آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، آیین رونمایی از نخستین مجموعه کتب دانشگاهی گرایش ادبیات پایداری با حضور محمدرضا سنگری، رئیس اندیشکده ادبیات پایداری؛ حسینعلی قبادی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات پایداری؛ محمد حسن شاهنگی، مؤلف کتاب «زندگینامه نوشتههای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»؛ غلامرضا کافی، مولف کتاب «مقدمهای بر شناخت ادبیات انقلاب اسلامی»؛ احمد امیری خراسانی، عضو اندیشکده ادبیات پایداری؛ حامد صافی، مؤلف کتاب «روش تحقیق و مرجعشناسی در ادبیات پایداری»؛ مهدی شریفیان، مؤلف کتاب «تحلیل سبکشناسی ادبیات پایداری در متون ادبیات فارسی»؛ احمد رضی، مؤلف کتاب «ادبیات پایداری و انواع ادبی» و محمدرضا ترکی، نویسنده، پژوهشگر و عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی شنبه ۲۸ مهرماه در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد.
محمدرضا سنگری، نویسنده و پژوهشگر ادبیات پایداری و رئیس اندیشکده ادبیات پایداری درباره انگیزه نگارش و انتشار کتب دانشگاهی ادبیات پایداری گفت: از حدود سال ۱۳۹۸، به اشارت رهبر شهیدمان، ادبیات پایداری شکل گرفت. اولین گام ما این بود که بررسی کنیم چه نیازهای علمی داریم و این نیازهای علمی خود را چگونه تأمین کنیم. شاید حدود دو سال در این زمینه بحث و بررسی شد و ۳۵ عنوان مطرح شد و قرار بر این شد که از تمام ظرفیتهای دانشگاهی بهرهگیری کنیم.
سنگری، به تاکید رهبر شهید بر استفاده از ظرفیت تمام دانشگاههای استانها اشاره و بیان کرد: اشاره رهبر شهید نیز همین بود که ما تهرانمحور نباشیم و تا جایی که امکان دارد، از ظرفیتهای دانشگاهی کشور استفاده کنیم. وقتی ما این کار را شروع کردیم، دشواریها کمکم خود را نشان دادند؛ اما نباید در راه حق از سنگلاخها و موانع انسانی هراس داشت. الحمدلله، این راه را تا جایی که در توانمان بود، ادامه دادیم و کار را پیش بردیم. ما از ظرفیتهای دانشگاهی مختلف، مثل دانشگاههای خوزستان، شیراز، همدان و کرمان، استفاده کردیم و اکنون قرار است با استانهای دیگری، مانند چهارمحال و بختیاری، نیز همکاری کنیم.
رئیس اندیشکده ادبیات پایداری، با اشاره به جمعآوری ۳۵ موضوع برای تالیف کتابها بیان کرد: ما ۳۵ موضوع را احصا کردیم که از میان آنها، تاکنون ۱۶ موضوع تولید شده است. همچنین، آثاری اکنون در دست استادان مختلف قرار دارد که مشغول کار روی آنها هستند. این ۳۵ عنوان با مرور واحدهای گرایش ادبیات پایداری مطرح شد. گرایش ادبیات پایداری اکنون ۱۸ سال است که در دانشگاهها دایر است. تعداد مشخصی واحد درسی داشتیم، اما احساس کردیم این چند واحد، چتر مناسب و کاملی برای ادبیات پایداری نیستند و موضوعات بسیار مهم و متعددی وجود دارد که اکنون به آنها پرداخته شده است.

ادبیات پایداری، پدیدهای تاریخی و تمدنی در ایران است
حسینعلی قبادی، مؤلف کتاب «افقهایی از ادبیات پایداری»، با اشاره به اینکه ادبیات پایداری در ایران، محدود به یک دوره زمانی یا جغرافیای مشخص نیست، گفت: ادبیات پایداری در این سرزمین و در این جغرافیا، یک اتفاق مکانمند یا زمانمند نیست و بر اساس فهمی که از این موضوع دارم، ادبیات پایداری در سرزمینی به نام ایران، با تمدن و تاریخی به نام ایران، یک پدیده ماهوی، تاریخی، تمدنی و اجتنابناپذیر است. اگر کسی سرنوشت تاریخ ادبیات فارسی و ادبیات ایران را، چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام، بهخوبی مطالعه کند، به این موضوع پی خواهد برد.
