يکشنبه ۷ تير ۱۴۰۵

اندیشه

این خانه عزادار حسین(ع) است/ ۳۰

عاشورا، منبعی پایان‌ناپذیر برای ادبیات داستانی است

عاشورا، منبعی پایان‌ناپذیر برای ادبیات داستانی است
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: رمان «مردی که سگ شد» نوشته مجید ملامحمدی و منتشرشده توسط نشر مهرستان، روایتی داستانی از زندگی شبث بن ربعی است؛ جنگجویی که در میانه تاریخ صدر اسلام و واقعه عاشورا، میان دو سوی حق و باطل در نوسان است. این اثر با تمرکز بر شخصیت شبث، به سراغ یکی از چهره‌های کمتر پرداخته‌شده تاریخ رفته و تلاش کرده تصویری از تردید، تغییر موضع‌های پی‌درپی و سرگردانی یک انسان در بزنگاه‌های تاریخی ارائه دهد.
در این رمان، شبث بن ربعی نه یک قهرمان مطلق است و نه یک ضدقهرمان کامل؛ بلکه شخصیتی است که بارها در مسیرهای متفاوت قرار می‌گیرد و تصمیم‌های او، سرنوشتش را در دل حوادثی چون کربلا رقم می‌زند. نویسنده با بهره‌گیری از روایت داستانی و فضاسازی پرکشش، کوشیده است مخاطب نوجوان را با لایه‌های پیچیده‌تر واقعه عاشورا و فضای اجتماعی و سیاسی آن دوران آشنا کند؛ فضایی که در آن مرز میان ایمان، تردید، منفعت و حقیقت به‌سادگی قابل تشخیص نیست.
«مردی که سگ شد» در کنار روایت تاریخی، بر جنبه‌های تربیتی و شناختی نیز تأکید دارد و از خلال زندگی پرنوسان شخصیت اصلی، مفاهیمی چون انتخاب، مسئولیت‌پذیری و پیامدهای تصمیم‌های انسانی را به تصویر می‌کشد.
در گفت‌وگو با مجید ملامحمدی، نویسنده این اثر، درباره شکل‌گیری ایده رمان، انتخاب زاویه دید، و نسبت داستان با واقعه عاشورا صحبت کرده‌ایم.
* در «مردی که سگ شد» به سراغ شبث بن ربعی رفته‌اید؛ شخصیتی که معمولاً در روایت‌های عاشورایی کمتر به صورت مستقل به او پرداخته شده است. چه چیزی شما را به سمت این چهره متزلزل و پرتناقض کشاند؟
در پاسخ به این پرسش که چرا به سراغ شخصیت شبث بن ربعی رفته‌ام، باید بگویم که او شخصیتی پیچیده و چندوجهی دارد و در مقاطع مختلف زندگی‌اش رنگ‌های متفاوتی به خود گرفته است. شبث بن ربعی فردی متزلزل و دمدمی‌مزاج بود؛ گاه در جایگاه یک مسلمان ظاهر می‌شد، زمانی به ارتداد می‌گرایید و در برهه‌ای دیگر در صف مخالفان امام حسین(ع) قرار می‌گرفت. او در دوره‌هایی در کنار امیرالمؤمنین(ع) دیده می‌شود و در نهایت در جبهه یزید قرار می‌گیرد. این ویژگی‌ها از او شخصیتی نیرنگ‌باز و متغیر ساخته است.
به اعتقاد من، چنین تیپ شخصیتی تنها به گذشته تعلق ندارد و نمونه‌های آن را می‌توان در روزگار معاصر نیز مشاهده کرد؛ افرادی که گاه با ظاهری همسو و حتی در قامت نفوذی، در میان مردم و جریان‌های اعتقادی حضور پیدا می‌کنند و در نهایت در خدمت دشمن، نقش‌های مخرب و خطرناکی بر عهده می‌گیرند.
همین پیچیدگی‌ها و فرازوفرودهای زندگی شبث بن ربعی باعث شد احساس کنم روایت زندگی و ماجراهای او می‌تواند برای مخاطبان نوجوان و حتی عموم خوانندگان جذاب و تأمل‌برانگیز باشد. به همین دلیل، این شخصیت را به عنوان محور روایت خود انتخاب کردم.
* شبث در رمان شما مدام میان جبهه‌های مختلف جابه‌جا می‌شود؛ یک بار در کنار امام علی(ع)، زمانی در صف یزید و حتی در مقطعی در مقابل همان کسی قرار می‌گیرد که برایش نامه دعوت نوشته بود. این بی‌ثباتی شخصیتی چه ظرفیت روایی برای شما داشت؟
بله، این بی‌ثباتی شخصیتی، نیرنگ‌بازی و رفتارهای متغیر شبث بن ربعی، علاوه بر آنکه می‌تواند حامل پیام‌های مؤثر و آموزنده برای مخاطب باشد، از نظر داستانی نیز ظرفیت‌های فراوانی در اختیار نویسنده قرار می‌دهد. چنین شخصیتی امکان بهره‌گیری از عناصر متنوع روایی را فراهم می‌کند و به شکل‌گیری محتوا و زمینه‌ای جذاب کمک می‌کند.
همچنین، همین دگرگونی‌ها، چندوجهی بودن شخصیت و تفاوت موقعیت‌هایی که او در طول زندگی خود با آن‌ها مواجه می‌شود، برای مخاطبان نوجوان جذاب و شیرین است و می‌تواند کشش لازم را برای دنبال کردن داستان ایجاد کند.
* عنوان «مردی که سگ شد» از همان ابتدا ذهن مخاطب را درگیر می‌کند. چقدر این نام‌گذاری متأثر از خواب قیس و جنبه نمادین «مسخ» شخصیت شبث بوده است؟
