شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

اندیشه

«آداب الحرب و الشجاعه» سندی کم‌نظیر از دانش نظامی ایرانیان

«آداب الحرب و الشجاعه» سندی کم‌نظیر از دانش نظامی ایرانیان
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: کتاب «آداب الحرب و الشجاعه» نخستین‌بار در سال ۱۳۴۶ به اهتمام احمد سهیلی خوانساری از سوی انتشارات اقبال منتشر شد. سپس در سال ۱۳۵۴ محمد سرور مولایی شش بابِ نویافته آن را در رساله‌ای با عنوان «آیین کشورداری» از سوی انتشارات بنیاد فرهنگ ایران به چاپ رساند.
لیلا شوقی، دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر گروه پژوهش‌های ادبی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. موضوع رساله دکتری او به پیشنهاد استادش محمود عابدی، تصحیح کتاب «آداب الحرب و الشجاعه» بوده است. این اثر اهمیت و جایگاهی که در میان متون فارسی دارد و با وجود آن‌چنان‌که باید بدان پرداخته نشده است، هرچند کوشش مصححان پیشین در زمان خود شایسته تحسین بوده است، بررسی‌های بعدی نشان می‌دهد که این تصحیح‌ها به دلایل گوناگون از خطاهای متعدد برکنار نمانده‌اند. ازاین‌رو، با وجود ارزش‌های تصحیح پیشین، این اثر همچنان نیازمند تصحیحی دقیق‌تر بود. همچنین لازم می‌نمود که متن کامل کتاب در مجلدی واحد فراهم آید تا ساختار و ارزش‌های آن روشن‌تر و منسجم‌تر در دسترس پژوهشگران قرار گیرد. او پس از ارائه این کار در قالب رساله دانشگاهی و انجام بازنگری‌های جدی در همه بخش‌های آن، متن را برای انتشار به انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار سپرده است. با لیلا شوقی درباره اهمیت کتاب آداب الحرب و الشجاعه به گفتگو نشستیم:
درباره نویسنده مبارک‌شاه و دوره و زمانه او چه می‌دانیم؟
مبارک‌شاه با نام کامل محمد بن منصور بن سعید و مشهور به فخر مدبّر از نویسندگان اوایل قرن هفتم هجری به شمار می‌آید. اطلاعات دقیقی از زندگی، تحصیلات و استادان او در دست نیست و بیشتر آگاهی‌های موجود درباره او از خلال آثارش به دست می‌آید. سال تولد و وفات او نیز به طور دقیق مشخص نیست، اما پژوهشگران بر اساس برخی قرائن تاریخی احتمال می‌دهند که دوره فعالیت او در ربع نخست قرن هفتم هجری بوده است. این امر از آنجا روشن می‌شود که فخر مدبر دو اثر مهم خود، یعنی بحرالانساب و آداب الحرب و الشجاعه را در فاصله سال‌های ۶۰۰ تا ۶۳۰ هجری تألیف کرده است. او بحرالانساب را به قطب‌الدین آیبک و آداب الحرب و الشجاعه را به سلطان شمس‌الدین ایلتتمش تقدیم کرده است.
بر اساس اشارات موجود در آثار او، فخر مدبر از خاندانی فرهنگی در غزنین برخاسته بود. پدرش منصور بن سعید از شخصیت‌های علمی زمان خود به شمار می‌رفت و به گفته فخر مدبر در مقدمه بحرالانساب، پدرش از علمای ذوفنون بود که در علوم گوناگون مهارت داشت و بسیاری از قاضیان و قاضیان و خطیبان نزد او شاگردی می‌کردند. در میان نیاکان او نیز شریف ابوالفرج خازن جایگاه مهمی داشت؛ چنان‌که فخر مدبر در آداب الحرب از مقام و منزلت او نزد سلطان رضی ابراهیم (452 تا 492 هجری قمری) یاد می‌کند و می‌نویسد که وی در دربار آن پادشاه دارای بیست‌ویک منصب دیوانی بوده است. بنا بر چیزی که در همین کتاب آمده، سلطان محمود غزنوی و ابومسلم نیز از اسلاف او شمرده شده‌اند.

