دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

اندیشه

کارآگاهی در دل یک بازی مرگبار

کارآگاهی در دل یک بازی مرگبار
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

به گزارش خبرنگار مهر، چندسالی است که به سراغ هر رسانه‌ای می‌رویم برنامه‌ای با محوریت بازی «مافیا» در آن پخش می‌شود: از پلتفرم‌های اینترنتی گرفته تا حتی صداوسیما. این بازی به میان مردم نیز آمده و در جمع‌های دوستانه و خانوادگی اجرا می‌شود و ساعات سرگرم‌کننده‌ای را برای آن‌ها رقم می‌زند.
ادبیات نیز از مافیا خالی نماند. مهرداد صدقی، نویسنده آثار پرفروشی همچون «آب‌نبات هل‌دار» در داستان جدید خود به سراغ این بازی رفته و سعی کرده ویژگی‌های سرگرم‌کننده آن مانند کشش و هیجان و ماهیت ماجراجویانه‌اش را در رمان خود بگنجاند تا مخاطبش را درگیر قصه کند.
کتاب «شب‌های مافیا» اثری است که انتشارات قدیانی برای مخاطب جوان و بزرگ‌سال منتشر کرده است. این داستان که در فضای ماجراجویی و جنایی نوشته شده است، درباره پسری جوان به نام مانی است که ناگهان خود را درگیر یک بازی مافیا می‌بیند. او به‌صورت تصادفی در یک کافه با گروهی آشنا می‌شود که می‌خواهند مافیا بازی کنند و به دلیل اینکه یک نفر از اعضا انصراف داده، تصمیم می‌گیرد به‌جای او بازی کند؛ اما این بازی یک بازی مافیای عادی نیست. انگار نقشه‌هایی خطرناک برای بازیکنان کشیده شده است. قوانین بازی واقعی شده‌اند. هرکس که در بازی با دستور مافیا در شب کشته شود یا توسط شهروندان در روز از بازی خارج شود، کشته می‌شود؛ واقعا کشته می‌شود.
بازیکنان با دیدن تصاویر جسد بازیکنان کشته‌شده هر روز خود را در خطر بیشتری می‌بینند و به یکدیگر بیشتر مشکوک می‌شوند. شک و حدس و گمان‌ها زندگی آن‌ها را مختل کرده و از سایه خود نیز می‌ترسند. مانی بیش از بقیه به این بازی و گردانندگان آن مشکوک می‌شود. او که نقش کارآگاه را در بازی دارد، تصمیم می‌گیرد واقعا کارآگاه‌بازی دربیاورد و راز بازی را کشف کند؛ اما این مسیر برای او بی‌خطر نیست.
داستان «شب‌های مافیا» به دلیل قلم روان مهرداد صدقی و ماهیت خودِ بازی مافیا که پرکشش، هیجان‌انگیز و پر از ماجراست، جذاب و خواندنی است و مخاطب را با خود همراه می‌کند.
در بخشی از متن این کتاب می‌خوانیم:
مانی با ترس و لرز به اطراف نگاه کرد. همه‌ی رهگذران و ماشین‌ها مثل یک روز عادی به نظر می‌رسیدند اما حتم داشت در میان یکی از آن رهگذرها یا یکی از آن ماشین‌ها، کسی او را زیر نظر دارد. مأمور پلیس نگاهی به مانی انداخت اما مانی بدون اینکه چیزی بگوید، راه خود را کج کرد و از حرف‌زدن با پلیس پشیمان شد. نه اینکه نخواهد، نه اینکه خطر را به جان نپذیرد، بلکه از این ترسید آن جمله‌ی «به فکر عواقب کار خود باشید» فراتر از مجازات خود او باشد و دوستان یا خانواده‌اش را هم درگیر کند.
کم‌کم داشت غروب می‌شد و مانی هنوز نتیجه‌ای نگرفته بود. دلش می‌خواست با کسی حرف بزند اما به هیچ‌کس اعتماد نداشت. برای لحظه‌ای ایستاد. دیگر نمی‌توانست طاقت بیاورد. گوشی‌اش را درآورد و شماره‌ی دوستش را گرفت.
«سلام سینا. می‌گم... من فردا هم دانشگاه نمی‌آم. می‌شه یک جا ببینمت؟»
«سلام. آره، چطور؟»
«حس می‌کنم باید با یکی حرف بزنم؛ یکی که به‌اش اعتماد داشته باشم. ماجرایی پیش اومده. دارم دیوونه می‌شم.»
انتشارات قدیانی، کتاب «شب‌های مافیا» به نویسندگی مهرداد صدقی را در 144 صفحه و بهای 170 هزار تومان برای مخاطب جوان و بزرگ‌سال منتشر کرده است.


نظرات شما