مؤلف کتاب «افقهایی از ادبیات پایداری»، به ویژگیهای متفاوت ادبیات فارسی در طول تاریخ پرداخت و عنوان کرد: ادبیات ما در طول تاریخ، سرنوشتی فوقالعاده متمایز داشته است. این ادبیات از جغرافیایی گسترده، از نزدیکی چین و فراتر از ماوراءالنهر تا منطقه حکومت ایلامیها، بغداد، آسیای صغیر و منطقه بالکان، عبور کرده و ایران فرهنگی بزرگی را شکل داده است. یکی از مشخصات بزرگ این ادبیات در طول تاریخ، همین پایداری بوده است. اگر پایداری وجود نداشت، ادبیات فارسی و شاید تمدن ایرانی نیز سرنوشت دیگری پیدا میکرد.
او، به حفظ فرهنگ و زبان ایران حتی پس از اسلام اشاره کرد و گفت: ایران تنها کشوری است که مسلمان شد، اما زبانش ایرانی باقی ماند. مصر را نگاه کنید؛ دیگر خبری از زبان قبطی و اسطورههای آن نیست. مناطق نزدیک بالکان را نیز بررسی کنید. در بسیاری از این مناطق، زبان و فرهنگ تغییر کرده است. همچنین لبنان و سوریه امروز. ایران تنها کشوری است که هم اسلام را پذیرفت و هم توانست تمدن خود را حفظ کند. ادبیات پایداری یعنی همین؛ یعنی حفظ ریشههای فرهنگی و تمدنی در طول تاریخ.
قبادی، با اشاره به جایگاه ایران در تحولات معاصر جهان گفت: در عصر حاضر، ایران و تاریخ معاصر ایران، هم بر جهان تأثیر گذاشته و هم از جهان تأثیر پذیرفته است؛ اما ادبیات آن، ادبیات پایداری بوده است. اگر به بسیاری از انقلابها و جنبشهایی که در جهان تأثیر گذاشتند نگاه کنیم، میبینیم که برخی از آنها به کشورهای دیگر منتقل شدند؛ برای مثال، جنبشهای کمونیستی یا ضد امپریالیستی که گاهی بهصورت تکبعدی مطرح شدند.
مؤلف کتاب «افقهایی از ادبیات پایداری»، با تأکید بر جایگاه ادبیات مقاومت فلسطین گفت: یکی از بارزترین نمونهها، ادبیات مقاومت فلسطین است که تأثیری گریزناپذیر داشته است. ما پیش از انقلاب، این موضوع را در دانشگاه لمس میکردیم و اکنون نیز این مسئله ملموس است. اتفاقاً ادبیات مقاومت فلسطین در دوره کنونی، دوباره تجدید حیات پیدا کرده است ادبیات مقاومت فلسطین، ادبیات ستیز علیه تجاوزی مستقیم در مکانی معین و زمانی معین است؛ یعنی ادبیاتی زمانمند و مکانمند. اما همین ادبیات فلسطین، هنگامی که به ایران آمد، به ادبیاتی ضد ظلم با ریشههای فرهنگی و تمدنی تبدیل شد.

ادبیات پایداری فراتر از ادبیات است
محمدحسن شاهنگی، مؤلف کتاب «زندگینامهنوشتههای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»، عرصه اندیشکده ادبیات پایداری را یک میدان مبارزه دانست و عنوان کرد: عرصه اندیشکده ادبیات پایداری، یک میدان مبارزه و یک میدان جهاد است؛ جهاد علمی، جهاد ادبی و جهاد آموزشی. همه ما کموبیش در محیطهای آموزشی، دانشگاهها و در میان دانشجویان حضور داریم و میدانیم چه خبر است. فقر منابع آموزشی را نیز میدانیم.
