سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

دخترونه پسرونه

رتبه ۱۲ کنکور: شهادت رهبر مرا از درس دور کرد، خون‌خواهیش برگرداندم

رتبه ۱۲ کنکور: شهادت رهبر مرا از درس دور کرد، خون‌خواهیش برگرداندم
آریا جوان - گاهی یک داغ فقط دل آدم را نمی‌شکند؛ مسیر زندگی‌اش را هم برای مدتی از ریل خارج می‌کند. رضا سعیدی ابواسحاق، دانش‌آموز ...
  بزرگنمايي:

آریا جوان - گاهی یک داغ فقط دل آدم را نمی‌شکند؛ مسیر زندگی‌اش را هم برای مدتی از ریل خارج می‌کند. رضا سعیدی ابواسحاق، دانش‌آموز روستایی چهارمحال‌ و بختیاری، بعد از شهادت رهبر شهید آن‌قدر از نظر روحی درگیر شد که از درس فاصله گرفت؛ اما یادآوری توصیه‌های آقای شهید درباره درس خواندن جوانان و ساختن آینده کشور، دوباره رضا را پای کتاب نشاند؛ همان پسری که حالا نامش با رتبه ۱۲ کنکور گره خورده است.

رضا قرار نبود این روزها را این‌طور پشت سر بگذارد. سال‌ها برای کنکور خوانده بود؛ از سال دهم درس را جدی گرفته و بی‌وقفه خودش را برای روز آزمون آماده کرده بود. آزمون‌های آزمایشی، درس‌های مدرسه، منابع تکمیلی و کمک معلم‌ها، همه بخشی از مسیری بود که از یک روستای کوچک آغاز شده بود و قرار بود او را به یکی از بهترین رتبه‌های کنکور برساند.
اما در میانه این مسیر، روزهایی آمد که درس دیگر برایش مثل قبل نبود. شهادت رهبر شهید، رضا را از نظر روحی به‌قدری تحت تأثیر قرار داد که حتی از درس فاصله گرفت. خودش از آن روزها به‌عنوان یکی از سخت‌ترین مقاطع زندگی‌اش یاد می‌کند؛ روزهایی که ادامه دادن برایش آسان نبود.
با این حال، یک چیز دوباره او را به مسیر برگرداند؛ توصیه‌هایی که پیش از آن درباره اهمیت درس خواندن جوانان و نقش آنها در پیشرفت کشور شنیده بود. رضا به یاد آورد که قرار نیست غم، او را از مسیری که برایش جنگیده بود دور کند؛ دوباره کتاب‌ها را باز کرد، درس را از سر گرفت و این‌بار با انگیزه‌ای تازه ادامه داد.
حالا رضا سعیدی ابواسحاق، دانش‌آموز بسیجی روستای ابواسحاق، در جمع برترین‌های کنکور ایستاده است؛ جوانی که می‌گوید امکانات آموزشی روستا با بسیاری از دانش‌آموزان دیگر قابل مقایسه نبود، اما تصمیم گرفته بود خودش را «محروم» نبیند و کمبودها را با تلاش، کمک معلم‌ها، حمایت خانواده و استمرار جبران کند.
از سال دهم، درس را جدی گرفتم
رضا مسیر آمادگی برای کنکور را از سال دهم آغاز کرده بود. در سال یازدهم، حضور در آزمون‌های آزمایشی و جدی‌تر شدن فضای مطالعه، او را بیشتر وارد فضای رقابت کرد.
او می‌گوید: در کنار درس‌های مدرسه، برای تقویت علمی خودش سراغ منابع تکمیلی می‌رفت و تلاش می‌کرد نقاط ضعفش را بشناسد و برطرف کند، البته این مسیر همیشه هم بدون شکست نبود.گاهی نتیجه آزمون‌های آزمایشی آن چیزی نبود که انتظار داشت. بعضی آزمون‌ها را خوب پشت سر نمی‌گذاشت و همین شکست‌ها می‌توانست انگیزه‌اش را کم کند؛ اما خانواده و معلم‌ها اجازه نمی‌دادند یک نتیجه بد، تبدیل به پایان مسیر شود.هر بار که نتیجه‌ای پایین‌تر از انتظارش می‌گرفت، دوباره بررسی می‌کرد که کجای کار ایراد داشته و از همان‌جا ادامه می‌داد.
