آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، سیدسعید هاشمی، نویسنده نامآشنای ادبیات کودک و نوجوان، در تازهترین اثر خود با عنوان «مرد بیسر» به سراغ یکی از شخصیتهای کمتر شناختهشده تاریخ اسلام رفته است؛ شخصیتی که اگرچه در منابع تاریخی از جایگاه علمی و معنوی بالایی برخوردار است، اما نام او برای بسیاری از مخاطبان امروز، بهویژه نسل جوان، کمتر شنیده شده است. هاشمی در این رمان کوشیده با روایت زندگی سعیدبنجبیر، از شاگردان برجسته عبدالله بنعباس، از یاران امام سجاد(ع) و از مخالفان سرسخت حکومت اموی، بخشی از تاریخ کمتر روایتشده سالهای پس از واقعه عاشورا را در قالب داستانی بازآفرینی کند.
کتاب «مرد بیسر» که در ۲۲۴ صفحه از سوی انتشارات بهنشر منتشر شده، تنها به زندگی یک شخصیت تاریخی نمیپردازد، بلکه تصویری از فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران پس از عاشورا ارائه میدهد؛ دورانی که حکومت اموی با اعمال فشار، ایجاد فضای امنیتی و سرکوب مخالفان، تلاش داشت هرگونه صدای اعتراض را خاموش کند. در چنین شرایطی، سعید بنجبیر با تکیه بر دانش، ایمان و استقامت خود، در برابر حجاج بنیوسف ثقفی، حاکم مقتدر و خونریز عراق، ایستادگی کرد و سرانجام نیز جان خود را در این مسیر از دست داد.
هاشمی در نگارش این اثر، علاوه بر بهرهگیری از منابع معتبر تاریخی، از ظرفیتهای داستانپردازی نیز استفاده کرده است. او با حفظ چارچوبهای تاریخی، در بخشهایی که منابع با سکوت یا ابهام روبهرو هستند، از تخیل هنری برای پیوند دادن وقایع و خلق صحنهها بهره برده تا مخاطب بتواند ارتباطی نزدیکتر با شخصیتها و فضای داستان برقرار کند. نتیجه این رویکرد، رمانی است که در کنار روایت زندگی سعید بنجبیر، تصویری از روزگار امام سجاد(ع)، شرایط جامعه اسلامی پس از عاشورا و تقابل اندیشه و قدرت را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
به مناسبت انتشار این کتاب، با سیدسعید هاشمی درباره چرایی انتخاب این شخصیت، شیوه روایت تاریخ در قالب رمان، نسبت میان واقعیت تاریخی و تخیل داستانی و همچنین ویژگیهای «مرد بیسر» به گفتوگو پرداختیم.
* چه عواملی باعث شد شخصیت سعید بنجبیر را بهعنوان محور روایت خود انتخاب کنید؟
مرحوم پدرم روحانی بود و نام مرا به خاطر ارادتی که به این شخصیت داشت، بر من نهاد. من از کودکی در کتابخانه پدرم بارها داستان شهادت او و حاضرجوابیهایش را در حضور حجاج خوانده بودم. پس از دوره بزرگسالی و آشنایی بیشتر با این شخصیت به نظرم رسید که زندگی پرحادثه او در شهرهای مختلف - از قم و اصفهان گرفته تا کوفه و مکه - میتواند زمینهساز ظهور یک رمان شود.
* اکثر آثار شما در حوزه طنز است اما این رمان شما با سبکهای قبلی شما متفاوت است، دلیل این تغییر مسیر چیست؟
خیلی از حرفها را در لفافه طنز نمیشود زد. بعضی از حرفها را باید مستقیم و بدون لفافه گفت. یکیاز آنها همین زندگی بزرگان شیعه است.
* مهمترین چالشی که شما در خلق چنین اثری با آن مواجه بودید چیست؟
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی ما، کمبود اطلاعات تاریخی درباره سعیدبنجبیر بوده است. اطلاعات چندانی از دوستی سعید و امام به دست ما نرسیده است. ما فقط میدانیم که سعید از دوستان صمیمی و جزو اصحاب پنجگانه امام سجاد(ع) بود. یکی از دلایل مظلومیت امام سجاد(ع) همین است که دوران او به شدت امنیتی بود و حکومت سعی میکرد امام را در انزوا و تحت نظر نگه دارد.
این مسأله کار مرا سخت میکرد و من مجبور شدم زندگی سعید را به جز یکی دو فصل دور از امام روایت کنم. سعی کردم دوستی سعید با دوستان امام و دشمنی او با دشمنان امام را پررنگتر جلوه دهم تا این خلأ پر شود.
در برخی منابع نوشته شده که شیر درندهای نیمهشب در بیابان مکه پیدا میشود و در مقابل سعید زانو میزند. از آنجا که در صدر اسلام در مکه شیری وجود نداشته و بیابانهای مکه فاقد بیشهزار بودند، به این نتیجه رسیدم که کمی رنگ واقعیت به این موضوع بدهم و شیر را تبدیل به کفتار کردم.
