آریا جوان - رونق مدارس غیررسمی نتیجه کاهش اعتماد بخشی از جامعه به کارآمدی نظام آموزشی است.
هرگاه یک نهاد اجتماعی نتواند انتظارات مخاطبان خود را برآورده کند، بهتدریج اشکال جایگزین برای آن شکل میگیرد و «هوماسکول» یا همان مدارس غیر رسمی نیز از همین جنس است.
به گزارش پدیده «هوم اسکول» این روزها به یکی از عنوانهای مهم خبری تبدیل شده است. اما مساله اینجاست که آیا این واژه به درستی میتواند آن جریانی را که در زیر پوست آموزش رسمی کشور به راه افتاده معنی کند. اصولا «هوم اسکول» به معنای آموزش خانگی است و در مورد افرادی به کار میرود که بنا به هر دلیلی توانایی و یا میل حاضر شدن در کلاس درس رسمی را ندارند و آموزش آنها در خانه و توسط معلمان خصوصی انجام میشود. اما آنچه این روزها در کشور ما به نام «هوم اسکول» شناخته میشود هیچ ارتباطی با معنای تحت و لفظی این واژه ندارد.
دقیقا نمیتوان تاریخ دقیقی برای بروز این پدیده در کشور مطرح کرد اما میتوان نام دیگری که بیشتر معنای واقعی این رخداد تازه را نشان دهد پیدا کرد، مدارس غیر رسمی. این مدارس بدون هیچ مجوز رسمی فعالیت آموزشی برای مقاطع مختلف و به خصوص مقطع ابتدایی را انجام میدهند.
در ایران اما هنوز آمار رسمی و دقیقی از تعداد دانشآموزانی که از این مدارس غیررسمی استفاده میکنند وجود ندارد. دارس خانگی در قوانین آموزشی کشور به رسمیت شناخته نشده و وزارت آموزشوپرورش نیز بارها اعلام کرده است که فعالیت مراکز موسوم به «هوماسکول» فاقد مجوز قانونی است. با این حال، شواهد و روایتهای موجود نشان میدهد در سالهای اخیر گروهی از خانوادهها، بهویژه در شهرهای بزرگ، مسیر متفاوتی را برای آموزش فرزندان خود انتخاب کردهاند؛ برخی نیز فرزندشان را صرفاً برای حفظ وضعیت تحصیلی در مدرسه ثبتنام میکنند.
نقش مدرسه در تربیت نسل جدید و حق انتخاب خانوادهها در شیوه آموزش فرزندانشان
کارشناسان معتقدند افزایش استقبال از آموزش خانگی در ایران را نمیتوان صرفاً نتیجه رواج آموزشهای آنلاین یا الگوبرداری از کشورهای دیگر دانست. عواملی از جمله نارضایتی از کیفیت آموزش رسمی، نگرانی نسبت به محتوای آموزشی، فشارهای ناشی از نظام کنکور، تمایل والدین به شخصیسازی فرآیند یادگیری، افزایش دسترسی به منابع آموزشی دیجیتال و تغییر نگاه نسل جدید خانوادهها به مفهوم تعلیم و تربیت، زمینه را برای رشد این شیوه آموزشی فراهم کرده است.
در چنین شرایطی، «هوماسکول» دیگر فقط یک اصطلاح وارداتی نیست؛ بلکه به موضوعی تبدیل شده که پرسشهای مهمی را درباره آینده نظام آموزشی ایران، نقش مدرسه در تربیت نسل جدید و حق انتخاب خانوادهها در شیوه آموزش فرزندانشان مطرح میکند؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها میتواند مسیر آموزش در سالهای آینده را تحت تأثیر قرار دهد.
استقبال از آموزش خانگی؛ کاهش اعتماد بخشی از جامعه به کارآمدی نظام آموزشی است
امانالله قرایی مقدم استاد جامعهشناسی درباره دلایل بروز پدیده مدارس غیر رسمی در کشور میگوید: افزایش گرایش برخی خانوادههای ایرانی به آموزش خانگی را نمیتوان صرفاً به علاقه والدین برای تغییر شیوه آموزش نسبت داد، بلکه این پدیده نشانه تغییر در رابطه میان جامعه و نظام آموزش رسمی است.
او میافزاید: هرگاه یک نهاد اجتماعی نتواند انتظارات مخاطبان خود را برآورده کند، بهتدریج اشکال جایگزین برای آن شکل میگیرد و «هوماسکول» یا همان مدارس غیر رسمی نیز از همین جنس است.
این استاد جامعهشناسی خاطر نشان میکند: مدرسه در گذشته تنها محل دسترسی به دانش بود، اما امروز این انحصار از بین رفته است. خانوادهها با یک گوشی تلفن همراه یا رایانه به هزاران ساعت محتوای آموزشی، کلاسهای آنلاین، معلمان خصوصی و منابع بینالمللی دسترسی دارند.
