آریا جوان -
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: مقاومت تنها یک مفهوم نظامی یا سیاسی نیست؛ بخشی از تاریخ معاصر ملتهایی است که در برابر اشغال، استعمار و تجاوز ایستادگی کردهاند. در این میان، ادبیات و هنر نیز وظیفه ثبت و روایت این ایستادگی را بر عهده دارند؛ روایت انسانهایی که در دل بحرانها و جنگها زندگی کردهاند و تجربه مقاومت را از نزدیک لمس کردهاند.
روز مقاومت اسلامی، فرصتی است برای بازخوانی همین روایتها و بررسی اینکه ادبیات و هنر چگونه میتوانند تجربه مقاومت را از مرزهای جغرافیایی عبور دهند و به مخاطبان دیگر منتقل کنند. در این میان، دفتر هنر و ادبیات بیداری حوزه هنری طی سالهای اخیر با تغییر و گسترش مأموریت خود، فعالیتهای بیشتری را در حوزه روایت مقاومت و تحولات منطقه دنبال کرده است.
به همین بهانه، به سراغ مرتضی قاضی، مدیر دفتر هنر و ادبیات بیداری حوزه هنری، و معصومه رامهرمزی، کارشناس این دفتر، رفتیم تا درباره پیشینه شکلگیری دفتر، تغییر مأموریتهای آن، فعالیتهای ادبی و روایی و نقش این مجموعه در ثبت روایت مقاومت در کشورهای مختلف گفتوگو کنیم.
در بخش نخست این گفتوگو، روایت شکلگیری دفتر هنر و ادبیات بیداری، مسیر تغییر مأموریت آن و چگونگی ورود این مجموعه به عرصه ادبیات و روایت مقاومت بینالملل را از نظر میگذرانیم.
*دفتر هنر و ادبیات بیداری از ابتدا با چه مأموریتی شکل گرفت؟ چه تفاوتی میان دفتر ادبیات پایداری و بیداری وجود داشت که باعث شکلگیری ادبیات بیداری شد؟
قصه ادبیات بیداری و شکلگیری دفتر هنر و ادبیات بیداری به سالهای پایانی دهه ۸۰ بازمیگردد؛ حدود سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷. روایتی که درباره شکلگیری این دفتر ارائه میکنم، بر اساس گفتوگویی است که با دکتر مجتبی رحماندوست، مسئول پیشین دفتر هنر و ادبیات بیداری، داشتم. من مسئولیت این دفتر را از ایشان تحویل گرفتم و برای آشنایی با پیشینه دفتر، افراد فعال در آن و اقداماتی که در سالهای نخست انجام شده بود، خدمت ایشان رسیدم. بخشی از این روایت در قالب تاریخ شفاهی ثبت نشده و در حافظه ایشان و بنده باقی مانده است.
بر اساس روایت دکتر رحماندوست، ایشان در آن مقطع در مجموعهای که در حوزه فلسطین فعالیت میکرد ــ که به نظر میرسد جمعیت دفاع از فلسطین بوده است ــ دبیر کمیسیون فرهنگی بودند. در آن کمیسیون، جمعی از فعالان و چهرههای حوزه فرهنگ و سیاست حضور داشتند و آقای بنیانیان، رئیس وقت حوزه هنری، نیز از اعضای آن بود.
این کمیسیون جلسات مستمری برگزار میکرد، اما به دلیل مشغلههای آقای بنیانیان، امکان حضور مستمر ایشان در جلسات فراهم نبود. به همین دلیل از دکتر رحماندوست خواسته شد جلسات در حوزه هنری برگزار شود تا آقای بنیانیان نیز امکان حضور در آنها را داشته باشد.
به تدریج، این جلسات کمیسیون فرهنگی به ایده شکلگیری یک دفتر در حوزه هنری منجر شد. آقای بنیانیان پیشنهاد میکنند که دکتر رحماندوست دفتری را در حوزه هنری راهاندازی و مسئولیت آن را بر عهده بگیرند تا بخشی از فعالیتهایی که در آن مجموعه در حوزه فلسطین دنبال میشد، از طریق این دفتر در حوزه هنری پیگیری شود.
