يکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

اندیشه

روایت رخدادهای مهم در «تله در تهران» نقطه قوت اثر است

روایت رخدادهای مهم در «تله در تهران» نقطه قوت اثر است
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

به گزارش خبرنگار مهر، جلسه نقد و بررسی کتاب «تله در تهران» اثر فاطمه ولی‌نژاد، با حضور محسن شاهرضایی، دبیر نشست در خبرگزاری مهر برگزار شد.
فاطمه ولی‌نژاد، نویسنده کتاب «تله در تهران» در نشست نقد و بررسی این اثر درباره انگیزه نگارش رمان گفت: انگیزه اصلی من از نوشتن این کتاب، روایت بخشی از تاریخ مقاومت در قالب داستان بود. معمولاً برای شروع هر اثر، این دغدغه را دارم که برخی مقاطع تاریخی نباید فراموش شوند و لازم است برای آیندگان قابل بازخوانی باشند؛ البته در قالب روایتی جذاب که مخاطب را به خواندن ترغیب کند.
وی افزود: بازه زمانی داستان از فروردین ۱۴۰۳ تا آبان ۱۴۰۳ را در بر می‌گیرد؛ یعنی از عملیات وعده صادق یک تا عملیات وعده صادق دو. در این فاصله رویدادهای متعددی رخ داد؛ از جمله حمله به سفارت ایران، شهادت اسماعیل هنیه، انتخابات، شهادت سید حسن نصرالله و ماجرای پیجرها. تلاش کردم این وقایع را در بستر یک داستان عاشقانه روایت کنم.
ولی‌نژاد درباره انتخاب دانشگاه کلمبیا به‌عنوان نقطه آغاز داستان گفت: خیزش‌های دانشجویی در دانشگاه‌های جهان ظرفیت مهمی بود که کمتر به آن پرداخته شده بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم داستان را از آن فضا آغاز کنم. همچنین می‌خواستم شخصیتی ایرانی را وارد روایت کنم که آشنایی عمیقی با مباحث مقاومت نداشته باشد. شخصیت «دکتر مرصاد امیری» با همین نگاه شکل گرفت؛ فردی وطن‌دوست که در ابتدا دلبستگی ویژه‌ای به جریان مقاومت ندارد، اما از طریق علاقه‌اش به «محیا» ناخواسته درگیر این ماجراها می‌شود.
وی ادامه داد: اگر مرصاد برای نجات محیا وارد ماجرا نمی‌شد، نه از دانشگاه اخراج می‌شد و نه مسیرش به ایران می‌رسید. در واقع «تله» قرار بود در نهایت او را به تهران برساند و همین مسئله یکی از محورهای اصلی داستان را شکل داد.
این نویسنده درباره انتخاب عنوان کتاب نیز توضیح داد: فارغ از ابعاد عاشقانه، سیاسی و امنیتی اثر، عنصر غافلگیری و فریب‌خوردن شخصیت‌ها برای من اهمیت زیادی داشت. در طول داستان بارها اتفاقاتی رخ می‌دهد که برخلاف انتظار مخاطب است و افرادی که تصور می‌شود نقش خاصی دارند، در واقع هویت دیگری از خود نشان می‌دهند. به همین دلیل ایده مرکزی رمان بر موضوع نفوذ و رخنه در مجموعه‌های انقلابی برای ترور و ضربه زدن به افراد استوار شد و عنوان «تله در تهران» نیز از همین مفهوم گرفته شده است.
پاورقی هنوز هم می‌تواند مخاطب کتاب را جذب کند
محسن شاهرضایی، منتقد ادبی، در این نشست با اشاره به شیوه انتشار تدریجی کتاب گفت: این روش که نسل ما آن را «پاورقی» می‌نامید و امروز بیشتر با انتشار در کانال‌ها و فضای مجازی شناخته می‌شود، شیوه تازه‌ای نیست و پیش از این نیز توسط نویسندگان مختلف به کار گرفته شده است.
