آریا جوان - خراسان /دوسال پیش با دختری که به او علاقه داشتم، ازدواج کردم. اما احساسم دیگر مثل قدیم نیست. از خودم بدم میآید که عاشقش نیستم. نمیتوانم با این موضوع کناربیایم. چه کنم؟
مخاطب گرامی، این تغییراحساس، درمواردی طبیعی است و گاهی آنقدرنگرانکننده میشود که فرد تصور میکند علاقهاش از بین رفته یا ازدواجش اشتباه بوده است. درحالیکه معمولا، آنچه تغییرکرده «شکل عشق» است، نه اصل آن. عشق درطول زندگی مشترک ثابت نمیماند؛ بلکه همراه با گذر زمان، مسئولیتهای زندگی و شناخت عمیقترازیکدیگر، پختهتر میشود.
۱ عشق را با هیجان روزهای اول اشتباه نگیرید|بخش زیادی ازاحساساتی که درابتدای آشنایی تجربه میکنیم، تحت تأثیرتازگی رابطه، هیجان کشف یکدیگر وناشناخته بودن طرف مقابل است. طبیعی است که با گذشت زمان، شدت این هیجان ،کاهش پیدا کند و جای خود را به آرامش، صمیمیت، تعهد و احساس امنیت بدهد. از سوی دیگر، هرانسانی شیوه متفاوتی برای ابراز ودریافت محبت دارد. ممکن است شما عشق خود را با تلاش برای فراهم کردن آسایش همسرتان نشان دهید، اما اوزمانی احساس دوستداشتهشدن کندکه زمان بیشتری را با او بگذرانید، به حرفهایش با دقت گوش دهید یا محبت خود را با کلمات ورفتارهای عاطفی ابرازکنید. زمانی که همسرمان را به شیوهای دوست بداریم که او احساس دوستداشتهشدن کند، نه فقط به روشی که خودمان بلد هستیم محبت کنیم، احساس صمیمیت ونزدیکی نیزبیشترخواهد شد.
۲ اجازه ندهید افکارنادرست، احساس شما را قضاوت کند|گاهی اوقات مشکل ازرابطه نیست، بلکه ازبرداشتهایی است که درباره رابطه داریم. وقتی مدام با خودمان تکرارمیکنیم «اگر عاشق بودم باید همیشه مثل روزهای اول هیجان داشتم» یا «اگر احساسم تغییرکرده، یعنی دیگردوستش ندارم»، کمکم همین فکرها احساس ما را نیزتحت تأثیر قرارمیدهند.بهتراست ازخودتان بپرسید: دقیقاً چه چیزی باعث شده فکرکنم دیگرعاشق همسرم نیستم؟ آیا فقط هیجان اولیه کمتر شده است؟ آیا خودم را با فیلمها، فضای مجازی یا زندگی دیگران مقایسه میکنم؟ آیا انتظار دارم عشق، همیشه با همان شور و اشتیاق روزهای اول همراه باشد؟درکنار این پرسشها، به واقعیتهای رابطه هم توجه کنید.اگرهنوز خوشحالی همسرتان برایتان اهمیت دارد، ازناراحتی او ناراحت میشوید و برای آرامش و آینده مشترکتان تلاش میکنید عشق از بین نرفته است، فقط شکل آن تغییرکرده است.