بر اساس این روایت، در ابتدا نام دفتر «دفتر دفاع یا حمایت از فلسطین و لبنان» بوده و هنوز عنوان «دفتر ادبیات بیداری» برای آن استفاده نمیشده است. مأموریت اولیه دفتر نیز بیشتر معطوف به فعالیتهای فرهنگی مرتبط با فلسطین و لبنان بود.
با ورود به سالهای ابتدایی دهه ۹۰ و شکلگیری جریان موسوم به «بیداری اسلامی» در کشورهای عربی، این فعالیتها وارد مرحله جدیدی شد. در آن مقطع، مجموعهای نیز در دفتر رهبر انقلاب با مسئولیت آقای ولایتی برای پیگیری موضوع بیداری اسلامی در کشورهای عربی شکل گرفته بود. در همین چارچوب، پیشنهاد شد عنوان دفتر حوزه هنری به «دفتر هنر و ادبیات بیداری» تغییر پیدا کند.
نکته قابل توجه این بود که عنوان دفتر صرفاً «بیداری» باقی ماند و واژه «اسلامی» در نام آن قرار نگرفت. به این ترتیب، عنوان «دفتر هنر و ادبیات بیداری» شکل گرفت و دکتر رحماندوست نیز فعالیتهای جدیدی را در این دفتر تعریف و پیگیری کردند.
تا سال ۱۴۰۲، زمانی که بنده مسئولیت دفتر را بر عهده گرفتم، دکتر مجتبی رحماندوست مسئولیت این دفتر را بر عهده داشتند. ایشان که اکنون نماینده مجلس هستند، در طول این سالها مأموریتها و برنامههای مختلفی را در دفتر دنبال کردند.
یکی از مهمترین مأموریتهای دفتر، ایجاد ارتباط میان حوزه هنری، هنرمندان و نویسندگان با جبهه مقاومت و کشورهای مختلف بود. دفتر در این سالها چند برنامه مشخص و مستمر داشت که از جمله آنها میتوان به برنامهای با عنوان «کبوترهایی بر مساجد دوردست» اشاره کرد. این برنامه طی بیش از یک دهه، حدود ۷۰ نوبت برگزار شد و اگرچه در دوره شیوع کرونا به دلیل محدودیتهای موجود با کاهش برگزاری مواجه شد، اما استمرار خود را حفظ کرد.
در این برنامهها، کارشناسان و صاحبنظرانی از کشورهای مختلف یا درباره مناطق گوناگون دعوت میشدند و درباره وضعیت بیداری اسلامی، جریانهای مقاومت و تحولات فرهنگی و سیاسی آن مناطق سخن میگفتند. موضوعاتی درباره لبنان، سوریه، فلسطین، کشورهای آفریقایی و برخی کشورهای اروپایی در این جلسات مورد بررسی قرار گرفت. گزارش این برنامهها هم در فضای مجازی منتشر شده و هم در آرشیو دفتر موجود است.
یکی دیگر از برنامههای دفتر که در دوران کرونا توسعه بیشتری پیدا کرد، «روایت بیداری» بود. این برنامه با هدف نقد و بررسی کتابهای مرتبط با حوزه مقاومت و بیداری شکل گرفت و به معرفی و نقد آثار منتشرشده در این حوزه میپرداخت.
از دیگر فعالیتهای دفتر میتوان به جشنواره «قوس غدیر» یا «باران غدیر» اشاره کرد. این جشنواره به شعرهایی اختصاص داشت که شاعران غیرشیعه درباره حضرت امیرالمؤمنین(ع) سروده بودند و دبیرخانه آن در دفتر هنر و ادبیات بیداری مستقر بود. فراخوان جشنواره نیز از طریق دفتر دنبال میشد و این رویداد در جهان اسلام شناختهشده بود.
همچنین نقد و بررسی فیلمهای مرتبط با جبهه مقاومت از دیگر برنامههای دفتر بود که در دوران کرونا بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در این برنامهها فیلمهایی با موضوع مقاومت نمایش داده و درباره آنها بحث و بررسی انجام میشد و گزارش این نشستها نیز در آرشیو دفتر موجود است.

