آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، «جادوگر خانم جاروسوار» تازهترین اثر بنفشه رسولیان است که با تصویرگری نرجس بیتمشعل و ویرایش الهه عینبخش، توسط نشر برکه منتشر شده است. نویسنده در این کتاب، جهانی خیالانگیز و متفاوت خلق کرده؛ دنیایی که از همان صفحات نخست، قواعد زندگی روزمره را کنار میزند و مخاطب را وارد فضایی میکند که در آن همهچیز رنگ دیگری دارد.
ماجرا در قلعه هفت طاقچه اتفاق میافتد؛ قلعهای مرموز که هیچکس نمیداند چه کسی آن را ساخته یا از چه زمانی پابرجاست. عجیبتر از خود قلعه، ساکنان آن هستند؛ قصابی که پارچه میفروشد، بقالی که عینک عرضه میکند، بزازی که لولهبخاری میفروشد و آرایشگری که به پنچرگیری مشغول است. تنها کسی که از این آشفتگی فاصله گرفته، کفاش قلعه است؛ مردی که فقط کفش میدوزد، اما نه کفشهای معمولی، بلکه کفشهایی که احساس دارند؛ کفشهای خندان، گریان و بعدها کفشهایی که میتوانند بدجنسی کنند.
وقتی جادو از در مغازه کفاش وارد میشود
گره اصلی داستان با ورود جادوگر خانم جاروسوار آغاز میشود. او از کفاش میخواهد کفشهایی نارنجی بدوزد که بتوانند صاحبشان را در انجام بدجنسیها یاری کنند. این درخواست، کفاش را با چالشی تازه روبهرو میکند؛ زیرا در کتاب اسرار کفشدوزی که از نیاکانش به ارث رسیده، هیچ وردی برای ساخت کفشهای بدجنس وجود ندارد.
همین نقطه، آغاز رشتهای از اتفاقات پرهیجان و طنزآمیز است؛ اتفاقاتی که مخاطب را از یک مغازه کوچک کفاشی به مهمانی بزرگ جادوگران، کلاسهای عجیب آموزش فریبکاری، کلانتری قلعه و ماجراهای تعقیب و گریز میبرد.
طاقچههایی که جای فصل نشستهاند
یکی از ویژگیهای جالب کتاب، ساختار متفاوت آن است. نویسنده به جای فصل، از «طاقچه» استفاده کرده و هر طاقچه بخشی از ماجرا را پیش میبرد. این انتخاب، علاوه بر هماهنگی با فضای قصه، هویت مستقلی به روایت بخشیده و کنجکاوی مخاطب را برای دنبال کردن داستان افزایش میدهد.
در هر طاقچه، شخصیت تازهای وارد میدان میشود یا گره جدیدی شکل میگیرد؛ از کتاب اسرار کفشدوزی گرفته تا مهمانی جادوگران و بازجویی با کفشهای حقیقتگو.
شخصیتهایی که فراموش نمیشوند
یکی از امتیازهای مهم کتاب، شخصیتپردازی متفاوت آن است. تقریباً همه شخصیتها ویژگی خاصی دارند که آنها را بهیادماندنی میکند. کفاش قلعه، مردی آرام و سادهدل است که سالها فقط کفشهای خندان و گریان دوخته و حالا باید با سفارشی روبهرو شود که تجربهای از آن ندارد. جادوگر خانم جاروسوار نیز شخصیتی زیرک، طماع و پر از نقشههای عجیب است که حضورش موتور محرک داستان به شمار میرود.
در کنار این دو، شخصیتهایی مانند قلعهبان سختگیر، مأمور مخفی دستوپاچلفتی، دستیار جادوگر و جادوگرهای مهمان، هر کدام با رفتارهای اغراقآمیز خود، فضای طنز داستان را کاملتر میکنند. حتی اشیایی مانند کفشها نیز در این کتاب هویت و نقش دارند؛ موضوعی که خیالپردازی نویسنده را پررنگتر کرده است.
