يکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

دخترونه پسرونه

یادبودی برای هنرمند فقید/حامد بهداد: بهناز نازی، زنی محکم و شجاع در زندگی و بازیگری بود

یادبودی برای هنرمند فقید/حامد بهداد: بهناز نازی، زنی محکم و شجاع در زندگی و بازیگری بود
آریا جوان - ایرنا / مراسم یادبود بهناز نازی بازیگر فقید تئاتر، سینما و تلویزیون و طراح صحنه و لباس شامگاه شنبه (نهم خرداد) با حضور اتابک نادری مدیرکل هنرهای نمایشی، علیرضا ...
  بزرگنمايي:

آریا جوان - ایرنا / مراسم یادبود بهناز نازی بازیگر فقید تئاتر، سینما و تلویزیون و طراح صحنه و لباس شامگاه شنبه (نهم خرداد) با حضور اتابک نادری مدیرکل هنرهای نمایشی، علیرضا گیلوری مدیرعامل خانه تئاتر، کوروش سلیمانی رئیس مجوعه تئاترشهر، بهرام بدخشانی، رضا کیانیان، ایرج راد، کاظم هژیرآزاد، فرهاد آئیش، مائده طهماسبی، مسعود فروتن، شهرام کرمی، حامد بهداد، مجید قناد، کتانه افشاری نژاد، آرش دادگر، شقایق فراهانی، حسین پارسایی، سیاوش چراغی پور، مسعود کرامتی، بهادر زمانی، سعید ذهنی و جمعی از مسئولان، هنرمندان تئاتر و سینما با اجرای‌ مریم رحیمی در تالار رودکی برگزار شد.
دکور برنامه با چیدمانی از تعدادی صندلی و همچون یک صحنه تئاتر طراحی شده بود که بر روی یکی از صندلی‌ها شمعی برای یادبود هنرمند فقید روشن شده بود و بر روی یک میز، یک تلفن قدیمی قرار داده شده بود.
این برنامه با پخش آیاتی از قرآن کریم و سرود ملی آغاز شد، سپس مریم رحیمی مجری برنامه ضمن خوشامدگویی به مهمانان اظهارداشت: امروز به یاد «بهناز بانو» گردهم آمدیم و به یاد او لبخند می‌زنیم.
بازار
رحیمی در ادامه یادداشت حمیدرضا نعیمی نویسنده و کارگردان تئاتر و از اعضای گروه تئاتر «شایا» را خواند که در اجرای چندین تئاتر با بهناز نازی همکاری داشت. در این یادداشت ضمن مرور نقش‌آفرینی‌های بهناز نازی در آثار مختلف نمایشی، بیان شد که این هنرمند، فخر و اعتبار بازیگری است و همیشه زنده است.
تئاتر برای بهناز نازی بسیار جدی بود
حامد بهداد بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون که در دانشکده هنر و معماری و نیز آموزشگاه حمید سمندریان، همکلاس بهناز نازی بود، در این آیین با اشاره به ویژگی‌های اخلاقی این هنرمند فقید اظهارداشت: صحبت کردن درباره بهناز نازی سخت است. هنوز درگذشت او را باور نکردم و فکر نمی‌کردم این‌ قدر زود از بین ما برود و ما را ترک کند و شکل دیگری از حیات و زندگی را آغاز کند.
وی با مرور خاطرات خود از دوران تحصیل در رشته هنرهای نمایشی گفت: اکثر دوستان ما امروز مشغول به کار هستند و به آنان افتخار می‌کنم. آن نقطه‌های آفرینش و خلاقیت را در سینه‌ همکلاس‌هایم به یاد دارم؛ آن جوانه‌زدن‌ها را یادم هست. تصورم این نبود که تئاتر برای نازی این‌ قدر جدی باشد. ما خیلی وقت‌ها با همکلاس‌ها حرف می‌زدیم؛ برخی رشته‌ نمایش را انتخاب می‌کردند یا دست‌کم آرزویش را در سر داشتند و برایش تلاش می‌کردند. من خودم دوست داشتم وارد سینما شوم.