رمز موفقیت؛ اول توکل، بعد تلاش
در پاسخ به سؤالی درباره مهم‌ترین عامل موفقیتش، رضا قبل از هر چیز از توکل می‌گوید؛ توکلی که به گفته خودش در شب قبل از آزمون بیشتر از همیشه به آن تکیه کرد.
رضا روایت می‌کند: شب قبل از آزمون، کتاب‌ها را جمع کرده بودم و با خودم گفتم ما تلاشمان را کرده‌ایم و هر کاری از دستمان برمی‌آمده انجام داده‌ایم؛ از اینجا به بعد نتیجه را به خدا می‌سپاریم.
او تأکید می‌کند که این توکل برایش به معنای کنار گذاشتن تلاش نبوده و بعد از توکل، خانواده و معلم‌ها مهم‌ترین پشتوانه‌اش بوده‌اند؛ به‌ویژه عمویش، دکتر سعیدی، که سال‌ها هم معلم او بوده و در مسیر تحصیل حمایتش کرده است.ر
ضا سعیدی ابواسحاق درباره نقش خانواده و معلم‌ها می‌گوید: اگر حمایت خانواده و معلم‌ها نبود، عبور از بعضی روزهای سخت برایم آسان نبود؛ آنها هر وقت نتیجه‌ای خوب نمی‌گرفتم، کمکم می‌کردند دوباره ادامه بدهم.
اولین تماس؛ عمویی که سال‌ها معلمش بود
وقتی نتیجه کنکور اعلام شد، خانواده رضا از شنیدن خبر موفقیتش خوشحال شدند.اولین کسی که با او تماس گرفت، عمویش بود؛ کسی که فقط یک عضو خانواده نبود و سال‌ها در جایگاه معلم، مسیر علمی رضا را دنبال کرده بود.بعد از آن، خواهر، پدر و مادرش هم از نتیجه خوشحال شدند و این موفقیت را حاصل لطف خدا و تلاش چندساله رضا دانستند.
پدر و مادر رضا خودشان سال‌ها معلم بوده‌اند و از همان ابتدا یک توصیه را بارها برای فرزندشان تکرار کرده‌اند؛ اینکه درسش را رها نکند و بتواند با علم و تلاش، حتی قدم کوچکی برای کشورش بردارد.
روستا بود؛ اما رضا خودش را «محروم» ندید
مسیر رضا از روستای ابواسحاق آغاز شده است؛ جایی که خودش قبول دارد امکانات آموزشی آن با برخی مناطق برخوردار قابل مقایسه نیست.به گفته او، دانش‌آموزان مناطق مختلف کشور گاهی به کلاس‌ها، دبیران و امکانات آموزشی بیشتری دسترسی دارند و همین تفاوت می‌تواند مسیر تحصیل را دشوارتر کند.اما رضا یک نکته را مهم‌تر می‌داند؛ اینکه دانش‌آموز منطقه محروم نباید خودش را از ابتدا شکست‌خورده بداند.او معتقد است اگر دانش‌آموزی تلاش کند، استمرار داشته باشد و از معلم‌ها و منابع درست کمک بگیرد، می‌تواند فاصله امکانات را تا حد زیادی جبران کند.خودش هم همین مسیر را رفته است؛ از معلم‌ها کمک گرفته، منابع مناسب را شناخته و تلاش کرده سطح علمی‌اش را به دانش‌آموزان برتر کشور نزدیک کند.
معلم‌ها فقط درس ندادند
در روایت رضا از موفقیتش، معلم‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند.او می‌گوید بخش مهمی از مسیر علمی‌اش با کمک و راهنمایی معلم‌ها طی شده است؛ از انتخاب منابع گرفته تا شناخت نقاط ضعف و تقویت مباحث درسی.برای او، داشتن یک معلم خوب فقط به معنای انتقال مطالب درسی نبود؛ گاهی یک توصیه یا حتی یک جمله انگیزشی می‌توانست باعث شود بعد از یک شکست دوباره ادامه دهد.همین حمایت‌ها کمک کرد فاصله‌ای که به دلیل شرایط آموزشی میان او و برخی دانش‌آموزان وجود داشت، مانع رسیدنش به رتبه برتر نشود.
