سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

اندیشه

ادبیات چگونه تجربه‌های تاریخی را در قالب روایت بازآفرینی می‌کند؟

ادبیات چگونه تجربه‌های تاریخی را در قالب روایت بازآفرینی می‌کند؟
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

یادداشت مهمان، آزاده جهان احمدی، نویسنده: جلسه «آزمونِ متن، مواجهه‌ روایت و واقعه» از چند جهت واجد اهمیت بود. نخست آنکه به نظر می‌رسد این جنس و صورت از گفتگو درباره کتاب و ادبیات برای اولین بار در ایران برگزار می‌شود قالبی از گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای میان دو نویسنده و پژوهشگر درباره آثارشان برگزار می‌شد؛ قالبی که در دانشگاه‌ها و محافل علوم انسانی جهان سابقه‌ای طولانی دارد و بر گفت‌وگو میان دیدگاه‌های مختلف درباره یک موضوع مشترک استوار است. این نکته در گزارش قبلی می‌تواند به‌عنوان یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز جلسه برجسته شود:
گفت‌وگوی میان نظریه و روایت
یکی از ویژگی‌های متمایز این نشست، فراتر رفتن از الگوی رایج جلسات نقد کتاب بود. معمولاً در چنین نشست‌هایی یک کتاب توسط منتقدان یا پژوهشگران بررسی می‌شود، یا دو کتاب هم‌سنخ و هم‌موضوع در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. اما در این جلسه وضعیت متفاوت بود؛ زیرا موضوع گفت‌وگو دو اثری بودند که در نگاه نخست هیچ نسبت مستقیمی با یکدیگر نداشتند.
از یک سو کتابی نظری قرار داشت که می‌کوشید مفاهیم بنیادین روایت، واقعیت و ادبیات واقعیت‌محور را تبیین کند و چارچوبی مفهومی برای فهم این حوزه ارائه دهد. از سوی دیگر رمانی تاریخی قرار داشت که به واقعه‌ای مشخص از تاریخ معاصر ایران می‌پرداخت و در ظاهر اثری خلاقه و روایی محسوب می‌شد، نه نظری.
اهمیت جلسه دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شد. گفت‌وگو نشان داد که میان نظریه روایت و عمل روایت‌نویسی رابطه‌ای عمیق و دوسویه وجود دارد. مفاهیمی که در کتاب نظری مطرح شده بودند، در فرآیند شکل‌گیری رمان تاریخی مصداق پیدا می‌کردند و در مقابل، تجربه عملی نویسنده رمان نیز امکان آزمودن و حتی بازاندیشی برخی از آن مفاهیم نظری را فراهم می‌ساخت.
در خلال این گفت‌وگو به تدریج روشن شد که هر دو کتاب، علی‌رغم تفاوت ظاهری در فرم و موضوع، حول یک مسئله مشترک شکل گرفته‌اند: نسبت انسان با واقعیت. کتاب نظری می‌کوشد توضیح دهد که واقعیت چگونه به روایت تبدیل می‌شود و چه شرایطی برای فهم و بازنمایی آن لازم است؛ رمان نیز در عمل نشان می‌دهد که یک نویسنده چگونه از خلال اسناد، خاطرات، جزئیات تاریخی و تجربه زیسته شخصیت‌ها به کشف ساختارهای پنهان واقعیت دست می‌یابد.
به این ترتیب، جلسه صرفاً نقد دو کتاب نبود به صحنه‌ای برای آشکار شدن افق‌های معنایی مشترک میان دو ساحت متفاوت تبدیل شد؛ ساحت نظریه و ساحت آفرینش ادبی. در این مواجهه، نظریه از حالت انتزاعی خارج می‌شد و در تجربه روایی عینیت می‌یافت و رمان نیز از سطح یک اثر داستانی فراتر می‌رفت و به میدان تأملی نظری درباره حقیقت، تاریخ، روایت و فهم واقعیت تبدیل می‌شد.
شاید به همین دلیل برگزارکنندگان و حاضران از این نشست به‌عنوان تجربه‌ای تازه یاد کردند. تازگی آن نه در کنار هم نشاندن دو نویسنده، در ایجاد فضایی بود که در آن دو کتاب ظاهراً نامرتبط، از خلال گفت‌وگو، نسبت‌های پنهان خود را آشکار می‌کردند و معنایی تازه در منطقه مشترک میان نظریه و روایت پدید می‌آوردند؛ منطقه‌ای که نه کاملاً متعلق به نقد ادبی است، نه صرفاً به نظریه‌پردازی علوم انسانی و نه فقط به رمان‌نویسی، بلکه حاصل برخورد و گفت‌وگوی این سه ساحت با یکدیگر است.
دومین ویژگی جلسه، تمرکز آن بر مسئله «روایت» و «ادبیات واقعیت‌محور» بود؛ حوزه‌ای که در سال‌های اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده اما به اعتقاد سخنرانان این جلسه، همچنان از فقر نظری و آشفتگی مفهومی رنج می‌برد. محور اصلی بحث، کتابی بود که به‌زعم نویسنده آن، نخستین تلاش جدی برای تبیین مفهوم روایت و مصادیق آن متناسب با فرهنگ و ادبیات ایران محسوب می‌شود. یعنی کتاب «ناداستان یا روایت؟ معنای پنهان یک واژه».