یکی دیگر از فعالیتهای دفتر در آن سالها، برگزاری سفرهای فرهنگی و ادبی به کشورهای مختلف بود. دکتر رحماندوست و گروههایی از نویسندگان و هنرمندان به کشورهای مختلف سفرهایی داشتند. برای نمونه، یکی از این سفرها به ترکیه و در ارتباط با کشتی کمکرسانی به غزه انجام شد که در جریان آن، رژیم صهیونیستی به کشتی «ماوی مرمره» حمله کرد. از این سفر نیز روایتی در قالب کتاب منتشر شد.
همچنین سفرهایی به کشورهای دیگر از جمله بوسنی انجام شد و برخی آثار و روایتهای مرتبط با این سفرها شکل گرفت. در این مقطع، تولید کتاب الزاماً مأموریت مستقیم دفتر نبود، اما برخی آثار با حمایت یا در ارتباط با فعالیتهای دفتر شکل گرفتند. برای نمونه، کتاب «حقیقت سمیر» نوشته یعقوب توکلی در آن مقطع در مجموعه فعالیتهای دفتر قرار داشت، هرچند نام دفتر در کتاب درج نشده است. دلیل آن نیز این بود که مأموریت اصلی دفتر تولید کتاب نبود و بیشتر بر ایجاد ارتباط با کشورهای مختلف و حوزه بینالملل تمرکز داشت.
در این دوره، آقای ناصر ضرابی نیز نقش بسیار مهمی در فعالیتهای دفتر داشتند. دکتر رحماندوست به دلیل مسئولیتهای مختلفی که در مقاطعی بر عهده داشتند، از جمله حضور در مجلس و مسئولیتهای دولتی، همواره امکان حضور مستمر در دفتر را نداشتند. در این شرایط، آقای ضرابی حضور مستمر و فعالی در دفتر داشتند و بخش عمده فعالیتهای اجرایی را پیگیری میکردند.
اگر بخواهم از تعبیر دقیقتری استفاده کنم، میتوان گفت آقای ضرابی «جعبه سیاه» دفتر بودند؛ چراکه از برنامهریزی و دعوتها گرفته تا تبلیغات، هماهنگی جلسات و اجرای برنامهها را پیگیری میکردند. حتی برخی از نویسندگان و فعالان فرهنگی، دفتر بیداری را با نام ایشان میشناختند. خانم اعظم حسینی، نویسنده کتاب «دا»، نیز از جمله افرادی بودند که با فعالیتهای آقای ضرابی در دفتر آشنایی داشتند.
در سالهای پایانی مسئولیت دکتر رحماندوست، آقای احمد توفیق نیز در کنار ایشان و آقای ضرابی فعالیتهایی را دنبال کردند. ایشان اکنون مسئول میز عراق در حوزه بینالملل حوزه هنری هستند و در آن مقطع نیز در برنامههایی مانند «قوس غدیر» و «روایت بیداری» نقش داشتند.
*با توجه به اینکه دفتر بیداری در دوره جدید قرار است به سمت تولید آثار روایی و مستند در حوزه مقاومت بینالملل حرکت کند، این تغییر رویکرد چه تفاوتی با مأموریت پیشین دفتر ایجاد کرده و چه خلأیی را در ادبیات مقاومت دنبال میکند؟
بنده نیز پیش از حضور در دفتر هنر و ادبیات بیداری، از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱ در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و زیر نظر شهید سردار دکتر نائینی فعالیت میکردم. در آنجا مدیر گروه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و نشر «مرز و بوم» بودم و در حوزه خاطرات، زندگینامه، پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی و ترجمه فعالیت داشتم.
در همان دوره، سرکار خانم رامهرمزی نیز مسئولیت مشاوره و کارشناسی فعالیتهای ما را بر عهده داشتند و حضور ایشان در فرآیند تولید آثار، پشتوانه مهمی برای فعالیتهای گروه بود. همچنین در آن دوره، یک شورای تخصصی برای موضوعات گروه تشکیل داده بودیم که بزرگانی همچون خانم رامهرمزی، آقای حمید حسام، آقای مرتضی سرهنگی، آقای گلعلی بابایی و آقای مصطفی رحیمی در آن حضور داشتند و از تجربیات و نظرات آنها استفاده میکردیم.
