پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵

دانش

راز غیرمنتظرۀ این نقاشی‌های ۲ هزارساله: «خونِ زایمان زنان»

راز غیرمنتظرۀ این نقاشی‌های ۲ هزارساله: «خونِ زایمان زنان»
آریا جوان - هنرمندان باستانی جنوب چین احتمالاً از ترکیبی شگفت‌انگیز شامل آهک، خاک رس سرخ و «خون» برای خلق نقاشی‌های صخره‌ای استفاده ...
  بزرگنمايي:

آریا جوان - هنرمندان باستانی جنوب چین احتمالاً از ترکیبی شگفت‌انگیز شامل آهک، خاک رس سرخ و «خون» برای خلق نقاشی‌های صخره‌ای استفاده کرده‌اند؛ ترکیبی که باعث شده این آثار بیش از دو هزار سال در برابر باران‌های سیل‌آسا، گرمای شدید و طوفان‌های مکرر دوام بیاورند.

پژوهش تازه‌ای درباره نقاشی‌های صخره‌ای هوآشان در استان گوانگشی نشان داده است که در ملات میکروسکوپی نگهدارندۀ رنگدانه‌های قرمز بر روی صخره‌های آهکی، پروتئین‌های خون انسان و حیوان وجود دارد. پژوهشگران معتقدند این پروتئین‌ها به شکل‌گیری پیوندی معدنی و فوق‌العاده مقاوم کمک کرده‌اند؛ به گونه‌ای که نقاشی‌ها عملاً به بخشی از خود سنگ تبدیل شده‌اند.
نکته‌ای حتی شگفت‌انگیزتر آن است که برخی از پروتئین‌های شناسایی‌شده، پژوهشگران را به این فرضیه رسانده‌اند که بخشی از خون انسانی احتمالاً از زنانی که در حال زایمان بوده‌اند یا به‌تازگی زایمان کرده بودند، جمع‌آوری شده است. به باور آنان، استفاده از چنین خونی ممکن است معنایی آیینی و نمادین داشته و با باروری و مادری ارتباط داشته باشد.

آریا جوان


البته این تفسیر هنوز تنها یک فرضیه است و به اثبات نرسیده است. با این حال، شواهد شیمیایی مربوط به وجود خون، توضیحی تازه و غیرمنتظره برای یکی از معماهای بزرگ باستان‌شناسی آسیا، یعنی راز ماندگاری این نقاشی‌ها، ارائه می‌دهد.
تصاویر عظیم بر فراز رود زوئوجیانگ
محوطه فرهنگی هنر صخره‌ای زوئوجیانگ هوآشان در میان چشم‌اندازهای منطقه خودمختار گوانگشی ژوانگ در جنوب چین قرار دارد.
این نقاشی‌ها که معمولاً به قوم باستانی لوئویوئه نسبت داده می‌شوند، انسان‌ها، حیوانات، قایق‌ها، جنگ‌افزارها، زنگ‌ها و طبل‌های مفرغی را به تصویر می‌کشند. بسیاری از پیکره‌های انسانی در حالت ایستاده یا چمباتمه‌زده، با دستانی گشوده دیده می‌شوند و به نظر می‌رسد در آیین‌هایی مرتبط با فرهنگ طبل‌های مفرغی جنوب چین شرکت دارند.
یونسکو قدمت این چشم‌انداز فرهنگی را از حدود سده پنجم پیش از میلاد تا سده دوم میلادی برآورد کرده است. پژوهش‌های پیشین نیز نتایجی مشابه به دست آورده بودند. تاریخ‌گذاری با روش رادیوکربن نشان داده که برخی از نقاشی‌ها بین حدود ۲۳۷۰ تا ۲۱۱۵ سال قدمت دارند.

