يکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵

اندیشه

ایرانی که ساختیم؛

چرا از قهرمانان تنها فقط مدال‌هایشان را می‌بینیم؟

چرا از قهرمانان تنها فقط مدال‌هایشان را می‌بینیم؟
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

به گزارش خبرنگار مهر، قهرمانی همیشه از لحظه بالا رفتن روی سکو آغاز نمی‌شود؛ گاهی از روزهایی شروع می‌شود که کسی به توانایی‌های ورزشکار باور ندارد، امکانات کافی در اختیارش نیست و هر شکست، او را تا مرز کنار گذاشتن رؤیایش پیش می‌برد. کتاب «تیررس» نوشته سیده مریم گلچمن، روایت زندگی الهه احمدی، قهرمان تیراندازی ایران است؛ زنی که مسیر رسیدن به تیم ملی و رقابت‌های المپیک را از میان تمرین‌های مداوم، ناکامی‌های پی‌درپی، فشارهای روانی و تلاش برای غلبه بر محدودیت‌ها عبور کرد.
این کتاب را انتشارات سوره مهر با همکاری باشگاه کلمه منتشر کرده است؛ مجموعه‌ای که در حوزه روایت پیشرفت به سراغ زندگی افرادی می‌رود که مسیر رسیدنشان به موفقیت، به اندازه نتیجه نهایی اهمیت دارد. «تیررس» نیز به جای آن‌که صرفاً فهرستی از مدال‌ها و رکوردهای یک ورزشکار باشد، تلاش می‌کند پشت صحنه قهرمانی را نشان دهد؛ جایی که تردید، خستگی، رقابت، حمایت خانواده و تصمیم‌های دشوار، مسیر آینده را شکل می‌دهند.
ورزش از ظرفیت بالایی برای اثرگذاری اجتماعی برخوردار است. قهرمانی‌ها می‌توانند امید ایجاد کنند، حس تعلق جمعی را افزایش دهند و تصویری از توانایی‌های نسل جوان ارائه دهند؛ بااین‌حال، وقتی فقط نتیجه مسابقه دیده می‌شود، بخش مهمی از واقعیت پیشرفت پنهان می‌ماند. آنچه یک ورزشکار را به جایگاه قهرمانی می‌رساند، مجموعه‌ای از انتخاب‌ها، شکست‌ها، تجربه‌ها و تلاش‌هایی است که معمولاً در قاب کوتاه اخبار ورزشی دیده نمی‌شوند.
«تیررس» می‌کوشد همین مسیر کمتر دیده‌شده را روایت کند. الهه احمدی در ابتدا رؤیای دیگری برای زندگی‌اش داشت. او به درس خواندن علاقه‌مند بود و از میان درس‌های رشته تجربی، زیست‌شناسی را بیشتر دوست داشت. دوست داشت وارد دانشگاه شود و در محیط آزمایشگاه فعالیت کند؛ اما پدرش، مصطفی احمدی، که خود فردی نظامی بود، آینده دیگری برای دخترش تصور می‌کرد. او می‌خواست الهه تیراندازی را یاد بگیرد و روزی به قهرمانی برسد. الهه در آغاز، تیراندازی را ورزشی مناسب زنان نمی‌دانست.
از نظر او، رشته‌ای که کمتر در رسانه‌ها درباره زنان قهرمانش صحبت می‌شد، نمی‌توانست آینده روشنی داشته باشد. پرسش‌هایی مانند اینکه آیا تیراندازی واقعاً ورزش زنان است، آیا می‌توان از این رشته به جایگاه قابل‌توجهی رسید و اصلاً این ورزش چه آینده‌ای برای یک دختر جوان دارد، ذهن او را درگیر می‌کرد. دراین‌میان، اختلاف نگاه او و پدرش نیز بخشی از مسیر شکل‌گیری شخصیت ورزشی‌اش بود. الهه می‌خواست درس بخواند و آینده تحصیلی خود را بسازد، اما پدرش باور داشت که دخترش استعداد تیراندازی دارد و باید این توانایی را جدی بگیرد. او در پی آن بود که الهه را به مسیری هدایت کند که خودش ارزش آن را می‌شناخت؛ مسیری که بعدها برای دخترش نیز به هدفی مستقل تبدیل شد.