بله، گاهی اوقات و حتی در بسیاری از موارد، انتخاب یک نام مناسب در جذب مخاطب به یک رمان نقش بسیار مهمی دارد؛ حتی اگر اثر، یک رمان تاریخی باشد. عنوان کتاب اگر با بهره‌گیری از تخیل، تصویرسازی یا حتی عناصر فانتزی همراه باشد، می‌تواند جذابیت اثر را افزایش دهد و ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند.
به همین دلیل، در انتخاب نام این اثر تلاش کردم عنوانی برگزینم که علاوه بر تناسب با فضای داستان، برای مخاطبان نوجوان نیز جذاب و کنجکاوی‌برانگیز باشد. همچنین در متن کتاب، از توصیف‌ها و فضاسازی‌هایی استفاده کرده‌ام که بتواند تخیل مخاطب را درگیر کند و خواندن اثر را برای نوجوانان و دیگر مخاطبان شیرین‌تر و دلنشین‌تر سازد.
* در روایت شما، شبث شخصیتی است که حتی مسجد می‌سازد، اما مسیرش به حقیقت ختم نمی‌شود. آیا می‌توان گفت دغدغه اصلی رمان، پرداختن به نفاق و چندچهرگی انسان است؟
در رمانم «مردی که سگ شد»، تلاش کردم نشان دهم که انسان‌ها در اثر لغزش‌ها و انتخاب‌های نادرست، گاهی دچار چندگانگی و بی‌ثباتی می‌شوند و ممکن است از مسیر حقیقت و راستی فاصله بگیرند. شخصیت شبث بن ربی نیز به دلیل همین لغزش‌ها، ناپایداری در باورها و نداشتن تعادل در تصمیم‌گیری، به تدریج از مسیر درست منحرف شد و سرانجام در جایگاهی قرار گرفت که نتیجه طبیعی همان بی‌ثباتی‌ها و انتخاب‌های نادرست بود.
* در کتاب، شبث بیش از آنکه یک ضد قهرمان صرف باشد، شخصیتی خاکستری و پیچیده به نظر می‌رسد. برای نزدیک شدن به این لایه‌های شخصیتی، تا چه اندازه به منابع تاریخی تکیه کردید و تا چه اندازه از تخیل داستانی بهره بردید؟
تلاش کردم شالوده اصلی روایت بر پایه منابع معتبر و مستند تاریخی استوار باشد. همه رویدادهای مهم زندگی شبث بن ربعی، چه در ماجرای کربلا و چه در دیگر مقاطع زندگی او، بر اساس گزارش‌ها و روایت‌های تاریخی نقل شده است. در عین حال، این وقایع تاریخی صرفاً به همان صورت خام ارائه نشده‌اند، بلکه به عنوان مبنایی برای بازآفرینی داستانی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
* بسیاری از آثار عاشورایی بر قهرمانان واقعه تمرکز دارند، اما شما به سراغ فردی رفته‌اید که در بزنگاه‌های تاریخی بارها تغییر موضع داده است. آیا این انتخاب، تلاشی برای نشان دادن خطر تردید و فرصت‌طلبی در تاریخ بود؟
بله، این پرسش تا حدی به سوال‌های قبلی نزدیک است، اما یکی از دغدغه‌های من در این رمان، نشان دادن همین بی‌ثباتی و تزلزل شخصیت انسانی بود که مسیر الهی را رها می‌کند و به جای تبعیت از حق، اسیر خواسته‌های نفسانی خود می‌شود. انسانی که در برابر امام و راه حقیقت می‌ایستد، طبیعتاً دچار آشفتگی‌ها و دگرگونی‌های درونی می‌شود و نمی‌تواند در مسیر روشن و استوار حقیقت گام بردارد.
* شما در«مردی که سگ شد» به‌جای روایت مستقیم واقعه عاشورا، سراغ یک شخصیت پرتناقض و کمتر شناخته‌شده رفته‌اید. به نظر شما روایت داستانی و شخصیت‌محور تا چه اندازه می‌تواند برای نسل نوجوان، درک واقعه کربلا و شناخت فضای آن دوره را ملموس‌تر و ماندگارتر کند؟
دست نویسنده برای انتخاب سوژه‌های مرتبط با عاشورا و کربلا باز است، چرا که این واقعه سرشار از شخصیت‌ها، ماجراها و روایت‌هایی است که هر کدام ظرفیت تبدیل شدن به یک داستان مستقل را دارند. من احساس کردم زندگی شبث بن ربعی به دلیل پیچیدگی‌های شخصیتی، فراز فرودهای متعدد و اتفاقات گوناگونی که در آن وجود دارد، می‌تواند برای مخاطب نوجوان جذاب باشد.
بخش زیادی از موضوعات مربوط به این شخصیت کمتر مورد توجه قرار گرفته و همین تازگی و بکر بودن، ظرفیت مناسبی برای روایت داستانی ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، زندگی شبث سرشار از حوادث و موقعیت‌های پرکشش و حادثه‌محور است؛ ویژگی‌هایی که مخاطب امروز به آن‌ها علاقه نشان می‌دهد.
در خلال روایت زندگی این شخصیت، طبیعی است که بخش‌هایی از حماسه عاشورا نیز بازگو شود؛ وقایعی که بارها روایت شده‌اند و قرار است همچنان بازگو شوند. با این حال، جذابیت داستان زندگی شبث بن ربعی و پیچیدگی‌های او می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند تا در سایه این روایت، با مفاهیم و پیام‌های عاشورا و کربلا نیز آشنا شود و آن‌ها را بهتر بشناسد.

