شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵

خواندنی

خانواده کارگری زیر فشار چندجانبه

فقر آموزشی؛ هزینه ای که خانواده های کارگری برای نسل بعد می‌پردازند

فقر آموزشی؛ هزینه ای که خانواده های کارگری برای نسل بعد می‌پردازند
آریا جوان - از نگاه جامعه‌شناختی، امنیت معیشتی را باید مجموعه‌ای از امنیت‌های به‌هم‌پیوسته دانست؛ امنیت درآمدی، شغلی،مسکن، درمان، ...
  بزرگنمايي:

آریا جوان - از نگاه جامعه‌شناختی، امنیت معیشتی را باید مجموعه‌ای از امنیت‌های به‌هم‌پیوسته دانست؛ امنیت درآمدی، شغلی،مسکن، درمان، آموزش و امکان برخورداری از اوقات فراغت. حذف هر کدام از این بخش‌ها می‌تواند به مرور احساس ناامنی اقتصادی را در خانواده افزایش دهد.

امنیت معیشتی برای یک خانواده فقط به این معنا نیست که اعضای آن بتوانند هزینه غذای روزانه و اجاره خانه را پرداخت کنند. امنیت معیشتی زمانی شکل می‌گیرد که خانواده بتواند در کنار تأمین نیازهای جاری، برای درمان، آموزش، مسکن، آینده فرزندان، حوادث پیش‌بینی‌نشده و دوران بازنشستگی نیز برنامه داشته باشد. در چنین تعریفی، مسئله دستمزد تنها یک عدد در فیش حقوقی نیست؛ بلکه مستقیماً با کیفیت زندگی، فرصت‌های اجتماعی، سلامت خانواده و حتی آینده اقتصادی کشور ارتباط پیدا می‌کند.
سازمان بین‌المللی کار نیز در تعریف «دستمزد شایسته زندگی» تأکید می‌کند که دستمزد باید امکان برخورداری کارگر و خانواده او از یک استاندارد زندگی مناسب را فراهم کند و در تعیین آن، هزینه غذا، مسکن، درمان، آموزش و سایر نیازهای اساسی خانواده مورد توجه قرار گیرد. این نهاد همچنین هشدار داده است که دستمزدهای پایین می‌تواند تقاضای مصرفی، بهره‌وری و در نهایت رشد اقتصادی را تضعیف کند.
در ایران، فاصله میان درآمد و هزینه‌های ضروری، برای بسیاری از خانواده‌های کارگری به معنای حذف تدریجی هزینه‌هایی است که در ظاهر «غیرضروری» تلقی می‌شوند، اما در واقع برای حفظ کیفیت زندگی ضروری هستند؛ از کلاس آموزشی و فعالیت‌های فرهنگی فرزندان گرفته تا مراجعه منظم پزشکی، خرید برخی مواد غذایی، تفریح، سفر و حتی پس‌انداز.
وقتی حقوق فقط برای گذراندن ماه کافی است
خانواده‌ای که تمام درآمد خود را صرف هزینه‌های ثابت می‌کند، عملاً حاشیه امن اقتصادی ندارد. یک بیماری، خرابی وسایل خانه، افزایش اجاره‌بها، بیکار شدن یکی از اعضای خانواده یا یک هزینه آموزشی پیش‌بینی‌نشده می‌تواند تعادل مالی چنین خانواده‌ای را برهم بزند.
مساله مهم این است که فشار اقتصادی فقط به کاهش قدرت خرید محدود نمی‌شود. زمانی که خانواده دائماً در حال جابه‌جایی هزینه‌هاست، تصمیم‌های اقتصادی نیز به سمت کوتاه‌مدت شدن حرکت می‌کند. یعنی به جای اینکه خانواده برای پنج یا ۱۰ سال آینده فرزندش برنامه‌ریزی کند، تلاش می‌کند هزینه‌های همین ماه را مدیریت کند.
از نگاه جامعه‌شناختی، امنیت معیشتی را باید مجموعه‌ای از امنیت‌های به‌هم‌پیوسته دانست؛ امنیت درآمدی، شغلی،مسکن، درمان، آموزش و امکان برخورداری از اوقات فراغت. حذف هر کدام از این بخش‌ها می‌تواند به مرور احساس ناامنی اقتصادی را در خانواده افزایش دهد.
یکی از مهم‌ترین پیامدهای ناامنی معیشتی، تأثیری است که بر آینده کودکان می‌گذارد / نابرابری از مدرسه شروع می‌شود
امان‌الله قرایی، جامعه شناس و استاد دانشگاه در این‌باره می‌گوید: یکی از مهم‌ترین پیامدهای ناامنی معیشتی، تأثیری است که بر آینده کودکان می‌گذارد. خانواده‌های پردرآمد می‌توانند برای فرزندان خود مجموعه گسترده‌تری از خدمات آموزشی را فراهم کنند؛ از مدارس و کلاس‌های آموزشی گرفته تا آموزش زبان، مهارت‌های تخصصی، ورزش، هنر، مشاوره تحصیلی و امکانات دیجیتال.
او ادامه می‌دهد: در مقابل، بسیاری از خانواده‌های کارگری ناچارند میان این هزینه‌ها و نیازهای اساسی‌تر زندگی انتخاب کنند. نتیجه الزاماً به معنای «بی‌استعداد بودن» فرزند یک خانواده کم‌درآمد نیست، بلکه تفاوت در فرصت‌هایی است که در اختیار او قرار می‌گیرد.
نابرابری آموزشی زمانی خطرناک‌تر می‌شود که از نسل والدین به نسل فرزندان منتقل شود