یک شرط خانوادگی که مسیر زندگی را تغییر داد
پدر الهه برای آن‌که او تیراندازی را جدی‌تر دنبال کند، شرطی پیش‌رویش گذاشت: «اگر در مسابقه‌ای که او انتخاب می‌کند شرکت کند، می‌تواند برای ادامه تحصیل نیز تلاش کند.» علاقه الهه به دانشگاه باعث شد پیشنهاد پدر را بپذیرد؛ تصمیمی که در ابتدا راهی برای رسیدن به هدف تحصیلی‌اش بود، اما به‌تدریج مسیر زندگی او را تغییر داد. در نخستین تجربه‌های جدی، الهه متوجه شد توانایی بیشتری از آنچه تصور می‌کرد دارد. تیرهایش به هدف می‌خورد و تشویق حاضران، اعتمادبه‌نفس تازه‌ای در او ایجاد می‌کرد.
او کم‌کم به این باور رسید که شاید پدرش در شناخت استعدادش اشتباه نکرده باشد. برای الهه، تشویق دیگران فقط تحسین یک عملکرد خوب نبود؛ نشانه‌ای بود از اینکه می‌تواند در رشته‌ای که ابتدا به آن علاقه نداشت، توانایی ویژه‌ای پیدا کند. نگاهش به تیراندازی تغییر کرد و چیزی که زمانی صرفاً خواسته پدرش بود، کم‌کم جای خود را در میان آرزوهای شخصی او باز کرد. این تغییر، یکی از نقاط مهم مسیر اوست؛ زیرا پیشرفت زمانی معنا پیدا می‌کند که فرد از مرحله انجام دادن یک خواسته بیرونی عبور کند و برای ادامه مسیر، انگیزه‌ای درونی پیدا کند. الهه به‌تدریج نه فقط برای خوشحال کردن پدر و مادرش، بلکه برای اثبات توانایی‌های خودش تمرین می‌کرد.
وقتی رؤیای پدر، به هدف دختر تبدیل شد
پس از آن مسابقه، رابطه الهه با تیراندازی تغییر کرد. او که پیش‌تر این رشته را مانعی برای ادامه تحصیل می‌دید، حالا به توانایی‌های خودش و تجربه پدرش اعتماد بیشتری داشت. مصطفی احمدی نیز با تأکید بر ارزش‌هایی که از ورزش آموخته بود، به دخترش یادآوری می‌کرد که ورزش فقط برد و باخت نیست؛ کار گروهی، فداکاری، اخلاق و مواجهه درست با شکست نیز بخشی از مسیر قهرمانی‌اند. الهه تمرین‌هایش را جدی‌تر دنبال کرد و هدف‌های تازه‌ای برای خود ساخت. دیگر تنها نمی‌خواست در مسابقات محلی موفق باشد؛ حضور در تیم ملی به آرزوی اصلی او تبدیل شد. عکس تیراندازان موفق را نگاه می‌کرد و از میان آنها برای خود الگوهایی انتخاب کرده بود. تصویر زنان ایرانی حاضر در رقابت‌های بین‌المللی، برایش یادآور این امکان بود که او نیز می‌تواند روزی در همان جایگاه قرار بگیرد.
او به‌ویژه از دیدن عکس و عملکرد تیراندازانی که در رقابت‌های آسیایی موفق شده بودند، انگیزه می‌گرفت. تصویر این ورزشکاران را به کمدش می‌چسباند تا هر روز به هدفی که برای خود تعیین کرده بود فکر کند. رؤیای حضور در تیم ملی، از یک آرزوی دور به برنامه‌ای تبدیل شد که باید برای رسیدن به آن تمرین می‌کرد. با این حال، رسیدن به تیم ملی به همین سادگی نبود. رکوردهای خوب در مسابقات محلی، تضمینی برای موفقیت در رقابت‌های انتخابی محسوب نمی‌شدند. گاهی با وجود تمرین‌های فراوان، نتیجه مطابق انتظار نبود و همین مسئله، الهه را با نخستین تجربه‌های جدی ناامیدی روبه‌رو می‌کرد.