شاهنگی، افزود: همتی که همکاران ما در اندیشکده ادبیات پایداری به خرج دادند قابل تقدیر است. این فعالیتها را نمونهای از یک مبارزه بسیار مهم و از مصادیق جهاد تبیین میدانم. به هر حال، خلأ و فقری وجود دارد و دوستان ما، این نیاز و فقر را احساس کردند و تمامقد در این عرصه حضور پیدا کردند. واقعاً این تلاشها مأجور، قابل تقدیر و مبارک است.
مؤلف کتاب «زندگینامهنوشتههای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»، درباره دشواری کار در حوزه ادبیات پایداری گفت: نکته بعدی دشوار این کار بود. ما منابع موجود آنچنانی در حوزه ادبیات پایداری نداریم؛ آنچنان که باید، منابع کافی وجود ندارد. از سوی دیگر، رویکرد آموزشی را نیز باید در نظر داشته باشید. همه این موارد را باید در کنار یکدیگر قرار دهید و رویکرد نگارشی و پژوهشی خودتان را نیز در اثر لحاظ و جاری کنید. بنابراین اگر عزیزان، استادان و پژوهشگران احساس میکنند توانمند هستند، در این زمینه واقعاً کمک کنند. این یک کار جمعی است و فکر میکنم نه به نام اندیشکده، بلکه به نام گفتمان انقلاب اسلامی تمام خواهد شد و آیندگان، انشاءالله، از آثار آن استفاده خواهند کرد.
او، در ادامه با اشاره به موضوع فعالیت پژوهشی خود گفت: در خصوص کتاب «زندگینامهنوشتههای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»، در حد توان، بضاعت علمی، وقت و سایر ملاحظات زمانی، تلاش کردیم زندگی عزیزانمان، شهدا و بزرگانی را که در انقلاب اسلامی طی ۴۰ یا ۵۰ سال اخیر در این کشور تنفس کرده، زیست کرده و حضور داشتهاند، بررسی کنیم. تلاش کردیم گفتهها و ناگفتهها، نوشتهها و نانوشتههای آنان را، به بهانه تولید یک اثر پژوهشی، به جامعه مخاطب خود عرضه کنیم. این هدف اصلی و کلی ماست.
شاهنگی، درباره ماهیت ادبیات پایداری گفت: ادبیات پایداری فراتر از یک ادبیات است؛ یعنی ما با یک موضوع فرا ادبیاتی مواجهیم و با یک فرهنگ روبهرو هستیم. مگر ما اکنون با یک جنگ شناختی و یک جنگ ترکیبی مواجه نیستیم؟ در این جنگ، رسانه، زبان، ادبیات، فیلم و رمان حضور دارند. خب، اینها به چه طریقی باید فرهنگسازی شوند؟ با ذکر مصادیق، نمونههای این موضوع در داخل کشور خودمان وجود دارد. گاهی وقتها نیاز به ترجمه داریم و گاهی وقتها خودمان منابع و آثار را داریم، منتها آنها را بیان و تبیین نمیکنیم.
بررسی مؤلفههای صوری ادبیات پایداری در کنار معنا و مضمون
غلامرضا کافی، مؤلف کتاب «مقدمهای بر شناخت ادبیات انقلاب اسلامی»، درباره مؤلفههای معنایی ادبیات پایداری گفت: من یک مسئله را اینجا مطرح کنم. ادبیات پایداری چگونه ادبیاتی معناگراست؟ در آن روزهای اولی که نوشتن را شروع کردم، نمیدانستم چگونه مؤلفههای صوری این ادبیات را رصد کنم و چه نامگذاری برای آن داشته باشم. حتی در آن زمان و امروز معتقدم که علاوه بر اینکه اتفاقی در معنا میافتد، حتماً حالاتی هم در صورت دارد و مؤلفههایی نیز در صورت دارد.
