آریا جوان - فارس / نشست راهبردی فرماندهان کل ارتش و سپاه نشان داد که در معماری دفاعی جدید ایران، هر تعرض دشمن مجموعه هماهنگ توان هوایی، دریایی، موشکی، پهپادی، پدافندی و اطلاعاتی نیروهای مسلح را فعال خواهد کرد؛ پاسخی که زمان، ابزار، هدف و جغرافیای آن را ایران تعیین میکند.
نشست مشترک امروز فرماندهان کل ارتش و سپاه، بیش از آنکه یک دیدار معمول میان دو مقام عالیرتبه نظامی باشد، حامل پیامی روشن درباره آرایش دفاعی ایران پس از جنگهای اخیر بود؛ اینکه، هر تعرض جدید، نه با واکنش جداگانه یک نیرو، بلکه با پاسخ هماهنگ مجموعه نیروهای مسلح روبهرو خواهد شد. اهمیت این نشست هنگامی بیشتر آشکار میشود که در خبر رسمی، هدف آن «بررسی آخرین وضعیت میادین نبرد» عنوان شده است. این عبارت نشان میدهد فرماندهان کل ارتش و سپاه برای ارزیابی تحولات عملیاتی، مرور تجربه نبردهای اخیر و هماهنگی درباره تهدیدات پیشرو گردهم آمدهاند؛ بنابراین باید سخنان مطرحشده را بخشی از فرایند بازتنظیم بازدارندگی ایران دانست. سرلشکر احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در این نشست از «همافزایی اطلاعاتی و عملیاتی بیسابقه» میان نیروهای مسلح سخن گفت و امیر سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش، نیز تأکید کرد که کوچکترین تعرض با پاسخی «واحد، سریع، هوشمندانه و قوی» مواجه خواهد شد. قرار گرفتن این دو گزاره در کنار یکدیگر، مهمترین پیام راهبردی نشست را شکل میدهد.
«پاسخ واحد» چه معنایی دارد؟پاسخ واحد به معنای ادغام سازمانی ارتش و سپاه یا از میان رفتن تقسیم مأموریتهای قانونی آنها نیست. معنای دقیقتر آن، هماهنگی در کشف تهدید، تبادل اطلاعات، تصمیمگیری، انتخاب هدف، تعیین ابزار و اجرای عملیات است. در چنین الگویی، هر نیرو قابلیتهای اختصاصی خود را حفظ میکند، اما این ظرفیتها در چهارچوب یک طرح عملیاتی هماهنگ به کار گرفته میشوند. بر این اساس، دشمن نمیتواند نیروی هوایی و دریایی ارتش، قدرت موشکی و پهپادی سپاه، شبکه پدافند هوایی کشور و ظرفیتهای اطلاعاتی نیروهای مسلح را بهصورت اجزایی منفک محاسبه کند. هر تجاوز میتواند همزمان مجموعهای از توانمندیهای مکمل ایران را فعال کند و مهاجم را در چند حوزه عملیاتی تحت فشار قرار دهد. تأکید بر «همافزایی اطلاعاتی و عملیاتی» نیز نشان میدهد همکاری ارتش و سپاه تنها به هماهنگیهای ستادی محدود نیست. در جنگ مدرن، برتری زمانی شکل میگیرد که اطلاعات کشفشده توسط یک یگان، بدون وقفه در اختیار واحد تصمیمگیر و یگان عملکننده قرار گیرد. کاهش فاصله میان کشف، شناسایی، تصمیم و اقدام، همان عاملی است که میتواند ابتکار عمل را از دشمن سلب کند.