آریا جوان


اهمیت نظری پرداختن به واقعیت
در ابتدای جلسه محمد قائم خانی تأکید کرد که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب، صرفِ پرداختن نظری به مسئله واقعیت است. از دیدگاه او در فضای فرهنگی ایران نوعی تلقی ساده‌انگارانه نسبت به واقعیت شکل گرفته است. بسیاری گمان می‌کنند واقعیت امری بدیهی است و نیازی به مفهوم‌پردازی، تحلیل نظری یا تأمل فلسفی ندارد.
این نگرش موجب شده که بخش مهمی از ظرفیت‌های ادبیات واقعیت‌محور نادیده گرفته شود. او معتقد بود در چند دهه گذشته، نوعی روند «سیاست‌زدایی از روایت» و «سیاست‌زدایی از واقعیت» در برخی محافل ادبی شکل گرفته که نتیجه آن، کم‌اهمیت جلوه دادن نقش روایت در فهم جهان اجتماعی بوده است.
از این منظر، نفسِ انتشار کتابی چندصدصفحه‌ای درباره واقعیت و روایت، اتفاقی فرهنگی محسوب می‌شود؛ زیرا نشان می‌دهد واقعیت امری پیچیده، چندلایه و نیازمند تأمل نظری است.
بحران فهم روایت در ایران
یکی از محورهای اصلی جلسه، نقد تلقی رایج از روایت بود. در فضای فرهنگی ایران غالباً تصور می‌شود هر فردی صرفاً به دلیل داشتن تجربه زیسته، قادر به نوشتن روایت است. به بیان دیگر، زندگی کردن با روایت نوشتن اشتباه گرفته می‌شود.
برای توضیح این مسئله مثال‌هایی از آثار منتشرشده می‌توان در حوزه خاطره‌نگاری و روایت شخصی آورد و نشان داد که بسیاری از این آثار صرفاً ثبت خاطره‌اند، نه روایت. تفاوت اساسی میان خاطره و روایت در میزان درک فرد از موقعیت خود در جهان نهفته است.
انسانی که هنوز نتوانسته نسبت خود را با گذشته، حال و آینده روشن کند، صرفاً می‌تواند قطعاتی از واقعیت را بازگو کند، اما قادر به تولید روایت نخواهد بود. روایت زمانی شکل می‌گیرد که فرد بتواند از خود فاصله بگیرد و جایگاه خویش را در بستر گسترده‌تر زندگی و تاریخ تشخیص دهد.
بسیاری از انسان‌ها در «آکواریوم» زندگی می‌کنند اما آن را «اقیانوس» می‌پندارند. روایت زمانی ممکن می‌شود که فرد محدودیت آکواریوم را تشخیص دهد و افق وسیع‌تری را ببیند.
دشواری نوشتن از واقعیت
یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در جلسه، دشوارتر بودن نوشتن از واقعیت نسبت به نوشتن داستان تخیلی بود. در داستان تخیلی، نویسنده خالق جهان داستان است. او قوانین جهان را تعیین می‌کند و شخصیت‌ها در محدوده طراحی او حرکت می‌کنند. اما در روایت واقعیت‌محور، نویسنده با جهانی روبه‌روست که پیش از او وجود داشته و مستقل از اراده او عمل می‌کند.
در اینجا نویسنده نه خالق جهان، بلکه کاشف آن است. او باید روابط، نیروها، تضادها و ساختارهای پنهان واقعیت را کشف کند و در قالب روایت بازنمایی نماید.
از این رو، ادبیات واقعیت‌محور صرفاً ثبت رخدادها نیست، بلکه تلاشی برای فهم ساختارهای درونی واقعیت است.

