آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، همه موجودات دنیا ارزش و اهمیت آب را میدانند؛ اما شاید فقط این انسانها هستند که در بسیاری از اوقات خود را به ندانستن میزنند و ترجیح میدهند احساس شادی یا خشم و ناراحتی و حتی بیحوصلگی خود را با آب تقسیم کنند یا برطرف کنند. آنها زیر دوش حمام یا موقع شستن وسایل مثل فرش و ماشین دوست دارند آب، زیاد و مداوم باز باشد. غافل از اینکه این مصرف بیرویه، زمین، موجودات روی زمین و حتی خود فرد اسرافکننده را به چه دردسر بزرگی دچار میکند.
کمبود آب باعث زیانهای بسیاری میشود؛ از خشکسالی گسترده زمین گرفته که موجب خشکشدن دریاچهها و رودها میشود تا قطعی مداوم آب مصرفیِ خانوادهها. احتمالا در سالهای گذشته با این وضعیت روبهرو شده یا اخبارش را شنیدهاید. پس امروز که متجاوزان به خاک این سرزمین نیز هجوم آورده و آسیبهایی به بخشهای مختلف صنعتی زدهاند و با حملات خود باعث قطعی آب شیرین مصرفی بخشی از جنوب کشور شدند، بیش از گذشته اهمیتِ صرفهجویی در آب برایمان روشن میشود. اما چطور میتوانیم این اهمیت را به کودکان بیاموزیم تا آنها هم در این کار مشارکت کنند و با این تفکر تربیت و بزرگ شوند؟ کتابها و داستانها ما را راهنمایی میکنند.
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مجموعهکتابی با عنوان «داستانهای غولی» به قلم عباس قدیرمحسنی با تصویرگری سمائه شریفی تولید و منتشر کرده است که به اهمیت آب و ضرورت صرفهجویی آن میپردازد.
داستانهای این مجموعه «غول بَدخواب»، «جنگلی که غول داشت»، «غول تشنه» و «غول آرزوها» نام دارد. هر یک از این کتابها با وجود پیام و درونمایه یکسان اما داستان مستقلی دارد.
«غول بَدخواب»
این کتاب درباره غولی است که در آسمانها زندگی میکند و روزهای خوب و خوشی دارد اما شبهایش بد است؛ چون نمیتواند خوب بخوابد و همیشه بدخواب است. او تصمیم میگیرد برای خودش تشک نرمی فراهم کند چون فهمیده این تشک نرم، خوابآور است و چاره بدخوابی او. غول داستان همه ابرهای دنیا را یکجا جمع میکند و تشک فوقالعادهای برای خودش درست میکند و میخوابد. او به خواب عمیقی فرو میرود؛ طوری که نبود هیچ ابری در آسمان باعث خشکسالی در زمین میشود و مردم سالهای زیادی درگیر بیآبی میشوند. ننهپیره که انسان دانایی است، خواب غول را میبیند و میفهمد که علت نباریدن باران چیست. او باید از دانشش استفاده و فکر چارهای کند.
«جنگلی که غول داشت»
این کتاب درباره غولی است که در جنگل زندگی میکند. او وقتی یک نینی غول بود خود را در جنگل دید. جنگل او را بزرگ کرد و تبدیل شد به یک غول بزرگ و قوی و باهوش. غول و جنگل و حیواناتش زندگی آرام و شادی در کنار هم داشتند تا اینکه دیدند آب رودخانه هر روز کمتر میشود و درنهایت در بهار، رودخانه دیگر آبی نداشت و ناگهان جنگل بهاری به جنگل پاییزی تبدیل شد. غول از این وضعیت بسیار ناراحت بود. او باید برای جنگل کاری میکرد. تصمیم گرفت از جنگل بیرون برود تا راه چاره را پیدا کند. او بیرون از جنگل با آدمها روبهرو شد؛ کسانی که با ماشینها و ابزارشان درختها را میبریدند و راه رودخانه را میبستند و آب را بهسمت فعالیتهای خودشان میبردند مثل ساختوساز آپارتمان و دریاچه کوچکی برای قایقسواری. غول باید کاری میکرد تا جنگل از بین نرود و آدمها هم دست از سر آب جنگل بردارند. اما چه کاری؟
«غول تشنه»
این کتاب درباره غولی است که در اقیانوس زندگی میکند البته زندگی که نه، درواقع غولی که در یک بطری کوچک شیشهای در اقیانوس قرار دارد و خوابیده است. این غول با کنجکاوی مرغهای دریایی از بطری بیرون میآید و تبدیل میشود به یک غول خیلی بزرگ. بدن او شبیه به ماهی است. او که بسیار تشنه بود از آب اقیانوس خورد و در جزیرهای خوابید. آب اقیانوس بسیار کم شد چون نیمی از آن را غول خورده بود. اختاپوس پیر از زیر اقیانوس بیرون آمد و نگرانی حیوانات دریا را دید. حل این مشکل فقط به دست او بود. باید غولِ آبخوار را دوباره به بطری برمیگرداند؛ اما چطوری؟
«غول آرزوها»
این کتاب درباره یک غول چراغ جادوست. او در بیابان زندگی میکند داخل یک چراغ جادو. باد با لمس چراغ جادو، غول را از آن بیرون میآورد. غول میبیند که همهجا بیابان است و هیچ درخت و سرسبزیای وجود ندارد. او تبدیل شد به غول بیابان: یک غول تشنه و گرسنه و خسته. آنقدر زندگی برایش سخت شد که تصمیم گرفت خودش آرزویی کند اما در این صورت تا همیشه در چراغ جادو میماند و دیگر نمیتوانست آرزوی کسی دیگر را برآورده کند. اما شرایط بسیار بد بود و باید کاری برای بیابان میکرد. او آرزو کرد و رفت داخل چراغ جادو. همهجا پر از باران شد، سرسبزی آمد اما باران بند نمیآمد. حالا غول باید کاری میکرد پرآبی برطرف شود اما نمیتوانست از چراغ جادو بیرون بیاید. کسی باید کاری میکرد.
مجموعهکتاب «داستانهای غولی» نثر روان و خوشخوانی دارد. فضاسازی داستانها به سبک قدیمی است و تصویرگری کتابها نیز به همین صورت انجام شده است. متن و تصاویر ماهیت ایرانی داستانها را به خواننده نشان میدهند. نویسنده سعی کرده است داستانهایی با سبک و لحن ایرانی بنویسد تا کودکان با سبک قصههای گذشته نیز آشنا شوند.
کلمات این داستانها ساده و نوع قصهگویی آنها برای فهم کودکان مناسب است. این مجموعهکتاب برای گروه سنی «نوخوان» یعنی کودکان بالای هفت سال نوشته شده است؛ کودکانی که در بهترین سن یادگیری آموزههای اخلاقی و ارزشهای انسانی هستند. همچنین، هر یک از داستانهای این مجموعه که کاری از مرکز تجربیات هنری و ایدههای نو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است، در 24 صفحه مصور رنگی تولید شده و با توجه به متن و تصاویری که مکمل یکدیگرند، گزینه مطالعه مفیدی برای کودکان به شمار میروند.