چهار مؤلفه یک هشدار نظامی
توصیف سرلشکر حاتمی از پاسخ ایران با چهار واژه «واحد، سریع، هوشمندانه و قوی»، فراتر از یک عبارت تبلیغاتی است. هر کدام از این واژهها، بخشی از سازوکار بازدارندگی را توضیح میدهد. «واحد» بودن، به هماهنگی فرماندهی و عملیاتی اشاره دارد؛ «سریع» بودن، بیانگر کوتاه شدن چرخه تصمیمگیری و واکنش است؛ «هوشمندانه» بودن، انتخاب دقیق زمان، هدف، ابزار و سطح پاسخ را نشان میدهد و «قوی» بودن نیز به توان تحمیل هزینهای اشاره دارد که محاسبات مهاجم را بر هم بزند. این چهار مؤلفه نشان میدهد راهبرد ایران تنها بر حجم آتش استوار نیست. پاسخ مؤثر باید علاوه بر قدرت تخریب، از غافلگیری، دقت، سرعت و تناسب عملیاتی برخوردار باشد. به همین دلیل، پاسخ هوشمندانه لزوماً گستردهترین حمله ممکن نیست؛ بلکه عملیاتی است که نقاط حساس دشمن را با هزینه کمتر و اثر راهبردی بیشتر هدف قرار دهد. چنین رویکردی دامنه انتخاب ایران را گسترش میدهد. پاسخ میتواند متناسب با نوع تعرض، از حوزه پدافندی به عملیات موشکی، پهپادی، هوایی یا دریایی منتقل شود و محدود به همان نقطهای نماند که دشمن برای آغاز درگیری انتخاب کرده است. این انعطاف، پیشبینی ابعاد و جغرافیای واکنش ایران را برای طرف مقابل دشوار میکند.
پایان محاسبه جداگانه ارتش و سپاهیکی از فرضهای احتمالی دشمن در طراحی عملیات علیه ایران، وجود فاصله میان سازمانها، فرماندهیها و حوزههای مأموریتی نیروهای مسلح است. بر پایه چنین تصوری، ممکن است مهاجم امیدوار باشد با ایجاد غافلگیری یا فشار همزمان، هماهنگی میان یگانها را مختل کند و مانع شکلگیری پاسخی منسجم شود. نشست امروز مستقیماً این محاسبه را هدف قرار داد. فرماندهان دو نیروی اصلی نظامی کشور اعلام کردند که تنوع سازمانی نیروهای مسلح، در میدان نبرد به پراکندگی تصمیم و اقدام منجر نشده است. برعکس، تفاوت مأموریتها و تجهیزات، هنگامی که در یک طرح مشترک قرار گیرد، قدرت انتخاب و تنوع پاسخ ایران را افزایش میدهد. ارتش با توان کلاسیک، دفاع سرزمینی، ظرفیتهای هوایی و دریایی و سپاه با قدرت موشکی، پهپادی، دریایی و تجربه نبرد نامتقارن، قابلیتهای متفاوت اما مکملی دارند. پیوند این قابلیتها، دشمن را در برابر تهدیدی چندلایه قرار میدهد؛ تهدیدی که مقابله با یک بخش آن، لزوماً بخشهای دیگر را مهار نمیکند. مهاجم در چنین شرایطی باید بهطور همزمان از پایگاهها، مراکز فرماندهی، سامانههای پدافندی، خطوط مواصلاتی و شناورهای خود محافظت کند. این پراکندگی، منابع دشمن را تقسیم کرده، تمرکز عملیاتی آن را کاهش میدهد و احتمال عبور بخشی از حملات ایران از لایههای دفاعی را افزایش میدهد.
تبدیل تجربه جنگ به قدرت بازدارندگینقطه برجسته سخنان دو فرمانده، اتکای آنها به تجربه میدانی جنگهای اخیر بود. این بار سخن از قابلیتی نیست که صرفاً در رزمایش معرفی شده یا هنوز در مرحله وعده قرار داشته باشد؛ بلکه فرماندهان نیروهای مسلح درباره قدرتی صحبت میکنند که در میدان آزموده شده است. سرلشکر وحیدی با بیان اینکه «واقعیتهای نظامی ایران در میدان رونمایی میشوند»، به همین موضوع اشاره کرد. اعتبار بازدارندگی زمانی افزایش مییابد که دشمن نهتنها وجود تجهیزات، بلکه اراده و مهارت استفاده از آنها را مشاهده کرده باشد. توان بهکارگرفتهشده در میدان، فاصله میان تهدید اعلامی و اقدام واقعی را کاهش میدهد و مهاجم را ناچار میکند سناریوهای پرهزینهتری را در محاسبات خود وارد کند. این عبارت در عین حال حامل نوعی ابهام راهبردی است. وقتی گفته میشود واقعیتهای نظامی ایران در میدان رونمایی میشوند، معنای آن این است که همه ظرفیتها، تاکتیکها و شیوههای عملیاتی از پیش آشکار نشدهاند. بخشی از توان ممکن است تنها در زمان و جغرافیای مناسب وارد نبرد شود؛ موضوعی که طراحی عملیات علیه ایران را پیچیدهتر میکند.