این استاد جامعه شناسی در پاسخ به این سوال که نبود امنیت معیشتی چه تبعاتی بر آموزش فرزندان خانواده‌های کارگری دارد، تاکید می‌کند: نابرابری آموزشی زمانی خطرناک‌تر می‌شود که از نسل والدین به نسل فرزندان منتقل شود. کودکی که به دلیل محدودیت مالی از آموزش باکیفیت محروم می‌شود، ممکن است در سال‌های بعد برای ورود به دانشگاه، بازار کار یا مشاغل تخصصی با رقیبانی مواجه شود که از سال‌ها قبل فرصت‌های بیشتری در اختیار داشته‌اند.
فقر آموزشی می‌تواند به فقر اقتصادی آینده تبدیل شود.
او می‌افزاید: در واقع، فقر آموزشی می‌تواند به فقر اقتصادی آینده تبدیل شود. این چرخه اگر در مقیاس گسترده اتفاق بیفتد، فقط مشکل یک خانواده نیست؛ بلکه به مساله‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود.
قرایی در ادامه می‌گوید: سازمان بین‌المللی کار نیز در چارچوب مفهوم دستمزد زندگی، آموزش و مراقبت‌های درمانی را در کنار غذا و مسکن از نیازهای اساسی خانواده کارگر می‌داند.
او خاطر نشان می‌کند: بنابراین، زمانی که درآمد خانوار صرفاً هزینه‌های حداقلی را پوشش دهد، کاهش دسترسی به آموزش و درمان می‌تواند یکی از پیامدهای مستقیم شکاف میان درآمد و هزینه باشد.
نابرابری آموزشی همیشه با تفاوت آشکار میان مدرسه دولتی و غیردولتی دیده نمی‌شود / گاهی تفاوت از امکاناتی آغاز می‌شود که خارج از مدرسه در اختیار دانش‌آموز قرار می‌گیرد
این جامعه شناس در بخش دیگری از سخنان خود می‌افزاید: نابرابری آموزشی همیشه با تفاوت آشکار میان مدرسه دولتی و غیردولتی دیده نمی‌شود. گاهی تفاوت از امکاناتی آغاز می‌شود که خارج از مدرسه در اختیار دانش‌آموز قرار می‌گیرد.
قرایی می‌گوید: یک دانش‌آموز ممکن است در خانه اتاق و میز مطالعه مناسب، رایانه شخصی، اینترنت پرسرعت، کتاب‌های کمک‌آموزشی، کلاس زبان، معلم خصوصی و امکان شرکت در دوره‌های مهارتی داشته باشد؛ در حالی که دانش‌آموز دیگری ممکن است در همان سن، دغدغه تأمین هزینه‌های اولیه خانواده را تجربه کند.
او تاکید می‌کند: این تفاوت‌ها در ابتدا شاید کوچک به نظر برسند، اما در طول سال‌های تحصیل روی هم انباشته می‌شوند. به همین دلیل، جامعه‌شناس می‌تواند نابرابری آموزشی را نه صرفاً به‌عنوان تفاوت در کیفیت آموزش، بلکه به‌عنوان تفاوت در «فرصت» تحلیل کند.
این استاد جامعه شناسی هشدار می‌دهد: اگر قرار باشد جایگاه اقتصادی خانواده تا حد زیادی تعیین کند که کودک چه میزان فرصت برای رشد استعدادهایش دارد، آموزش دیگر نمی‌تواند نقش کامل خود را به‌عنوان ابزار تحرک اجتماعی ایفا کند.
مدیریت بحران اقتصادی به شکل نامرئی بر دوش مادر خانواده است
از سوی دیگر مساله مدیریت اقتصادی و معیشتی خانواده است که عموما بر دوش مادر خانواده هر چند نا محسوس سنگینی می کند. زمانی که درآمد با هزینه‌ها همخوانی ندارد، مدیریت بحران اقتصادی هم به شکل نامرئی بر دوش مادر خانواده قرار می‌گیرد. این مدیریت فقط به خرید روزانه محدود نیست؛ مادر معمولاً باید تصمیم بگیرد کدام هزینه حذف شود، کدام خرید به تعویق بیفتد، به این ترتیب، فشار اقتصادی می‌تواند به یک بار ذهنی دائمی تبدیل شود.
امان الله قرایی در این‌باره می‌گوید: این فشار زمانی شدیدتر می‌شود که مادر علاوه بر مدیریت اقتصادی، مسئول بخش قابل توجهی از مراقبت از کودکان، سالمندان یا اعضای بیمار خانواده نیز باشد. گزارش‌های سازمان بین‌المللی کار نیز نشان می‌دهد زنان همچنان سهم بزرگی از کار بدون مزد و مراقبتی را برعهده دارند.
این جامعه‌شناس خاطرنشان می‌کند: در چنین شرایطی، مادر ممکن است برای کاهش هزینه‌های خانواده از نیازهای شخصی خود بزند؛ مراجعه پزشکی را عقب بیندازد، درمان را ناقص کند، از تفریح و استراحت صرف‌نظر کند یا حتی هزینه‌های مربوط به تغذیه و سلامت خود را کاهش دهد.
بررسی امنیت معیشتی بدون توجه به وضعیت زنان در خانواده، تصویر کاملی از مساله ارائه نمی‌دهد
قرایی در پایان می‌گوید: تداوم این وضعیت می‌تواند سلامت جسمی و روانی او را تحت فشار قرار دهد. نگرانی دائمی درباره اجاره خانه، شهریه، درمان فرزند، بدهی‌ها و هزینه‌های روزمره، فرصت کافی برای استراحت ذهنی باقی نمی‌گذارد. از همین رو، بررسی امنیت معیشتی بدون توجه به وضعیت زنان در خانواده، تصویر کاملی از مساله ارائه نمی‌دهد.


نظرات شما