آریا جوان


دیواره اصلی کوه هوآشان حدود ۱۹۰۰ نقش قابل شناسایی را در فضایی نزدیک به ۸ هزار متر مربع در خود جای داده است؛ موضوعی که آن را به یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های منفرد هنر صخره‌ای جهان تبدیل می‌کند.
چرا این نقاشی‌ها از بین نرفتند؟
دوام نقاشی‌های هوآشان سال‌ها ذهن باستان‌شناسان و متخصصان حفاظت از آثار تاریخی را به خود مشغول کرده بود. این تصاویر مستقیماً بر روی صخره‌های آهکیِ روباز و گاه در ارتفاع چند ده متری از سطح رودخانه کشیده شده‌اند. آن‌ها هزاران سال در اقلیمی نیمه‌گرمسیری با تابستان‌های بسیار گرم، رطوبت بالا، بارندگی‌های شدید موسمی و طوفان‌های استوایی دوام آورده‌اند.
چسب‌های آلی معمول مانند صمغ گیاهان، چسب حیوانی یا پروتئین‌های طبیعی معمولاً در چنین شرایطی به سرعت تجزیه می‌شوند.
در سال ۲۰۱۲ پژوهشی پیشنهاد کرده بود که هنرمندان از شیره گیاهان حاوی اسید اگزالیک استفاده کرده‌اند. این اسید می‌توانسته با کلسیم موجود در سنگ آهک واکنش دهد و لایه‌ای از اگزالات کلسیم ایجاد کند که مانند پوششی محافظ از رنگدانه‌ها نگهداری کرده است.
اما پژوهش جدید که در Journal of Archaeological Science منتشر شده، توضیح متفاوتی ارائه می‌دهد. بر اساس این مطالعه، هنرمندان صرفاً رنگ قرمز را با یک ماده چسبنده مخلوط نکرده بودند، بلکه نوعی ملات پیچیده بر پایه آهک ساخته بودند.
رنگی باستانی که مانند یک ماده مهندسی‌شده ساخته شده بود
پژوهشگران قطعاتی از صخره‌های فرو ریخته را جمع‌آوری کردند. این روش به آن‌ها اجازه داد بدون آسیب رساندن به نقاشی‌های باقی‌مانده روی دیواره‌ها، نمونه‌های اصیل را بررسی کنند.
نتایج بررسی این نمونه‌ها نشان داد که نقاشی‌ها از سه لایه تشکیل شده‌اند: سنگ آهک، یک لایه نازک ملات مصنوعی و در نهایت رنگدانه قرمز.