آشنایی بنده با آقای سرهنگی نیز در همین دوره شکل گرفت و ایشان لطف داشتند و ظاهراً در گفتوگوهایی که با آقای دادمان داشتند، موضوع تغییر رویکرد دفتر هنر و ادبیات بیداری را مطرح کرده بودند.
در نهایت، آقای دادمان از طریق آقای سرهنگی پیشنهاد کردند که مسئولیت دفتر هنر و ادبیات بیداری را بر عهده بگیرم. در ابتدا شناخت چندانی از فضای دفتر نداشتم. موضوع از سوی آقای دادمان مطرح شد و سپس از طریق آقای توکلی که در آن زمان معاون برنامهریزی حوزه هنری بودند، جلسات و گفتوگوها ادامه پیدا کرد.
رویکرد مدنظر آقای دادمان این بود که فعالیتهای ارزشمندی که در دوره دکتر رحماندوست انجام شده بود، حفظ شود، اما مأموریت دفتر در مسیر جدیدی قرار گیرد. ایشان معتقد بودند دفتر هنر و ادبیات بیداری باید در حوزه بینالملل، مشابه نقشی را ایفا کند که دفتر ادبیات مقاومت و ادبیات پایداری به مدیریت آقای سرهنگی در حوزه دفاع مقدس ایفا کرده است.
به بیان دیگر، نگاه ایشان این بود که «بیداری» را میتوان مقاومت در خارج از مرزهای ایران تعریف کرد و دفتر باید به سمت تولید کتاب، آثار روایی و روایتهای مستند در حوزه تحولات و جریانهای مقاومت در کشورهای مختلف حرکت کند.
آقای دادمان تأکید داشتند که همانطور که دفتر آقای سرهنگی به یک جریان شناختهشده، مولد و پویا در حوزه ادبیات مقاومت و دفاع مقدس تبدیل شده است، دفتر هنر و ادبیات بیداری نیز باید در حوزه بینالملل به چنین جایگاهی برسد.
بر همین اساس، طرحی برای تغییر مسیر دفتر تدوین و ارائه شد. البته انتخاب و استقرار بنده در دفتر تقریباً ۹ ماه زمان برد. پیشنهاد اولیه در سال ۱۴۰۱ مطرح شد، در مهرماه از مسئولیت قبلی جدا شدم و در نهایت در تیرماه ۱۴۰۲ در دفتر هنر و ادبیات بیداری مستقر شدم.
در روزهای نخست، طبیعی بود که نیاز به شناخت محیط، نیروها، ظرفیتها و فعالیتهای قبلی دفتر داشته باشم. حتی فضای فیزیکی حوزه هنری برایم ناآشنا بود. به تدریج با محیط و مجموعه آشنا شدم و فعالیتها را آغاز کردیم.
از همان ابتدا از خانم رامهرمزی درخواست کردم که مانند دوره فعالیت در مرکز اسناد، در این مسیر نیز در کنار ما باشند. ایشان نیز با بزرگواری پذیرفتند و از همان روزهای نخست همکاری خود را با دفتر آغاز کردند.
در آغاز کار، بخشی از فعالیتها و پروژههای گذشته به ما منتقل شد. بخشی از پروژهها نیز در دفاتر دیگر و در قالب فعالیتهای بینالمللی در حال انجام بود. بنابراین بنده عملاً میراثدار مجموعهای از پروژههایی بودم که برخی از آنها نیمهتمام، برخی در حد ایده و برخی نیز تا مرحله مشخصی پیش رفته بودند. لازم بود این پروژهها تعیین تکلیف و به سرانجام برسند.
در کنار این فعالیتها، تعریف پروژههای جدید نیز آغاز شد. اما تقریباً همزمان با شروع فعالیت ما، اتفاق مهمی در منطقه رخ داد؛ عملیات «طوفانالاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳.