آریا جوان

تصویری از نسخه آداب الحرب و الشجاعه از مجموعه نسخ خطی کتابخانه دانشگاه تهران
از خلال نوشته‌های فخر مدبر می‌توان دریافت که او خود نیز با محیط دربار و دستگاه حکومتی آشنایی داشته و احتمالاً مدتی در خدمت پادشاهان بوده و شاید از دبیران یا منشیان دربار به شمار می‌آمده است. همچنین به نظر می‌رسد که او سفرهای متعددی داشته و بخشی از زندگی خود را در شهرهای هند مانند مولتان، لاهور و پیشاور گذرانده است.
دوره‌ای که فخر مدبر در آن می‌زیست، دوره‌ای مهم و پرآشوب بود. این زمان با رویدادهایی چون حمله مغول هم‌زمان بود و مصادف با اواخر روزگار خوارزمشاهیان، قدرت‌گیری غوریان و شکل‌گیری حکومت سلاطین دهلی در هند به شمار می‌رفت. در چنین شرایطی بسیاری از عالمان و ادیبان خراسان به دلیل نابسامانی‌های داخلی ایران به سوی هند مهاجرت کردند و آن سرزمین به نوعی پناهگاه آنان شد. فخر مدبر نیز ازجمله همین ادیبان بود که مدتی از زندگی خود را در آن نواحی گذراند.
ایده کلیدی کتاب و انگیزه نوشتن آن چه بوده است؟
در آیین و سنت تألیف در آن دوره معمول بود که مؤلف در آغاز کتاب خود به موضوع اثر، فلسفه و انگیزه نگارش و نام شخصی که کتاب به او تقدیم شده اشاره کند. فخر مدبر نیز در مقدمه کتاب آداب الحرب و الشجاعه تصریح می‌کند که این اثر را برای گزاردن حق پادشاهان غازی نوشته است. چطور این کتاب می‌تواند حق این پادشاهان را بگزارد؟ منظور از پادشاهان غازی، پادشاهانی بودند که از اسلام و جامعه اسلامی دفاع می‌کردند و اهل کفر را به اسلام دعوت میکردند. از دیدگاه مؤلف، این پادشاهان با کوشش‌های خود حقی پدید آورده بودند و او می‌کوشید با نگارش کتابی درباره آیین جنگ و شجاعت بخشی از این حق را ادا کند. البته انگیزه دقیق و واقعی مؤلف را نمی‌توان با قطعیت دانست و ممکن است شخصیت‌های سیاسی و درباری نیز او را به نگارش چنین اثری تشویق کرده باشند.
در اینجا شایسته است به این نکته هم توجه کنیم که فخر مدبر در تألیف کتاب خود بی‌تردید به سیاست‌نامه یا سیرالملوک خواجه نظام‌الملک توجه داشته است و به احتمال بسیار آن را در ادامه و به منظور تکمیل اثر نظام‌الملک پدید آورده است. چراکه باید گفت سیرالملوک تا آن زمان جامع‌ترین و برجسته‌ترین کتاب در زمینه آموزش اصول کشورداری به شمار می‌رفت. فخر مدبر نیز در اثر خود بسیاری از موضوعات مطرح‌شده در آن کتاب را مورد توجه قرار داده و با افزودن باب‌هایی تازه (6 باب)، کوشیده است آن سنت را تکمیل کند و نسخه‌ای جامع‌تر در نوع آداب‌الملوک‌ها ترتیب دهد.
همچنین، آداب الحرب و الشجاعه دارای نوآوری‌هایی نیز هست؛ از جمله آنکه سه باب از کتاب به طور خاص به اسب و اسب‌داری اختصاص یافته و بخش‌های دیگری نیز به اصول جنگ، سازمان سپاه و مسائل نظامی پرداخته است. این موضوعات گرچه در چارچوب آداب الملوک‌ها قرار می‌گیرند، اما تا آن زمان با چنین تفصیلی در آثار مشابه مطرح نشده بودند.