کافی افزود: اگر به ادبیات عرب نگاه بکنیم، امروز شاخصهای ادبی شعر، ادبیات شعر آزاد عرب، اصلاً شعر عرب و شاعران آزاد هستند؛ یعنی شاعرانی که شعر نو کار میکنند. ما چهره کلاسیک مثل عبدالباقی یمنی خیلی کم داریم و چهرههایی مثل مثلاً نزار قبانی بهعنوان بزرگترین چهره، ادونیس، زکریا و دیگران را داریم. حتی در عراق که به هر حال میتوانست همسایگیاش به کلاسیک نزدیکتر باشد، چنین نیست.
مؤلف کتاب «مقدمهای بر شناخت ادبیات انقلاب اسلامی»، ادامه داد: در حالی که شعر عربی بسیار زبانگراتر از شعر فارسی است؛ یعنی تنوع زبانی برایشان اهمیت بیشتری دارد تا حتی معنا و مضمونپروری و مضمونسازی. آنها چطور بازماندند؟ میبینید که در خیلی از پژوهشها، مثلاً شاید بانوان شاعر ما آنقدر مورد توجه نباشند. حالا این دلایل دیگری هم دارد. یکی از جاهایی که میشود به هر حال کار کرد، این است که بررسی کنیم چگونه است که شعر آزاد ما اینقدر بازماند، وقتی به دوره انقلاب اسلامی رسید.
او، به معناگرایی ادبیات انقلاب اشاره و بیان کرد: به هر حال ادبیات انقلاب در معنا اتفاق میافتد، حتی این بحثهای صوری که شمس لنگرودی در کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» نوشتند، وقتی رسیدند به ادبیات چریکی، شعر سیاه و شعر مقاومت، بحث معنوی کردند؛ یعنی دیگر آنجا بحث صوری مطرح نیست. در حالی که جریانهای دیگر همه خیلی همسو و همگرا و تقریباً هممؤلفه هستند. این موضوع میتواند یکی از موضوعات پژوهشی مورد توجه اندیشکده ادبیات پایداری باشد که چه اتفاقی افتاده که در شعر عرب، واقعاً شعر کلاسیک را کنار زده و متوقف شده، ولی برعکس، در ادبیات، هرچه ما پیش میرویم، در شعار دادن دیگر که امروز در غزل هیچ چیزی دیگر سریعتر از کاروان شرکت حرکت نمیکند.
نبود منبع آموزشی در گرایش ادبیات پایداری دانشگاه
احمد امیری خراسانی، عضو اندیشکده ادبیات پایداری، درباره ضرورت تولید منابع برای گرایش ادبیات پایداری در دانشگاهها گفت: در دهه ۸۰ بود که برای نخستینبار در دانشگاه کرمان، گرایش ادبیات پایداری در سطح کارشناسی ارشد راهاندازی شد. این گرایش، نوپا بود و برای ما نیز تجربه نخست به شمار میرفت. ما دانشجو داشتیم، اما در بخش منابع آموزشی با مشکل مواجه بودیم. منبع نداشتیم.
خراسانی افزود: بسیاری از همکاران ما بر اساس علاقه ذاتی خود وارد این حوزه شدند و از متون پراکنده، مطالبی را جمعآوری کردند و بهعنوان منبع درسی در دانشگاه ارائه دادند. بعدها به لطف الهی، این گرایش عمومیتر شد و در ۴۰ دانشگاه آموزش عالی، این گرایش فعال شد؛ اما بعدها دیدیم که اگرچه متنهایی داریم، متون علمی و آموزشی مناسب و منسجم در اختیار نداریم و باید در این زمینه تلاش کنیم.
عضو اندیشکده ادبیات پایداری، با اشاره به شکلگیری اندیشکده ادبیات پایداری گفت: در همین راستا، نشریه «ادبیات پایداری» دانشگاه کرمان راهاندازی شد و کنگره دوسالانه ادبیات پایداری نیز در دانشگاه کرمان شکل گرفت. به دنبال این بودیم که مقالات این دو مجموعه بتواند بر غنای علمی این گرایش بیفزاید که همینطور هم شد و الحمدلله این روند ادامه دارد. در همین راستا، اندیشکده ادبیات پایداری در حوزه هنری شکل گرفت.