از رکوردشکنی تا کنار ماندن از فهرست برگزیدگان
در مسیر ورود به تیم ملی، الهه احمدی با رقیبانی روبه‌رو شد که برخی از آنها از تجربه و آمادگی بالایی برخوردار بودند. او در مسابقات مختلف تلاش می‌کرد رکوردهای خود را ارتقا دهد، اما گاهی در رقابت‌های رکوردگیری نمی‌توانست نتیجه تمرین‌هایش را تکرار کند. همین اتفاق، او را وادار می‌کرد اشتباهاتش را بررسی کند و برای جبران آنها راهی پیدا کند. یکی از ضعف‌های او به استقامت بدنی و توانایی نگه داشتن تفنگ در وضعیت ثابت مربوط می‌شد. پدرش این مسئله را تشخیص داد و از او خواست تمرین‌های بدنسازی را جدی‌تر دنبال کند. تقویت عضلات و افزایش توان بدنی به الهه کمک کرد کنترل بیشتری بر وضعیت بدنش داشته باشد و با تمرکز بهتر تیراندازی کند.
اواخر اسفند ۱۳۸۱، مسابقات انتخابی تیم ملی فرصتی تعیین‌کننده برای او بود. الهه در این رقابت‌ها عملکردی درخشان داشت و با ثبت رکورد ۳۸۹، رکورد پیشین تیم ملی جوانان را شکست. نام او در فهرست نفرات منتخب قرار گرفت و سرانجام به تیم ملی راه یافت. این موفقیت، نتیجه تمرین‌های مداوم و شناخت دقیق‌تر ضعف‌هایش بود. الهه یاد گرفته بود که برای پیشرفت، صرفاً تکرار تمرین‌ها کافی نیست؛ باید بداند در کدام بخش عملکردش مشکل دارد و چگونه می‌تواند آن را اصلاح کند. به همین دلیل، ورود به تیم ملی را می‌توان حاصل پیوند استعداد، پشتکار و آموزش هدفمند دانست. با این حال، ورود به تیم ملی پایان دشواری‌ها نبود؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از رقابت و تلاش بود. حالا الهه باید در کنار تیراندازان باتجربه تمرین می‌کرد و هر بار برای حفظ جایگاه خود در اردوها، آمادگی‌اش را به اثبات می‌رساند.
پشت درهای تیم ملی؛ جایی برای توقف وجود نداشت
حضور در تیم ملی، به معنای تضمین ماندن در آن نبود. اردوها و ارزیابی‌های پی‌درپی، ورزشکاران را در موقعیتی قرار می‌داد که باید دائماً توانایی‌هایشان را نشان می‌دادند. الهه نیز می‌دانست که برای حفظ جایگاه خود باید بیشتر تمرین کند و هر افت عملکردی ممکن است موقعیتش را به خطر بیندازد. او در نخستین اردوهای تیم ملی، تمرین‌های بدنسازی را جدی‌تر از برخی هم‌تیمی‌هایش دنبال می‌کرد؛ زیرا می‌دانست ضعف بدنی‌اش می‌تواند در لحظه‌های حساس مسابقه تأثیر بگذارد. به‌تدریج توانست تفنگ را برای مدت طولانی‌تری ثابت نگه دارد و در کنترل وضعیت بدنش موفق‌تر عمل کند. در کنار تمرین، فشار روانی رقابت نیز وجود داشت. وقتی ورزشکاران برای رسیدن به یک جایگاه محدود با یکدیگر رقابت می‌کنند، ترس از حذف شدن می‌تواند به اندازه ضعف فنی نگران‌کننده باشد. الهه با این اضطراب زندگی می‌کرد و همیشه این احتمال را در نظر داشت که شاید تلاش‌هایش به نتیجه نرسد. با این همه، او مسیر را ادامه داد. اعتماد به پدرش، هدفی که برای خود تعیین کرده بود و امید به حضور در رقابت‌های بزرگ‌تر، دلایلی بودند که به او کمک می‌کردند از روزهای دشوار عبور کند.