وی افزود: در سال‌های گذشته بسیاری از داستان‌ها به صورت پاورقی در روزنامه‌ها و مجلات منتشر می‌شد. نسل ما داستان‌های دنباله‌دار را در روزنامه‌هایی مانند اطلاعات و کیهان دنبال می‌کرد و حتی برخی آثار علمی‌تخیلی در مجله دانشمند به شکل سلسله‌وار منتشر می‌شدند و بعدها در قالب کتاب در اختیار مخاطبان قرار می‌گرفتند.
شاه‌رضایی ادامه داد: پیش از انقلاب نیز مجلاتی مانند مکتب اسلام داستان‌های نویسندگانی همچون مرحوم محمود حکیمی را به صورت پاورقی منتشر می‌کردند. مخاطبان برای خواندن ادامه داستان‌ها ناچار بودند هفته‌ها یا حتی یک ماه منتظر شماره بعدی مجله بمانند. آثاری چون «وجدان»، «قهرمان کیست»، «اشرف اشراف‌زاده»، «شهدای فخر» و «فلسطین آزاد» از جمله داستان‌هایی بودند که به این شیوه منتشر می‌شدند.
وی با بیان اینکه انتشار پاورقی نیازمند پشتکار و تعهد نویسنده است، گفت: نویسنده با آغاز یک روایت دنباله‌دار، در واقع برای خود تعهدی در برابر مخاطب ایجاد می‌کند. وقتی خواننده منتظر ادامه داستان می‌ماند، نویسنده موظف است این مسیر را با نظم و استمرار ادامه دهد. به نظر می‌رسد خانم ولی‌نژاد نیز این ویژگی را از نویسندگان پیش از خود به ارث برده و در آثارش به کار گرفته است.
این منتقد ادبی در پایان اظهار کرد: این شیوه دو مزیت مهم دارد؛ نخست آنکه در مخاطب حس انتظار و اشتیاق ایجاد می‌کند و دوم اینکه نویسنده می‌تواند بازخورد مخاطبان را در طول مسیر دریافت کرده و در روند نگارش خود از آن بهره ببرد. به اعتقاد من، این روش همچنان می‌تواند در جذب مخاطب مؤثر باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که کتاب‌خوانی با چالش‌های متعددی روبه‌روست و باید برای جلب توجه مخاطبان از شیوه‌های متنوع بهره گرفت.

آریا جوان


رمان «تله در تهران» را در کمتر از یک ماه نوشتم
فاطمه ولی‌نژاد در بخش دیگری از این نشست به شیوه انتشار آثار خود اشاره کرد و گفت: با توجه به سرعت بالای رخدادها و تحولات امروز، معتقدم اگر منتظر تکمیل فرایندهای معمول انتشار کتاب، از نگارش تا چاپ، بمانیم ممکن است بسیاری از فرصت‌های فرهنگی از دست برود.
وی افزود: رمان «تله در تهران» در مدت کوتاهی نوشته شد؛ به‌طوری که نگارش آن کمتر از یک ماه زمان برد و در حدود بیست و چند روز به پایان رسید. با این حال، فرایند انتشار آن تا مهر یا آبان‌ماه طول کشید. در حالی که ترجیح شخصی من این بود که مخاطبان بتوانند همان زمان نگارش، یعنی در اردیبهشت سال گذشته، اثر را مطالعه کنند.
ولی‌نژاد با اشاره به ظرفیت‌های انتشار در فضای مجازی گفت: متأسفانه بازار کتاب در برخی حوزه‌ها با چالش‌هایی روبه‌رو است و همین مسئله باعث شده انتشار مستقیم آثار در بسترهای دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا کند. تجربه من نشان داده است که وقتی بخشی از یک اثر در کانال شخصی منتشر می‌شود، ممکن است طی یک یا دو روز چند هزار نفر آن را مطالعه کنند؛ در حالی که رسیدن یک کتاب چاپی به چنین تعداد مخاطبی زمان زیادی می‌طلبد.