آیا مبارک‌شاه به امور نظامی اشراف داشته و خود شخصی دلاور و جنگجو بوده است یا بیشتر یک اندیشمند و نویسنده به شمار می‌آید؟
در متن کتاب آداب الحرب و الشجاعه هیچ نشانه یا قرینه‌ای وجود ندارد که نشان دهد مؤلف شخصاً در جنگی شرکت کرده یا در میدان نبرد حضور فعال داشته است. به اصطلاح قالیباف غیر از قالی شناس است و منتقد غیر از شاعر؛ بر این اساس می‌توان گفت که فخر مدبر بیش از آنکه یک جنگجوی میدانی باشد، مؤلف و دانشمندی آگاه به امور نظامی و سپاهی‌گری بوده است. به نظر می‌رسد او دانش گسترده‌ای درباره سازمان سپاه، شیوه‌های جنگ، انواع سلاح‌ها و تدبیرهای نظامی داشته و این اطلاعات را گردآوری، تنظیم و تدوین کرده است. بنابراین جایگاه او بیشتر علمی و فکری بوده و در اثر خود به عنوان مؤلفی آگاه به دانش نظامی شناخته می‌شود، نه به عنوان پهلوانی که خود در میدان نبرد حضور داشته باشد.
زبان کتاب نثر مرسل است و با نثر رایج زمانه تفاوت دارد. دلیل انتخاب این شیوه چیست؟
درست است که نثر رایج در سده هفتم هجری، نثر فنی بود؛ اما برای توضیح دقیق‌تر باید گفت که زمینه‌های شکل‌گیری این شیوه از سده ششم هجری فراهم شد. به‌ویژه با ترجمه کلیله و دمنه به دست نصرالله منشی، شیوه‌ای در نوشتن پدید آمد که بعدها آن را نثر فنی نامیدند. این شیوه در سده هفتم رواج بیشتری پیدا کرد، به گونه‌ای که بسیاری از نویسندگان آن دوره به آرایش کلام با صنایع بدیعی و بیانی گرایش داشتند و می‌کوشیدند افزون بر انتقال معنا، هنر نویسندگی و سخن‌آرایی خود را نیز به نمایش بگذارند.
با این همه، فخر مدبر در کتاب آداب الحرب و الشجاعه برخلاف این جریان رایج، سبکی نزدیک به نثر ساده را برگزیده است. البته باید توجه داشت که نویسندگان آثار علمی اساساً تا حد زیادی از جریان نثر فنی دور بودند؛ زیرا هدف آنان بیش از هر چیز، انتقال روشن و مستقیم مطالب بود. بر همین اساس، اگر بخواهیم نثر فارسی را در یک تقسیم‌بندی کلی بررسی کنیم، می‌توان از سه گونه نثر سخن گفت: نثر علمی، نثر ادیبانه و نثر ذوقی.
در نثر علمی، نویسنده می‌کوشد مطالب را به بهترین و ساده‌ترین زبان ممکن به خواننده منتقل کند. نمونه این سادگی را در بسیاری از آثار علمی فارسی در موضوعات مختلف می‌توان دید. حتی در آثاری که الزاماً علمی نیستند، می‌توان نمونه‌های عالی ای دید؛ مانند قابوس‌نامه، سیرالملوک، سفرنامه ناصرخسرو. همین گرایش به بیان روشن و مستقیم اطلاعات دیده می‌شود. و اگر امروز در خواندن این متون با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌شویم، این دشواری‌ها بیشتر از فاصله زمانی ما با زبان آن دوره ناشی می‌شود، نه از پیچیدگی زبان مؤلف.

