای متفرق را متحد میکرد. تاسیس و تدبیر مجموعه شهید صنیعخانی، تغییر جسورانه در مدیریت برنامهها و چینش نیروها، اعتماد به یاران قدیمی و میدان دادن به جوانترها از جمله این راهها بود. ایمان و باور شهید مقدم به درستی این راه، باور قلبیاش به سنتهای الهی، همت بلند، اخلاص مدام، مدیریت بسیار قوی و رفتار مدبرانه با نیروهایش، گویی باعث اتصالش به منبع قدرت ازلی الهی شده و روحیه «ما میتوانیم» را در وجود او نهادینه کرده بود.
* آیا در روایتها با مقاطعی مواجه شدید که اطرافیان یا مدیران بالادست به موفقیت این مسیر باور نداشته باشند؟ شهید در چنین فضاهایی چگونه امید و مسیر پیشرفت را زنده نگاه میداشت؟
بله، بارها و بارها ... از همان ابتدا در مراحل مختلف، نگاه ناموافق وجود داشت. پس از جنگ نیز در مقاطع مختلف، میزان همراهیها متفاوت بود. نگاه و باور دیگران به این مسیر، یکسان نبود. دشواریهای ذاتی این کار، زمانبر بودن و هزینهبر بودن مسیر این تحقیقات، خیلیها را نسبت به نتیجه بخش این تلاشها مردد میکرد. بارها پس از آزمایشهای ناموفق، موجی از ناامیدی در فضای کار ایجاد میشد. حتی عباراتی مانند «نمیشود»، «شما نمیتوانید»، «هنوز زوده بتونید این کارو بکنید»، «شما دارید بیتالمال را هدر میدهید» خطاب به محققان پروژهها و در راس آنها حسن طهرانیمقدم گفته میشد.
اما ایمان و اراده شهید مقدم که از درک درست دوران برخاسته بود، باعث میشد او حتی اعتبار خودش را هم صرف این تحقیقات کند اما نگذارد شعلۀ این پروژهها فروکش کند. او با روشهایی مانند تذکر و تایید چندباره هدف و اتصال آن به آرمان نهایی تشیع، برجسته کردن کوچکترین موفقیتها در دل شکستها، به جان خریدن ترکشهای ناموافق و حمایت کامل از تیم محققان پروژههای مختلف، اجازه نمیداد پرونده این تحقیقات بسته شود. او از شرایط روز دنیا به واسطههای سفرهای متعددش به برخی کشورهای بزرگ موشکی مثل چین، کره، روسیه اطلاع داشت و از صفر تا صد ماجرای موشکی ایران را میدانست. ماجرا برایش حیاتیتر از دیدگاه محدود یک عده آدم بود که سعۀ وجودی لازم برای چنین پروژههای کلانی را نداشتند و همراهی نمیکردند. برای همین هرگز میدان تلاش و مبارزه برای پیشرفت در طراحی و ساخت موشکهای وطنی را خالی نکرد.
* «مرد ابدی» چه تصویری از پیشرفت بومی و متکی به داخل ارائه میدهد؛ پیشرفتی که نه کپیبرداری صرف، بلکه برآمده از شرایط ایران بوده است؟
به لطف ارتباط با مجموعه فرماندهی محترم هوافضای سپاه و مصاحبه با سرطراحان بزرگ موشکی کشور و مهندسان قدیمی سازمان جهاد خودکفایی سیر پیشرفت کشورمان در برگ برنده جنگهای نوین یعنی موشکها و پهپادها در این کتاب به خوبی نشان داده شده. در همان سالهای نخست دستیابی به موشک، شهید طهرانیمقدم در جریان جنگ، ایده مهندسی معکوس را مطرح کرد. مهندسان دیگری از صنعت نیز پیگیر این ایده بودند، اما اعتبار و پیگیری حسن مقدم به این فرایند بسیار کمک کرد و موانع را شکست. در ابتدا آنها با روش مهندسی معکوس، کپیسازی از موشک بالستیک اسکاد بی «Scud B» را آغاز کردند که در نهایت به نام موشک شهاب 1 در کشور ساخته شد اما ابتکار شهید مقدم و تفکر جهادی او این بود که تا وقتی به موشک، رادار و پهپاد ساخت دشمن تکیه کنیم، مانند این است که دستمان زیر ساطور دشمن است و در هر موقعیتی دشمن میتواند هر بلایی سر ما بیاورد. بنابراین باید با سرعت و قدرت به سمت تولید محصولات بومی برویم که از صفر تا صد تولید خودمان باشد.
