آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، اگر یک روز به خاطر اذیت کردن حیوانات پای محاکمه برویم، چه دفاعی برای رفتارمان داریم؟ کتاب «از حیوانات چه میآموزیم؟» نوشته زینب علیزاده لوشابی، داستان پسربچهای بازیگوش را روایت میکند که بعد از آزار چند حیوان، ناگهان خودش را در جایگاه متهم و در برابر دادگاه حیوانات میبیند؛ جایی که قرار است درباره رفتار او تصمیم گرفته شود.
وقتی بازیگوشی پایش را به دادگاه باز میکند
پسرک داستان، بدون اینکه چندان به پیامد کارهایش فکر کند، گربه محله را رنگ میکند و داخل لانه مورچهها شلنگ آب میگیرد. شاید برای او اینها فقط شیطنتهای کودکانه باشند، اما حیوانات ماجرا نگاه دیگری دارند. آنها پسرک را محاکمه میکنند و معتقدند همانطور که انسانها حق زندگی دارند، حیوانات نیز باید بتوانند بدون آزار و آسیب زندگی کنند.
در دادگاه، حکم سنگینی برای پسرک صادر میشود. او که تا آن لحظه شاید رفتار خود را چندان جدی نگرفته بود، حالا با پیامد کارهایش روبهرو میشود و از ترس، به رفتارهایی که با حیوانات داشته فکر میکند.
درست در همین نقطه، پروانه وارد ماجرا میشود و برای پسرک درخواست فرصت میکند؛ فرصتی برای جبران.
سه روز فرصت برای نجات از مجازات
حیوانات پیشنهاد پروانه را میپذیرند، اما برای پسرک شرطی میگذارند. او باید در مدت سه روز، ده یادداشت درباره ویژگیهای حیوانات و رفتارهایی که انسانها میتوانند از آنها یاد بگیرند، بنویسد. به این ترتیب، حکم پسرک از یک مجازات سخت به یک مأموریت عجیب و متفاوت تبدیل میشود؛ مأموریتی که او را وادار میکند این بار به جای آزار حیوانات، دقیقتر به آنها نگاه کند.
او در جریان این نوشتهها متوجه میشود حیواناتی که پیش از این فقط بخشی از محیط اطرافش بودند، هرکدام ویژگیهایی دارند که میتوان درباره آنها فکر کرد.
یکی از نخستین حیواناتی که پسرک سراغش میرود، مگس است. شاید کمتر کسی مگس را به عنوان موجودی الگو قرار دهد، اما پسرک از زاویهای متفاوت به رفتار آن نگاه میکند و از پیگیری و سماجت مگس مینویسد.
او این ویژگی را به زندگی انسانها ارتباط میدهد و میگوید اگر آدمها هم در رسیدن به هدفهایشان این اندازه پیگیر باشند، احتمالاً در بسیاری از کارها موفقتر خواهند بود. اگر یک راه به نتیجه نرسید، میتوان راه دیگری را امتحان کرد و برای رسیدن به هدف، زود دست نکشید.
از خروس، سگ و پرنده چه یاد میگیریم؟
خروس برای پسرک یادآور سحرخیزی است. او متوجه میشود که خانواده خروس شبها زود میخوابند تا صبح بتوانند زودتر از خواب بیدار شوند و زمان بیشتری برای کارهایشان داشته باشند.
سگ، ویژگی دیگری را به او نشان میدهد؛ وفاداری. سگ وقتی از کسی محبت میبیند، آن را بیپاسخ نمیگذارد و حتی گاهی برای جبران محبت، خودش را به خطر میاندازد.
پرندهها نیز پسرک را به سمت مفهوم دیگری میبرند: مهربانی و فداکاری. او صبر و مراقبت پرندهها از جوجههایشان را میبیند و از اینکه چگونه برای بزرگ کردن آنها وقت میگذارند، درس میگیرد.
مورچه یکی دیگر از شخصیتهای مهم نوشتههای پسرک است. موجودی کوچک که با وجود جثهاش، از تلاش دست نمیکشد. پسرک از پشتکار مورچهها مینویسد و به این نتیجه میرسد که برای رسیدن به هدف، نباید با اولین خستگی یا شکست کنار کشید.
