آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «مورتالیته و جیغ سیاه» نوشته زویا طاوسیان، پزشک متخصص زنان و زایمان و داستاننویس، بهتازگی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر و روانه بازار نشر شده است.
این اثر که بر پایه خاطرات و تجربههای شخصی نویسنده در دوران رزیدنتی نوشته شده، مخاطب را به فضای پرتنش بیمارستانهای آموزشی و بخش زنان میبرد؛ جایی که پزشکان جوان در کنار فراگیری دانش تخصصی، با مسئولیتهای سنگین، فشارهای روحی، کشیکهای طولانی و تصمیمهای سرنوشتساز روبهرو میشوند.
«مورتالیته و جیغ سیاه» اگرچه از دل خاطرات واقعی نویسنده شکل گرفته، اما در قالب یک روایت داستانی به نگارش درآمده است. شخصیت اصلی داستان «زویا» نام دارد که بازتابی از تجربههای نویسنده است و دیگر شخصیتهای کتاب، هرچند در فضایی واقعی حضور دارند، زاییده تخیل نویسندهاند.
زویا طاوسیان در این کتاب تلاش کرده است تصویری نزدیک از زندگی رزیدنتهای پزشکی، بهویژه دستیاران رشته زنان و زایمان، ارائه دهد؛ تصویری که در آن، اضطراب نخستین تجربههای درمانی، مواجهه با بیماران، مسئولیت حفظ جان مادر و نوزاد و سختیهای کار در بیمارستانهای مناطق کمبرخوردار، در کنار امید، پشتکار و انگیزه برای رسیدن به تخصص، به چشم میخورد.
در کنار روایتهای پزشکی، کتاب بر مفاهیمی چون صبر، استقامت، مسئولیتپذیری و توکل نیز تأکید دارد و نشان میدهد رسیدن به اهداف بزرگ، بدون عبور از مسیرهای دشوار و تحمل سختیها ممکن نیست.
عنوان کتاب نیز از اصطلاح «مورتالیته» (Mortality) که در ادبیات پزشکی به بررسی مرگومیر و تحلیل پروندههای درمانی اشاره دارد، الهام گرفته شده و در کنار «جیغ سیاه»، به فضای دشوار و پرالتهاب دوران آموزش پزشکی ارجاع میدهد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
توی اتاق زایمان با همان لیبر بیمارستان اولین بچه توی دستم شرید و گریه کرد. من هم گریه کردم باور نداشتم که بچه را تنهایی گرفتهام و بندنافش را بریدهام. زیبا و بیگناه بود. اول سرش آمد. بینی و دهانش را تمیز کردم. بقیه تنش هنوز توی بدن مادر بود. پلک زد و گریه کرد؛ اول ضعیف بعد گرم کننده دستهایم دور گردن نازکش حلقه شد؛ یک فشار ملایم به پایین شانه جلویی آزاد شد. بعد یک فشار به بالا و شانه عقبی هم آزاد شد. یکدفعه تنه کوچک و پاهایش مثل یک ماهی شیطان سر خورد به طرفم میان فریادهای مادرو سال بالایی عزیز بهزحمت کنترلش کردم تا نیفتد. مادرو نوزاد و من گریه میکردیم و آن سال بالایی محترم هنوز محترمانه داد میزد که من باید بهتر بچه را کنترل کنم ذوق تولد دخترک کوچولو را داشتم. وقتی گرمش میکردم از اور مثل و پرسیدم دوستداری وقتی بزرگ شدی مثل من رزیدنت زنان بشی؟ چشمهای سیاهش را جوری گرد کرد و جیغ کشید که فهمیدم میگوید: مگر دیوانهام!؟ سال بالایی همچنان سرم جیغ میزد. تا سه سال بعد هم جیغ میزد و من هم گریه میکردم. جیغهایشان هنوز توی گوشم میپیچد. با هر زایمان تکرار و تکرار میشود. چارهای نبود. من یک رزیدنت سال یکی بودم یک کوزت.
کتاب «مورتالیته و جیغ سیاه» نوشته زویا طاوسیان در ۲۹۲ صفحه، قطع رقعی و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده و در دسترس علاقهمندان به ادبیات داستانی، روایتهای پزشکی و خاطرهنگاری قرار گرفته است.