آریا جوان


ضرورت نظم مفهومی و واژگانی
بخش دیگری از گفت‌وگو به مسئله آشفتگی مفهومی در ادبیات معاصر اختصاص داشت. در این بخش محمد قائم خانی به‌صراحت اعلام کرد که با اصطلاح «ناداستان» موافق نیست و آن را واژه‌ای مبهم و شلخته می‌داند. از نگاه او، این اصطلاح ترجمه‌ای مکانیکی از مفهوم غربی Non-fiction است که بدون توجه به سنت زبانی و فکری فارسی وارد ادبیات ایران شده است.
او معتقد بود مفهوم «داستان» در سنت کلاسیک فارسی بسیار گسترده‌تر از معنای امروزی آن بوده است. در آثار کلاسیکی چون شاهنامه، داستان لزوماً به معنای خیال‌پردازی نیست، بلکه با حقیقت، معرفت و تجربه انسانی پیوند دارد.
بر همین اساس، وی پیشنهاد کرد به جای اصطلاح ناداستان از تعابیری چون «ادبیات واقعیت‌محور»، «ادبیات واقعیت‌گرا» یا «روایت واقعیت‌گرا» استفاده شود؛ اصطلاحاتی که هم دقیق‌ترند و هم با سنت فکری و زبانی فارسی سازگاری بیشتری دارند.
خطر تبدیل مفاهیم نظری به ژست فرهنگی
او در ادامه جلسه هشدار داد که مفاهیم نظری جدید نیز ممکن است سرنوشتی مشابه مفاهیم پیشین پیدا کنند. در دهه‌های گذشته برخی مفاهیم ادبی مانند فردیت، فرم یا تجربه شخصی به‌تدریج به ژست‌های فرهنگی تبدیل شدند؛ به گونه‌ای که بسیاری از نویسندگان تصور کردند صرف پرداختن به تجربه شخصی، اثری ارزشمند تولید کرده‌اند.
از دید او، مفاهیمی چون «برش عمیق»، «لبه واقعیت» یا «حق واقعیت» نیز ممکن است دچار همین سرنوشت شوند؛ یعنی به برچسب‌هایی تبدیل شوند که نویسندگان بدون فهم عمیق آن‌ها به کار می‌برند.
بنابراین اهمیت اصلی کتاب نه در ارائه اصطلاحات جدید، بلکه در دعوت به تأمل جدی درباره واقعیت است.
روایت و تاریخ؛ از نظریه تا رمان
در بخش دوم جلسه، بحث به رمان «بوسه آذر» کشیده شد؛ اثری که به وقایع اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ می‌پردازد. نویسنده اثر توضیح داد که نگارش این رمان حاصل پژوهشی گسترده درباره رخدادهای آن دوره بوده است. به گفته او، نقطه آغاز کار، مواجهه با روایت‌های رایج درباره اشغال سفارت آمریکا بود؛ روایت‌هایی که اغلب این رخداد را اقدامی هیجانی، احساسی یا صرفاً ابزاری برای حذف دولت موقت معرفی می‌کنند.
اما بررسی منابع تاریخی و خاطرات دانشجویان مشارکت‌کننده در این واقعه، تصویری پیچیده‌تر را آشکار کرده است.
نقش روایت‌های مسلط در فهم تاریخ
یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در این بخش، تأثیر روایت‌های مسلط بر درک عمومی از تاریخ بود. نویسنده کتاب توضیح داد که در بسیاری موارد، اختلاف اصلی میان افراد نه در موضع‌گیری سیاسی، بلکه در پذیرش یک روایت خاص از گذشته است.
او به نمونه‌هایی اشاره کرد که در آن افراد با وجود اختلاف نظر درباره درستی یا نادرستی اشغال سفارت، همگی روایت واحدی را درباره انگیزه‌ها و زمینه‌های آن پذیرفته‌اند. به اعتقاد او، این نشان می‌دهد که روایت‌ها می‌توانند بر ادراک تاریخی جامعه سلطه پیدا کنند و حتی مخالفان یکدیگر نیز ناخواسته درون یک چارچوب روایی مشترک بیندیشند.
بازگشت به کودتای ۲۸ مرداد
در جریان پژوهش برای رمان، نویسنده متوجه شد که بسیاری از دانشجویان طراح اشغال سفارت، دائماً به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ارجاع می‌دهند.