این بازیگر افزود: گاهی فکر می‌کردم برخی از دوستانم وقتی درباره‌ تئاتر حرف می‌زدند، اغراق می‌کنند. همیشه برایم سؤال بود که مگر می‌شود کسی جذابیت‌های سینما را کنار بگذارد و این‌ قدر درباره‌ تئاتر حرف بزند؟ مگر تئاتر می‌تواند این‌ قدر برای یک نفر جدی باشد؟
بهداد بیان کرد: با اینکه خودم نمایش می‌خواندم و تئاتر و جهان درونی‌اش را دوست داشتم و درکی از آن داشتم، باز هم برایم عجیب بود. فکر می‌کردم هر کدام از دوستان، مسیر خودشان را دارند؛ برخی بیشتر بازیگر بودند. یادم هست گرایش تحصیلی بهناز نازی طراحی صحنه بود. ما همزمان در مدرسه‌ آقای سمندریان هم هنرجو بودیم، استاد سمندریان به بهناز و هنرش علاقه‌مند بود و در خیال من چند روزی است که نازی مهمان سمندریان است.
وی با اشاره به ویژگی‌های بهناز نازی اظهارداشت: او هنرمند بی‌حاشیه بود؛ یعنی بی‌ادعا اما همه‌ جا حاضر. عجیب بود که چطور حضور یک انسان می‌تواند این‌ قدر قوی و شجاع باشد، هر جا که ذهنش تشخیص می‌داد یا شاید براساس یک استعداد خدادادی می‌دانست قدم‌هایش را چطور بردارد.
این بازیگر گفت: خیلی زود رشد همکلاس‌هایم را دیدم؛ برای همین هم بهتر می‌توانستم، هم حسرت بخورم و هم افتخار کنم. شجاعت قدم‌به‌قدم بهناز برایم همیشه مثال‌زدنی بود. در هنر نمایش، وقتی از تو استقبال می‌شود، ممکن است مسیرهای دیگری هم باز شود. در سینما با حاشیه‌هایی همچون شهرت، قرارداد و پول مواجه می‌شویم اما دوستانی دارم از جمله نازی که افتخار رفاقت و دوستی با آنها را داشتم و دارم و نازی انتخاب‌هایش را سنجیده انجام می‌داد. یکی از زیباترین تلاقی‌ها در مسیر کاری‌اش، همکاری و همراهی با حمیدرضا نعیمی بود.
بهداد افزود: نازی برایم حضوری بسیار دوست‌داشتنی داشت. زن محکم و شجاعی در زندگی و بازیگری بود اما در کنار آن استحکام و شجاعت، یک ملاحت و لطافت خاصی هم در خندیدنش بود. از خنده او جمع می‌شکفت.
وی با بیان خاطره‌ای از دوران دانشجویی و همکلاسی بودن با بهناز نازی در سال ۱۳۷۳، اظهارداشت: اولین نمایشی که از او به خاطر دارم، مربوط به همان سال‌هاست، وقتی خبر رفتنش را شنیدم، همان اولین تصویر و همان نمایش کوتاه مدام در ذهنم می‌آمد و می‌رفت. او باید اثری را در قالب یک اتود (تمرین) سه یا چهار دقیقه‌ای به استاد ارائه می‌داد. او در این اثر نقش سه برگ را بازی کرد؛ سه برگی که هر کدام به شکلی در برابر خزان مقاومت می‌کردند.
بهداد بیان کرد: تئاتر، هنر بسیار زیبا و شریفی است. آن‌ همه تمرین، صبوری رنج برای اینکه کاری روی صحنه بیاید و حالا ما با بهناز عزیزی مواجهیم که آن‌ همه نمایش کار کرده است. چون این کار، کار سختی‌ است؛ صبوری می‌خواهد. هر اجرایش، چیزی از روح انسان را می‌گیرد و در عین حال دوباره او را صیقل می‌دهد. اینکه کسی بتواند آن‌ همه نمایش کار کند و همزمان زندگی خصوصی خودش را هم پیش ببرد و اینکه چطور تن به کار بدهد و در زندگی مقاومت کند، برایم همیشه ستودنی بود. او زندگی و کار را زیبا، ظریف و باشکوه پیش برد.
