يکشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۵

اندیشه

تغییر معادلات عروض در شبه‌قاره/ بحر ترانه ایرانی است

تغییر معادلات عروض در شبه‌قاره/ بحر ترانه ایرانی است
آریا جوان -
  بزرگنمايي:

آریا جوان -

یادداشت مهمان، تقی عابدی، استاد دانشگاه : بسیار خوشحالم و مایه مسرت عمیق من است که در این یادداشت از آثار گران‌سنگ استاد بی‌بدیل، پرویز ناتل خانلری سخن بگوییم. تقارن این بحث با اول شهریور ماه، سالروز درگذشت آن استاد فقید، ارزش عاطفی و علمی ویژه‌ای به سخن ما می‌بخشد؛ مردی که با رفتنش قلمرو ادب فارسی یکی از کاروان‌سالاران راستین خود را از دست داد.
در پهنه جغرافیایی شبه‌قاره هند، استاد خانلری صرفاً یک پژوهشگر ساده ادبی به شمار نمی‌رود، بلکه او را به عنوان یکی از ستون‌های استوار و عیار بی‌بدیل علم عروض و قافیه می‌شناسند. آرای عروضی و تتبعات علمی او چنان اعتبار و نفوذی دارد که در میان اساتید بزرگ هند و پاکستان به عنوان سند علمی و مرجع نهایی پذیرفته شده است.
شالوده‌شکنی در عروض سنتی و اصالت ایرانی بحر ترانه
یکی از برجسته‌ترین مباحثی که در شبه‌قاره بر محور آرای خانلری می‌چرخد، پژوهش‌های ژرف او در باب قالب «رباعی»، اوزان آن و تفاوت بنیادینش با «ترانه» و «دوبتی» است. در هند همواره مناقشه‌ای دیرین میان علما برقرار بوده است؛ در حالی که بیشتر استادان شبه‌قاره، رباعی را قالبی اصالتاً ایرانی می‌دانند، سید سلیمان ندوی و شمار اندکی از شاگردانش مدعی عربی‌نژاد بودن آن شده‌اند که این امر به بحث‌ها و مجادلات قلمی بسیاری در کتاب‌های مختلف دامن زده است. در این میان، دانشمندان طراز اول ادبیات اردو نظیر دکتر سلام سندلوی در اثر ارزشمند خود با عنوان اردو رباعیات (که حدود شصت سال پیش نگاشته شد) و دکتر فرمان فتح‌پوری در کراچی در پژوهش‌های خود پیرامون رباعیات، حیات و شاعری میر انیس، به طور گسترده به نظرات ساختارشکنانه و علمی استاد خانلری در دو کتاب کلیدی‌اش یعنی «تحقیق انتقادی در عروض فارسی» و «چگونگی تحول اوزان غزل» استناد کرده‌اند.
من خود نیز حدود بیست سال پیش در کتاب عروضی‌ام با نام رموز شاعری و همچنین در آثار دیگرم نظیر رباعیات انیس ، رباعیات دبیر و کتاب عروض سخن ، بخش مهمی از آرای عروضی استاد خانلری را به زبان اردو ترجمه کردم و در دسترس علاقه‌مندان قرار دادم تا جامعه ادبی هند از این سرچشمه فیاض بی‌نصیب نماند.
محور اصلی این ارجاعات، نظریه انقلابی خانلری درباره «بحر ترانه» (بحر پانزدهم) است. عروض‌نویسان سنتی همواره بحر ترانه را به تکلف از متفرعات و مضافات بحر هزج شمرده و اصل آن را به صورت «مفعول مفاعلین مفاعلین فَع» آورده‌اند. اما استاد خانلری با شجاعت علمی اثبات کرد که این وزن اصالتاً فارسی است. او به داستان معروفی استناد می‌کند که بر اساس آن، نخستین بار رودکی یا شاعری دیگر در اطراف غزنین، این وزن را از دهان کودکی که گوی‌بازی می‌کرد و می‌گفت «غلتان غلتان همی رود تا بن گو»، شنید و آموخت. خانلری می‌نویسد که گرچه عروض‌نویسان بعدی با زحافات و علل خواسته‌اند این وزن را به زور از بحر هزج استخراج کنند، اما قرائن بسیاری ــ از جمله فراوانی اشعار فهلویات بر این وزن ــ نشان می‌دهد که این قالب ابداع یک شخص معین نیست، بلکه از مدت‌ها قبل در توده مردم فارسی‌زبان رایج بوده و اعراب بعدها آن را از ایرانیان فراگرفته‌اند.