این موضوع او را به مطالعه گسترده درباره کودتای ۲۸ مرداد واداشت. نتیجه این مطالعات آن بود که بخش مهمی از نگرانی‌های دانشجویان در سال ۱۳۵۸ از ترس تکرار تجربه ۱۳۳۲ ناشی می‌شد. به باور او، بدون فهم این زمینه تاریخی نمی‌توان منطق کنش دانشجویان را درک کرد.
او همچنین تأکید کرد که هنوز روایت منسجم و جامعی از کودتای ۲۸ مرداد در فضای فکری ایران شکل نگرفته و این خلأ همچنان پابرجاست.
کشف ساختار روایت در دل واقعیت
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای پژوهش برای نویسنده، کشف این نکته بود که ساختار روایت در خود واقعیت وجود دارد. او توضیح داد که هنگام مطالعه اسناد و خاطرات، متوجه شد بسیاری از عناصر روایی که نویسندگان داستان برای خلق آن‌ها تلاش می‌کنند، در خود واقعیت حاضرند.
تضادها، بحران‌ها، انتخاب‌ها، نقاط عطف، شخصیت‌ها و بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، همگی در دل واقعیت وجود دارند. مشکل از آنجا ناشی می‌شود که اسناد تاریخی قادر به انتقال تمام این پیچیدگی‌ها نیستند.
به همین دلیل، نویسنده معتقد است کار روایت‌نویس نه خلق ساختار از هیچ، بلکه کشف ساختار پنهان واقعیت است.
شخصیت‌پردازی در رمان تاریخی
در ادامه، درباره شکل‌گیری شخصیت‌های اصلی رمان نیز توضیحاتی ارائه شد. محمدقائم خانی، نویسنده اثر تأکید کرد که هنگام آغاز پژوهش، هیچ طرح از پیش تعیین‌شده‌ای برای شخصیت‌ها یا پیرنگ نداشته است. شخصیت‌های اصلی در جریان مطالعه اسناد، خاطرات و جزئیات تاریخی به تدریج شکل گرفته‌اند.
او معتقد بود در رمان تاریخی، تحمیل یک طرح از پیش ساخته‌شده به واقعیت می‌تواند به تحریف واقعیت منجر شود. در مقابل، پژوهش عمیق و مواجهه مستمر با جزئیات تاریخی امکان کشف مسیر طبیعی روایت را فراهم می‌کند.
مفهوم بزنگاه در روایت
در بخش پایانی جلسه، بحث به مفهوم «بزنگاه» رسید. از نگاه سخنرانان، واقعیت سرشار از لحظات تعیین‌کننده‌ای است که انسان در آن‌ها ناگزیر به انتخاب می‌شود. این لحظات همان نقاطی هستند که روایت در آن‌ها شکل می‌گیرد.
درام نیز در اصل چیزی جز مواجهه انسان با چنین بزنگاه‌هایی نیست. اهمیت روایت در این است که بتواند این لحظات را آشکار کند و نشان دهد چگونه تصمیم‌های انسانی در شرایط خاص مسیر زندگی فردی و جمعی را تغییر می‌دهند.
مهم‌ترین دستاورد این جلسه را می‌توان تأکید دوباره بر ضرورت بازاندیشی در مفهوم روایت دانست. سخنرانان بر این باور بودند که ادبیات واقعیت‌محور نه شاخه‌ای فرعی از ادبیات، بلکه عرصه‌ای بنیادین برای فهم انسان، جامعه و تاریخ است.
در این نگاه، روایت صرفاً تکنیکی ادبی نیست؛ بلکه شیوه‌ای برای شناخت واقعیت محسوب می‌شود. به همین دلیل، نوشتن روایت نیازمند خودآگاهی، پژوهش عمیق، نظم مفهومی و توانایی کشف ساختارهای پنهان واقعیت است.
جلسه همچنین نشان داد که بسیاری از مناقشات سیاسی، تاریخی و فرهنگی در نهایت به مناقشات روایی بازمی‌گردند؛ یعنی به شیوه‌ای که ما رخدادها را روایت می‌کنیم و از خلال روایت به آن‌ها معنا می‌دهیم.
از این منظر، هم کتاب نظری مورد بحث و هم رمان «بوسه آذر» تلاشی برای بازگرداندن روایت به جایگاه مرکزی آن در فهم واقعیت و تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آیند.

