چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵

اندیشه

به یاد آقای شهید/۱

«نورپردازی خوبی داشت»؛ شوخی شاعرانه در محفل شعر رهبر شهید

«نورپردازی خوبی داشت»؛ شوخی شاعرانه در محفل شعر رهبر شهید
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

محمد جواد شرافت از شاعران آیینی، در گفتگو با خبرنگار مهر خاطراتی از دیدارهای خود با رهبر شهید بیان کرد و گفت: این دیدارها از جمله دیدارهایی بود که خیلی خاص بود؛ هم برای شاعران، چون جمعی شکل می‌گرفت از شاعران تراز اول کشور، اساتید، شاعران جوان و شاعران موفق روزگار که دور هم جمع می‌شدند و به محضر رهبر انقلاب، فرد اول انقلاب و اول کشور می‌رسیدند؛ آن هم رهبری که خودشان شاعر بودند، شعرشناس بودند، ناقد زبردستی بودند و سنجش‌هایشان از دوره جوانی مطرح و معروف شده بود. لذا از این جهت برای شاعران دیدار ویژه‌ای بود. برای عموم علاقه‌مندان به شعر هم خیلی جذاب بود؛ مردم به‌خصوص از سال‌های اوایل دهه ۸۰ که این دیدار رسانه‌ای می‌شد، هم خبر دیدار و هم بعدها شعرخوانی‌ها منتشر می‌شد و مردم خیلی دنبال می‌کردند؛ هم متن‌های زیبا را و هم حواشی جذاب آن را.
وی افزود: برای خود رهبری شهید هم این دیدار، دیداری ویژه بود و بارها هم می‌گفتند که علاقه خاصی به این دیدار دارند، به خاطر آن علاقه ذاتی که به شعر داشتند؛ به عنوان شاعری که انجمن دیده است، شاعری که جلسات شعری فراوانی در شهرهای مختلف، چه مشهد چه قم چه تهران دیده است و با اشتیاق در آن‌ها شرکت کرده، از دوران جوانی تا سال‌های آخر؛ یعنی حتی تا لحظه قبل از شهادت ایشان بنا بود این دیدار هم شکل بگیرد و تشکیل شود. روز چهارشنبه‌ای که نیمه ماه مبارک رمضان امسال بود قرار بود این دیدار تشکیل شود و شنبه همان هفته، یعنی نهم اسفند ماه، بحث عروج ایشان پیش آمد؛ شهادت ایشان و جنایتی که دشمنان ما انجام دادند. یعنی تا لحظات آخر ایشان با شاعران همراه بودند و چراغ این دیدار روشن بود. لذا دیدار خاصی بود، ویژه بود و خاطرات فراوانی هم دارد.

