آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، «همهفنحریف» نوشته مهدی کاظمی، روایتی واقعی و داستانی از زندگی یک نوجوان در سالهای انقلاب و دفاع مقدس است؛ نوجوانی که در میان اتفاقات بزرگ تاریخی، مسیر رشد و شکلگیری شخصیت خودش را طی میکند. مهدی، شخصیت اصلی داستان، نوجوانی پرجنبوجوش، پرادعا و البته کنجکاو است که آرزوی رفتن به جبهه را در سر دارد؛ اما رسیدن به این آرزو آنقدرها هم ساده نیست.
او در مسیر رسیدن به خواستهاش با اتفاقها و موانع مختلفی روبهرو میشود، اشتباه میکند، تجربه به دست میآورد و بهتدریج با مفهوم مسئولیت آشنا میشود. در ابتدا، جبهه برای مهدی بیشتر شبیه مقصدی برای قهرمانشدن است؛ جایی که تصور میکند میتواند با حضور در آن، خودش را به یک قهرمان تبدیل کند. اما اتفاقات داستان کمکم نگاه او را تغییر میدهند.
مهدی در این مسیر متوجه میشود قهرمانی فقط به معنای شجاعت در میدان جنگ نیست. گاهی پذیرفتن یک مسئولیت ساده، همراهی با خانواده، تلاش برای انجام درست یک وظیفه یا ایستادن پای انتخابی که کردهای، بخشی از همان مسیری است که انسان را برای پذیرش مسئولیتهای بزرگتر آماده میکند.
یکی از ویژگیهای مهم «همهفنحریف»، انتخاب شخصیت اصلی است. مهدی از آن قهرمانهایی نیست که از همان صفحه اول، همه ویژگیهای یک انسان شجاع و فداکار را در خود جمع کرده باشد. او یک نوجوان معمولی است؛ با شیطنتها، ادعاها، خواستهها و حتی اشتباههای خودش.
همین ویژگی باعث میشود مخاطب نوجوان بتواند راحتتر با او ارتباط برقرار کند. مهدی قرار نیست الگویی دستنیافتنی باشد که مخاطب فقط از دور او را تحسین کند؛ او در طول داستان تغییر میکند و مخاطب نیز این تغییر را قدمبهقدم دنبال میکند.
آرزوی جبهه رفتن، در ابتدا یکی از مهمترین خواستههای مهدی است، اما داستان در ادامه نشان میدهد که رسیدن به جبهه پایان مسیر نیست. نوجوانی که میخواهد در موقعیتی بزرگ قرار بگیرد، باید ابتدا خودش را برای پذیرش مسئولیت آماده کند.
در واقع، «همهفنحریف» بیشتر از آنکه داستان قهرمانی یک نوجوان باشد، داستان ساختهشدن تدریجی یک شخصیت است؛ شخصیتی که در مواجهه با اتفاقات مختلف، نگاهش به خودش، خانواده، جامعه و مفهوم قهرمانی تغییر میکند.
یک نوجوان وسط تاریخ
داستان «همهفنحریف» از سالهای انقلاب آغاز میشود و در ادامه به دوران دفاع مقدس و حتی سالهای پس از آن میرسد. فضای اجتماعی مردم نجفآباد نیز بخش مهمی از این روایت را شکل میدهد؛ شهری که مردمش در سالهای انقلاب و جنگ، هرکدام به شکلی با حوادث آن دوران درگیر بودهاند.
در این میان، نویسنده تنها به اتفاقات جبهه نمیپردازد. خانه، مدرسه، محله و زندگی روزمره مردم نیز بخشی از فضای داستان هستند. همین موضوع باعث میشود جنگ در کتاب صرفاً یک اتفاق دور و مربوط به خط مقدم نباشد، بلکه مخاطب تأثیر آن را بر زندگی خانوادهها و مردم عادی نیز ببیند.
