آریا جوان - آخرین خبر / اعتراف صادقانه مهران مدیری درباره پدربودن، بهانهای شد برای بررسی عذاب وجدان والدین و راههای جبران فاصلههای عاطفی
در روزهای اخیر بخشی از گفتوگوی مهران مدیری، بازیگر و کارگردان شناختهشده کشورمان، با بهاره افشاری در یک برنامه اینترنتی بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشته است. مدیری در این گفتوگو با صراحتی کمسابقه گفته است که خود را پدر خوبی برای فرزندانش، شهرزاد و فرهاد، نمیداند و دلیل آن را سالها درگیری بیوقفه با کار بیان کرده؛ موضوعی که به گفته خودش، کودکی فرزندانش را از او گرفته و امروز به یکی از حسرتهای عمیق زندگیاش بدل شده است. این اعتراف، فراتر از یک خبر هنری، بازتابی از یک واقعیت روانشناختی آشناست که بسیاری از والدین، بهویژه در نسل امروز، کموبیش با آن دستبهگریباناند: عذاب وجدان والدین. در مطلب امروز از دیدگاه روانشناختی به بررسی این احساس میپردازیم.
چرا این احساس اینقدر آشناست؟
در دنیای امروز، موفقیت شغلی اغلب با حضور فیزیکی و ذهنی طولانی در محیط کار گره خورده است. بسیاری از والدین، بهویژه کسانی که در حرفههای پرمشغله یا رسانهای فعالیت دارند، ناخواسته زمان و انرژی عاطفی محدودی برای فرزندان خود باقی میگذارند. نکته مهم اینجاست که این غیبت همیشه آگاهانه نیست؛ در بسیاری از موارد، والدین در بحبوحه تلاش برای تأمین آینده بهتر فرزندان، از حال حاضر آنها غافل میمانند. وقتی فرزندان بزرگ میشوند، این فاصله به شکل حسرتی دیرهنگام اما صادقانه خودش را نشان میدهد؛ همان چیزی که در سخنان آقای مدیری دیده میشود.
پیامد این غیبت برای فرزندان چیست؟
پژوهشهای روانشناسی رشد نشان میدهند کیفیت حضور والدین، نه لزوماً کمیت آن، عامل تعیینکننده در شکلگیری امنیت روانی کودک است. کودکی که والدینش کم اما با توجه کامل و حضور ذهنی در کنارش هستند، میتواند از کودکی که در حضور جسمی بیشتر اما پراکنده و بیتوجه بزرگ شده، امنیت روانی بالاتری کسب کند. با این حال، خلأ عاطفی طولانیمدت، بهویژه در سالهای حساس شکلگیری دلبستگی، میتواند بر اعتمادبهنفس، توانایی برقراری ارتباط صمیمانه و حتی الگوهای فرزندپروری فرزندان در آینده اثر بگذارد.
چرا این صداقت ارزشمند است؟
آنچه در گفتار مدیری قابلتوجه است، نه صرفاً اعتراف به کاستی، بلکه شجاعت در بهزبانآوردن آن است. از منظر روانشناسی، پذیرش صادقانه اشتباهات والدینی، نخستین و مهمترین گام در مسیر ترمیم رابطه است. فرزندانی که میشنوند والدشان کاستیهای خود را میبیند و از آن پشیمان است، معمولاً احساس دیدهشدن و اعتبار عاطفی بیشتری تجربه میکنند، حتی اگر سالها از آن دوران گذشته باشد.
چه باید کرد؟
هیچگاه برای ترمیم رابطه دیر نیست. توصیههای روانشناسان به والدینی که چنین حسرتی را تجربه میکنند، معمولاً شامل این محورهاست:
* گفتوگوی صادقانه با فرزندان درباره احساس خود، بدون توجیهتراشی و بدون غرقشدن در سرزنش خویش.
* حضور کیفی در زمان حال، حتی اگر فرصت زیادی باقی نمانده باشد.
* پرهیز از جبران افراطی با هدایای مادی بهجای وقت و توجه واقعی.
* پذیرش این نکته که رابطه والد-فرزند، حتی در بزرگسالی فرزندان، همچنان قابل عمیقترشدن است.
سخنان صادقانه مهران مدیری میتواند برای بسیاری از والدین شاغل و پرمشغله کشورمان یادآوری مهمی باشد: موفقیت حرفهای هرقدر هم درخشان باشد، جای خالی حضور در لحظههای کوچک کودکی فرزندان را پر نمیکند. اما همین آگاهی، اگر بهموقع به عمل تبدیل شود، مسیر رابطهای سالمتر را برای آینده هموار میکند.
رسانهایشدن چنین اعترافاتی، فارغ از حاشیههایی که معمولاً بههمراه دارد، میتواند کارکردی اجتماعی هم داشته باشد؛ شکستن تابوی «پدر یا مادر کاملبودن» و اجازه دادن به والدین برای پذیرش محدودیتهای انسانی خود. در جامعهای که اغلب انتظار میرود والدین بینقص باشند، شنیدن چنین حرفهایی از زبان یک چهره شناختهشده میتواند برای بسیاری از خانوادهها راه را برای گفتوگوهای صادقانهتر درباره کاستیهای تربیتی هموار کند؛ گفتوگوهایی که معمولاً پشت درهای بسته باقی میمانند.