آریا جوان - ورزش 3 /روزنامه «البیان» امارات در گزارشی از عجیبترین شروط شخصی و خانوادگی بازیکنان و مربیان در مذاکرات نقلوانتقالاتی فوتبال پرده برداشته است.
مذاکرات در فوتبال مدرن دیگر تنها به اعداد، میزان دستمزد سالانه و پاداش قهرمانی محدود نمیشود و میز مذاکره قراردادها به عرصهای تبدیل شده که در آن بازیکنان و مربیان پیش از امضای قرارداد رسمی، شروط شخصی و درخواستهای منحصربهفرد خود را مطرح میکنند. از درخواست برای بازسازی و تعمیر کامل خانه شخصی با هزینه باشگاه و خرید خودروهای لوکس بهعنوان شرطی از پیش تعیینشده برای راضی کردن مادر ستارهها گرفته تا ورود باشگاهها به مسائل حقوقی و مالی پیچیده مربوط به خانواده بازیکنان.
در پشت صحنه فوتبال، مدیران باشگاهها و ایجنتهای بازیکنان با ماجراهای عجیبی مواجه میشوند که در آنها منافع پیچیده مالی با روابط اجتماعی و تأثیرات روانی در هم آمیخته است. باشگاه گاهی خود را ناچار میبیند که برای تأمین آرامش روانی و ذهنی ستاره جدیدش، نقش حامی خانواده و حتی پناهگاه حقوقی را ایفا کند و او را از فشارهای اجتماعی سنگینی که ممکن است روی عملکردش در زمین تأثیر بگذارد، دور نگه دارد.
تاریخ ورزش نیز نمونههایی از این پدیده را ثبت کرده است. در سطح جهانی، نیمار از بارسلونا خواسته بود هزینه سفر دوستانش را تأمین کند، رونالدینیو بندی را در قراردادش گنجانده بود که به او اجازه میداد هفتهای دو بار شبنشینی داشته باشد و ساموئل اتوئو نیز در زمان حضورش در آنژی روسیه، خواستار یک هواپیمای اختصاصی برای رفتوآمد به مسابقات شده بود. در کشورهای عربی نیز پشت صحنه فوتبال مملو از داستانهایی درباره ستارهها و مربیانی است که خرید خودروهای لوکس برای مادرانشان، یک ویلای ۵۰۰ هزار درهمی، بلیت سفر برای اعضای خانواده و حتی تأمین آشپز و راننده برای همسرشان را به عنوان شرط مطرح کردهاند.

در این گزارش، نظرات و روایتهای شماری از ایجنتهای فعال در فوتبال امارات بررسی شده است. افرادی که تجربههای مستقیم آنها، گوشهای از بخش پنهان عجیبترین شروط شخصی و خانوادگیای را آشکار میکند که در طول دوران حرفهای خود با آنها مواجه شدهاند. همچنین اینکه قانون و مسائل مالی چگونه میان برآورده کردن خواستههای ستارهها برای حفظ آرامش روانی آنها و محافظت از ساختار سازمانی باشگاهها تعادل برقرار میکنند.
ولید الشامسی، که از سال ۲۰۱۳ به عنوان قدیمیترین ایجنت ثبتشده بازیکنان در فوتبال امارات فعالیت میکند، برخی درخواستهای بازیکنان را فراتر از مرز منطق و حتی در حد مضحک توصیف میکند. او با اشاره به تحولات تاریخی و حقوقی که شکل این بازی را تغییر دادهاند، یکی از پروندههایی را که در دوران فعالیتش به عنوان ایجنت با آن مواجه شده، عجیب میداند.
او توضیح میدهد که یک دروازهبان شرط کرده بود باشگاه هزینه بازسازی و تعمیر کامل خانهاش را بر عهده بگیرد. الشامسی درباره دلیل مطرح شدن چنین درخواستهایی میگوید: «وقتی بازیکن پشت میز مذاکره مقابل یک مسئول ارشد یا شخصیت بانفوذ و صاحب جایگاه در باشگاه مینشیند، کاملاً میداند که با یک رئیس باشگاه معمولی مذاکره نمیکند، بلکه با فردی صاحب نفوذ و تواناییهای گسترده روبهرو است. از همینجا درخواستهای شفاهی و شخصی آغاز میشود که از زمین فوتبال فراتر میروند، مانند درخواست برای استخدام برادرش در یک مجموعه، هدیه دادن یک خودروی لوکس به مادرش یا حتی تأمین یک آپارتمان اضافه.»