*تحولات منطقه، بهویژه پس از ۷ اکتبر، جنگ ۱۲ روزه و مجموعه اتفاقات مرتبط با جبهه مقاومت، چه تأثیری بر مأموریت و پروژههای دفتر هنر و ادبیات بیداری گذاشته و این دفتر برای ثبت و روایت این تحولات چه برنامهای دارد؟
از آن مقطع، تحولات منطقه و جهان با سرعت زیادی تغییر کرد و موضوع فلسطین و مقاومت به یکی از مهمترین مسائل بینالمللی تبدیل شد. بهتدریج مجموعهای از اتفاقات و تحولات پشت سر هم رخ داد؛ از شهادت سرداران و فرماندهان مقاومت و شهدای جبهه مقاومت گرفته تا شهادت آیتالله رئیسی، شهادت شهید اسماعیل هنیه، تحولات مربوط به حزبالله، شهادت فرماندهان و جانبازان مقاومت در ماجرای انفجار پیجرها، سقوط سوریه و سپس جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان.
در ادامه نیز تحولات مرتبط با غزه، موضوع آتشبس و صلح، شهادت شهدای نیروی قدس و دیگر تحولات منطقهای و بینالمللی، مأموریت دفتر را بیش از گذشته به متن تحولات روز نزدیک کرد.
در واقع، بعد از ۷ اکتبر، انتظارات از دفتر هنر و ادبیات بیداری به شکل محسوسی افزایش پیدا کرد. بسیاری از پروژههایی که در حوزه بینالملل و مقاومت تعریف میشد، به نوعی با دفتر بیداری ارتباط پیدا میکرد و دفتر به یکی از محورهای پیگیری این فعالیتها تبدیل شد.
من پیش از حضور در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس نیز با دغدغه تولید آثار بینالمللی و ترجمه مواجه بودم. علت حضورم در مرکز اسناد نیز تا حد زیادی به سخنان رهبر شهید انقلاب درباره ضرورت افزایش فعالیتهای فرهنگی و راهاندازی نهضت ترجمه بازمیگشت. در آن مقطع، این دغدغه را داشتم که چگونه میتوان بخشی از این مطالبه را در حوزه فرهنگ و ادبیات دنبال کرد.
با حضور در دفتر هنر و ادبیات بیداری، این دغدغه وارد مرحله تازهای شد؛ چراکه مأموریت جدید دفتر بهطور مستقیم با روایت تحولات منطقه، مقاومت، تولید آثار روایی و مستند و همچنین ارتباط با مخاطبان و جریانهای فرهنگی خارج از کشور پیوند خورده بود.
به این ترتیب، دفتر هنر و ادبیات بیداری از یک مجموعه با محوریت ارتباطات فرهنگی و برنامههای مرتبط با جریان بیداری، به سمت شکلدهی یک جریان ادبی و روایی در حوزه بینالملل و مقاومت حرکت کرد؛ مسیری که با تحولات منطقه، بهویژه پس از ۷ اکتبر، اهمیت و ضرورت آن بیش از گذشته آشکار شد.
*چرا دفتر هنر و ادبیات بیداری در دوره جدید، روایتهای انسانی و نزدیک از زندگی مردم جبهه مقاومت را بهعنوان یکی از محورهای اصلی تولیدات خود انتخاب کرده است و «لهجههای غزهای» چه خلأیی را در روایت ادبی فلسطین پر کرد؟
نخستین کتابی که در دوره جدید دفتر هنر و ادبیات بیداری منتشر کردیم، «لهجههای غزهای» بود. این کتاب را همچنان یکی از نخستین روایتهای انسانی و نزدیک از زندگی مردم غزه پس از عملیات طوفانالاقصی میدانم. شهید رفعت العریر، که جنبش «ما عدد نیستیم» را راهاندازی کرده بود، بر همین مسئله تأکید داشت که مردم غزه صرفاً اعداد و آمار نیستند؛ بلکه انسانهایی با آرزوها، علایق، توانمندیها و استعدادهای خود هستند.