آریا جوان


شکست‌هایی که مسیر قهرمانی را ساختند
یکی از بخش‌های مهم زندگی الهه احمدی، مواجهه او با ناکامی‌هایی است که در رقابت‌های بین‌المللی تجربه کرد. در برخی مسابقات، با وجود تمرین‌های فراوان، نتوانست به نتیجه دلخواه برسد. کمبود تجهیزات، فرسودگی امکانات، تغییر مربیان و فشار روانی مسابقات نیز شرایط را دشوارتر می‌کردند. در چنین موقعیت‌هایی، او گاهی از شرایط موجود عصبانی می‌شد و حتی به کنار گذاشتن تیراندازی فکر می‌کرد. با این حال، پدرش تلاش می‌کرد نگاه او را به شکست تغییر دهد. به الهه یادآوری می‌کرد که پیشرفت بدون تجربه ناکامی ممکن نیست و ورزشکار باید به جای سرزنش مداوم خود و دیگران، علت نتیجه نامطلوب را پیدا کند. در این روایت، شکست نه اتفاقی بی‌اهمیت است و نه پایان مسیر؛ فرصتی است برای شناخت ضعف‌ها و اصلاح روش تمرین. الهه نیز به‌تدریج آموخت که برای رسیدن به سطح قهرمانی، تنها استعداد و تمرین کافی نیست؛ تحلیل عملکرد، مدیریت اضطراب و توانایی ادامه دادن پس از ناکامی نیز ضرورت دارد.
او در کنار راهنمایی‌های پدرش، از تجربه مربیانش نیز بهره می‌گرفت. در یکی از دوره‌های دشوار، گفت‌وگو با مربی و بررسی شرایط مسابقه به او کمک کرد بفهمد همه ناکامی‌ها را نباید به ضعف فردی خود نسبت دهد. تجهیزات نامناسب، شرایط محیطی و نبود امکانات کافی نیز می‌توانند در نتیجه اثرگذار باشند. شناخت این واقعیت، به معنای کنار گذاشتن مسئولیت شخصی نبود؛ بلکه کمک می‌کرد الهه میان عواملی که در اختیارش قرار داشت و موانعی که باید برای عبور از آنها تلاش می‌کرد، تفاوت بگذارد. او یاد گرفت به جای متوقف شدن در گلایه، تا جایی که می‌تواند برای اصلاح شرایط و تقویت توانایی‌های خود اقدام کند.
از رؤیای تیم ملی تا ایستادن روی سکوی جهانی
مسیر الهه احمدی با حضور در تیم ملی و شرکت در رقابت‌های آسیایی و جهانی ادامه یافت. او در این سال‌ها به‌تدریج رکوردهای خود را بهبود بخشید و در مسابقات مختلف تجربه اندوخت. رقابت در سطح بین‌المللی به او نشان داد که برای رسیدن به جایگاه‌های بالاتر باید علاوه بر آمادگی فنی، از نظر ذهنی نیز آماده باشد. در ادامه این مسیر، کسب مدال نقره جهانی و به دست آوردن سهمیه المپیک از نقاط مهم کارنامه او بود. این موفقیت‌ها نتیجه یک مسابقه یا یک دوره کوتاه تمرین نبودند؛ پشت آنها سال‌ها تلاش، تحمل فشار و عبور از دوره‌هایی قرار داشت که آینده ورزشی الهه روشن به نظر نمی‌رسید.