بیش از ۳۰۰ شب با بهناز نازی روی صحنه تئاتر بودم
فرهاد آئیش بازیگر و کارگردان تئاتر نیز در این آیین با گرامیداشت یاد بهناز نازی اظهارداشت: اینکه اکنون دوستان برای یادبودش گردهم آمدند، نشان می‌دهد که او چه جایگاه بزرگی در دل همه داشته است.
وی با اشاره به همکاری‌های خود با بهناز نازی گفت: بیشتر از ۳۰۰ شب در تئاترهای مختلف با بهناز روی صحنه تئاتر بودم. برای اینکه بتوانم روی صحنه بازی کنم، باید به یکسری شرایط و عشقی برسم. دوستان می‌دانند که همیشه در اجرا عاشق می‌شوم. همان تصویری که اکنون بهداد می‌گفت، همان تصویری که بعد از شنیدن خبر مرگش در ذهنش آمد، برای من هم هست اما برایم یک تصویر مشخص‌تر وجود دارد؛ صورت بهناز در تاریکی و روشنایی و با حس خوبی که به او داشتم، می‌توانستم روی صحنه بروم.
آئیش افزود: نازی بازیگر تکنیکی بود، تکنیک بسیار قوی داشت و حساب‌شده کار می‌کرد اما فقط به تکنیک اکتفا نمی‌کرد؛ واقعاً از خودش عبور می‌کرد، چون با عشق پیش می‌رفت. گاهی بازیگری را با هفت وادی عطار مقایسه می‌کنم. گویا بازیگر باید از مراحلی عبور کند تا به جایی برسد که از خودش فراتر برود. بهناز این مسیر را طی می‌کرد. او می‌خواست تئاتر کار کند؛ با خواستن می‌آمد. هر نمایشی را اول می‌خواست، بعد عاشقش می‌شد؛ هم عاشق نقشش می‌شد، هم عاشق پروژه و هم عاشق انسان‌های اطرافش.
این بازیگر تئاتر بیان کرد: بعد از عشق، شناخت و دانش هم بود و این خیلی مهم است. فقط کافی نیست که عشق داشته باشیم. او دانش این کار را هم داشت. از همان ابتدا به دنبال همه ریزه‌کاری‌ها می‌رفت؛ میزانسن‌ها، دیالوگ‌ها، معناها و آن لایه‌های پنهانی که پشت هر نقش و هر اجرا وجود دارد. برخی فکر می‌کنند تئاتر فقط دانش است اما نازی هم دانش و هم عشق را داشت و بعد به مرحله‌ای از بی‌نیازی می‌رسید؛ روی صحنه کاملاً آماده بود، همیشه کاملا و به‌ تمامی آماده بود. تمام اجراهایی که با او داشتیم، به روح بزرگش تکیه می‌کرد.
قدردان بهناز نازی
رویا افشار بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون که در چندین تئاتر تجربه همکاری با بهناز نازی را داشته است، درباره «اسطوره مرگ» سخن گفت و اظهارداشت: می‌خواهم اینجا یادی بکنم از مرگ؛ از اینکه چقدر می‌تواند در زمان مناسب، حضوری زیبا و حتی معناگر داشته باشد. گاهی مرگ، کسی را که باید از آن خودش کند، از زندگی می‌گیرد اما در عین حال، او را در یادها زنده نگه می‌دارد تا لحظه‌ای که ما هم بتوانیم در این دنیا، جایی برای درک این ماندگاری پیدا کنیم.
وی گفت: برخی از انسان‌ها زیبا هستند. برخی درست و برخی را ما جاودانه و ماندگار می‌کنیم. با وجود اینکه دیگر در میان ما نیستند، همچنان به ما درس می‌دهند و چون دنیا بزرگ است، از این جهت هنوز هم می‌شود عشق را به یاد آورد؛ عاشقانه و شیفته‌وار.
افشار افزود: به ساعت‌های تمرین با بهناز نازی و فعالیت‌های او فکر می‌کنم؛ همه‌ آنها خیلی زیبا بود. درک این مساله که در چند ماه چه چیزهایی ممکن است شکل بگیرد، شگفت‌انگیز است. شاید هیچ‌ کس حتی به عنوان یک بازیگر، نتواند کاملا این تجربه را شخصی‌سازی و توصیف کند. نازی بسیار مهربان بود که به ما فرصت می‌داد بفهمیم که بعضی انتخاب‌ها، بعضی وقت‌ها، چطور به انسان اجازه می‌دهند دیگری را عمیق‌تر درک کند.