شیر هم تصویری از شجاعت به او میدهد؛ شجاعتی که در کتاب به معنای نترس بودن نیست. شیر ممکن است بترسد، اما در برابر خطر عقب نمیکشد و اگر به تنهایی نتواند از پس آن برآید، از قدرت گروه و اتحاد استفاده میکند.
کندوی زنبورها و معنای همکاری
زنبورها نیز در فهرست حیوانات پسرک جای ویژهای دارند. او در زندگی کندو، تقسیم کار و همکاری را میبیند؛ هر زنبور وظیفهای دارد و مجموعه این کارهاست که زندگی کندو را پیش میبرد. از اینجا، پسرک به اهمیت داشتن هدف مشترک و انجام مسئولیتها میرسد. هرکس کاری انجام میدهد، اما نتیجه نهایی به همکاری همه وابسته است.
شتر نیز بهانهای برای صحبت از صبر و مقاومت میشود. پسرک با نگاه به توانایی شتر در تحمل شرایط دشوار، به این نتیجه میرسد که رسیدن به هدف همیشه مسیر آسانی ندارد و گاهی باید برای عبور از سختیها صبر و مقاومت داشت.
تیزبینی عقاب و محبت روباه
در ادامه، پسرک سراغ عقاب میرود؛ پرندهای که به تیزبینیاش شناخته میشود. او این ویژگی را به دقت در زندگی انسانها پیوند میدهد و مینویسد تیزبین بودن میتواند کمک کند چیزهایی را ببینیم که دیگران از کنارشان عبور میکنند.
روباه نیز در نگاه او فقط حیوانی باهوش نیست. پسرک به ارتباط روباه با خانواده و اهمیت دادن او به نزدیکانش توجه میکند و از این ویژگی، به مفهوم محبت و اهمیت خانواده میرسد.
به این ترتیب، پسرک در سه روزی که قرار بود فقط راهی برای رهایی از مجازات پیدا کند، با مجموعهای از ویژگیهای رفتاری روبهرو میشود که نگاهش به حیوانات و حتی خودش را تغییر میدهد.
حیوانات این بار معلماند
«از حیوانات چه میآموزیم؟» تلاش میکند مفاهیم اخلاقی و تربیتی را از مسیر اتفاق و طنز به مخاطب کودک منتقل کند. پسرک نه با یک فهرست مستقیم از بایدها و نبایدها، بلکه از طریق یک ماجرای غیرمعمول، با موضوعاتی مانند پشتکار، سحرخیزی، وفاداری، مهربانی، شجاعت، همکاری، صبر و دقت مواجه میشود.
در این میان، رابطه انسان با حیوانات نیز به عنوان بخشی از زندگی روزمره کودک مطرح میشود. داستان از او میخواهد به موجوداتی که در اطرافش زندگی میکنند، فقط به چشم وسیلهای برای بازی یا سرگرمی نگاه نکند و رفتار و حق زندگی آنها را نیز در نظر بگیرد.
نویسنده با انتخاب یک پسربچه بازیگوش به عنوان شخصیت اصلی، فضای داستان را به تجربهای نزدیک به دنیای کودکان تبدیل کرده است؛ کودکی که ابتدا برای رفتارش مجازات میشود، اما در نهایت فرصتی پیدا میکند تا با نگاه کردن دقیقتر به طبیعت، چیزی درباره خودش و رفتارهایش یاد بگیرد.
این کتاب برای کودکان بالای هشت سال نوشته شده و با تکیه بر داستانی طنز و خیالپردازانه، میتواند زمینه گفتوگو درباره رابطه انسان با حیوانات، مسئولیتپذیری و ویژگیهایی را فراهم کند که در زندگی روزمره نیز به کار میآیند.
کتاب «از حیوانات چه میآموزیم؟» نوشته زینب علیزاده لوشابی در ۸۳صفحه از سوی انتشارات جمکران منتشر شده است.