آریا جوان - خراسان / در تاریخ معاصر منطقه، شخصیتهایی پدید آمدهاند که نامشان با ایستادگی، آرمانخواهی و مدیریت در بحران گره خورده است. سید حسن نصرا... بیتردید یکی از برجستهترین این چهرههاست؛ رهبری که توانست از دل جامعهای چندپاره و درگیر اختلافات مذهبی و سیاسی، نهضتی منسجم بسازد و آن را به یکی از بازیگران اصلی معادلات منطقهای بدل کند. او تنها یک فرمانده نظامی نبود، بلکه روحانیای بود که سیاست، دین، مقاومت و عقلانیت را درهم آمیخت و در دورهای که بسیاری از جنبشها به بنبست رسیده بودند، الگویی تازه از «مقاومت هوشمند» ارائه کرد؛ الگویی که نهتنها در لبنان بلکه در سراسر منطقه الهامبخش شد. در دومین سالگرد شهادت سید حسن نصرا...، عباس خامهیار، رایزن اسبق فرهنگی ایران در بیروت، در مصاحبه با خراسان از وجوه کمتر گفتهشده شخصیت و کارنامه او میگوید؛ از شیوه مدیریت حزبا... در جامعه متکثر لبنان تا نسبت آرمانخواهی و عقلانیت در تصمیمهایش. این گفتوگو میکوشد تصویری جامعتر و ژرفتر از رهبری به دست دهد که مسیر مقاومت را با درایت و به شیوهای متفاوت ترسیم کرد.
خراسان : سید حسن نصرا... ، رهبری حزبا... را در شرایطی به دست گرفت که جامعه شیعیان لبنان هم از ساختار قدرت فاصله داشت و هم زخم درگیریهای داخلی را با خود حمل میکرد. او چگونه توانست این شکافها را پشت سر بگذارد و جایگاه شیعیان را در جامعه و سیاست لبنان تغییر دهد؟
خامهیار : سید حسن نصرا... برای تغییر جایگاه شیعیان لبنان، همزمان دو مسیر را پیش برد. نخست کوشید شکافهای درون جامعه شیعی را ترمیم کند. او با ایجاد سازوکارهای مشترک، از جمله کمیتههای هماهنگی در ماههای محرم، صفر و رمضان، زمینه گفتوگو و همکاری میان گروههایی را فراهم کرد که هنوز زخم درگیریهای داخلی و کینههای آن دوره را با خود داشتند. مسیر دوم، ورود حزبا... به ساختار رسمی سیاست لبنان بود. مشارکت در انتخابات پارلمانی، ارائه فهرستهای مشترک، تشکیل فراکسیون مقاومت و حضور در کابینه، حزبا... را از نیرویی عمدتاً نظامی و اجتماعی به یکی از بازیگران مؤثر در اداره کشور تبدیل کرد. این جریان بهتدریج در انتخاب رئیسجمهور، تشکیل دولت و تعیین سیاستهای کلان لبنان نقش پیدا کرد؛ نقشی که بدون ترمیم شکافهای داخلی و گسترش ائتلافهای سیاسی ممکن نبود. سید حسن نصرا... از این راه، در کنار سازماندهی مقاومت نظامی، برای مشارکت سیاسی آن در جامعه چندپاره لبنان نیز جایگاهی ساخت. نصرا... در ادامه مسیر امام موسی صدر، با اطمینانبخشی به مسیحیان تأکید میکرد که لبنان «وطن نهایی» همه فرزندان خود است؛ موضوعی که تا سالها برای بسیاری از مسیحیان مطرح نبود. به این ترتیب، او در عمل به نجات اقلیت مسیحی در مشرقزمین از انزوا و نگرانی کمک کرد و الگویی برای همزیستی و همپیمانی فراتر از خطوط طایفهای ارائه داد؛ الگویی که حزبا... را از یک نیروی صرفاً شیعی به بازیگری ملی و فرامذهبی در لبنان تبدیل کرد.