آریا جوان

تصویری از نسخه آداب الحرب و الشجاعه از مجموعه نسخ خطی کتابخانه دانشگاه تهران
در مقابل، نثر ادیبانه بیشتر در آثاری دیده می‌شود که غالباً ترجمه هستند، مانند کلیله و دمنه و مرزبان‌نامه. این متون از یک سو تحت تأثیر ساختار و شیوه بیان زبان عربی‌اند و از سوی دیگر، مترجم یا نویسنده در آنها تنها به انتقال مطلب بسنده نمی‌کند، بلکه می‌خواهد هنر سخنوری و قدرت ادبی خود را نیز عرضه کند.
گونه سوم، نثر ذوقی یا عارفانه است که نمونه برجسته آن را می‌توان در کشف‌الاسرار میبدی دید. در این نوع نثر، زبان گرچه ساده است، اما توجه نویسنده بیشتر معطوف به ذوق و معانی عرفانی است.
با در نظر گرفتن این تقسیم‌بندی، باید گفت که آداب الحرب و الشجاعه در اصل اثری با نثر علمی است. اگر در این کتاب گاه دشواری‌هایی دیده می‌شود، این دشواری‌ها بیشتر از اصطلاحات تخصصی ناشی می‌شود؛ اصطلاحاتی که مؤلف ناگزیر بوده آنها را به کار ببرد، مانند واژگان مربوط به اسب، اسب‌داری، سلاح‌ها و.... بنابراین این دشواری‌ها را نباید به حساب گرایش مؤلف به پیچیده‌نویسی گذاشت.
دشواری دیگری که در برخی بخش‌های کتاب دیده می‌شود، به جاهایی مربوط است که فخر مدبر مطالبی را از متون عربی ترجمه کرده است. این امر بیشتر در حکایات کتاب دیده می‌شود. در چنین مواردی، نثر او تا حدی از سادگی نثر علمی فاصله می‌گیرد و ممکن است برای خواننده امروز اندکی دشوارتر به نظر برسد.
در نتیجه، می‌توان گفت که هرچند آداب الحرب و الشجاعه در اوایل قرن هفتم هجری نوشته شده، یعنی در زمانی که نثر فنی رواج گسترده‌ای داشته، اما چون این اثر ماهیتی علمی و تعلیمی دارد، نثر آن ساده، روشن و کاربردی است. فخر مدبر آگاهانه این شیوه را برگزیده تا مطالب کتاب را ـ که درباره جنگ، لشکر، سیاست و اداره حکومت است ـ به صورتی روشن، مستقیم و قابل استفاده برای اهل لشکر و دربار بیان کند. طبیعی است که اگر نثر این اثر پیچیده و متکلف می‌بود، کارکرد عملی و آموزشی آن کاهش می‌یافت.
پس به طور خلاصه، دلیل اصلی سادگی نثر آداب الحرب و الشجاعه این است که این کتاب یک اثر علمی و تعلیمی در زمینه جنگ، سپاه و تدبیر حکومت است و به همین سبب، مؤلف زبانی را برگزیده که بیش از هر چیز در خدمت فهم، آموزش و کاربرد عملی باشد.
واژگان، ترکیب‌ها و اشاره‌های کتاب چگونه ما را با فرهنگ آن دوران آشنا می‌کند؟
واژگان، اصطلاحات و اشاره‌های موجود در کتاب آداب الحرب و الشجاعه می‌توانند ما را با بخشی از فرهنگ و ساختار اجتماعی زمان مؤلف آشنا کنند. به طور کلی هر اثری که در دوره‌ای خاص نوشته می‌شود، بازتابی از فرهنگ، اندیشه‌ها و ساختارهای اجتماعی همان دوره را در خود دارد. این بازتاب گاه در انتخاب واژگان، گاه در اصطلاحات تخصصی و گاه در اشاره به نهادها و گروه‌های اجتماعی دیده می‌شود.
با توجه به اینکه موضوع اصلی این کتاب جنگ، سیاست و اداره لشکر است، عناصر فرهنگی در آن بیشتر در پیوند با ساختار حکومت و دستگاه دیوانی مطرح می‌شوند. برای نمونه، نام بردن از منصب‌هایی مانند وزیر، مستوفی، مشرف، امیرِداد، صاحب برید و امیرِحاجب ما را با سازمان اداری آن زمان آشنا می‌کند و نشان می‌دهد که حکومت دارای دستگاه دیوانی منظم و سازمان‌یافته بوده است.
از سوی دیگر، در این کتاب نشانه‌هایی از فرهنگ ایرانی نیز دیده می‌شود. توجه مؤلف به تاریخ ایران و نگاه مثبت او به پادشاهان ایرانی، به‌ویژه پادشاهان ساسانی مانند اردشیر بابکان و انوشیروان، نشان می‌دهد که سنت‌های سیاسی و پادشاهی ایران پیش از اسلام همچنان در فرهنگ سیاسی آن دوره جایگاه مهمی داشته است.
در کنار این عناصر، حضور پررنگ فرهنگ دینی و اسلامی نیز در کتاب کاملاً آشکار است. در برخی بخش‌ها به آموزه‌های دینی و اخلاقی و مفاهیمی مانند جهاد و شهادت اشاره می‌شود که بیانگر نقش مهم اندیشه دینی در شکل‌گیری دیدگاه‌های مؤلف درباره جنگ و حکومت است.
در مجموع، از خلال واژگان، اصطلاحات اداری و نظامی و نیز اشاره به سنت‌های ایرانی و آموزه‌های اسلامی می‌توان دریافت که آداب الحرب و الشجاعه بازتاب‌دهنده ترکیبی از فرهنگ ایرانی و اسلامی است؛ فرهنگی که در آن دانش نظامی، سیاست حکومتی و اخلاق دینی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.
ارزش و جایگاه این کتاب در فرهنگ ما چیست؟
ارزش و اهمیت کتاب «آداب الحرب و الشجاعه» را می‌توان از چند منظر بررسی کرد. به گمان من مهم‌ترین این جنبه‌ها، اهمیت موضوعی آن است؛ زیرا این کتاب در نوع خود اثری کم‌نظیر و حتی می‌توان گفت منحصر به فرد است. تا آنجا که آگاهی داریم، در میان متون فارسی منبع شناخته‌شده‌ای که مجموعه موضوعات خاص این کتاب را با همین ترتیب و ساختار در بر داشته باشد، وجود ندارد.