خانواده‌ای که نگذاشتند یک شکست، پایان راه باشد
کنکور برای رضا فقط روز آزمون نبود؛ یک مسیر طولانی بود که در آن بارها خسته شد، نتیجه مطلوب نگرفت و حتی روزهایی را تجربه کرد که از درس فاصله گرفت. در این روزها خانواده پشت سرش ایستادند.وقتی نتیجه آزمونی خوب نبود یا احساس می‌کرد نمی‌تواند ادامه دهد، خانواده به او یادآوری می‌کردند که باید مسیر را ادامه دهد و توانایی رسیدن به هدف را دارد.همین حمایت باعث شد رضا یاد بگیرد شکست در یک آزمون، به معنای شکست در زندگی نیست.
بسیج؛ جایی برای نفس تازه کردن
رضا در سال‌های اول دبیرستان، زمانی که فرصت بیشتری داشت، در برنامه‌های فرهنگی بسیج و مسابقات علمی شرکت می‌کرد.به گفته خودش، این فعالیت‌ها فقط یک برنامه جانبی نبود؛ باعث می‌شد اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کند، با دیگران ارتباط داشته باشد و فضای درس خواندن مداوم برایش خسته‌کننده نشود.البته هرچه به کنکور نزدیک‌تر شد، فعالیت‌های جانبی را کمتر کرد و زمان بیشتری را به درس اختصاص داد.او معتقد است اصل ماجرا، شناخت توانایی‌ها و مدیریت زمان است؛ یعنی آدم باید بداند چه زمانی درس بخواند و چه زمانی برای فعالیت‌های دیگر وقت بگذارد.
رتبه برتر شدن فقط به ضریب هوشی نیست
رضا موفقیت را فقط نتیجه هوش و استعداد نمی‌داند.از نگاه او، استعداد مهم است، اما چیزی که می‌تواند استعداد را به نتیجه تبدیل کند، استمرار و تلاش است.او حتی معتقد است مهارت‌هایی مثل مدیریت شرایط، کنترل خود و شناخت توانایی‌ها می‌تواند در مسیر موفقیت نقش مهمی داشته باشد.برای همین، اگر یک دانش‌آموز در آزمونی نتیجه خوبی نگیرد، نباید خودش را ناتوان بداند؛ باید بفهمد مشکل کجا بوده و دوباره تلاش کند.هدف بعدی؛ مهندسی کامپیوتر در شریفحالا که یک مرحله مهم را پشت سر گذاشته، رضا برای قدم بعدی‌اش هم هدف مشخصی دارد.او به مهندسی کامپیوتر علاقه‌مند است و دوست دارد در دانشگاه صنعتی شریف ادامه تحصیل دهد.اما هدفش فقط قبولی در یک دانشگاه برتر نیست.رضا می‌خواهد مسیر علمی و پژوهشی خود را ادامه دهد و در آینده بتواند سهمی هرچند کوچک در پیشرفت کشور داشته باشد.
پیام رضا برای دانش‌آموزان روستا
رضا برای دانش‌آموزانی که مثل خودش از مناطق روستایی و کم‌برخوردار می‌آیند، یک حرف روشن دارد؛ خودشان را دست‌کم نگیرند.او می‌گوید امکانات آموزشی مهم است و نمی‌توان تفاوت شرایط را نادیده گرفت، اما این تفاوت نباید بهانه‌ای برای کنار کشیدن باشد.به باور او، استعداد در مناطق مختلف کشور وجود دارد و دانش‌آموزان این مناطق هم می‌توانند در سطح ملی بدرخشند؛ به شرط آنکه به توانایی خودشان باور داشته باشند و برای رسیدن به هدف، استمرار داشته باشند.


نظرات شما