تحقق رویاهای قدرتآفرین شهید طهرانیمقدم برای اسلام و ایران مسیر بسیار دشواری بود که با قدرت ایمان، مجاهدت مدام، ریسکپذیری، سختکوشی، سعهصدر در برخورد با افراد و افکار مختلف، صبر و توکل بسیار بالا و در نهایت خون دلهای فراوان او و همراهی مردان گمنام موشکی و خانوادههایشان طی شده و میشود. خدا را شکر میکنم بخش مهم و ناگفتههای فراوان را توانستهایم در کتاب ارائه کنیم.

* چه عاملی باعث شد در مجموعه «مرد ابدی» علاوهبر تمرکز بر بُعد نظامی، شخصیت شهید حسن طهرانیمقدم را از جنبههای مختلف روایت کنید؟ شما پیش از نگارش این اثر، تا چه اندازه نسبت به ویژگیهای شخصیتی و اجتماعی او شناخت داشتید؟
مثل اکثریت مطلق مردم ایران تا قبل از شهادت شهید طهرانیمقدم، هیچ شناختی نداشتم. بعد از شهادت، فقط نام و یک عکس از ایشان در تلویزیون منتشر شد و سپس، پیام حضرت آیتالله خامنهای ما را متوجه کرد که این فرد ناشناخته، چه شخصیت برجستهای داشته است. شخصیت شهید طهرانیمقدم با تمام جنبههای متعدد و زیبایش، به تدریج برای ما آشکار میشود. متوقف ماندن در یک بُعد، هرگز نمیتوانست او را درست معرفی کند. برای نمونه او در دل جنگ، از ایده برگزاری مسابقات فوتبال بین آتشبارها و گروههای توپخانه حمایت میکند و پای ثابت بازیهای فوتبال است؛ چرا که معتقد است روحیه نیروها شادابتر و برای انجام وظایف اصلی بهتر میشود. در دوره آموزشی محرمانه موشکی در سوریه نیز ورزش صبحگاهی پابرجاست. در همه مقاطع زندگی او، ورزش، کار فرهنگی، امور خیر و حضور گرم اجتماعی، آمیخته در کارهای نظامی و تحقیقاتی است. با این زندگی سرشار از حرکت و زیبایی و تنوع تلاش، چگونه میشد حسن طهرانیمقدم تک بُعدی را برگزید؟ او برای همه این امور وقت میگذاشت و فلسفهای برای آنها داشت.
* چه شد که حسن طهرانیمقدم که دنبال ادامه تحصیل در خارج بود، مسیرش عوض شد و سر از جبهه و سپاه درآورد؟ چه عاملی باعث آن تغییر شد؟
بحث عزیمت به خارج از کشور در دوران انقلاب و در مرحله ورود به دانشگاه، از سوی عموی شهید طهرانیمقدم مطرح شده بود. خواهر بزرگ شهید طهرانیمقدم، که لیسانس شیمی در سال ۱۳۵۲ بود، میگفت: همواره در سیامک (حسن) نبوغی برای کارهای بزرگ میدیدم و تشویق میکردم که به درس خود اهمیت بدهد. به نظرم، برای خودِ شهید حسن طهرانیمقدم، رفتن به خارج از کشور آنقدرها هم مسئله برجسته و دوراهی سرنوشتسازی نبوده که شاید برای برخی مطرح است. او عمیقاً مادرش را دوست داشت و همیشه روابط خانوادگی و پیوندهای دوستی برایش مهم بود. در شرایطی که حادثه عظیم انقلاب اسلامی اتفاق افتاده بود، ایشان مخصوصاً با تشویق مادر بزرگوارشان، تصمیم گرفت در راه انقلاب بماند و به کشورش خدمت کند. هرگز در اسناد مکتوب، فیلم یا سخنرانیهایی که از ایشان مانده، ندیدم ایشان دربارهی انتخاب ماندن در ایران یا رفتن به خارج سخنی گفته باشد، درحالیکه همواره از فعالیت در اطلاعات سپاه، دوران جنگ، و عشق به امام بسیار صحبت کردهاند.