آریا جوان

تصویری از نسخه آداب الحرب و الشجاعه از مجموعه نسخ خطی کتابخانه دانشگاه تهران
از نظر موضوعی، مطالب کتاب را می‌توان در سه بخش عمده دسته‌بندی کرد. بخش نخست به اندرزهای خطاب به پادشاهان درباره رعایت آداب سیاست و کشورداری اختصاص دارد. بخش دوم به شرح انواع و اوصاف اسبان تربیت‌شده می‌پردازد؛ اسبانی که در گذشته مهم‌ترین وسیله جنگی به شمار می‌آمدند و اهمیت آنها سبب شکل‌گیری سنت «فرسنامه‌نویسی» شده بود. بخش سوم نیز به معرفی انواع سلاح‌های جنگی، شیوه‌های تربیت و سازمان‌دهی سپاه، آرایش‌های جنگی و انواع عملیات و فنونی می‌پردازد که در نبرد با دشمن به کار گرفته می‌شد؛ از جمله شیوه‌های شبیخون، کمین، اعزام جاسوس و دیگر تدابیر جنگی.
از ویژگی‌های تازه و قابل توجه این کتاب، افزون بر موضوعات خاص آن، وجود شماری تصویر در نسخه‌های کهن آن است. این تصاویر عمدتاً در معرفی لگام‌ها و آوردهایی است که اسب در هنگام جنگ با آنها مواجه می‌شود. هرچند شکل و نوع این ابزارها در گذر زمان دگرگون شده است، اما اهمیت این تصاویر در آن است که افزون بر افزایش ارزش کتاب، به‌نوعی شناسنامه تاریخی این ابزارها را نیز در اختیار ما قرار می‌دهد. نکته قابل توجه آن است که مؤلف، با وجود آنکه احتمالاً می‌دانسته این ابزارها برای خوانندگان روزگار او شناخته‌شده‌اند، باز هم این تصاویر را در متن گنجانده است؛ امری که نشان می‌دهد وی آگاهانه کوشیده است بر ارزش و اعتبار اثر خود بیفزاید.
علاوه بر تصاویر مربوط به لگام‌ها و آوردها، در بخش آرایش لشکر نیز تصاویری وجود دارد. این تصاویر گونه‌های مختلف آرایش سپاه در میان اقوام گوناگون، از جمله پادشاهان عجم، هندیان و رومیان را نشان می‌دهد. اهمیت این تصاویر در آن است که به‌روشنی نشان می‌دهند تنظیم و آرایش لشکر در آن دوره امری کاملاً نظام‌مند و مبتنی بر دانشی مشخص بوده است و هر قوم و گروهی شیوه خاصی برای سازمان‌دهی سپاه خود داشته است. از این رو، به‌سادگی نمی‌توان پذیرفت که این تصاویر افزوده کاتبان باشد؛ بلکه به احتمال فراوان خود مؤلف برای تکمیل اثر و افزایش اعتبار و استناد آن، این تصاویر را در جای مناسب قرار داده است.