این نویسنده ادامه داد: استفاده از این ظرفیت یکی از دلایل توجه من به انتشار تدریجی و برخط آثار بوده است. البته این شیوه دشواری‌های خاص خود را هم دارد؛ زیرا مخاطبان هر روز منتظر ادامه داستان هستند و مرتب درباره روند انتشار پرس‌وجو می‌کنند. با وجود این فشار و انتظار مستمر، این تجربه برای من در مجموع تجربه‌ای شیرین و ارزشمند بود.
ولی‌نژاد در پاسخ به پرسشی درباره شیوه بازآفرینی جزئیات و فضاسازی در آثارش گفت: هنگام وقوع حوادث، تلاش می‌کنم جزئیات را تا حد امکان در حافظه ثبت کنم. حتی اگر در محل رخداد حضور نداشته باشم، حافظه تصویری و توجه به جزئیات به من کمک می‌کند تا بعداً بتوانم فضای آن واقعه را بازسازی کنم.
وی افزود: زمانی که مشغول نگارش داستان هستم، همواره به جزئیات زمانی و مکانی توجه دارم. برای مثال، بررسی می‌کنم که رویداد مورد نظر در چه روزی از هفته اتفاق افتاده، شرایط آب‌وهوا چگونه بوده و آن روز بارانی، ابری یا آفتابی بوده است. برای دستیابی به این اطلاعات نیز به منابع مختلف مراجعه و جست‌وجو می‌کنم تا روایت از نظر جزئیات، مبتنی بر واقعیت باشد.
این نویسنده ادامه داد: تلاش من بر این است که جزئیات صرفاً به‌عنوان اطلاعاتی اضافه و بیرونی وارد متن نشوند، بلکه در خدمت هویت داستان قرار گیرند و به فضاسازی و باورپذیری روایت کمک کنند. به همین دلیل، همه عناصر و جزئیاتی که وارد داستان می‌شوند باید کارکرد روایی داشته باشند و در شکل‌گیری فضای اثر مؤثر باشند؛ همان‌گونه که در روایت حملات اخیر رژیم صهیونیستی نیز سعی شده این جزئیات در خدمت پیشبرد داستان و ایجاد فضای ملموس برای مخاطب قرار گیرند.

آریا جوان


رمان می‌تواند تاریخ و مفاهیم را به نسل‌های بعد منتقل کند
محسن شاهرضایی در ادامه این نشست با اشاره به جایگاه رمان در ادبیات دفاع مقدس گفت: در میان گونه‌های مختلف ادبی مرتبط با دفاع مقدس، رمان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. قائد شهید نیز نگاه خاصی به این قالب داشت. در یکی از دیدارهایی که در سال‌های جوانی ما با جمعی از نویسندگان دفاع مقدس برگزار شد، ایشان سه بار تأکید کردند: «بروید و رمانی مانند بینوایان بنویسید.» از نگاه ایشان، «بینوایان» تنها یک رمان نبود، بلکه کتابی حکمت‌آموز به شمار می‌رفت؛ همان‌گونه که حکیم ابوالقاسم فردوسی با شاهنامه چنین جایگاهی را در ادبیات فارسی به دست آورده است.
وی افزود: قائد شهید در سخنان دیگری نیز به ظرفیت‌های رمان اشاره کرده و معتقد بود که این قالب صرفاً متکی بر قوه تخیل نیست، بلکه می‌تواند مفاهیم، تاریخ، مصادیق و تجربه‌های انسانی را به نسل‌های بعد منتقل کند. اگر بخواهیم دیدگاه‌های ایشان درباره رمان را گردآوری کنیم، خود به کتابی مستقل تبدیل خواهد شد. از همین رو، نویسندگانی که به سراغ رمان می‌روند، صرف‌نظر از نتیجه نهایی اثر، شایسته احترام هستند.
شاهرضایی با اشاره به موضوعات مطرح‌شده در کتاب گفت: پرداختن به برخی رویدادهای مهم و کمتر روایت‌شده از جمله شهادت شهید رئیسی، ترور اسماعیل هنیه و عملیات وعده صادق از نقاط قوت این اثر است. دست‌کم من نمونه‌های چندانی از روایت داستانی این رخدادها ندیده‌ام و همین موضوع ارزش کار را دوچندان می‌کند.