«لهجههای غزهای» نیز تلاش داشت از همین زاویه به مردم غزه نگاه کند؛ روایتی نزدیک از زندگی روزمره مردمی که در شرایط جنگ چگونه زندگی میکنند، چگونه تلفن همراه خود را شارژ میکنند، برای کودکانشان پوشاک پیدا میکنند یا با وجود محدودیتهای موجود، فلافل میپزند. این کتاب مجموعهای از شعر، داستان، داستانک و روایتهای کوتاه از زندگی مردم غزه در جریان طوفانالاقصی بود و به همین دلیل توانست توجه مخاطبان را جلب کند.
یکی از دلایل تأثیرگذاری این کتاب آن بود که ما تصور میکنیم فلسطین را به دلیل سالها صحبت درباره آن به خوبی میشناسیم، در حالی که شناخت ما از زندگی واقعی مردم فلسطین بسیار محدود است. تصویری که معمولاً از فلسطین ارائه شده، بیشتر یک تصویر کلی و دور است؛ در حالی که ما نیازمند روایتهای عینی، دقیق و دستاول از زندگی مردم فلسطین هستیم.
یکی از مشکلات جدی ما نیز همین است که زبان و فرهنگ این مردم را به اندازه کافی نمیشناسیم و به همین دلیل پژوهشگران و روایتگرانی که بتوانند از نزدیک به این جوامع بروند و روایت دستاول ارائه کنند، کمتر در اختیار داریم. در غزه، به دلیل محدودیتهای موجود، حتی پدیدههایی مانند فعالیتهای خیریه و حضور اینفلوئنسرها شکل گستردهای پیدا کرده است. امروز میتوان نوجوانان و حتی کودکان کمسنوسالی را دید که در میان ویرانهها و اردوگاهها از زندگی روزمره، بازیها و شرایط زندگی خود روایت میکنند و مخاطبان زیادی در فضای مجازی دارند.
به نظر من، یکی از نتایج مهم ۷ اکتبر این بود که نگاهها دوباره به سمت مردم فلسطین جلب شد و مسئله فلسطین را بار دیگر در مرکز توجه افکار عمومی قرار داد. در دفتر نیز تلاش کردیم از این فرصت برای تولید روایتهای انسانی و نزدیک استفاده کنیم.
پس از «لهجههای غزهای»، آثار دیگری نیز در این مسیر تولید شد؛ از جمله «عایده» که پیش از ما منتشر شده بود و درباره مادر یک شهید لبنانی بود، همچنین کتاب «دیدار با دبیرکل» کتابی درباره ۲۰ دیدار با شهید سیدحسن نصرالله، «دشواری مبارک» درباره جانبازان حادثه انفجار پیجرها و مجموعهای از سفرنامهها و روایتهای مرتبط با کشورهای مختلف.
در حوزه لبنان و فلسطین کتابهایی را در قالب یک یونیفرم خاص و به اسم مجموعه خط سرخ منتشر کردیم. آثاری مانند، «آزمایشگاه فلسطین»، «۱۱ زندگی»، «فندق السفیر»، «گلدا اینجا خوابیده»، «پایی در غزه»، «یازده صفر سه»، «در بازداشت حزبالله»، «علیه اشباح» و «پنج سفر» در این مسیر قرار گرفتند. این آثار در مجموع تلاش دارند تصویری نزدیکتر از تحولات فلسطین، لبنان و جبهه مقاومت ارائه دهند.
بخشی از این آثار نیز در قالب سفرنامه شکل گرفت. برای نمونه، کتاب خانم آخرتی درباره سفر به لبنان و تجربههای ایشان از این کشور و تشییع شهید سیدحسن نصرالله شکل گرفت و در آن تلاش شده است مجموعه تجربیات و مشاهدات ایشان از سفرهای مختلف به لبنان و شناختشان از شخصیت و مسیر زندگی شهید نصرالله روایت شود.