الشامسی میگوید: «گاهی بُعد اجتماعی و انسانی نیز وارد این بندها میشود. برای مثال، یکی از بازیکنان از باشگاه خواست برای حل یک پرونده حقوقی به پدرش کمک کند و به روابط باشگاه و در اختیار داشتن وکلا استناد کرد تا در پایان دادن به پرونده به او کمک کنند. این درخواست به عنوان شرطی برای رسیدن بازیکن به آرامش ذهنی و امضای قرارداد مطرح شده بود.»
الشامسی تأکید میکند که بازیکنان خارجی بیشترین سهم را در شروط تجملاتی دارند و میگوید باشگاهها معمولاً به صورت خودکار برای بازیکنانی که از آمریکای جنوبی یا اروپای شرقی میآیند، بلیت هواپیما در کلاس تجاری تهیه میکنند.
به گفته او، هزینه این بلیتها برای هر سفر، به عنوان مثال از برزیل به امارات، گاهی به ۳۰ تا ۴۰ هزار درهم میرسد. این در حالی است که دستمزد برخی از این بازیکنان بیش از ۱۰۰ و حتی ۳۰۰ هزار دلار در ماه است. با این حال، یکی از بازیکنان خارجی شرط کرده بود بندی در قراردادش قرار بگیرد که بلیت او را از کلاس تجاری به فرستکلاس ارتقا دهد.
او با وجود مبالغ هنگفتی که از باشگاه دریافت میکرد، بر این جزئیات کوچک نیز اصرار داشت و عملاً نوعی ناز و نعمت مالی را از باشگاه مطالبه میکرد.
الشامسی از ترفندی میگوید که برخی بازیکنان و مربیان خارجی برای فرار از مالیات در کشورهای خود به کار میبرند. دولتهای این کشورها بر اساس درآمد افراد از آنها مالیات دریافت میکنند و به همین دلیل، برخی بازیکنان و مربیان عمداً دستمزد واقعی و بالای خود را پنهان میکنند.
آنها شرط میگذارند مبالغ هنگفت و مزایای غیرنقدیشان در «قراردادهای اصلی» که به صورت رسمی ثبت میشوند، درج نشود تا هنگام بازگشت به کشورشان مجبور نباشند درآمد واقعی خود را به مقامات مالیاتی اعلام کنند.
ولید الشامسی میگوید: «در دورهای که به صورت مستقیم با بازیکنان اماراتی کار میکردم، درخواستهایی دیدم که از حدود قراردادهای رسمی فراتر میرفت. برای مثال، یک بازیکن درخواست کرد مادرش حقوق ماهانه ثابت دریافت کند، بازیکن دیگری خواست پدرش در محل کار ارتقای شغلی بگیرد و یک بازیکن دیگر از باشگاه خواست خانهاش را از شهری به شهر دیگر منتقل کند.»

او ادامه میدهد: «موضوع فقط به کمکهای مالی محدود نمیشد و حتی حمایت حقوقی نیز در این درخواستها وجود داشت، به این شکل که باشگاه باید فوراً وکلای خود را برای حل هرگونه مشکل یا پرونده حقوقی که بازیکن خارج از زمین فوتبال با آن مواجه میشد، در اختیار او قرار میداد.»
الشامسی معتقد است میلیونها دلار درآمد نیز ذهنیت برخی بازیکنان را در هزینههای کوچک تغییر نداده است. او به چند موقعیت عجیب و متناقض اشاره میکند: «بازیکنان خارجی علاوه بر دستمزدهای هنگفت خود، درخواست رزروهای تفریحی گرانقیمت دیگری هم دارند، برای مثال اقامت چندروزه همراه با همسرشان در هتلهای هفتستاره.»
او ادامه میدهد: «هرگز ماجرایی را که خودم در یکی از باشگاههای ابوظبی تجربه کردم فراموش نمیکنم. یک بازیکن که میلیونها دلار دستمزد میگرفت، با تاکسی از دبی آمد و مستقیماً به دفتر حسابدار رفت تا هزینه همان فاکتور تاکسی را از باشگاه دریافت کند. این تناقضها نشان میدهد زبان پول چگونه بر مفهوم واقعی حرفهایگری غلبه کرده است.»