آریا جوان


رونمایی از «دولت‌شهر تنها» و تأملی بر تنهایی ایران
در پایان نشست، از کتاب «دولت‌شهر تنها» نوشته محمدقائم خانی رونمایی شد؛ مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه که به گفته نویسنده، در دوره‌های مختلف زندگی او نوشته شده‌اند و با وجود تفاوت‌های زمانی و مضمونی، همگی حول یک دغدغه مشترک شکل گرفته‌اند: اندیشیدن به ایران و نسبت آن با جهان پیرامون.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «دولت شهر تنها» چندلایگی داستان‌هاست؛ داستان‌هایی که در سطح نخست ممکن است روایت‌هایی مستقل به نظر برسند، اما در لایه‌های عمیق‌تر به پرسش‌هایی تاریخی، هویتی و تمدنی درباره ایران گره می‌خورند.
محمدقائم خانی نیز در توضیح شکل‌گیری کتاب بیان کرد که این داستان‌ها در یک پروژه از پیش طراحی‌شده نوشته نشده‌اند، بلکه حاصل سال‌ها نوشتن و اندیشیدن بوده‌اند. با این حال، هنگامی که مجموعه در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، برای خود او نیز روشن شده که رشته‌ای پنهان میان آن‌ها وجود دارد. در تمام این سال‌ها یک مسئله همواره ذهنش را مشغول کرده است: «تنهایی ایران».
خانی توضیح داد که بسیاری از شخصیت‌ها، موقعیت‌ها و کشمکش‌های داستانی کتاب، به نحوی بازتاب همین دغدغه‌اند؛ دغدغه کشوری که در بزنگاه‌های تاریخی بارها خود را در وضعیتی تنها، محاصره‌شده یا ناگزیر از اتکا به خویش یافته است.
پیشنهاد من این است که مخاطبانی که به خواندن «دولت شهر تنها» علاقه‌مند شده‌اند، برای تکمیل افق فکری مطرح‌شده در این اثر، دو کتاب مهم دیگر را نیز مطالعه کنند: کتاب «تنهایی استراتژیک ایران» نوشته دکتر محی‌الدین مصباحی و کتاب The Dispensable Nation (منتشرشده در فارسی با عنوان «بر لبه تنهایی») نوشته Vali Nasr.
مطالعه این آثار در کنار «دولت شهر تنها» امکان مشاهده یک مسئله مشترک از دو منظر متفاوت را فراهم می‌کند؛ از یک سو منظر ادبی و روایی و از سوی دیگر منظر ژئوپلیتیک و راهبردی. اگر در آثار نظری و سیاسی، تنهایی ایران به مثابه یک وضعیت تاریخی و استراتژیک تحلیل می‌شود، در داستان‌های «دولت شهر تنها» این وضعیت در قالب تجربه‌های انسانی، شخصیت‌ها، روابط و موقعیت‌های روایی بازتاب پیدا می‌کند.
از این منظر، نباید به رونمایی «دولت شهر تنها» صرفاً به عنوان یک برنامه جانبی در پایان نشست نگاه کرد. در واقع این رونمایی امتداد طبیعی گفت‌وگوهای جلسه به شمار می‌رفت؛ گفت‌وگوهایی که از نسبت روایت و واقعیت آغاز شده بودند و در نهایت به این پرسش رسیدند که چگونه ادبیات می‌تواند تجربه‌های تاریخی و سرنوشت‌های جمعی یک ملت را در قالب روایت بازآفرینی کند


نظرات شما