آریا جوان

پروفسور نورالحسن انصاری و پروفسور عبدالودود اظهر دهلوی از شاگردان دکتر پرویز ناتل خانلری
به تعبیر زیبای دکتر سلام سندلوی، خانلری این نکته حیاتی را آشکار کرد که اوزان ترانه از قدیم در ایران جریان داشته و در شعر عربی سابقه نداشته است. خانلری نشان داد که به دلیل کثرت اختیارات شاعری در بحر ترانه ــ که در هیچ بحر دیگری تا این حد فراوان نیست ــ این بحر در بستر زمان تکامل یافته و پدیدآورنده آن یک فرد واحد نبوده است. هرچند ابوالحسن قطان وجوه گوناگون آن را در دو شجره اصطلاحی «اخرب» و «اخرب» (که در تذکره‌ها به اشتباه عقرب و اقرم ثبت شده) به ۲۴ وجه متمایز دسته‌بندی کرد، اما این کار صرفاً ثبت عادات جاری شاعران بود و نه اختراع عروضی آنان. از همین رو، خانلری به دلیل تغییرات وسیع و حالت خامی این بحر و رواج گسترده‌اش میان عوام و خواص، مناسب‌تر دید که «بحر ترانه» را بحری مستقل بشمارد و از منشعبات هزج نداند.
اعتبار بی‌بدیل علمی و سندیت آرای خانلری در شبه‌قاره
حرف‌ها و آرای استاد خانلری در شبه‌قاره هند همواره حکم «سند و مستند علمی» را داشته و از سوی تمامی اساتید بزرگ بدون چون‌وچرا پذیرفته شده است. به دلیل همین مرزبندی‌های علمی و دقیقی که استاد خانلری میان رباعی اصیل و دوبیتی ترسیم کرد، ما امروزه در شبه‌قاره اشعار چهارمصراعی علامه اقبال لاهوری را گرچه بسیار ارجمندند، در دایره عروضی رباعیات واقعی نمی‌شماریم، بلکه آن‌ها را چهارپاره، قطعه یا دوبیتی می‌دانیم؛ چرا که در وزن عروضی و دقیق رباعی سروده نشده‌اند.
در آثار شعری علامه اقبال لاهوری، تمامتر بر وزن بحر هزج در اوزان اخرب و اخرم نیست؛ البته بر وزن دو بیتی های بابا طاهر عریان همدانی می‌باشد. ما یا کمک و از تحقیق مستند استاد خانلری این ثابت را نمودیم که اینها را نباید رباعی گفت، البته آنها دو بیتی ها هستند.
اگرچه من شخصاً از میزان دقیق تأثیر مستقیم شعری خانلری بر شاعران شبه‌قاره اطلاعات جزئی و دقیقی ندارم و شاید همکاران بزرگوارم همچون دکتر اخلاق آهن و دیگر شعرای فارسی‌زبان هند در این زمینه آگاهی بیشتری داشته باشند، اما می‌توانم با قطعیت بگویم که در قلمرو عروض، زبان‌شناسی و تصحیح متون، سایه علمی استاد خانلری بر سر فرهنگ‌پژوهان شبه‌قاره مستدام است. اول شهریور ماه، یادآور غروب جسمانی مردی است که آرای علمی‌اش هنوز هم در دانشگاه‌ها و مدارس ادبی هند و پاکستان تدریس می‌شود و زنده است. روانش شاد و یادش جاودان باد.


نظرات شما