عمر الصادقی، ایجنت تونسی، تأکید میکند که زبان پول و شروط دشوار در ذهنیت برخی ستارههای خارجی پررنگ شده است. او داستانی را که شخصاً با یکی از بازیکنان خارجی تجربه کرده، اینگونه روایت میکند: «در جریان مذاکرات برای جذب یک بازیکن، ناگهان متوجه شدیم که او با اصرار شرط کرده بندی در قرارداد قرار بگیرد که باشگاه را ملزم کند یک خودروی فراری لوکس و جدیدترین مدل برای او خریداری کند. او هیچ گزینه دیگری را هم قبول نمیکرد.»
الصادقی میگوید: «نکته عجیب این بود که بعد از بررسی و تحقیق درباره گذشته و زندگی روزمره این بازیکن در کشورش، متوجه شدیم که او در کشور خودش یک خودروی هوندا سوار میشود. این تناقضها نشان میدهد که جاهطلبی چگونه میتواند ناگهان از صرفاً پیدا کردن یک فرصت برای بازی، به مطرح کردن شروط تجملاتی و استفاده از امتیازات مالی تبدیل شود.»
عمر الصادقی فصل دیگری از داستان امتیازات مالی بازیکنان خارجی در فوتبال امارات را نیز روایت میکند. او میگوید در یکی از قراردادها، با درخواست عجیب و غیرمعمولی مواجه شدند. بازیکن شرط کرده بود نیمی از ارزش کل قراردادش را به عنوان پیشپرداخت و بلافاصله دریافت کند.
این درخواست ریسک مالی بسیار بزرگی برای باشگاه به همراه داشت، چرا که اگر بازیکن موفق نمیشد یا در ابتدای حضورش دچار مصدومیت میشد، باشگاه بخش بزرگی از ارزش قرارداد را پیشاپیش پرداخت کرده بود.
اما عجیبتر اینکه ایجنت خارجی این بازیکن نیز خواستار کمیسیونی بیش از ۱۵ درصد از ارزش کل قرارداد شده بود و اصرار داشت این مبلغ را به صورت نقدی و پیش از امضای رسمی قرارداد بازیکن با باشگاه دریافت کند که این اتفاق نشان میدهد حرفهایگری چگونه به عرصهای برای چانهزنیهای سخت مالی تبدیل شده است.
ایجنت تونسی تفاوت گسترده میان فرهنگ حرفهای در اروپا و افزایش ناگهانی سقف انتظارات مالی بازیکنان خارجی پس از ورود به فوتبال امارات را نیز تشریح میکند.
او میگوید: «در اروپا، بازیکن میداند که تأمین محل سکونت بر عهده خودش است و این هزینه به صورت طبیعی در دستمزدش لحاظ میشود. ۹۹ درصد بازیکنان نیز در آپارتمانهای کوچک و سادهای زندگی میکنند که متناسب با نیازهایشان است و در این زمینه اغراق نمیکنند.»
الصادقی ادامه میدهد: «اما به محض اینکه بازیکنان برای بازی به فوتبال ما میآیند، شرایط کاملاً تغییر میکند. ذهنیت آنها عوض میشود و تأمین ویلاهای لوکس و خودروهای گرانقیمت به شرطی اساسی برای پوشیدن پیراهن باشگاه تبدیل میشود.»
او در همین رابطه میگوید: «یکی از بازیکنان خارجی فقط به درخواست یک محل اقامت مناسب اکتفا نکرد و صراحتاً خواستار یک ویلای مشخص در یک مجتمع مسکونی لوکس شد. بعداً شوکه شدیم وقتی فهمیدیم اجاره سالانه همان ویلا به تنهایی بیش از ۵۰۰ هزار درهم است. این نوع امتیازات مالی نشان میدهد چنین جزئیاتی چگونه خارج از زمین فوتبال، بودجه باشگاهها را تحت فشار قرار میدهد.»
ولید الشامسی درباره شروط تجملاتی دیگری که برخی ستارههای خارجی مطرح میکنند، میگوید: «آنچه در قرارداد بازیکنان در سراسر جهان مرسوم است، تأمین بلیت سفر سالانه برای بازیکن، همسر و فرزندان اوست. اما یکی از بازیکنان شرط کرده بود بندی در قرارداد قرار بگیرد که باشگاه را ملزم کند برای تمام اعضای خانواده گسترده او بلیت سفر در کلاس تجاری تهیه کند.»