آریا جوان


رنگ قرمز از خاک رس محلی غنی از ذرات بسیار ریز هماتیت به دست آمده بود. برخی از این ذرات غنی از آهن تنها چند صد نانومتر اندازه داشتند و همین ویژگی باعث ایجاد رنگ سرخ شاخص نقاشی‌ها شده بود.
اما لایه اتصال بسیار پیچیده‌تر بود. این لایه حاوی کربنات کلسیم، فسفات کلسیم و پروتئین‌های خون بود. به گفته پژوهشگران، هنرمندان احتمالاً آهک شکفته، ماده‌ای غنی از فسفات و خون را با یکدیگر مخلوط کرده و امولسیونی تهیه می‌کردند که ابتدا روی سنگ آهک قرار می‌گرفت.
سپس، پیش از آنکه ملات کاملاً خشک شود، رنگدانه قرمز بر روی آن اعمال می‌شد.
با جذب دی‌اکسیدکربن هوا، آهک به تدریج به کربنات کلسیم سخت تبدیل می‌شد. در این میان، پروتئین‌های خون روند تشکیل بلورهای معدنی فشرده را هدایت می‌کردند؛ فرایندی که به آن زیست‌کانی‌سازی گفته می‌شود.
این بلورها ذرات هماتیت را در بر می‌گرفتند و آن‌ها را محکم به سطح سنگ آهک قفل می‌کردند. در نتیجه، حاصل کار تنها یک لایه رنگ خشک‌شده نبود، بلکه نوعی ماده مرکب آلی–معدنی شبیه سیمانی معدنی در مقیاس میکروسکوپی بود.
در سالم‌ترین نمونه‌ها، اتصال لایه نقاشی به سنگ آن‌قدر محکم بود که پژوهشگران برای جدا کردن آن در آزمایشگاه ناچار به استفاده از دریل برقی شدند.
آیا خون از زنان هنگام زایمان گرفته شده بود؟
تحلیل پروتئومیک وجود چندین پروتئین شاخص خون از جمله آلبومین، فیبرینوژن و ایمونوگلوبولین‌ها را تأیید کرد. در نمونه‌ها هم پروتئین‌های انسانی و هم حیوانی یافت شد. در برخی نمونه‌های گائوشان، پروتئین‌های انسانی غالب بودند، در حالی که در محوطه‌های دیگر نسبت‌های متفاوتی از پروتئین گاو و سایر حیوانات مشاهده شد. این موضوع نشان می‌دهد که هنرمندان در سراسر منطقه هوآشان از یک دستورالعمل ثابت استفاده نمی‌کرده‌اند.
اما جالب‌ترین یافته، شناسایی دو پروتئین بود که پژوهشگران آن‌ها را با بارداری، شیردهی و دستگاه تولیدمثل زنان مرتبط می‌دانند: پرولاکتین-ایندوسیبل پروتئین و لاکتوترانسفرین. بنابراین پژوهشگران احتمال دادند که این ماده از خون از دست‌رفته هنگام زایمان یا خونریزی پس از زایمان به دست آمده باشد.
شاید خون نقشی آیینی نیز داشته است
پژوهشگران احتمال استفاده از خون زایمان را با جهان اجتماعی و آیینی قوم لوئویوئه مرتبط می‌دانند؛ مردمانی که معمولاً خالق این نقاشی‌ها شناخته می‌شوند.
برخی متون تاریخی چین، جامعه لوئویوئه را مادرتبار توصیف کرده‌اند، هرچند این نوشته‌ها توسط نویسندگان بیرونی تهیه شده‌اند و نباید آن‌ها را گزارش‌هایی کاملاً بی‌طرف دانست.
خود نقاشی‌ها نیز عموماً به عنوان صحنه‌هایی آیینی تفسیر می‌شوند. گروه‌هایی از انسان‌ها در کنار طبل‌های مفرغی و دیگر اشیای ارزشمند دیده می‌شوند که بیشتر به مراسم جمعی شباهت دارند تا صحنه‌هایی از زندگی روزمره.
بر اساس تفسیر پژوهشگران، خون مرتبط با زایمان احتمالاً فقط یک ماده فنی نبوده، بلکه نمادی از باروری، تداوم نسل و استمرار جامعه نیز به شمار می‌رفته است.
در این صورت، خون دو نقش همزمان داشته است: از یک سو به شکل‌گیری ساختار معدنی و استحکام نقاشی کمک می‌کرد و از سوی دیگر، از نظر نمادین آیین‌های ترسیم‌شده را با تولد و نوزایی پیوند می‌داد.
هنرمندان پیشاتاریخ؛ مهندسان مواد
تا پیش از این، نقاشی‌های هوآشان بیشتر به عنوان پروژه‌ای عظیم شناخته می‌شدند که اجرای آن مستلزم حضور شمار زیادی از کارگران برای دسترسی به صخره‌ها و نقاشی بر روی آن‌ها بود.
اما مطالعه جدید توجه را از نیروی انسانی به دانش فنی سازندگان معطوف کرده است. پژوهشگران تأکید می‌کنند که این پروژه بیش از آنکه متکی بر نیروی کار فراوان باشد، حاصل دانش فنی پیشرفته در شناخت رفتار مواد طبیعی بوده است. دوام شگفت‌انگیز این نقاشی‌ها نه به ضخامت رنگ وابسته بود و نه به تعداد افرادی که آن‌ها را اجرا کردند، بلکه نتیجه درک عمیق سازندگان از واکنش‌های شیمیایی مواد طبیعی بود.
بیش از دو هزار سال بعد، این فناوری هنوز وظیفه اصلی خود را انجام می‌دهد. اگرچه پروتئین‌های خون به مرور زمان از میان رفته‌اند، ساختار معدنی‌ای که با کمک آن‌ها شکل گرفته همچنان پیکره‌های سرخ‌رنگ را محکم بر سطح سنگ آهک نگه داشته است.
به بیان دیگر، هنرمندان هوآشان صرفاً بر روی صخره‌ها نقاشی نکشیدند؛ آن‌ها تصاویر خود را با بهره‌گیری از دانش مواد، در دل سنگ مهندسی کردند.


نظرات شما