وی درباره ساختار داستان نیز اظهار داشت: نویسنده تلاش کرده روایت را به صورت لایه‌لایه پیش ببرد و با ایجاد تعلیق، مخاطب را تا پایان همراه نگه دارد. در بخش‌های ابتدایی، تشخیص شخصیت‌های صادق و غیرصادق، خادم و خائن دشوار است، اما در ادامه و با رسیدن به نقاط عطف داستان، لایه‌های پنهان کنار می‌رود و هویت واقعی شخصیت‌ها آشکار می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که پیرنگ داستان با دقت طراحی و مهندسی شده است.
این منتقد ادبی همچنین انتخاب عنوان کتاب، طراحی جلد و فضای کلی اثر را از دیگر نکات مثبت آن برشمرد و گفت: ترکیب واژگان به‌کاررفته در عنوان کتاب، از نظر آوایی و معنایی جذاب است و در کنار طراحی مناسب جلد، به هویت بصری اثر کمک کرده است.
شاهرضایی در ادامه با اشاره به تفاوت میان رمان و زندگینامه داستانی گفت: هرچند در آثار مستند و زندگینامه‌ای نیز از برخی تکنیک‌های داستانی مانند تعلیق، دیالوگ، فضاسازی و شخصیت‌پردازی استفاده می‌شود، اما نویسنده مستند با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو است و نمی‌تواند آزادانه از تخیل بهره بگیرد. با این حال، حتی در آثار مستند نیز بخشی از بازآفرینی فضا و جزئیات اجتناب‌ناپذیر است.
وی افزود: انسجام و منطق روایی از مهم‌ترین ویژگی‌های این کتاب است. نویسنده در روایت رخدادها به جزئیاتی مانند زمان، مکان، شرایط محیطی و فضای اجتماعی توجه داشته و همین مسئله موجب شده اثر از تناقض‌های روایی دور بماند.
شاهرضایی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر ظرفیت‌های توسعه این رمان گفت: در کتاب، به مجموعه‌ای از رخدادهای مهم و سرنوشت‌ساز پرداخته شده است؛ از دانشگاه کلمبیا و انتخابات گرفته تا شهادت شهید رئیسی، شهادت سیدحسن نصرالله، شهید نیلفروشان و عملیات وعده صادق. هر یک از این رخدادها ظرفیت آن را دارند که به تنهایی موضوع بخش مفصلی از یک رمان باشند.
وی ادامه داد: به عنوان نمونه، پرداخت به دانشگاه کلمبیا یا برخی فضاهای جغرافیایی و اجتماعی که در کتاب به آن‌ها اشاره شده، می‌توانست با جزئیات بیشتری همراه باشد. مخاطب علاقه دارد محیط، آدم‌ها، فرهنگ و فضای حاکم بر این مکان‌ها را بهتر بشناسد و در دل روایت قرار گیرد.
این منتقد ادبی با بیان اینکه اثر حاضر در میان آثار منتشرشده در این حوزه از جایگاه قابل توجهی برخوردار است، گفت: نقدهایی که مطرح می‌شود از منظر ارتقای اثر و رسیدن به سطحی فاخرتر است. این کتاب ظرفیت آن را دارد که در نسخه‌های بعدی یا آثار آینده نویسنده، با پرداخت جزئی‌تر به برخی رخدادها و فضاها، به اثری گسترده‌تر و ماندگارتر تبدیل شود.
شاهرضایی در پایان با اشاره به برخی توصیف‌های زبانی کتاب گفت: استفاده از تعابیر و تصویرسازی‌هایی مانند «در دلم صد دست لباس چنگ می‌زد» یا «پای دلم لغزید» از جمله ظرافت‌های زبانی اثر است که نشان می‌دهد نویسنده در کنار روایت داستان، به جنبه‌های ادبی و زیبایی‌شناختی متن نیز توجه داشته است.