وی بیان کرد: این رفتن‌ها ناگزیر به فراموشی نمی‌انجامند نه تا وقتی که عزیزانشان و گروهشان باقی است و یادشان در تک‌تک ما زنده است و نه تا آن لحظه که ما هم شاید به آنها بپیوندیم. شاید به همین دلیل است که نوع رفتن او این فرصت را به من داد که معنای رفتنش را بهتر بفهمم؛ اینکه چرا رفتن، با همه تلخی‌اش، گاهی می‌تواند قابل‌ درک و حتی قابل‌ قبول شود. از این جهت، این برایم تجربه‌ای تازه بود. از نازی بسیار ممنونم به خاطر همه چیزهای خوبی که از او یاد گرفتم.
حسرت اجرا نشدن یک نمایش
حمیدرضا نعیمی نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر نیز در این آیین که در تئاترهای مختلف با بهناز نازی همکاری داشت، خطاب به حاضران اظهارداشت: به مهمانی بهناز نازی خیلی خوش آمدید. سعی کردیم این مراسم خیلی سوگواری نباشد؛ امیدوارم همین ‌طور شده باشد. امروز می‌خواستیم با بهناز بخندیم، آواز بشنویم، نمایشنامه بخوانیم، تئاتر ببینیم و روزمان را خوش کنیم. قصد ما سوگواری نبود اما البته حالمان خوب نیست.
وی با اشاره به علاقه‌اش برای اجرای نمایشی درباره تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه با نقش‌آفرینی بهناز نازی گفت: نازی قرار بود در این نمایش به صورت تک‌ نفره بازی کند. نمایش‌های متفاوتی باهم کار کردیم و نوبت به این کار نرسید و سرانجام به نمایش «فردریک» رسیدیم که بهناز نازی در اوج بیماری، این کار را فوق‌العاده بازی کرد؛ نازی در این نمایش، نقشی کمدی اما بسیار سخت داشت. کف پاهای او پس از اجرا زخم می‌شد؛ یک تخت بیرون سالن گذاشته بودیم؛ همین ‌که نازی از صحنه بیرون می‌آمد، همان‌ جا دراز می‌کشید. همکاران با حوله و آب سرد پاهایش را کمپرس می‌کردند و نازی دوباره روی صحنه برمی گشت.
نعیمی افزود: بیماری نازی پیش می‌رفت و او در بیمارستان بستری بود، پس از ملاقات او، با عجله بدون هیچ ویرایشی نمایشنامه «تاج‌السلطنه» را در دو سه روز نوشتم. بعد دوباره بیمارستان رفتم، در صورتی که در خواب مصنوعی بود اما صداها را می‌شنید، به او گفتم نمایش تاج‌السلطنه را نوشتم؛ تمامش کردم. بلند شو و بیا این اثر را اجرا کنیم.
وی که بسیار متاثر شده بود، گفت: نازی رفت و حسرت بازی‌اش در این نمایش به دلم ماند. امشب می‌خواهم برای بهناز، این نمایشنامه را بخوانم. البته بعضی بخش‌هایش هنوز ویرایش نشده است.
نعیمی در ادامه بخش‌هایی از نمایش «تاج‌السلطنه» را خواند.
در ادامه این آیین، خسرو شهراز بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون که همکاری‌های متعددی با بهناز نازی داشته، خاطره خود را از نخستین همکاری‌اش با این بازیگر در قالب یک اثر نمایشی روایت کرد؛ تلفن قدیمی به صدا درآمد، بهناز نازی پشت خط بود و شهراز، خاطرات نخستین همکاری با او را روایت کرد.
عشق نازی به صحنه هیچ ‌وقت کم نشد
همچنین بهرام بدخشانی فیلمبردار پیشکسوت سینما و همسر بهناز نازی در این آیین که بسیار متاثر بود، اظهارداشت: از همه دوستانی که از ۲۶ اردیبهشت تاکنون کنار ما بودند، سپاسگزارم. بهناز عاشق صحنه و نفس تماشاگر بود. ما کار را با سینما باهم شروع کردیم، بعد او به تئاتر ملحق شد؛ هر چند مسیرهایمان جدا شد اما عشق او به صحنه هیچ‌ وقت کم نشد.