طنزی که پیامهای اخلاقی را پنهان نمیکند
اگرچه «جادوگر خانم جاروسوار» در ظاهر یک داستان فانتزی و طنز است، اما در لایههای زیرین خود به موضوعاتی مانند حسادت، طمع، چاپلوسی، فریب، صداقت و مسئولیتپذیری میپردازد.
جادوگرها برای بهدست آوردن پول و قدرت، از حیله و چاپلوسی استفاده میکنند و در مقابل، کفاش با سادگی و صداقت خود نماینده مسیری متفاوت است. نویسنده بدون آنکه لحن داستان را شعاری کند، پیامهای اخلاقی را در دل ماجراهای سرگرمکننده جای داده است؛ روشی که باعث میشود مخاطب نوجوان، مفاهیم را از خلال داستان کشف کند، نه از طریق نصیحت مستقیم.
دنیایی پر از شخصیتهای بهیادماندنی
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، شخصیتپردازی آن است. از جادوگر خانم جاروسوار گرفته تا کفاش، قلعهبان، مأمور مخفی دستوپاچلفتی و حتی کفشهای جادویی، همگی ویژگیهایی دارند که آنها را در ذهن مخاطب ماندگار میکند.
حضور اشیای جاندار، وردهای عجیب، کلاسهای آموزشی غیرمعمول و موقعیتهای کمیک، فضای داستان را سرزنده و پرتحرک نگه میدارد و اجازه نمیدهد ریتم روایت افت کند.
پایان کتاب نیز مانند آغازش پر از شگفتی است. جادوگر خانم درست زمانی که همه تصور میکنند ماجرا به پایان رسیده، با جادویی تازه میگریزد و پرونده او همچنان باز میماند. از سوی دیگر، کفاش نیز در سکوت مشغول دوختن کفشی تازه میشود؛ کفشی که راز آن فاش نمیشود و همین موضوع، مخاطب را برای ادامه ماجرا کنجکاو نگه میدارد.
در مجموع، «جادوگر خانم جاروسوار» تنها یک داستان فانتزی درباره جادوگرها و کفشهای جادویی نیست، بلکه اثری است که با بهرهگیری از طنز، تخیل و ماجراجویی، مفاهیم اخلاقی را در قالب روایتی جذاب به نوجوانان منتقل میکند. بنفشه رسولیان با خلق دنیایی متفاوت و شخصیتهایی دوستداشتنی، اثری نوشته که هم سرگرمکننده است و هم مخاطب را به فکر کردن درباره صداقت، مسئولیتپذیری، طمع و فریب وا میدارد؛ ویژگیای که این کتاب را به اثری مناسب برای نوجوانان علاقهمند به داستانهای فانتزی و ماجراجویانه تبدیل کرده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
جادوگرها به ترتیب در راهرو نشسته بودند و منتظر بودند وارد اتاق قلعهبان بشوند. اولین جادوگر همانطور که جورابهای تابهتایش را بالا میکشید و دماغش را با دامنش پاک میکرد، وارد اتاق قلعهبان شد.
«چندسالتان است؟»
«هزار و چهارصد و نود پنج سال.»
«تخصصتان در جادوگری چیست؟»
«تبدیل مغز به پنیر، فندق به مغز و الاغ به دانشمند»
«با چه مدل جارویی پرواز میکنید؟»
«مدل گوش دراز ایکس۹۹۹ که از عمه جانم به من ارث رسیده.»
«بدترین جادوگر بازی که تا به حال کردهاید، چه بوده؟»
«رودخانه بزرگ اطراف قلعه را خشک کردم.»
«پس آن همه ماهی را شما از بین بردید!»
«نه، همهاش کار من نبود. دستیارم هم بود. البته او فقط کنار رودخانه آواز خواند تا من کارم را انجام بدهم.»
کتاب «جادوگر خانم جاروسوار» نوشته بنفشه رسولیان در۴۰صفحه از سوی انتشارات برکه منتشر شده است.