آریا جوان


ساده‌سازی افراطی به ادبیات فارسی آسیب می‌زند
فاطمه ولی‌نژاد در ادامه این نشست با اشاره به اهمیت استفاده از ظرفیت‌های زبان فارسی در ادبیات داستانی گفت: رهبر معظم انقلاب بارها به این موضوع اشاره کرده‌اند که نباید زبان و نوشته‌های خود را بیش از اندازه ساده و سطحی کنیم. ایشان این پرسش را مطرح کرده‌اند که چگونه مردمی که روزگاری در قهوه‌خانه‌هایشان شاهنامه‌خوانی رواج داشته، امروز به متون ساده و دم‌دستی عادت کرده‌اند. این نگاه برای من همواره الهام‌بخش بوده و به همین دلیل تلاش کرده‌ام در آثارم از ظرفیت‌های گسترده زبان فارسی بهره ببرم.
وی افزود: یکی از انتقادهایی که به بخشی از رمان‌های امروز دارم، فاصله گرفتن از ظرافت‌های زبانی است. من معتقدم داستان، همانند یک فیلم سینمایی، باید موسیقی داشته باشد و این موسیقی حتی در ساختار جمله‌ها و انتخاب واژه‌ها نیز نمود پیدا می‌کند.
این نویسنده با اشاره به نمونه‌هایی از ادبیات کلاسیک گفت: برای مثال حافظ در بیت «رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار / دستم اندر دامن ساقی سیمین‌ساق بود» با تکرار واج‌ ارایی سین، موسیقی خاصی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. شاید خواننده به‌صورت آگاهانه متوجه این موضوع نشود، اما این آهنگ در ناخودآگاه او اثر می‌گذارد. من نیز در نگارش آثارم تلاش می‌کنم از این ظرفیت بهره ببرم تا متن علاوه بر روایت، واجد ریتم و موسیقی باشد.
ولی‌نژاد ادامه داد: هنگام نوشتن داستان، صحنه‌ها را مانند یک فیلم سینمایی در ذهنم می‌بینم. طراحی چهره شخصیت‌ها، لباس‌ها، فضاسازی و جزئیات روایت برای من اهمیت زیادی دارد. انتظارم این است که مخاطب پس از پایان کتاب احساس کند یک فیلم را دیده و وقایع را به چشم خود تجربه کرده است.
وی درباره انتخاب نام شخصیت‌های داستان نیز توضیح داد: برای من نام‌ها تنها یک عنوان نیستند، بلکه باید بار معنایی داشته باشند و در خدمت روایت قرار بگیرند. به همین دلیل در انتخاب اسامی شخصیت‌ها به معنا، آهنگ و حسی که به مخاطب منتقل می‌کنند توجه ویژه‌ای داشته‌ام.
نویسنده «تله در تهران» افزود: شخصیت‌های محیا، محمد و حامد به یک خانواده تعلق دارند و به همین دلیل نام‌هایی نزدیک به هم برای آن‌ها انتخاب شده است تا این پیوند خانوادگی در ذهن مخاطب شکل بگیرد. در عین حال، شخصیت حامد با وجود این شباهت ظاهری، مسیری متفاوت را طی می‌کند و همین مسئله با یکی از مضامین اصلی داستان، یعنی پرهیز از قضاوت بر اساس ظاهر، ارتباط دارد.
وی درباره شخصیت «مرصاد» نیز گفت: این نام علاوه بر بار تاریخی خود، از نظر آوایی نیز حس خاصی را منتقل می‌کند. مرصاد نماد شخصیت‌هایی است که شاید در ظاهر با الگوهای مرسوم فاصله داشته باشند، اما در بزنگاه‌های حساس برای ایران و باورهای خود تا پای جان می‌ایستند.
ولی‌نژاد در پایان تأکید کرد: در انتخاب نام شخصیت‌ها، همان اندازه که به معنا توجه می‌کنم، به موسیقی واژه‌ها و تأثیری که هر نام بر ذهن مخاطب می‌گذارد نیز اهمیت می‌دهم؛ زیرا معتقدم این عناصر در شکل‌گیری فضای داستان و ارتباط مخاطب با شخصیت‌ها نقش مؤثری دارند.