آریا جوان


* تا چه اندازه معتقدید پرداختن به شخصیت‌هایی مانند شبث بن ربعی، که میان حق و باطل در نوسان‌اند، می‌تواند نوجوانان را به مطالعه تاریخ و فهم عمیق‌تر واقعه کربلا ترغیب کند؟
به نظر من نویسنده برای خلق یک رمان باید بتواند موضوع خود را از زوایای مختلف ببیند. من هم هنگام ورود به واقعه عاشورا و ماجرای کربلا، تلاش کردم تنها به یک وجه از این حادثه نگاه نکنم. همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره کردم، این واقعه سرشار از سوژه‌ها و روایت‌های کمتر شنیده‌شده‌ای است که برای مخاطب امروز، به‌ویژه کسانی که به اهل‌بیت(ع) و شناخت بیشتر حادثه کربلا علاقه دارند، می‌تواند جذاب و ارزشمند باشد.
استفاده از شخصیت‌های گوناگون و پرداختن به ابعاد مختلف تاریخ، در خدمت مضمون اصلی اثر قرار می‌گیرد و می‌تواند روایت را پویاتر و جذاب‌تر کند. به باور من، تاریخ باید از زوایای مختلف دیده شود و رمان‌نویس نیز باید بتواند در همه این لایه‌ها و صفحات تاریخ حضور پیدا کند و از ظرفیت آن‌ها برای روایت داستان بهره ببرد. همین نگاه چندوجهی است که می‌تواند به غنای اثر و ارتباط بهتر مخاطب با آن کمک کند.
* به نظر شما ادبیات مذهبی امروز تا چه اندازه توانسته با نسل نوجوان و جوان ارتباط برقرار کند و از قالب‌های تکراری فاصله بگیرد؟
به نظر من امروز در حوزه ادبیات مذهبی کودک و نوجوان، آثار ارزشمند و قابل توجهی تولید شده است. البته وقتی از ادبیات مذهبی صحبت می‌کنیم، دامنه گسترده‌ای از موضوعات مانند تاریخ اسلام، قصه‌های قرآنی، سیره معصومان(ع)، اخلاق و سبک زندگی را در بر می‌گیرد. در این عرصه، هم آثار ضعیف وجود دارد و هم آثار قوی و قابل اعتنا که تنوع آن‌ها قابل توجه است.
من آثار برخی کشورهای مسلمان دیگر را نیز دیده‌ام و معتقدم بسیاری از کتاب‌هایی که نویسندگان ایرانی در حوزه کودک و نوجوان خلق کرده‌اند، از نمونه‌های مشابه جلوتر و پخته‌تر هستند. متأسفانه بخش زیادی از این ظرفیت به دلیل ترجمه نشدن آثار، در سطح بین‌المللی شناخته نشده است. اگر این آثار به زبان‌های دیگر ترجمه شوند، ارزش و جایگاه آن‌ها بیش از پیش آشکار خواهد شد.
در سال‌های گذشته، آثار فاخر و ارزشمندی در زمینه زندگی و سیره معصومان(ع)، چه در قالب شعر و چه در قالب داستان، تولید شده است؛ هرچند این میزان را کافی نمی‌دانم. اگر نویسندگان مورد حمایت قرار گیرند و ناشران معتبر، به‌ویژه نهادها و مجموعه‌های فرهنگی، با سفارش‌های هدفمند زمینه تولید آثار جدید را فراهم کنند، همان‌گونه که در مقاطعی چنین تجربه‌ای وجود داشته است، می‌توان انتظار داشت که آثار حرفه‌ای، ماندگار و درجه‌یک بیشتری در حوزه ادبیات کودک و نوجوان تولید شود.