نوجوانان نیز در این فضا نقش خودشان را دارند. آنها فقط شاهد اتفاقات نیستند و از بیرون به تاریخ نگاه نمیکنند؛ بلکه در اندازه و توان خودشان در جریان حوادث قرار میگیرند و با مسئولیتهایی روبهرو میشوند که بخشی از مسیر رشدشان را شکل میدهد.
به این ترتیب، کتاب تلاش میکند تصویری از جامعهای ارائه دهد که در آن دفاع از کشور فقط به حضور رزمندگان در جبهه خلاصه نمیشود و خانوادهها و مردم پشت جبهه نیز بخشی از این روایت را ساختهاند.

وقتی حاج احمد کاظمی وارد قصه میشود
«همهفنحریف» تنها به شخصیتهای داستانی متکی نیست و یکی از ویژگیهای آن، حضور شخصیتهای واقعی در کنار مهدی است. شهید حاج احمد کاظمی و تعدادی از رزمندگان و شهدای آن دوران در روایت حضور دارند و همین موضوع، داستان نوجوان را به واقعیت تاریخی آن سالها نزدیکتر میکند.
حضور شخصیتهای واقعی، فرصتی برای مخاطب نوجوان ایجاد میکند تا در کنار دنبال کردن ماجراهای مهدی، با بخشی از قهرمانان واقعی انقلاب و دفاع مقدس نیز آشنا شود.
این شخصیتها قرار نیست صرفاً به عنوان نامهایی تاریخی در داستان ظاهر شوند؛ حضور آنها به بازسازی فضای آن دوره کمک میکند و به مخاطب اجازه میدهد بخشی از حوادث را در قالب یک روایت داستانی دنبال کند.
در نتیجه، «همهفنحریف» میان دو جهان حرکت میکند؛ از یک طرف نوجوانی داستانی را دنبال میکنیم که در حال تجربهکردن و بزرگشدن است و از طرف دیگر، با شخصیتها و اتفاقاتی واقعی مواجه میشویم که به داستان ریشه تاریخی میدهند.
قهرمانها فقط تفنگ به دست نیستند
شاید مهمترین ایده کتاب را بتوان در همین نکته خلاصه کرد: قهرمانشدن الزاماً از میدان جنگ آغاز نمیشود. «همهفنحریف» تلاش میکند تصویر قهرمان را از یک شخصیت صرفاً جنگجو فاصله دهد و آن را به زندگی روزمره نزدیک کند. در این روایت، خانواده،
مدرسه، محله و حتی انجام وظایف معمولی میتوانند بخشی از فرایند شکلگیری شخصیت یک نوجوان باشند.
مهدی برای رسیدن به آرزویش باید از مرحلهای عبور کند که در آن، مسئولیتهای کوچکتر را جدی بگیرد. او باید یاد بگیرد تصمیمهایش پیامد دارند و انتخابهای یک نوجوان میتوانند روی دیگران نیز اثر بگذارند.
از این زاویه، جنگ و انقلاب فقط زمینه تاریخی داستان هستند و بخش مهمی از روایت درباره تربیت شخصیتی است که بتواند در شرایط دشوار تصمیم بگیرد و مسئولیت انتخابهایش را بپذیرد.
درسهای مهدی پشت نیمکت کلاس نیست
یکی از نکات قابل توجه در «همهفنحریف»، شیوه پرداختن به مفاهیم تربیتی است. نویسنده تلاش کرده است مفاهیمی مانند مسئولیتپذیری، تلاش، توکل، توسل، خانوادهدوستی و فداکاری را به شکل مستقیم و شعاری وارد داستان نکند.
مهدی این مفاهیم را از دل تجربههایش یاد میگیرد. هر اتفاق، هر اشتباه و هر تصمیم، بخشی از مسیر رشد او را شکل میدهد.