در ادامه، طراحی و هویت بصری مجموعه نیز تغییراتی پیدا کرد. در ابتدا آثاری مانند «لهجههای غزهای» و «دشواری مبارک» با یک الگوی مشخص منتشر شدند و سپس این یونیفرم تغییر کرد. در مقطعی نیز کتابهایی مانند «به صرف قهوه و پیتا» و «خارج از پروتکل» با طراحی متفاوت منتشر شدند و در ادامه با هویت بصری جدید به مجموعه اضافه شدند.

*دفتر هنر و ادبیات بیداری برای مفهوم «بیداری» چه چارچوبی تعریف کرده و با ایجاد «رده بیداری» در انتشارات حوزه هنری، چه هدفی را در زمینه هویتبخشی و انسجام آثار مرتبط با مقاومت و تحولات بینالملل دنبال میکند؟
از زمانی که مسئولیت دفتر را بر عهده گرفتیم، با آقای توکلی و آقای دادمان به این جمعبندی رسیدیم که نمیتوان فعالیتهای بینالمللی حوزه هنری را صرفاً به تولیدات مستقیم دفتر محدود کرد. برای مثال، ممکن بود کتابی درباره نسلکشی در غزه و بوسنی توسط یک مجموعه دیگر تولید شود، اما صرفاً به دلیل موضوع بینالمللی آن، برای رونمایی به دفتر بیداری ارجاع داده شود؛ در حالی که دفتر هیچ دخالتی در تولید آن اثر نداشته است.
به همین دلیل پیشنهاد کردیم در حوزه هنری یک «رده بیداری» ایجاد شود. همانطور که آثار مرتبط با مقاومت در یک رده مشخص قرار میگیرند و مخاطب میتواند مجموعه آثار آن حوزه را شناسایی کند، لازم بود برای آثار مرتبط با حوزه بینالملل و بیداری نیز یک رده مشخص ایجاد شود.
بر این اساس، پیشنهاد کردیم هر کتابی که در هر یک از دفاتر، استانها یا مجموعههای حوزه هنری با موضوع بیداری و مقاومت بینالملل تولید میشود، صرفنظر از اینکه تولیدکننده آن دفتر هنر و ادبیات بیداری باشد یا مجموعهای دیگر، ذیل «رده بیداری» قرار بگیرد. به این ترتیب، مخاطب میتواند با مشاهده این رده، آثار مرتبط با حوزه بینالملل را شناسایی کند.
در کنار این اقدام، موضوع تعریف دقیق مفهوم «بیداری» نیز برای ما اهمیت داشت. خانم رامهرمزی در این زمینه پژوهش مفصلی انجام دادند و ریشههای مفهوم بیداری اسلامی را بررسی کردند. من نیز به سراغ صحیفه امام خمینی(ره) رفتم و کاربرد مفهوم «بیداری» را در سخنان ایشان بررسی کردم.
مفهوم بیداری یکی از مفاهیم پرتکرار در کلام امام خمینی(ره) است. ایشان از سال ۱۳۴۲ بارها ملتها را به بیداری دعوت کردهاند و درباره ضرورت بیداری ملتها در برابر استعمار و غارت منابع کشورها سخن گفتهاند. این مفهوم صرفاً به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی محدود نمیشود و در اندیشه امام، سابقهای طولانی دارد.
در واقع، هدف ما از این پژوهشها این بود که برای هر کتابی که در رده بیداری منتشر میشود، مقدمهای داشته باشیم تا مخاطب بداند مفهوم بیداری در این دفتر دقیقاً به چه معناست، ریشههای آن چیست و چه جریانها و شخصیتهایی را شامل میشود.
ما با این پرسش مواجه بودیم که آیا منظور از بیداری صرفاً «بیداری اسلامی» است یا مفهوم گستردهتری دارد؟ برای مثال، اگر جنبشی در آمریکای لاتین یا کشوری دیگر علیه استعمار شکل گرفته باشد و ماهیت اسلامی نداشته باشد، آیا میتواند در حوزه بیداری قرار بگیرد؟ این مسائل نیازمند تعریف دقیق بود.