* روش تحقیق و جمعآوری اطلاعات در این اثر به چه صورتی انجام گرفته است؟
متأسفانه منابع مکتوب در مورد این صحابه امام سجاد(ع) کم و منبع مستقلی درباره ایشان تهیه نشده است. من مجبور بودم کتابهای مختلف را مطالعه کنم که در همین کتابها هم موارد مشکوک فراوانی دیده میشد.
به عنوان نمونه مسئله پیوستن سعید به سپاه عبدالرحمن بن محمدبناشعث یکی از این موارد است. من باید داستان را به گونهای پیش میبردم که مخاطب کمسنوسال من فکر نکند که سعید از حامیان و دوستداران عبدالرحمن است. بلکه او فقط به دلیل دشمنی با خاندان اموی مجبور شد با یکی دیگر از دشمنان بنیامیه متحد شود.
مهمترین نقطه اوج داستان دستگیر شدن سعید بن جبیر در کنار دروازه مکه است. او سالیان سال، دور از خانواده و مشغول فرار از دست دشمنان اهل بیت بود. فرسنگها دورتر از خانوادهاش در قم و اصفهان زندگی کرده بود. اما نهایتاً در مکه گرفتار شد. مخاطب اگر با روایتهای تاریخی آشنا باشد، میداند که گرفتار شدن در چنگال حجاج بنیوسف ثقفی همان و کشته شدن هم همان. اینجاست که خواننده دچار هیجان و اضطراب میشود.
* حجاج بن یوسف ثقفی دومین شخصیتی است که وارد داستان شما میشود. این شخصیت را چگونه توصیف میکنید؟
شخصیت حجاج بنیوسف ثقفی در این کتاب، دومین شخصیت پس از سعید است. او آدمی بیرحم، لجوج، قدرتطلب و بیمنطق بود. در مورد حجاج روایتهای بسیاری وجود دارد و تقریباً تمام روایتها بر این کشته شدن فجیع سعید به دست حجاج، اشتراک دارند.
من نه تنها حجاج را بزرگنمایی نکردم بلکه سعی کردم ظلمهایش را کمرنگتر کنم. چراکه او آنقدر بیرحم بود که ظلمهایش فراتر از حد درک مخاطب نوجوان است و اگر میخواستم ظلمهای او را نشان دهم، بار خشونت داستان بالا میرفت.
* پیام کتاب شما برای نوجوان امروز چیست؟
مهمترین درسی که مخاطب نوجوان با مطالعه این اثر از فضای آن دوران میگیرد، آشنایی او با فضای امنیتی بعد از عاشوراست. بعد از عاشورای سال ۶۱ هجری، حکومت انسجام خود را از دست داد و قیامهای مکرر رخ داد. امام سجاد(ع) با دعاهای هدفمند و تربیت یاران گمنامی مثل سعید، به تبلیغ تشیع پرداخت. این درس برای نوجوان امروز که در فضای پرچالش رسانهای زندگی میکند، الهامبخش است.
* به نظر شما آیا روش پرداخت شخصیتهای فرعی را میتوان نوعی خلاقیت برای جبران کمبود منابع تاریخی دانست؟
رمان، تاریخ نیست؛ هنر است و هنر با تخیل همراه است. اگر فقط نام شخصیتهای تاریخی را بیاورم، اثر تبدیل به تاریخ میشود و من مورخ نیستم. به عنوان رماننویس باید از اصول رماننویسی پیروی کنم.
فضای مجازی خیلی قوی و جذاب است و باعث شده مجله و داستان کوتاه و فیلم و ... کمرنگ شوند. اما خوشبختانه هنوز رمان در میان مخاطبان نوجوان و جوان جذاب است و فضای مجازی نتوانسته با رمان مقابله کند؛ پچرا که فضای مجازی فضای کوتاهگویی و سرعت عمل است اما رمان تعریف خاص خودش را دارد و نمیتواند کوتاه و سریع نوشته شود. ما نمیتوانیم با فضای مجازی مبارزه کنیم، اما میتوانیم برایش رقیب باشیم. اگر ادبیات را مدرنتر کنیم، نوجوانان بیشتری به آن جذب میشوند.
* دلیل انتخاب شما برای این عنوان تکان دهنده چه بود؟
برای رمان باید نامی نهاده شود که مخاطب را میخکوب کند. نام رمان و طرح جلد، ویترین یک رمان هستند. رمان نمیتواند نام شاعرانه داشته باشد، چون شعر نیست. نمیتواند نام طولانی داشته باشد، چون در یادها نمیماند. نمیتواند نام مستقیم و کلیشهای داشته باشد، چون با مقاله و پایاننامه فرق میکند. نامی که من روی این رمان و البته همه رمانهایم گذاشتهام، هنجارشکنانه هستند. چون مخاطب نوجوان اول به بعد سرگرمی و جذابیت کتاب نگاه میکند.
* آیا این اثر ادامهای خواهد داشت؟
مطمئناً جلد دومی برای این کتاب در کار نیست. هدف من این بود که نوجوان حداقل با نام سعید بنجبیر آشنا شود که بحمدالله استقبال شده است. اما برای یاران ائمه، رمانهای مختلفی دارم. از جمله در مورد بهلول عاقل، محمد بنابیبکر، عبدالله بنخبّاب، امامزاده موسی مبرقع و... که چاپ و منتشر شدهاند و رمانهای دیگری که زیر چاپ هستند.