* در مقدمه اشاره کردید که نگارش «مرد ابدی» بیش از ۱۲ سال طول کشید. این زمان طولانی بیشتر صرف جمعآوری و تحقیق درباره بخشهای نظامی و فنی شد یا بازنویسی و تنظیم روایت ادبی کتاب؟
مرحله جمعآوری اطلاعات با توجه به ابعاد گسترده کار شهید طهرانیمقدم و اهمیت تاریخی و اسنادی او بسیار طولانی، سخت و مهم بود. تطبیق تاریخی برخی حوادث و خاطرات با اسناد، روایتها و عکسها و رسیدن به زمان و موقعیت درست، کاری زمانبر و دشوار بود. بهویژه وقتی روایتهای پراکنده راویان مختلف کنار هم قرار میگرفت تا یک حادثه را روشن و کامل، با جزئیات دقیقتر شرح دهیم، زمان و انرژی بیشتری میطلبید.
پس از نگارش دوران جنگ، سردار حاجیزاده برای ادامه کار مرا به جانشین خودشان، سردار مجید موسوی، ارجاع دادند. سردار موسوی که از اولین قدم برای تاسیس موشکی، همراه شهید مقدم و کاملترین منبع اطلاعات و خاطرات نظامی بودند، پس از خواندن مطالب گفتند که در دوران جنگ و عملیاتهای موشکی حوادث بسیار سختی بر رزمندگان موشکی گذشته است که به دلایل امنیتی هرگز بازگو نشدهاند. به نظر او، فرصت نگارش زندگی شهید مقدم، میتوانست به نوعی تاریخچۀ موشکی کشورمان باشد و برای همین کمک کرد و اطلاعات و اسناد بیشتری داد تا مسائل دوران جنگ، کاملتر نوشته شود.
کار روی اسناد را به دلیل حساسیت موضوع، نمیتوانستم به فرد دیگری بسپارم. گسترۀ کارهای پس از جنگِ شهید مقدم نیز بسیار وسیع بود و واقعاً من انتظار نداشتم حجم مطالب پس از جنگ، با حوادث دوران دفاع مقدس، یکی بشود اما شد! این مرحله بسیار دشوارتر بود چون هیچ اطلاعات مکتوب و دقیقی در دست نبود. بسیاری از مطالب را در جلسات مصاحبه برای اولین بار میشنیدم. برای تکمیل اطلاعات و رسیدن به پاسخهای معتبر به افراد مختلف ارجاع داده میشدم. کار مدام بزرگ و بزرگتر میشد و این درخت تنارو داشت شاخهها و برگهای بیشتری مییافت. در حین کار برای اولین بار با روش مهندسی محتوا که بدون پیشینه و برای نخستین بار با آزمون و خطا به آن رسیدم، به هزاران برگ متن و سند نظم دادم و اطلاعات را طبقهبندی کردم که واقعاً کار بسیار سخت و طاقتفرسایی بود.
همزمان وقتی با اطلاعات موجود یک فصل را بر محور زمان طراحی میکردم، برای رسیدن به متنی یکدست، روان و تا حد ممکن زیبا با رعایت صحت تاریخی و دوری از گزارشنویسی، زمان زیادی صرف بازنویسیهای مکرر آن میکردم. بدون اغراق، تمام فصلها به جز یک فصل که راوی واحدی داشت و کار سادهتر بود، بیش از بیست بار بازنویسی شدند تا بالاخره به مرحلهای رسیدم که میتوانستم بگویم «مرد ابدی» کار شایستهای برای معرفی شهید طهرانی مقدم و راه و روش و یاران و اهداف او خلق شده است. خدا را بر این همراهی عمیق و طولانی با شهید مقدم و امانتداری و توفیق درک و نگارش حیات پربرکت ایشان، همیشه شکر میگویم. امیدوارم این کتاب بتواند روح امید، ایمان، غرور و روحیۀ شکستن ترسها، محدودیتها و بن بستها را در میان مردم ما منتشر کند، همچنانی که خود شهید طهرانیمقدم بود.