غافلگیری در داستان نباید منطق روایت را قربانی کند
محسن شاهرضایی در ادامه نشست با اشاره به ساختار روایی کتاب گفت: در بخش‌هایی از داستان، نشانه‌هایی درباره برخی شخصیت‌ها وجود دارد که نشان می‌دهد نویسنده برای طراحی روابط و گره‌های داستانی برنامه‌ریزی داشته است. مخاطب می‌تواند برخی حدس‌ها را درباره شخصیت‌ها مطرح کند، اما در عین حال روایت به‌گونه‌ای پیش می‌رود که همه چیز از ابتدا قابل پیش‌بینی نیست.
وی افزود: در آثار معمایی و جنایی، غافلگیری مخاطب اهمیت زیادی دارد، اما این غافلگیری نباید با منطق داستان در تعارض باشد. نویسنده باید سرنخ‌هایی در متن قرار دهد تا مخاطب پس از آشکار شدن حقیقت، بتواند به عقب بازگردد و ارتباط میان نشانه‌ها را درک کند.
شاهرضایی با اشاره به گونه‌های مختلف ادبیات داستانی گفت: ما با ژانرهای متعددی از جمله رمان تاریخی، عاشقانه، جنایی، فانتزی و علمی‌تخیلی روبه‌رو هستیم. «تله در تهران» نیز در کنار روایت تاریخی و امنیتی، از ظرفیت‌های داستان عاشقانه بهره برده و همین مسئله به جذابیت آن افزوده است.
وی ادامه داد: شخصیت محوری داستان، محیا است و یکی از معیارهای موفقیت در رمان‌های عاشقانه، شکل‌گیری زوج‌های ماندگار در ذهن مخاطب است. در ادبیات فارسی نمونه‌های فراوانی از این زوج‌های ماندگار را می‌بینیم؛ از خسرو و شیرین و لیلی و مجنون گرفته تا شخصیت‌های شاخص آثار معاصر. به نظر من یکی از نقاط قوت کتاب، تلاش برای شکل دادن به پیوندی باورپذیر میان محیا و مرصاد است؛ به‌گونه‌ای که این دو شخصیت بتوانند در ذهن مخاطب باقی بمانند.
این منتقد ادبی افزود: نویسنده توانسته است حوادث تاریخی را با صحنه‌های عاطفی و عاشقانه درآمیزد و بدون عبور از چارچوب‌های اخلاقی، کشش لازم را برای ادامه خواندن داستان ایجاد کند. با این حال، همچنان این پرسش مطرح است که برای رسیدن به آثار ماندگارتر چه میزان باید روی جزئیات، فضاسازی و شخصیت‌پردازی کار کرد.
شاهرضایی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به رمان «دزیره» گفت: این اثر را به عنوان نمونه‌ای موفق در حوزه رمان عاشقانه تاریخی پیشنهاد می‌کنم. نویسنده در این کتاب با پرداخت گسترده جزئیات تاریخی و عاطفی، اثری خلق کرده که سال‌ها در ذهن مخاطب باقی مانده است.
وی تأکید کرد: آثار ماندگار تنها به روایت یک ماجرا اکتفا نمی‌کنند، بلکه به لایه‌های عمیق‌تری از تجربه انسانی و فطرت بشر می‌پردازند. بسیاری از جملات و مفاهیمی که در آثار شاخص ادبیات جهان مطرح شده‌اند، به همین دلیل فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی قابل فهم و تأثیرگذار هستند.
شاهرضایی در پایان گفت: هرچه نویسنده بیشتر به جزئیات زندگی انسان و ابعاد فطری او نزدیک شود، به حقیقت داستان نیز نزدیک‌تر خواهد شد. به نظر من آشنایی خانم ولی‌نژاد با شعر و ادبیات فارسی و توجه او به ظرفیت‌های زبانی، یکی از نقاط قوت آثارش است و می‌تواند در مسیر خلق آثار ماندگارتر به او کمک کند.