او ادامه میدهد: «این بازیکن مشخصاً نام مادر، خواهر و برادرش را نیز در این درخواست آورده بود. هزینه همین سفرها به تنهایی بار مالی سنگینی خارج از دستمزد نجومی بازیکن ایجاد میکند. مدیریت باشگاه نمیتواند به چیزی شبیه یک آژانس مسافرتی اختصاصی برای خدمت به بستگان بازیکن و تأمین سفرهای لوکس آنها تبدیل شود، در حالی که چنین مسئلهای هیچ ارتباطی با عملکرد بازیکن در زمین ندارد.»
عمر الصادقی تأکید میکند که درخواستها فقط به ویلاهای لوکس و خودروهای گرانقیمت محدود نمیشوند و حتی به جزئیات زندگی روزمره نیز رسیدهاند. او میگوید: «با بیش از یک بازیکن خارجی مواجه شدم که شرط کرده بود باشگاه برای آشپزهای شخصی آنها ویزای اقامت رسمی بگیرد و تمام هزینه بلیت سفرشان را نیز پرداخت کند. دلیل آنها این بود که بازیکن نمیتواند جز غذاهای مشخصی که توسط آشپزهای کشور خودش تهیه میشود، چیز دیگری بخورد.»
به گفته الصادقی، چنین شروطی باشگاه را از یک مجموعه ورزشی به حامی و تأمینکننده هزینه نیروهای خدماتی شخصی بازیکن و خانوادهاش تبدیل میکند.

نادر المرزوقی، ایجنت سابق عمر عبدالرحمن، ستاره سرشناس اماراتی ملقب به «عموری»، از سقف عجیب برخی درخواستهای شخصی بازیکنان ابراز شگفتی میکند، درخواستهایی که گاهی بیشتر به مطالبه کمک مالی و هدیه شباهت پیدا میکنند.
او میگوید: «وقتی متوجه بندی شدم که یکی از بازیکنان در آن شرط کرده بود باشگاه موظف است یک خودروی اختصاصی برای مادرش تهیه کند، واقعاً شوکه شدم. من به عنوان ایجنت حتی خجالت میکشیدم که به مدیریت باشگاه بروم و چنین درخواست شخصیای را مطرح کنم. اصلاً چطور باید چنین موضوعی را با آنها در میان میگذاشتم؟ من همیشه به بازیکنان میگفتم اگر پول بیشتری میخواهید، مبلغ اضافهای را در قرارداد خودتان درخواست کنید، مثلاً ۵۰۰ هزار یا ۱۰۰ هزار، بعد خودتان هر طور خواستید آن را خرج کنید و برای خودتان یا خانوادهتان هرچه میخواهید بخرید.»
المرزوقی تأکید میکند که باشگاه در نهایت با این درخواست موافقت کرد و خودرو را تهیه و به نام بازیکن ثبت کرد تا او بعداً بتواند آن را به نام هر فردی که میخواهد ثبت کند.
نسرین درویش، ایجنت سابق بازیکنان، نیز از ماجرای عجیبی میگوید که ابعاد درخواستهای خانوادگی برخی بازیکنان و مربیان خارجی از باشگاهها، فراتر از وظایف حرفهای آنها را نشان میدهد.
او میگوید: «در جریان مذاکرات با یکی از مربیان خارجی، او شرط کرد که باشگاه یک خودروی اختصاصی برای همسرش فراهم کند و یک راننده دائمی نیز در اختیار او قرار دهد. رانندهای که در تمام طول روز در خدمت همسرش باشد و او را جابهجا کند و تمام درخواستها و نیازهای خانگی و تفریحی او را انجام دهد.»
درویش با تعجب اضافه میکند: «چنین شروطی باشگاه را از یک مؤسسه ورزشی حرفهای به مجموعهای مسئول رفاه روزانه خانواده مربیان تبدیل میکند، نوعی تجملگرایی افراطی که نشان میدهد شروط شخصی و حاشیهای چگونه بر جزئیات قراردادها غلبه کرده و به شرطی اساسی برای امضای قرارداد تبدیل شدهاند.»