نثر روان و اتفاقات پرکشش داستان نیز کمک میکنند این مفاهیم در دل روایت باقی بمانند. تعلیق و رگههایی از طنز، فضای داستان را از یک روایت صرفاً آموزشی فاصله میدهند و اجازه میدهند مخاطب نوجوان بیشتر با خود ماجرا همراه شود.
به همین دلیل، مخاطب قرار نیست در هر صفحه با یک پیام اخلاقی مستقیم روبهرو شود؛ بلکه قرار است رفتار مهدی و نتیجه انتخابهایش را ببیند و از خلال داستان با مفاهیم مورد نظر نویسنده مواجه شود.

پشت جبهه هم قصه دارد
وقتی از دفاع مقدس حرف میزنیم، معمولاً تصویر رزمندهای که در خط مقدم حضور دارد، زودتر از هر چیز دیگری به ذهن میآید؛ اما «همهفنحریف» تلاش میکند قاب روایت را کمی بزرگتر کند.
در این داستان، خانوادهها، زنان، نوجوانان و مردم پشت جبهه نیز سهمی در روایت دارند. جنگ تنها در سنگرها اتفاق نمیافتد؛ بخشی از آن در خانههایی جریان دارد که اعضای خانوادهشان راهی جبهه شدهاند، در محلههایی که مردم برای پشتیبانی از رزمندگان تلاش میکنند و در زندگی نوجوانانی که در همان سالها در حال بزرگشدن هستند.
این نگاه باعث میشود مخاطب با تصویری گستردهتر از دفاع مقدس روبهرو شود؛ تصویری که در آن مردم عادی نیز بخشی از تاریخ هستند و نقش آنها در شکلگیری فضای اجتماعی آن دوران نادیده گرفته نمیشود.
اگر من جای مهدی بودم چه؟
«همهفنحریف» میتواند یک سؤال را هم مقابل مخاطب نوجوان قرار دهد: اگر من در روزهای انقلاب و دفاع مقدس زندگی میکردم، چه کاری از دستم برمیآمد؟
این سؤال زمانی جدیتر میشود که مخاطب با شخصیت مهدی مواجه میشود؛ نوجوانی که نه قهرمانی کامل است و نه از همان ابتدا میداند باید چه کار کند. او هم مثل بسیاری از نوجوانها دغدغهها و محدودیتهای خودش را دارد و باید در طول مسیر، پاسخ برخی پرسشها را پیدا کند.
به همین دلیل، مخاطب میتواند خودش را جای مهدی بگذارد و تصور کند اگر در همان موقعیت قرار میگرفت، چه انتخابی میکرد. چنین رویکردی، فاصله میان نوجوان امروز و نوجوان سالهای انقلاب و دفاع مقدس را کمتر میکند.
کتاب به جای اینکه فقط بگوید نوجوانان آن دوره چه کردند، این فرصت را ایجاد میکند که نوجوان امروز هم از خودش بپرسد اگر در چنین شرایطی قرار میگرفت، چه نقشی میتوانست داشته باشد.
قهرمانی، یک اتفاق ناگهانی نیست
مسیر مهدی در «همهفنحریف» نشان میدهد قهرمانشدن یک اتفاق ناگهانی نیست. شخصیت او در جریان مجموعهای از تجربهها و انتخابها شکل میگیرد.
او از نوجوانی پرجنبوجوش و پرادعا آغاز میکند و در طول داستان با موقعیتهایی مواجه میشود که او را به سمت مسئولیتپذیری بیشتر سوق میدهند. در این مسیر، خانواده و جامعه نیز نقش دارند و مهدی بهتدریج متوجه میشود قهرمانی فقط یک عنوان نیست؛ مجموعهای از رفتارها و انتخابهاست.
از همین منظر، عنوان «همهفنحریف» نیز تنها به تواناییهای ظاهری شخصیت اصلی اشاره ندارد؛ بلکه میتوان آن را در مسیر رشد نوجوانی دید که باید در موقعیتهای مختلف خودش را محک بزند و از تجربههایش یاد بگیرد.