او، افزود: این اندیشکده با دانشگاهها ارتباط میگیرد و در زمینه تعریف متون درسی گرایش ادبی، جلسات بسیار زیادی برگزار شد، مشورتهایی صورت گرفت و موضوعات مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در این فرایند، بیش از ۳۵ عنوان مطرح شد که این عناوین باید به کتاب و متن تبدیل میشد. بر همین اساس، حدود ۲۰ عنوان از این ۳۵ عنوان به استادان مختلف دانشگاهی محول و ارائه شد تا این کار را به سرانجام برسانند.
نوشتن کتابی درباره روش تحقیق در ادبیات پایداری بسیار سخت بود
حامد صافی، مؤلف کتاب «روش تحقیق و مرجعشناسی در ادبیات پایداری» با اشاره به سختیهای نگارش کتاب گفت: برای نوشتن این کتاب، محدودیتها و دشواریهای زیادی داشتم که به دو مورد آن اشاره میکنم. نخست اینکه این اثر بدون پیشینه بود. هیچکس به موضوع «روش تحقیق در ادبیات پایداری» نپرداخته بود. هرچقدر که جستوجو میکردم، میدیدم تحت این عنوان، هیچکس نه مقاله، نه پژوهش و نه پایاننامهای درباره این موضوع کار نکرده است. مجبور شدم پژوهشهای استادانی را که در زمینه ادبیات پایداری کار کرده بودند، با پژوهشگرانی که در انواع دیگر ادبیات کار کرده بودند، مقایسه کنم. کار بسیار سختی بود.
صافی، افزود: الان که به این موضوع نگاه میکنم، به دو دلیل فکر میکنم اگر بخواهم این کار را دوباره بنویسم، کلاً متفاوت خواهد بود. یکی اینکه یکبار این کار را تجربه کردم و دشواریهای آن را فهمیدم و از این تجربه استفاده خواهم کرد. دیگر اینکه دو سال و اندی از تمام شدن این کتاب گذشته و اتفاقاتی در حوزه پژوهش افتاده که واقعاً ما در این اثر به آنها نپرداختیم. توصیه میکنم به اندیشکده ادبیات پایداری که این اثر، یک بار دیگر باید مورد بررسی و نگارش قرار بگیرد. من از زاویه مؤلف این کتاب میگویم که اگر یک بار دیگر بخواهم آن را بنویسم، فکر میکنم ۷۰ تا ۸۰ درصد متفاوت خواهد بود با آن چیزی که در این کتاب هست.

ادیبان فارسی از آغاز تا امروز مقاومت را مسیری برای رسیدن به عشق و صلح میدانستند
مهدی شریفیان، مؤلف کتاب «تحلیل سبکشناسی ادبیات پایداری در متون ادبیات فارسی»، درباره تجربه خود در حوزههای متفاوت ادبیات گفت: در زمانی که دانشگاه تمام شد. تجربه جنگ ایران و عراق را داشتم. چند سال نیز توفیق طلبگی در حوزههای علمیه داشتم و آنجا هم تجربیات دینی ارزشمندی پیدا کردم. بعد هم که عضو هیئت علمی دانشگاه شدم، بهجد به ادبیات و حوزههای متفاوت آن پرداختم و این هر سه تجربه زندگی من را به هم گره زد.
شریفیان، با زوایای مختلف این کتاب بیان کرد: این کتاب از چند زاویه به ادبیات پایداری نگاه کرده است؛ حوزه حماسی، حوزه ادبیات و حوزه ادبیات نمایشی. آن چیزی که برای من جالب بود، این است که درست است که به لحاظ زبانی این آثار را بررسی کردم و به لحاظ ادبی نیز این آثار بررسی شدند و بهخصوص به لحاظ فکری، این کتاب در همه تحولات ادبی کلاسیک حضور دارد.