آریا جوان


او در اشاره به موارد جالب توجه در این دیدارها گفت: چند مورد از خاطرات برای من جالب بود. یکی اینکه هوای شاعران را ویژه داشتند؛ یعنی نوع برخورد هم محافظان و هم کسانی که وضعیت امنیتی بیت را مدیریت می‌کردند، سعی می‌کردند احترام خاصی قائل شوند. خود رهبری شهید ما هم همین‌طور بودند. یادم هست آن سالی که بعد از کرونا، یکی دو سال به خاطر مسائل سلامت عمومی و بحث کرونا وقفه در دیدار افتاده بود، سال بعدش که دیدار تشکیل شد، چینش صندلی‌ها طوری بود که آقا مقابل شاعران بودند و کنار ایشان شاعری نمی‌نشست؛ صندلی‌ها مثل بقیه دیدارها چیده شده بود. اما وقتی ایشان نشستند، من دقت کردم و دیدم اشاره کردند که صندلی مجری برنامه، که آن سال آقای اسفندقه بودند و آقای قزوه، را آوردند کنار آقا چیدند. یعنی تا اینجا حواسشان بود که حتی چینش صندلی‌ها هم از شکل انجمن و دورهمی شاعرانه و بزم شاعرانه فاصله نگیرد.
وی افزود: از حواشی جالب دیگر این بود که مثلاً یک سال، معمولاً در آن دیدار غذای افطار چلو و مرغ بود، اما چون آن سال مرغ در کشور گران شده بود، غذای دیگری غیر از مرغ دادند. این ملاحظه سفره مردم برای من جالب بود. البته افطار آن دیدارها رسانه‌ای نمی‌شد، ولی اینکه حواس رهبر انقلاب و رهبر کشور به مردم باشد و تا این اندازه مراعات کند، برای من جذاب بود.
شرافت ادامه داد: خاطرات فراوان است؛ خاطراتی که جمع شاعران دارند بسیار زیاد است. واقعاً ما خودمان خیلی از آن دیدارها بهره بردیم. من از سال ۸۴ که اولین بار در آن دیدار بودم، ۲۴ سالم بود، تا این سال پایانی که حدود ۴۴ سالم بود، تقریباً ۲۰ سال توفیق حضور در این دیدار را داشتم. گاهی اوقات ما شاعران خسته می‌شدیم؛ سه چهار ساعت مداوم پشت سر هم شعرخوانی می‌شد و بالاخره برخی از دوستان می‌رفتند بیرون و برمی‌گشتند. اما رهبری عزیز ما، با سن بالای ۸۰ سال، می‌نشستند و یک نفس شعر گوش می‌کردند. تازه وقتی ۳۰ یا ۴۰ نفر شعر می‌خواندند، ایشان شروع می‌کردند صحبت کردن و نکات ارزشمندشان را درباره شعر می‌گفتند؛ نکاتی که الان در دست ما هست و رهنمودهای ایشان مسیر و جهت و قله را به ما نشان داده است. این حوصله، سعه صدر و توان و ذوق و شوقی که ایشان نسبت به شعر داشتند واقعاً ویژه و خاص بود و نعمتی برای ما بود که امیدوارم قدرش دانسته شده باشد.

آریا جوان


او با بیان خاطرات شعرخوانی خود افزود: خاطرات شخصی هم داریم. من در دیدار نیمه رمضان دو بار شعرخوانی داشتم و یک بار هم در دیدار شاعران آیینی. سال ۸۷ قرار بود اولین بار شعر بخوانم. دوستانی که در هیئت انتخاب بودند به من گفتند که یک شعر عاشقانه بخوانم؛ شعری با این مضمون: «در حس و حال عشق زلال تو حل شدن/ یعنی که قطره‌وار به دریا بدل شدن». برای خود من سؤال بود؛ چون من شاعر آیینی هستم و بیشتر با شعرهای اهل‌بیت شناخته می‌شوم. برایم عجیب بود که چرا شعر عاشقانه بخوانم. به دوستان گفتم، اما گفتند تیم انتخاب این شعر را انتخاب کرده و باید همان را بخوانم. شعری عاشقانه، به تعبیر خودشان «عاشقانه عفیف» در آن جلسه خوانده شود.
شرافت ادامه داد: خلاصه من هم گفتم چشم و آماده بودم که آن شعر را بخوانم، اما از لطف خدا بعضی از دوستانی که شعرهایشان را به ایشان سپرده بودند فرصت خواندن پیدا نکردند و برنامه طولانی شد و در نهایت نوبت به من نرسید. آقای قزوه که مجری بودند و آقای ساعد باقری حضور داشتند و نام چند نفر دیگر را هم بردند و گفتند فرصت نشد. سال بعد به من گفتند چون سال گذشته فرصت نشد، امسال حتماً بخوانید و دیگر نگفتند چه شعری بخوانم. من هم شعری برای امیرالمؤمنین خواندم با ردیف «نور» که از ابتدا تا انتها همین ردیف را داشت. ایشان هم لطف داشتند و نسبت به بعضی ابیات توجه ویژه‌ای نشان دادند و در پایان نکاتی درباره لفظ و معنا و ساختار شعر گفتند. حتی آقای قزوه با شوخی فرمودند که «نورپردازی خوبی داشت»، چون ردیف شعر «نور» بود و آقا خندیدند و این تعبیر را تکرار کردند که نورپردازی شعر خوب بود. این برای من خاطره‌ای بسیار شیرین و دلچسب است.

