آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، در روزهایی که تهران زیر سایه یک وداع تاریخی، میزبان صدای پیوسته شعر شده است، «آخرین دیدار» دیگر فقط نام یک محفل ادبی نیست؛ به صحنهای تبدیل شده که در آن کلمه، خاطره و دلتنگی در هم تنیدهاند.
مصلی تهران این روزها شاهد رویدادی است که بیش از ۲۵۰ شاعر از سراسر کشور را گرد هم آورده؛ شاعرانی که در روزهای ۱۳ و ۱۴ تیر، بیوقفه شعر میخوانند تا وداعی جمعی با «رهبر شهید» را روایت کنند؛ وداعی که حوزه هنری آن را در امتداد تجربههای پیشین شعرخوانی در حسینیه امام خمینی(ره) و محافل ادبی سالهای اخیر برگزار کرده است، اما اینبار بدون میزبان، با حضوری ممتد و بیوقفه تا فردا شب.
در میان این صداهای پیوسته، حسین زحمتکش از تهران، که پیشتر در چهار دوره از دیدارهای شاعران با حضرت آقا رضواناللهتعالیعلیه حضور داشته، از تجربهای سخن میگوید که به گفته او، بیش از هر چیز با یک واژه در ذهنش مانده است: مهربانی.
او میگوید توفیق آن را داشته که در چهار مرتبه از دیدارهای شاعران با حضرت آقا حضور پیدا کند و تأکید میکند که درباره آن جلسات، نکات بسیاری از سوی شاعران مختلف گفته شده است؛ از ریزبینی و دقت گرفته تا سواد و دانش بالای ایشان، اما برای او نکتهای که کمتر به آن پرداخته شده، وجهی دیگر بوده است: مهربانی در لحظه نقد.
او توضیح میدهد که فضای دیدار شاعران با حضرت آقا، برای هر شاعر با حجم زیادی از استرس و سنگینی همراه است؛ چراکه شاعر در برابر شخص اول کشور شعر میخواند. با این حال، او تأکید میکند که حضرت آقا با مهربانی و صمیمیتی کمنظیر، این فضا را تلطیف میکردند؛ بهگونهای که شاعر احساس میکرد در خانه خودش در حال شعرخوانی است.
حسین زحمتکش با اشاره به نحوه نقد ایشان ادامه میدهد که حتی در زمان بیان ایراد نیز لحن، کاملاً صمیمی و همراه با احترام بوده است. او به یاد میآورد که در یکی از جلسات، پس از خواندن شعری از سوی یکی از حاضران، حضرت آقا نکتهای انتقادی را مطرح کردند. در همان لحظه، مجری جلسه توضیح داد که تلاش شده ایرادات پیش از جلسه برطرف شود تا چنین مواردی پیش نیاید، اما حضرت آقا بلافاصله تأکید کردند که «نه، غلط نبود، ایراد نبود، اینگونه اگر باشد بهتر است».
او میگوید همین جمله کوتاه، با همان لحن صمیمی، هم نقد بود و هم تکریم؛ نقدی که در عین اصلاح، شاعر را عزیز میکرد. به گفته او، همین ظرافت رفتاری از نکات کمتر دیدهشده این جلسات است؛ نکتهای که باید در آن فضا حضور داشت تا عمق آن را درک کرد.
زحمتکش تأکید میکند که آنچه از این دیدارها برای او به یادگار مانده، بیش از هر چیز «مهربانی حضرت آقا»ست؛ مهربانیای که به گفته او، فضای جلسات شعر را به تجربهای منحصر بهفرد تبدیل میکرد؛ تجربهای که شاید به باور او، تکرار آن در هیچ جلسه دیگری ممکن نباشد.
او در پایان درباره آخرین دیدار خود نیز میگوید که سال گذشته در این محافل حضور داشته و امسال نیز دعوت شده بود، اما «دلش را نداشته» در محفلی حاضر شود که این بار بدون حضور میزبان برگزار میشود.
اکنون در حالی که «آخرین دیدار» در مصلی تهران تا شب چهاردهم تیرماه ادامه دارد و صدای شعر بدون وقفه جریان دارد، روایت حسین زحمتکش تنها یکی از دهها صدایی است که در این روزها، تجربه مواجهه با آن محافل را به حافظه جمعی شعر ایران اضافه میکند؛ حافظهای که میان احترام، استرس، صمیمیت و مهربانی، معنای تازهای از دیدار را ثبت کرده است.