او افزود: اما آن چیزی که برای من خیلی مهم بود، این بود که ادیبان ما از آغاز تا امروز، مقاومت را مسیری میدانستند برای رسیدن به عشق و صلح. این موضوع با آن خشونت ظاهری پایداری و مقاومت خیلی متفاوت است. خیلی از نوشتههای ادبی در حوزه ادبیات پایداری در کشورهای دیگر، مقاومت برای مقاومت است؛ اما در ادبیات فارسی، شاعری مثل سعدی، مثل فردوسی، مثل مولانا، سرتاپا عشقاند، سرتاپا شفقتاند.

مفهوم ادبیات پایداری در هر ژانر، ویژگیهای خاص خود را دارد
احمد رضی، مؤلف کتاب «ادبیات پایداری و انواع ادبی» درباره این اثر گفت: این کتاب که مشترکاً با سهیلا فرهنگی تدوین شده است، تلاش میکند تا به ریشههای مفهوم پایداری در فرهنگ و ادب این مرز و بوم بپردازد. در واقع، این کتاب به دنبال آن است که نشان دهد پایداری، مفهومی ریشهدار در فرهنگ و سرزمین ماست و گفتمان پایداری را میتوان در آثار ادب فارسی، چه در آثار کلاسیک و چه در آثار معاصر، بهوضوح دید؛ آن هم در همه قالبهای ادبی. البته طبیعی است که این مفهوم در هر یک از ژانرها یا گونههای ادبی، ویژگیهای خاص خود را داشته باشد. مثلاً در ژانر حماسی، بیشتر با روایت درگیریها، کشمکشها و توصیف قهرمانان مواجه هستیم و در آثار ادب غنایی، بیشتر با عواطف و احساسات روبهرو میشویم.
رضی درباره ساختار کتاب گفت: در این کتاب، ابتدا گزارشی از رویکردهای پژوهشی درباره انواع ادبی در ایران ارائه شده. سپس نسبت ادبیات پایداری با انواع ادبی توضیح داده شده و پس از آن، مفهوم پایداری در ژانرها، گونهها و قالبهای ادبی، در دو فصل مستقل مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین یک فصل به شعر اختصاص دارد و یک فصل به نثر. نمونهها و شواهد نیز در هر قسمت، هم از دوره کلاسیک و هم از دوره معاصر انتخاب شدند. اما از آنجا که قلمرو این پژوهش، همانطور که از عنوان کتاب برمیآید، تا پیروزی انقلاب اسلامی است، نمونهها و شواهد مربوط به آثار ادبی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی هستند.
ضرورت بهروزرسانی منابع ادبیات پایداری
محمدرضا ترکی، نویسنده، پژوهشگر و عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، درباره ضرورت تدوین و بهروزرسانی منابع علمی این حوزه گفت: علم در حوزه ادبیات پایداری به صورت بالقوه وجود دارد و خیلی هم گسترده است، اما کمتر به صورت بالفعل به قید کشیده شده. و زحمت دوستان ما در اندیشکده ادبیات پایداری این بود که این علم را قید کشیدند و در معرض استفاده ما در این عرصه قرار دادند. باید آنچه در این حوزه نوشته شده، بهروزرسانی شود، تکمیل شود و به کمال برسد.
ترکی، ادامه داد: یک نمونه ساده که تجربه خود من است، کتاب «ادبیات انقلاب اسلامی» است که چند سال پیش ما تعریف کردیم و همین انتشارات سمت هم آن را منتشر کرد. این کتاب به چند زبان هم ترجمه شده و علاوه بر اینکه در داخل کشور بارها و بارها منتشر شده، به عربی، به ترکی و اخیراً به ارمنی، در ارمنستان، منتشر شده است. الان که نگاه میکنم، میبینم اگر بخواهم این کتاب را دوباره بنویسم، باید حدود ۸۰ درصد آن بازنگری و تکمیل شود. بقیه آثار هم همینطور هستند؛ یعنی باید واقعاً ماجرا را تمامشده تلقی نکرد.