در رمان‌های مقاومت به دنبال پایان‌های امیدوارکننده هستم
فاطمه ولی‌نژاد در ادامه این نشست با اشاره به شخصیت‌پردازی در رمان «تله در تهران» گفت: برخی مطرح می‌کنند که در این اثر، همه خبرنگاران به‌نوعی جاسوس معرفی شده‌اند، در حالی که از ابتدا تلاش کرده‌ام هیچ قشر و گروهی به‌صورت یک‌دست و منفی تصویر نشود. به همین دلیل در کنار شخصیت «حامد» که نقش جاسوس را بر عهده دارد، شخصیت «محمد» نیز حضور دارد؛ فردی رسانه‌ای که در ماجرای انفجار پیجرها مجروح می‌شود. در نمادپردازی‌ها و طراحی شخصیت‌ها همواره این دقت را داشته‌ام که هیچ قشری به طور کامل سیاه یا سفید نمایش داده نشود.
وی افزود: در آثارم هیچ شخصیت و مهره‌ای بدون دلیل وارد داستان نمی‌شود. هر یک از شخصیت‌ها نماد، کارکرد و مأموریت مشخصی دارند و در مسیر روایت نقشی معین ایفا می‌کنند. به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های شخصیت‌پردازی همین است که هر شخصیت جایگاه و فلسفه حضور خود را در داستان داشته باشد.
نویسنده «تله در تهران» درباره خط اصلی داستان نیز توضیح داد: روایت این رمان از فروردین ۱۴۰۳ آغاز می‌شود و تا آبان همان سال ادامه پیدا می‌کند. داستان پیرامون دختری است که در ابتدای روایت در اعتراضات دانشگاهی حضور دارد، اما به‌تدریج وارد ماجراهایی چندلایه در حوزه‌های امنیتی و عاطفی می‌شود. او در مسیری قرار می‌گیرد که تصور می‌کند در حال خدمت به جبهه انقلاب است، اما در نتیجه فریب خوردن، ناخواسته به همان جریانی که به آن باور دارد آسیب می‌زند.

آریا جوان


ولی‌نژاد با اشاره به پایان‌بندی آثار داستانی خود گفت: علاوه بر داستان‌نویسی، در حوزه خاطره‌نگاری نیز فعالیت دارم و معتقدم خاطرات حوزه دفاع مقدس و مقاومت به اندازه کافی با تلخیِ فقدان و شهادت همراه هستند. به همین دلیل ترجیح می‌دهم در رمان‌ها، تا حد امکان امید و روشنی بیشتری به مخاطب ارائه شود.
وی ادامه داد: بارها هنگام نگارش داستان تصمیم داشته‌ام سرنوشت تلخی برای یکی از شخصیت‌ها رقم بزنم، اما وقتی به پایان اثر رسیده‌ام، نتوانسته‌ام چنین کاری انجام دهم؛ زیرا در طول نگارش با آن شخصیت زندگی کرده‌ام. از همین رو تلاش می‌کنم پایان آثارم با حسی امیدوارکننده همراه باشد.
این نویسنده خاطرنشان کرد: نباید این تصور در جامعه شکل بگیرد که در داستان‌های مذهبی یا مرتبط با مقاومت، هر رابطه عاطفی و عاشقانه‌ای الزاماً باید به شهادت و اندوه ختم شود. از نگاه من، رمان می‌تواند در عین پرداختن به موضوعات جدی، پایانی روشن و امیدبخش نیز داشته باشد و به همین دلیل معمولاً تلاش می‌کنم آثارم با حسی مثبت و آینده‌نگر به پایان برسند.
فضاپردازی در برخی بخش‌ها نیاز به تکمیل دارد
محسن شاهرضایی در این نشست با اشاره به کیفیت روایت و ساختار کتاب گفت: کار در مجموع خوب است و اگر این انسجام شکل نگرفته بود، می‌توانستم مثال‌های بیشتری در نقد اثر بیاورم. اما در وضعیت فعلی، متن از یک منطق درونی و نگاه احساسی برخوردار است و همین موضوع باعث شده کار بر دل بنشیند.