در نهایت، برای دفتر یک چارچوب موضوعی تعریف کردیم. هسته اصلی فعالیت دفتر، همچنان «بیداری اسلامی» و جریان مقاومت است. در این چارچوب، کشورهایی مانند لبنان، عراق، یمن و سوریه در اولویت قرار دارند. طبیعتاً ایران نیز به عنوان کشور خودمان در این تقسیمبندی قرار نمیگیرد، چراکه مأموریت دفتر ناظر بر حوزه بینالملل و خارج از مرزهاست.
در حلقه بعدی، کشورهایی قرار میگیرند که الزاماً عضو مستقیم جبهه مقاومت نیستند، اما از نظر فرهنگی، سیاسی یا تاریخی ارتباط نزدیکی با این حوزه دارند؛ برای مثال افغانستان، تاجیکستان و پاکستان.
در حلقههای دورتر نیز میتوان به فعالان ضدصهیونیستی و حامیان فلسطین در کشورهای مختلف اشاره کرد؛ افرادی که لزوماً مسلمان نیستند، اما در مخالفت با رژیم صهیونیستی، استعمار یا استبداد فعالیت میکنند. برای مثال، فعالان دانشجویی در آمریکا یا کنشگران کشورهای آمریکای جنوبی میتوانند در این دایره قرار بگیرند.
بنابراین، ما بیداری را مفهومی صرفاً محدود به بیداری اسلامی تعریف نکردیم، بلکه «بیداری جهانی» را نیز در نظر گرفتیم. برای نمونه، مبارزات نلسون ماندلا علیه آپارتاید یا برخی جریانهای ضد استعمار در آمریکای لاتین میتواند از منظر مفهوم بیداری قابل بررسی باشد.
البته این به معنای یکسان بودن اولویتها نیست. منابع، بودجه و ظرفیت اصلی دفتر طبیعتاً بر کشورهای هسته مرکزی و اولویتهای اصلی متمرکز میشود و هرچه از این هسته فاصله میگیریم، میزان و حجم تولیدات نیز متناسب با اولویتها کاهش پیدا میکند. با این حال، سایر جریانها نیز از دایره توجه دفتر خارج نمیشوند.
در همین چارچوب، پروژههای متعددی درباره یمن تعریف کردهایم و احتمالاً امسال دو کتاب درباره این کشور منتشر خواهیم کرد. همچنین یک اثر شناسنامهای درباره یمن آماده شده که هنوز منتشر نشده است. در این پروژهها تلاش شده است جریانهای فکری، اجتماعی و سیاسی یمن و تحولات این کشور برای مخاطب ایرانی معرفی شود.
در نهایت، ایجاد «رده بیداری» تنها یک طبقهبندی کتابشناختی نبود، بلکه بخشی از فرآیند هویتسازی و برندسازی برای این حوزه محسوب میشد. تجربه ما در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس نیز نشان داده بود که ایجاد یک برند مشخص میتواند به شناسایی و انسجام آثار یک حوزه کمک کند.
به همین دلیل، با موافقت آقای دادمان و هماهنگی با انتشارات، قرار شد هر کتابی که با موضوع بیداری و حوزه بینالملل منتشر میشود، چه مستقیماً توسط دفتر تولید شده باشد و چه توسط مجموعهای دیگر، در صورت انطباق با معیارهای موضوعی، در «رده بیداری» قرار گیرد.
اکنون حدود ۲۵ کتاب در این رده منتشر کردهایم و حدود ۱۰ کتاب نیز در انتشارات در حال آمادهسازی است. علاوه بر این، نزدیک به ۶۰ پروژه در موضوعات مختلف و درباره کشورهای گوناگون در دست بررسی یا تولید قرار دارد.
برخی از این آثار مستقیماً متعلق به دفتر هنر و ادبیات بیداری هستند و برخی دیگر توسط دفاتر، استانها یا مجموعههای دیگر تولید شدهاند، اما در صورت ارتباط با حوزه بیداری، ذیل این رده قرار میگیرند. به این ترتیب، رده بیداری به تدریج در حال تبدیل شدن به یک نشان مشخص برای شناسایی آثار حوزه بینالملل در مجموعه انتشارات حوزه هنری است.
ادامه دارد...