* به نظر شما مهم‌ترین خلأ ادبیات داستانی عاشورا چیست؟ آیا هنوز شخصیت‌های کمتر شناخته‌شده‌ای وجود دارند که ظرفیت تبدیل شدن به رمان را داشته باشند؟
به نظر من پاسخ این پرسش در دل پاسخ‌های قبلی نیز نهفته است. واقعه عاشورا موضوعی بسیار گسترده، غنی و سرشار از مفاهیم انسانی، تربیتی و معنوی است که ظرفیت فراوانی برای روایت و بازآفرینی دارد. این حادثه، علاوه بر پیام‌های ارزشمند و الهام‌بخش برای مخاطبان کودک و نوجوان، برای عموم مخاطبان نیز جذاب و آموزنده است.
عاشورا را می‌توان از زوایای مختلف روایت کرد؛ از شخصیت‌های مثبت و منفی گرفته تا مکان‌ها، قبیله‌ها، حوادث و رخدادهایی که به واقعه کربلا منتهی شده‌اند. حتی زندگی امام حسین(ع) و خاندان ایشان، به‌تنهایی می‌تواند موضوع ده‌ها اثر مستقل و جذاب باشد. بسیاری از این موضوعات هنوز کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند و ظرفیت‌های فراوانی برای پرداخت داستانی دارند.
به اعتقاد من، نویسندگان می‌توانند صدها جلد داستان و رمان با محوریت عاشورا و کربلا بنویسند و با این وجود، همچنان موضوعات و زوایای تازه‌ای برای روایت باقی خواهد ماند. این گستردگی و غنا، عاشورا را به یکی از مهم‌ترین و پایان‌ناپذیرترین منابع الهام برای ادبیات تبدیل کرده است.
* اقتباس سینمایی و سریالی از آثار داستانی مذهبی را چقدر در گسترش مخاطبان این حوزه مؤثر می‌دانید؟
در پاسخ به این پرسش باید بگویم که ظرفیت اقتباس سینمایی و سریالی از آثار داستانی مرتبط با عاشورا و تاریخ اسلام بسیار بالاست. برخی از رمان‌های من از جمله «دزد و شاهزاده»، «مردی که سگ شد»، «مسیر خارج از نقشه» و «اسب‌های کور» بر پایه سفر شخصیت‌ها از زمان حال به گذشته و مواجهه با حوادث منتهی به کربلا و واقعه عاشورا شکل گرفته‌اند. همین ویژگی، آن‌ها را به آثاری مناسب برای تولید فیلم، سریال و انیمیشن تبدیل می‌کند.
البته این ظرفیت تنها محدود به آثار من نیست و بسیاری از نویسندگان دیگر نیز آثاری در همین سطح و با همین قابلیت‌ها خلق کرده‌اند، اما متأسفانه این آثار آن‌گونه که باید دیده نمی‌شوند. به نظر می‌رسد یکی از مشکلات اصلی، نبود متولی مشخص برای پیوند میان ادبیات و صنعت تصویر است.
بخش مهمی از مسیر تولید در این آثار طی شده است؛ داستان‌ها آماده‌اند، بر پایه منابع معتبر شکل گرفته‌اند و قابلیت تبدیل شدن به فیلمنامه را دارند. از این رو، فیلمسازان، سریال‌سازان و فعالان حوزه انیمیشن می‌توانند بدون مشکل خاصی از این ظرفیت‌ها استفاده کنند و آثار ادبی موجود را به زبان تصویر برای مخاطبان گسترده‌تری روایت کنند.


نظرات شما