آریا جوان

آرایش سپاه ایرانیان از نسخه خطی آداب الحرب و الشجاعه
در کتابخانه موزه ملی ملک
جنبه دیگری از اهمیت کتاب «آداب الحرب و الشجاعه» به ارزش واژگانی آن بازمی‌گردد. این اثر گنجینه‌ای از واژه‌ها و اصطلاحات تخصصی در حوزه اسب‌شناسی، جنگ و سپاهی‌گری است. از این رو مطالعه دقیق آن می‌تواند برای فرهنگ‌نویسان بسیار سودمند باشد و در تدوین و اصلاح فرهنگ‌های فارسی یاری‌رساند و حتی برخی کاستی‌ها یا خطاهای موجود در فرهنگ‌ها را اصلاح کند.

آریا جوان

آرایش سپاه ایرانیان از نسخه خطی آداب الحرب و الشجاعه
در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی
از سوی دیگر، این کتاب حاوی حکایت‌های متعددی است که در خلال آنها شخصیت‌های گوناگون وارد متن می‌شوند. از رهگذر این حکایت‌ها می‌توان با اشخاص، جایگاه‌ها و فضاهای فکری و اجتماعی آن دوره بیشتر آشنا شد. به بیان دیگر، این اثر تنها یک متن آموزشی یا نظامی نیست، بلکه از خلال همین روایت‌ها اطلاعات ارزشمندی درباره اشخاص و مناسبات اجتماعی و فرهنگی زمانه در اختیار ما قرار می‌دهد.
از منظر فکری و سیاسی نیز «آداب الحرب و الشجاعه» اثری قابل توجه است. این کتاب را می‌توان در شمار آثار «آداب الملوک» دانست و مباحث مربوط به جنگ و سپاهی‌گری نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرد. از این جهت، کتاب می‌تواند بخشی از سنت سیاست‌نامه‌نویسی ایرانی ـ اسلامی را نمایندگی کند و نشان دهد که در سده‌های ششم و هفتم هجری چگونه میان حکومت، دین، عدالت و جنگ پیوند برقرار می‌شده است.
سرانجام، یکی دیگر از جنبه‌های مهم این اثر به بُعد فرهنگی آن مربوط می‌شود. این کتاب به زبان فارسی در هند و در روزگار حکومت سلطان التتمش نوشته شده است و خود گواهی روشن بر جایگاه مهم زبان فارسی در آن دوره در سرزمین هند به شمار می‌آید؛ جایگاهی که سبب می‌شد آثاری از این دست در آنجا نوشته شوند و خوانندگان و مخاطبان فراوان داشته باشند.


نظرات شما