آریا جوان - اولیور دیرسن، روانپزشک کودک و نوجوان در آلمان، میگوید تعداد آزارهای جنسی میان نوجوانان در سالهای اخیر به شکل نگرانکنندهای افزایش یافته و در بیشتر موارد، پسران نقش آزارگر و دختران نقش قربانی را دارند.
به گزارش خبرفوری، او معتقد است خانوادهها، بهویژه پدران، باید نقش فعالتری در تربیت فرزندان خود ایفا کنند. دیرسن در گفتوگو با اشپیگل، در پاسخ به این جمله معروف که «بهجای محافظت از دختران، پسرانتان را درست تربیت کنید»، میگوید این دیدگاه کاملا درست است. به گفته او، بارها دخترانی را دیده که از نظر روانی سالم بودهاند اما پس از تجربه یک آزار جنسی، دچار اضطراب، افسردگی، بیخوابی و مشکلات روحی شدهاند. نکته نگرانکننده این است که در بسیاری از این پروندهها، عامل آزار نه یک غریبه یا فرد بزرگسال، بلکه نوجوانی همسن قربانی بوده است. به باور او، زمینه تبدیل شدن به یک آزارگر از سالهای ابتدایی زندگی شکل میگیرد.
این روانپزشک دلیل اصلی این وضعیت را ناآگاهی نوجوانان از مفهوم روابط سالم و رفتار جنسی متناسب با سنشان میداند. او میگوید امروزه پورنوگرافی بهراحتی وارد زندگی کودکان شده و تأثیرات آن را بهوضوح در مطب خود مشاهده میکند. از زمانی که در سال ۲۰۱۰ فعالیت حرفهای خود را آغاز کرده، افزایش آزارهای جنسی میان همسالان را احساس کرده است؛ هرچند در عین حال آگاهی نوجوانان نیز بیشتر شده و قربانیان راحتتر درباره تجربههای خود صحبت میکنند.
بیشتر بخوانید:
جهنمِ ازدواج با یک معتاد جنسی | روایت زنی که پس از ۳۰ سال سکوت، از کابوس ازدواجش پرده برداشت
چرا مردان در محل کار زنان را مورد آزار جنسی قرار میدهند؟ | علم دو توضیح ارائه میدهد
روانشناسان میگویند چیزی به نام «روانپریشی» وجود ندارد !
دیرسن همچنین به خشونت دیجیتال اشاره میکند و میگوید بسیاری از نوجوانان بدون اجازه از بدن یا ظاهر همکلاسیهای خود عکس و فیلم میگیرند و سپس آنها را در گروهها و شبکههای اجتماعی منتشر، قضاوت یا تحقیر میکنند. به گفته او، بسیاری از نوجوانان هنوز درک نمیکنند که حتی بدون تماس فیزیکی نیز میتوان مرتکب خشونت شد.
او تأکید میکند اگرچه پسران نیز قربانی خشونت جنسی میشوند، اما معمولا قربانیان خردسال هستند و آزارگرانشان بزرگسالان یا افراد مسئول تربیت آنها هستند. در مقابل، در آزارهای جنسی میان نوجوانان، تقریبا همیشه دختران قربانی و پسران عامل اصلی هستند.
این روانپزشک میگوید بیشتر والدینی که با آنها کار کرده، دلسوز و مسئولیتپذیر هستند، اما بسیاری از آنها تصور نمیکنند که ممکن است پسر خودشان روزی مرتکب رفتاری آسیبزا شود. از نظر او، والدین از دو سو تحت فشار قرار دارند؛ از یک طرف مشغلههای کاری و کمبود زمان، و از سوی دیگر شبکههای اجتماعی مانند تیکتاک که ساعتها بر ذهن نوجوانان تأثیر میگذارند. او میگوید هیچ پدر و مادری حاضر نیست یک غریبه چند ساعت کنار فرزندش بنشیند و به او درس زندگی بدهد، اما همین اتفاق هر روز از طریق شبکههای اجتماعی رخ میدهد.
به اعتقاد دیرسن، یکی از خطرناکترین پیامهایی که نوجوانان در فضای مجازی دریافت میکنند این است که «مرد واقعی کسی است که سلطهگر باشد.» او معتقد است وظیفه پدران است که الگویی متفاوت ارائه دهند و به فرزندانشان نشان دهند احترام متقابل، همدلی و برابری، پایه یک رابطه سالم است.
او همچنین میگوید بسیاری از مردان از نشان دادن احساسات یا پذیرفتن ندانستن میترسند، زیرا آن را نشانه ضعف میدانند. در حالی که به باور او، پدری که بتواند بگوید «نمیدانم بهترین واکنش چیست»، در واقع به فرزندش میآموزد به دیدگاه دیگران احترام بگذارد و درک کند که احساسات و مرزهای دیگران نیز به اندازه احساسات خودش اهمیت دارند.
دیرسن در پایان بر اهمیت تعیین مرزهای روشن در خانواده تأکید میکند. او میگوید والدین، بهویژه مادران، نباید تصور کنند موظفاند هر رفتار خشونتآمیز یا پرخاشگرانه فرزندشان را تحمل کنند. به گفته او، کودکانی که بدون پیامد و مسئولیتپذیری بزرگ میشوند، بعدها در مدرسه، روابط اجتماعی و زندگی عاطفی نیز به سختی مرزهای دیگران را میپذیرند و همین موضوع میتواند زمینهساز رفتارهای آسیبزا در آینده شود.