شکست برآوردهای اطلاعاتی دشمنفرمانده کل سپاه در بخش دیگری از سخنان خود، به ارزیابی نادرست دستگاههای اطلاعاتی و نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی از توان و تابآوری ایران اشاره کرد. این گزاره یکی از مهمترین لایههای تحلیلی نشست است؛ زیرا بسیاری از جنگها نه بر اثر فقدان اطلاعات، بلکه در نتیجه تفسیر اشتباه اطلاعات آغاز میشوند. مهاجم ممکن است توان رزمی مدافع، انسجام اجتماعی، سرعت بازیابی یگانها، استمرار زنجیره فرماندهی یا اراده سیاسی برای ادامه نبرد را کمتر از واقعیت ارزیابی کند. در این شرایط، عملیاتی که قرار بوده محدود، سریع و کمهزینه باشد، به درگیری فرسایشی و پرهزینه تبدیل میشود. پیام نشست امروز این است که شهادت فرماندهان و حملات چندلایه نتوانسته ساختار فرماندهی ایران را از کار بیندازد یا میان نیروهای مسلح گسست ایجاد کند. برعکس، تجربه نبرد به انتقال سریعتر تجربه، افزایش شناخت متقابل و نزدیکتر شدن سازوکارهای عملیاتی ارتش و سپاه انجامیده است. حضور مشترک فرماندهان کل دو نیرو برای بررسی میادین نبرد نیز نمایش آشکار تداوم فرماندهی پس از جنگ محسوب میشود.
آمریکا بیرون از معادله پاسخ نیستاظهارات سرلشکر وحیدی درباره وابستگی ارتش رژیم صهیونیستی به پشتیبانی آمریکا، بخش دیگری از پیام نشست را روشن کرد. در این ارزیابی، واشنگتن تنها حامی سیاسی تلآویو نیست، بلکه با تأمین اطلاعات، پدافند، سوخترسانی، لجستیک و فرماندهی، بخشی از زیرساخت ادامه جنگ به شمار میرود. دلالت این نگاه آن است که آمریکا نمیتواند در طراحی و پشتیبانی عملیات علیه ایران مشارکت کند، اما انتظار داشته باشد پایگاهها، نیروها و تجهیزاتش در منطقه خارج از معادله پاسخ باقی بمانند. هر اندازه نقش واشنگتن در جنگ مستقیمتر شود، تفکیک میان مهاجم و پشتیبان دشوارتر خواهد شد.این پیام، کشورهای میزبان نیروها و زیرساختهای نظامی آمریکا را نیز مخاطب قرار میدهد. استفاده از قلمرو یک کشور برای پشتیبانی از عملیات علیه ایران، میتواند همان جغرافیا را وارد محاسبات نظامی کند. هدف این پیام، گسترش جنگ نیست؛ بلکه افزایش هزینه مشارکت دیگران در تجاوز و محدود کردن آزادی عمل دشمن است.
پیام نهایی جلسه مشترک فرماندهان ارتش و سپاهنشست امروز فرماندهان کل ارتش و سپاه را باید نمایش «انسجام فرماندهی پس از جنگ» و اعلام ورود بازدارندگی ایران به مرحلهای تازه دانست. مهمترین دستاورد این مرحله، تبدیل تنوع توانمندیهای نیروهای مسلح به یک قدرت رزمی ترکیبی است؛ قدرتی که میتواند تهدید را در یک حوزه کشف و پاسخ را در حوزهای دیگر اجرا کند. پیام نهایی جلسه روشن بود؛ هر تعرض جدید علیه ایران، تنها یک یگان یا یک سازمان را فعال نخواهد کرد، بلکه مجموعه هماهنگ توان دفاعی و آفندی کشور را به میدان میآورد. این همان معنای واقعی «پاسخ واحد» است؛ پاسخی که زمان، ابزار، هدف و جغرافیای آن را ایران تعیین میکند و مأموریتش صرفاً دفع حمله نیست، بلکه تحمیل هزینهای است که دشمن را از تکرار تجاوز منصرف کند.