کسب مدال جهانی برای او معنایی فراتر از قرار گرفتن روی سکو داشت. این موفقیت نشان می‌داد ورزشکاری که زمانی در آغاز راه درباره آینده رشته‌اش تردید داشت، حالا می‌تواند در سطحی بین‌المللی رقابت کند و به نتیجه برسد. همچنین حمایت همسرش در این دوره، به‌ویژه در لحظه‌های سخت و در مسیر رسیدن به سهمیه المپیک، بخشی از پشتوانه عاطفی او بود. حضور در المپیک نیز تجربه‌ای تعیین‌کننده برای او رقم زد. احمدی به فینال رقابت‌های المپیک لندن راه یافت و در نهایت در جایگاه ششم قرار گرفت؛ نتیجه‌ای که در روایت کتاب، به‌عنوان یکی از نقاط مهم مسیر او در تیراندازی ایران مطرح می‌شود. رسیدن به فینال المپیک، رؤیایی بود که سال‌ها پیش با دیدن تصویر قهرمانان دیگر در ذهنش شکل گرفته بود و حالا خودش به بخشی از تاریخ این رشته تبدیل شده بود.
قهرمانی در کنار مادری؛ دشوارترین رقابت الهه
اما زندگی الهه احمدی تنها در میدان تیراندازی خلاصه نمی‌شد. مادر شدن، مرحله تازه‌ای در زندگی او ایجاد کرد؛ مرحله‌ای که به بازنگری در زمان، اولویت‌ها و معنای موفقیت نیاز داشت. دوری از تمرین‌ها در دوران بارداری و پس از تولد فرزند، شرایط بدنی و آمادگی ورزشی او را تغییر داد. بازگشت به میدان مسابقه نیز به تلاش و تمرین دوباره نیاز داشت. در این بخش از زندگی، مسئله تنها بازیابی توان جسمی نبود. الهه با احساساتی روبه‌رو شد که از فاصله گرفتن از فرزندش و از دست دادن برخی لحظه‌های مهم کودکی او ناشی می‌شد. او در روایت خاطراتش از دشواری جمع کردن دو مسئولیت مهم زندگی می‌گوید: عشق به ورزش و علاقه به فرزند. او که سال‌ها برای رسیدن به جایگاه قهرمانی تلاش کرده بود، حالا با پرسش‌های تازه‌ای درباره بهای موفقیت روبه‌رو می‌شد. دور بودن از فرزند در روزهای تمرین و سفرهای مسابقاتی، باعث شده بود برخی لحظه‌های مهم رشد او را از دست بدهد؛ لحظه‌هایی که برای یک مادر جایگزینی ندارند.
این بخش از زندگی الهه، وجه دیگری از مسیر پیشرفت را نشان می‌دهد. موفقیت حرفه‌ای همیشه بدون هزینه نیست و گاهی فرد برای رسیدن به هدفی بزرگ، ناچار است میان خواسته‌ها و مسئولیت‌های مختلف تعادل برقرار کند. روایت این تجربه، قهرمانی را از تصویری بی‌نقص و دور از دسترس فاصله می‌دهد و او را در جایگاه انسانی نشان می‌دهد که با تردیدها و احساسات پیچیده روبه‌روست. حمایت همسر و خانواده در این مرحله اهمیت زیادی داشت. همراهی آنها در نگهداری از فرزند، پشتیبانی عاطفی و فراهم کردن امکان ادامه تمرین‌ها، به الهه کمک کرد برای بازگشت تلاش کند. این تجربه نشان می‌دهد که پیشرفت یک ورزشکار، همیشه حاصل تلاش فردی به‌تنهایی نیست؛ گاهی شبکه‌ای از حمایت خانوادگی و همراهی نزدیکان، امکان ادامه مسیر را فراهم می‌کند.
روایت پیشرفت، فقط روایت مدال نیست
«تیررس» زندگی ورزشکاری را روایت می‌کند که از تردید درباره آینده یک رشته ورزشی آغاز کرد و با تلاش مستمر، به تیم ملی و فینال المپیک رسید. اما اهمیت این روایت تنها به رکوردها و مدال‌ها محدود نمی‌شود. کتاب از روزهایی می‌گوید که الهه احمدی با شکست، کمبود امکانات، فشار روانی و حتی تردید درباره ادامه مسیر روبه‌رو بود؛ روزهایی که تصمیم به ادامه دادن، به اندازه نتیجه نهایی اهمیت داشت.
کتاب «تیررس» نوشته سیده مریم گلچمن در ۲۳۲صفحه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.


نظرات شما