خراسان : حزبا... از ترور دبیرکل پیشینش تا جنگ ۳۳روزه، بحران ترور حریری و جنگ سوریه، بارها در موقعیتی قرار گرفت که میتوانست ازهم بپاشد. سید حسن نصرا... چگونه این سازمان را از دل چنین بحرانهایی عبور داد؟ راز کار، اقتدار شخصی او بود یا ساختاری که برای حزبا... ساخته بود؟
خامه یار : سید حسن نصرا... افزون بر جایگاه نظامی و سیاسی، از قدرت مدیریتی کلان و راهبردی برخوردار بود؛ قدرتی که از حزبا... نیرویی منسجم، منظم و «دولتگونه» ساخت. ساختاری که اگر چنین سازماندهی آهنینی نداشت، در برابر فشارها و بحرانهای پیدرپی فرومیپاشید. علاوه بر این قدرت نرم نصرا... ویژگی منحصر به فرد او بود . قدرت نرم، وجه دیگر رهبری سید حسن نصرا... بود. او با شخصیت کاریزماتیک، منش اخلاقی و توان بالای اقناع، مخاطبانی فراتر از هواداران حزبا... پیدا کرده بود. این نفوذ بر عقلانیت و واقعبینی تکیه داشت. وطندوستی و صداقتش نیز در زندگی او نمود داشت؛ از جمله در شهادت فرزندش هادی، که به اعتبار او در میان لبنانیها بُعدی فراتر از تعلق طایفهای بخشید. نصرا... در کنار تحصیلات حوزوی، تحولات سیاسی و فکری روز را پیگیری میکرد و در گفتوگو با نخبگان و تحلیلگران، نگاهی راهبردی به مسائل لبنان و منطقه نشان میداد. مجموعه این ویژگیها از او چهرهای ساخته بود که نفوذش تنها به فرماندهی نظامی وابسته نبود؛ همین ترکیبِ توان تشکیلاتی و اعتبار اجتماعی، در ثبات و اثرگذاری حزبا... نقش داشت و فقدانش را برای این جریان به رخدادی سنگین بدل کرد.
خراسان: بسیاری از رهبران میتوانند هواداران خود را به هیجان بیاورند؛ اما متقاعدکردن آنان به پذیرش هزینه و ادامه یک مسیر دشوار، کار دیگری است. نصرا... چگونه با استدلال و واقعبینی، مقاومت را برای نیروهایش از یک آرمان به یک راهبرد عملی تبدیل میکرد؟
یکی از شاخصترین ویژگیهای رهبری سیدحسن نصرا...، توانایی فوقالعاده او در اقناع و نفوذ فکری بود؛ قدرتی که نه از زور یا اجبار، بلکه از ترکیب هوشمندانه عقلگرایی و واقعبینی ناشی میشد. او سخن نمیگفت که صرفاً شنیده شود، بلکه سخن میگفت تا فکر و قلب مخاطب را درگیر کند و تصمیمها و رفتارها را شکل دهد.
عقلگرایی در گفتار او یعنی تحلیل دقیق، ارائه دلایل روشن و استدلالهای منطقی در برابر هر مخاطب، از عوام تا نخبگان. او همواره تلاش میکرد پیامش قابل فهم، مستند و مبتنی بر شواهد باشد و هیچ گونه اغراق یا شعارزدگی در آن نباشد. حتی مخالفانش نیز بارها اذعان کردهاند که سخنان نصرا... از دقت و شفافیت کمنظیری برخوردار است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.واقعبینی ستون دوم قدرت اقناع او بود. نصرا... همواره وضعیت موجود، محدودیتها و امکانات واقعی را در نظر میگرفت و وعدههایی میداد که عملی و قابل تحقق بود. این ترکیب، اعتماد مخاطب را ایجاد میکرد؛ زیرا او هرگز با وعدههای غیرواقعی یا شعارهای توخالی، امیدواری کاذب نمیبخشید.