آریا جوان


او ادامه داد: یک سال دیگر هم توفیق داشتم در همان دیدار شعری آیینی درباره وحدت مسلمین در سیره امیرالمؤمنین بخوانم. برای من توفیق بزرگی بود که دوبار از اشعار علوی در آن دیدار خواندم. آنجا هم ایشان لطف داشتند و گفتند چنین اشعاری لازم است. یک بار دیگر هم سال ۱۴۰۱، بعد از دوران کرونا، توفیق داشتم شعری بخوانم که درباره نزاع همیشگی حق و باطل بود؛ همان فرهنگ قرآنی که نشان می‌دهد این منازعه همیشه وجود دارد و باید جبهه خودمان را مشخص کنیم. آن جلسه هم آخرین باری بود که توفیق داشتم در آن دیدار خدمتشان برسم.
شرافت با اشاره به دیدارهای خصوصی رهبر شهید افزود: در برخی دیدارهای خصوصی هم توفیق حضور داشتیم. مثلاً یک بار در یکی از دیدارهای محدود دوشنبه قبل از ظهر حضور داشتند، وقتی من را معرفی کردند گفتند ایشان نوه شهید شرافت هستند. آقا فرمودند بله، می‌شناسم؛ پدربزرگ ایشان با ما در حزب جمهوری اسلامی بودند. این آشنایی و یادآوری برای ما خیلی شیرین بود و در آن جلسه از پدربزرگ شهید ما هم یاد کردند. از این دست خاطرات باز هم هست. مثلاً زمانی که ایشان به قم آمده بودند و در حرم حضرت معصومه(س) در استقبال مردمی حضور داشتند، من آنجا هم شعرخوانی داشتم. یا در دیدارهای دیگری که گاهی خدمتشان می‌رسیدیم و تحفه حضور در محضرشان را داشتیم و صحبت‌هایی رد و بدل می‌شد. الحمدلله ما شاعران در این سال‌ها خوشبخت بودیم که توفیق داشتیم جلسات خاصی با رهبری شهید داشته باشیم.
وی در پایان گفت: به نظر من این خوشبختی باید قدر دانسته شود. این مسیر هم ادامه دارد و تمام نشده است. حضور و اثر ایشان در فضای شعر انقلاب همچنان تداوم دارد و امیدوارم مسیری که ایشان ترسیم کردند ادامه پیدا کند و شاعران خوب ما به قله‌های ادب فارسی برسند. رهبر عزیز ما بارها وعده‌هایی دادند که دیدیم محقق شد. یکی از نکاتی که ایشان می‌گفتند این بود که شاعران انقلاب و شاعران امروز می‌توانند در حد حافظ و سعدی اشعار درخشانی خلق کنند. امیدوارم با این اعتماد به نفس، با این روحیه و با این نیت و همت، شعر انقلاب پیش برود و شاهد شکوفایی هرچه بیشتر آن باشیم؛ شکوفایی‌ای که حاصل تربیت همین رهبر عزیز ماست که سال‌ها وقت گذاشتند، ساعت‌ها و روزهای فراوانی در طول سال برای شاعران صرف کردند. امروز هم ثمره‌اش را در میدان‌ها، در خیابان‌ها، در نوحه‌ها، در سرودها و در شعرخوانی‌ها می‌بینیم. آن روز ظهور شعر انقلاب را دیدیم و ان‌شاءالله این مسیر همچنان رو به تکامل ادامه پیدا کند.


نظرات شما