وی گفت: کمتر بازیگری دیده بودم که این ‌طور با اجرا زندگی کند. برخی از بازیگران سینما یک نقش را ایفا می‌کنند، خداحافظی می‌کنند و تمام، نمی‌دانیم فردا یا هفته بعد هستند یا نه اما در صحنه نمایش این روند متفاوت است، در تئاتر همه چیز زنده است و انسان‌هایی که برای دیدن اثر نمایشی می‌آیند، حضورشان واقعی و ماندگار است.
در بخش پایانی برنامه، باز هم تلفن قدیمی به صدا درآمد، حمیدرضا نعیمی خطاب به حاضران گفت: بهناز پشت خط است. او را فراموش نکنید. انسان‌ها خیلی مهم هستند، همدیگر را فراموش نکنیم. خیلی ممنون که هستید. خدا همه شما را برای ما، عزیزانتان و ایران حفظ کند. خیلی ممنونم.
اجرای گروه موسیقی با همراهی سحر و سیاوش لطفی و نوازندگی پیانو علیرضا کریمی، نوازندگی کمانچه سامر حبیبی، خواندن یادداشت شکرخدا گودرزی نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر توسط مریم رحیمی برای یادبود بهناز نازی، اجرای پرفورمنس اثری از محسن حسینی، پخش تصاویری از حضور بهناز نازی در نمایش‌های گوناگون و فیلم‌هایی از نقش‌آفرینی او در نمایش‌های «سقراط» و «ترور» از دیگر بخش‌های این آیین بود که به همت گروه تئاتر «شایا» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی و با حمایت بنیاد فرهنگی هنری رودکی و اداه کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.
به گزارش ایرنا، بهناز نازی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و طراح صحنه و لباس، ۲۶ اردیبهشت امسال پس از یک دوره مبارزه با بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت. پیکر وی ۲۸ اردیبهشت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.
این هنرمند متولد ۱۳۴۶ بود. نازی فعالیت خود را از سال ۱۳۷۴ در حوزه تئاتر آغاز کرد، ایفای نقش در نمایش‌های «گمسار» به کارگردانی شهرام کرمی، «روزگاری برای بودن»، «دختری با شنل ارغوانی»، «مکبث»، «سقراط»، «فردریک» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، «آژاکس»، «کالون و قیام کاتسیلون» به کارگردانی آرش دادگر، «محبوبه‌ها» به کارگردانی ژاله صامتی، ایفای نقش در مجموعه‌های تلویزیونی «سفر به چزابه» به کارگردانی رسول ملاقلی‌پور، «پزشکان» به کارگردانی مسعود کرامتی، «سیاه، سفید، خاکستری» به کارگردانی سیامک شایقی، «ازازیل» و «جیران» (نمایش خانگی) به کارگردانی حسن فتحی و فیلم‌های سینمایی «مادرم گیسو»، «شراره» به کارگردانی سیامک شایقی و «دلم می‌خواد» به کارگردانی بهمن فرمان آرا از سوابق بهناز نازی بود.
او طراحی صحنه و لباس نمایش‌های «روزنه» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، «روزگار طولانی تنهایی» به کارگردانی شهرام کرمی و «انتظار با بوی نرگس» به کارگردانی عباس غفاری و کارگردانی نمایش «گابریل»(سال ۱۳۹۸) را برعهده داشت.
همچنین دریافت جایزه دوم بازیگری از جشنواره دانشگاه آزاد بوشهر برای بازی در نمایش «گمه‌سار»، جایزه دوم طراحی صحنه و لباس از جشنواره استانی تهران برای طراحی صحنه نمایش «روزنه» و «روزگار طولانی تنهایی»، سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس از جشنواره فیلم فجر برای طراحی صحنه فیلم «هیوا» به کارگردانی رسول ملاقلی‌پور و کسب رتبه سوم بازیگری از جشنواره سراسری دانشجویی برای بازی در نمایش «روزگاری برای بودن» از افتخارات این هنرمند بود.


نظرات شما