آریا جوان -
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: شایعه فقط یک پدیده خودجوش اجتماعی نیست. سازوکاری طبیعی است که از دل ابهام، نگرانی و کمبود اطلاعات بیرون میآید، اما همین سازوکار را میتوان عامدانه دستکاری کرد. برای استفاده جنگی از شایعه همیشه لازم نیست کسی دروغ بسازد و وارد جامعه کند. گاهی گفتن بخشی از حقیقت کافی است؛ به شکلی که مخاطب آن را نادرست بفهمد یا از آن نتیجهای بگیرد که شواهد پشتیبانش نیستند.
زمین از پیش مستعد است. اتفاق مهمی افتاده، اطلاعات ناقص است، اضطراب بالا رفته، و مردم میخواهند هرچه زودتر به پاسخی برسند. دشمن، با چهرهای پنهان پشت نقاب، روی همین زمین کار میکند. ابهام را بیشتر میکند. چند نشانه ناقص وارد محیط میکند. روایتهای متناقض را به گردش میاندازد. فشار عاطفی را بالا میبرد، یا منابعی را که میتوانند خطاها را تصحیح کنند بیاعتبار میکند. از اینجا به بعد، جامعه خودش بخش بزرگی از کار را انجام میدهد. قطعات را به هم وصل میکند، شکافها را پر میکند، نتیجه میسازد، و آن را بازنشر میدهد. محصول را مردم ساختهاند، اما شرایط تولیدش مهندسی شدهاست.
به همین دلیل، پیدا کردن جمله نخست یا حسابی که آن را نخستین بار منتشر کرده، تمام عملیات را آشکار نمیکند. طراح ممکن است مواد اولیه و فشار را فراهم کرده باشد و ادامه زنجیره را به سازوکار عادی جامعه سپرده باشد.
نخستین کاربرد این سازوکار را میتوان «کشت جالیزی» دانست. هدف، محصولی مشخص و نسبتاً فوری است. این منطق جنگ روانی است. شایعه برای ایجاد ترس، سردرگمی، بیاعتمادی، افت روحیه، یا واداشتن مخاطب به رفتاری معین به کار میرود. موفقیت عملیات هم با نتیجۀ کوتاهمدتش سنجیده میشود. آیا مردم عقب نشستند؟ هجوم بردند؟ از جایی گریختند؟ اعتمادشان به نهادی کم شد؟ تصمیمی را گرفتند که طراح عملیات میخواست؟
کاربرد دوم که جنگ شناختی است، به «کشت باغی» شبیه است. اینجا هدف فقط محصول این فصل نیست؛ محصول دیرپا و هر ساله است. معیارهای تشخیص اعتبار، میزان تحمل ابهام، اعتماد به نهادهای تصحیح، و آستانه پذیرش ادعا هدف قرار میگیرند. اگر این کار تکرار شود، جامعه بهتدریج با شواهد ضعیفتر به نتیجه میرسد، زودتر ادعا را میپذیرد، و با آمادگی بیشتری شایعۀ بعدی را تولید یا بازنشر میکند. عملیات دیگر فقط یک باور را تغییر نداده است؛ شیوه ساخته شدن باورها را تغییر داده است.
تفاوت اصلی همینجا است. جنگ روانی میخواهد با شایعه اثری مشخص بگیرد؛ مثلاً مردم بپذیرند فرمانده کل قوا در طبقۀ چهل و چهارم زیر زمین پنهان شدهاست، یا آمریکا میتواند با فشردن یک دکمه جنگ را پیش از آغاز ببرد و تمام کند. جنگ شناختی به یک باور مشخص قانع نیست. میخواهد ظرفیت جامعه برای تشخیص، ارزیابی، و ساختن واقعیت را تغییر دهد؛ یعنی کاری کند که ادعاهای بعدی نیز آسانتر پذیرفته شوند، حتی وقتی شواهدشان ضعیفتر است.
پیچیدهترین استفاده جنگی از شایعه الزاماً جعل یک داستان نیست. گاهی کافی است شرایطی ساخته شود که بخشی از جامعه، بیآنکه بداند، تولید و توزیع شایعه را به عهده بگیرد. در کشت جالیزی، زمین برای محصول امروز به کار گرفته میشود؛ در کشت باغی، درخت میکارند برای سالها و دههها برداشت.