قرایی مقدم تاکید میکند: یکی از مهمترین دلایل افزایش استقبال از آموزش خانگی، کاهش اعتماد بخشی از جامعه به کارآمدی نظام آموزشی است. سالهاست که بسیاری خانوادهها از ضعف در آموزش مهارتهای زندگی، فاصله میان محتوای آموزشی با نیازهای واقعی جامعه و همچنین نبود فضای کافی برای پرورش خلاقیت انتقاد میکنند.
او ادامه میدهد: در کنار این مسائل، برخی خانوادهها نسبت به محتوای فرهنگی و ایدئولوژیک آموزش رسمی نیز دغدغه دارند. آنها ترجیح میدهند خودشان درباره نوع آموزش، ارزشها و حتی شیوه تربیتی فرزندشان تصمیم بگیرند. البته این دغدغه در همه خانوادهها یکسان نیست، اما نمیتوان نقش آن را در افزایش گرایش به هوماسکول نادیده گرفت.
قرایی مقدم همچنین به تغییر نگرش نسل جدید والدین اشاره میکند و میگوید: والدین امروز نسبت به نسلهای قبل مشارکت بسیار بیشتری در فرآیند تربیت فرزند دارند. آنها صرفاً مدرسه را مسئول آموزش نمیدانند، بلکه خود را شریک اصلی این فرآیند میدانند و به همین دلیل تمایل دارند بر کیفیت، محتوا و حتی روش تدریس نظارت مستقیم داشته باشند.
آموزش خانگی در ذات خود نه پدیدهای مثبت است و نه منفی / موفقیت هوماسکول به کیفیت اجرا، توانایی خانواده و میزان نظارت بستگی دارد
فاطمه حسینی، کارشناس آموزش، نیز در این باره میگوید: آموزش خانگی در ذات خود نه پدیدهای مثبت است و نه منفی؛ موفقیت آن به کیفیت اجرا، توانایی خانواده و میزان نظارت بستگی دارد. یکی از مهمترین مزیتهای هوماسکول، شخصیسازی آموزش است. هر کودک با سرعت یادگیری، استعداد و علاقه متفاوتی رشد میکند، اما مدارس ناچارند برای همه دانشآموزان نسخهای یکسان بپیچند. در آموزش خانگی امکان تطبیق برنامه درسی با ویژگیهای فردی کودک بسیار بیشتر است.
او میافزاید: کاهش استرس ناشی از رقابتهای مدرسه، انعطاف در زمان آموزش و توجه بیشتر به استعدادهای فردی نیز از دیگر مزایای این روش محسوب میشود.
برای موفقیت هوماسکول، والدین باید زمان، دانش، امکانات آموزشی و برنامهریزی کافی داشته باشند
اما این کارشناس نسبت به پیامدهای احتمالی آن نیز هشدار میدهد و میگوید: مدرسه فقط محل آموزش ریاضی و علوم نیست؛ کودکان در مدرسه مهارتهای اجتماعی، کار گروهی، حل تعارض، تعامل با همسالان و پذیرش تفاوتها را نیز یاد میگیرند. اگر آموزش خانگی نتواند این بخش را جبران کند، ممکن است کودک در آینده با مشکلات اجتماعی مواجه شود.
حسینی در پایان خاطر نشان میکند: برای موفقیت هوماسکول، والدین باید زمان، دانش، امکانات آموزشی و برنامهریزی کافی داشته باشند. در غیر این صورت ممکن است کیفیت آموزش کودک کاهش پیدا کند یا حتی فرصتهای یادگیری او محدود شود.
آیا مدارس غیر رسمی آینده آموزش کشور را در دست می گیرند؟
کارشناسان معتقدند بعید است آموزش خانگی یا همان مدارس غیر رسمی در آینده نزدیک جای مدارس رسمی را بگیرد، اما احتمالاً به یکی از گزینههای آموزشی خانوادهها تبدیل خواهد شد؛ بهویژه اگر فناوریهای آموزشی و کلاسهای آنلاین همچنان توسعه پیدا کنند.
با این حال، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد موفقیت این مدل به وجود قوانین شفاف، نظام ارزیابی دقیق و حمایتهای آموزشی بستگی دارد. در غیر این صورت چنین پدیدهای میتواند به شکافهای آموزشی و نابرابری فرصتهای یادگیری دامن بزند.
آنچه مسلم است، افزایش گفتوگو درباره «هوماسکول» بیش از آنکه از تغییر سلیقه خانوادهها حکایت داشته باشد، بازتاب پرسشی عمیقتر درباره کارآمدی نظام آموزش رسمی است؛ پرسشی که پاسخ به آن میتواند آینده آموزش در ایران را تحت تأثیر قرار دهد.