وی افزود: اگر در برخی بخش‌ها گفته می‌شود که می‌توان فضاپردازی را تقویت کرد، منظور صرفاً تکمیل اثر است، نه زیر سؤال بردن کلیت آن. در مجموع، منطق روایت و احساس در اثر به‌درستی کنار هم نشسته و نوعی انسجام کلی در کار دیده می‌شود.
این منتقد ادامه داد: البته در برخی بخش‌ها این احساس ایجاد می‌شود که حوادث مهم به‌صورت فشرده و تا حدی شتاب‌زده روایت شده‌اند؛ گویی قرار بوده اتفاقات بزرگ پشت سر هم بیان شوند. در حالی که می‌شد با انتخاب دو حادثه اصلی یا افزایش حجم روایت، به جزئیات بیشتر پرداخت و فضاپردازی را دقیق‌تر و اثرگذارتر کرد.
شاهرضایی خاطرنشان کرد: در مجموع اثر قابلیت آن را دارد که با پرداخت بیشتر به جزئیات و تعمیق در صحنه‌ها، انسجام روایی و تأثیرگذاری آن بیش از این شود.
موضوع اصلی «تله در تهران» زندگی محیا و تأثیر حوادث بر اوست
فاطمه ولی‌نژاد در ادامه این نشست با اشاره به روند شکل‌گیری داستان «تله در تهران» گفت: قرار بود تمرکز اصلی روایت بر زندگی «محیا» باشد و او در مواجهه با حوادث مختلف دچار تغییر و تأثیر شود؛ اما اصل ماجرا خودِ رخدادها نبود. محیا قرار بود تحت تأثیر حوادثی مانند شهادت شهید رئیسی قرار بگیرد و همین موضوع بهانه‌ای برای شکل‌گیری بحران در زندگی او، از جمله به‌هم خوردن عقدش باشد.
وی افزود: موضوعاتی مانند شهید رئیسی یا شهید امیرعبداللهیان در داستان، در واقع محور مستقل خود را دارند و می‌توان جداگانه به آن‌ها پرداخت. در این اثر، تمرکز من بیشتر بر مسیر شخصیت‌ها و تأثیر حوادث بر زندگی آن‌ها بوده است.
نویسنده «تله در تهران» درباره زاویه دید روایت نیز توضیح داد: من رمانی دیگری نوشته‌ام که بخشی از آن از زبان یک شخصیت مرد روایت می‌شود. در این بخش، طبیعی است که شیوه بیان متفاوت باشد. وقتی روایت از زبان مرد پیش می‌رود، لحن، توصیف‌ها و میزان احساسات کنترل‌شده‌تر است؛ در حالی که روایت زنانه معمولاً جزئیات بیشتری دارد و با نگاه احساسی‌تر و خیال‌پردازانه‌تری همراه می‌شود.
وی ادامه داد: در فرآیند نگارش، طرح اولیه داستان همیشه تا انتها ثابت نمی‌ماند. بارها پیش آمده که در دل روایت و در مواجهه با شخصیت‌ها، مسیر داستان تغییر کرده است؛ زیرا شخصیت‌ها برای من زنده می‌شوند و در نهایت این خودِ داستان است که مسیر را تعیین می‌کند، نه صرفاً طرح اولیه.
ولی‌نژاد با اشاره به یکی از تغییرات مهم در داستان گفت: یکی از صحنه‌های پایانی، مربوط به ماجرای ترور در شرکت و سپر شدن «محیا» برای دکتر امیری بود که از ابتدا به این شکل طراحی نشده بود. در طرح اولیه، قرار بود دو موتورسوار عامل ترور باشند، اما با تغییر روایت، این بخش دگرگون شد؛ چراکه مخاطبان پیش‌تر حدس زده بودند و ادامه همان مسیر دیگر جذابیت نداشت. به همین دلیل، ساختار این بخش تغییر کرد و پایان‌بندی شکل دیگری به خود گرفت.


نظرات شما