آریا جوان - ساره دانشآموز سال نهمی است که میگوید از روند کلاسهای مجازی راضی نیست و مدام کلاسهایشان قطع و وصل میشود. به ترتیب یک روز دانشآموزان وصل نمیشوند و روزی معلمان؛ برخی اوقات نه تنها بچهها، که خود معلمهای ما هم انگار خسته هستند و حوصله ندارند و به اجبار درس میدهند و درنهایت فضای کسالتآوری است.
درست صبح نهم اسفندماه سال گذشته بود، همان صبح شنبه غمگینی که همه دانشآموزان به یاد آخرهفتهای پر از خوراکی و شب بیداری و بازی، پلکهایشان را به زور صدای معلم باز نگه داشته بودند. هیچ کدامشان در هیچ کجای ایران خبرنداشتند که باید به زودی کتاب و درس و مدرسه و کلاس حضوری را ببوسند و بگذارند لب طاقچه و متوسل به فضای مجازی نصفه و نیمهای شوند که چندان هم شبیه کلاس درس نیست.
صبح نهم اسفندماه، والدین با بیقراری بعد از تماسهای مدارس، به سمت مدرسه دویدند تا بچهها را به دندان گرفته و به خانه بیاورند. برخی ساعتها در راه و ترافیک ماندند. بعضی مجبور شدند خودرو را میان راه پارک کرده و پیاده به خانه بازگردند. درنهایت اما هرچه که بود، آغاز جنگ، خداحافظی با فضای مدرسه و زنگ تفریح و بازیگوشی و دیدار دوستان بود.
پرونده کلاسهای حضوری از نهم اسفندماه سال گذشته تا امروز برای همه دانشآموزان بسته شد و در نهایت نیز با توجه به ادامه شرایط جنگی، آنهم در روزهایی که همچنان همه در انتظار جنگی هستند که شاید دوباره آغاز شود، این سال تحصیلی به صورت مجازی به پایان خواهد رسید.
از نهم اسفندماه که برخی با ترس و لرز از سرکلاسها به حیاط رفتند و در انتظار والدین سراسیمهتر از خود، برخی گریستند، تا شبها و روزهای بعدی آن که بارها با صدای موشک و جنگنده و پدافند و پهپاد از خواب پریدند، دیگر رمقی برایشان باقی نماند که بیاموزند، آنهم پشت فضای غبارآلود اینترنتی که مدام قطع و وصل میشد. چه آنها که در شبکه شاد کلاسهایشان برگزار میشد و چه آنها که در سامانهها و اپلیکیشنهایی که مدرسه فراهم کرده بود، مدام از قطعی و وصل شدن دوباره اینترنت گله میکردند. درنهایت هم با قطع شدن متعدد کلاسها، برخی مدارس، کلاسها را در بله برگزار میکنند که دانشآموزان از آن هم راضی نیستند. در این فضای منقطع اصلا میشود آنقدر تمرکز داشت تا چیزی آموخت، آن هم اگر سر سوزن علاقهای باقی مانده باشد؟
دانشآموزان قرار است این روزهای پایانی سال تحصیلی را هم همچنان در خانه و در کلاسهای مجازی برگزار کنند. وقتی بعد از نهم اسفندماه سال گذشته به دلیل آغاز جنگ مدارس تعطیل و غیرحضوری شد، والدین بسیاری مجبور شدند بخشی از کار و زندگی و فعالیت روزانه خود را تعطیل کنند و بچهها را چند ساعت در روز سر کلاس آنلاین بنشانند. بچههایی که خسته و کلافه و ناراحت از وضعیتی بودند که نمیدانستند کی به پایان خواهد رسید؟ این میان اما وضعیت مدام پیچیدهتر شد.
از یک طرف با آغاز جنگ بسیاری از شهر محل سکونت خود دور شدند و برگزاری کلاسهای آنلاین آن هم در شرایطی که زندگی نظم عادیاش را از دست داده، کار سادهای نه برای والدین و نه دانشآموزان است. والدینی که برخیشان هزینههای بسیاری را برای یک سال تحصیلی فرزندانشان در مدارس غیردولتی پرداخته بودند با میانگین حدود صد میلیون تومان، طبق گفته والدین، حالا هم مجبور به نگهداری و مراقبت از فرزندان در ساعتهای مدرسه در خانه بودند و هم باید هزینه بسیاری را برای خدماتی که دریافت نکردهاند، میپرداختند.
در تماس با بیش از 10 مدرسه غیرانتفاعی در سطح تهران، هیچ کدام توضیح روشنی ندادند که بخشی از شهریه یا حتی مبلغی که در ازای سرویس مدرسه در ماههایی که کلاسها به صورت آنلاین بوده پرداخت شده است، بازخواهد گشت یا نه؛ تنها مسوول یک مدرسه درغرب تهران گفت که آموزش و پرورش به مدارس اعلام کرده که هزینه غذا و سرویس دانشآموزان باید برگردانده شود. او در جواب اینکه آیا مدرسه شما این مبلغ را بازگردانده نیز گفت که درحال انجام است.
برخی والدین هم گفتند مدرسه اصرار دارد که شهریه سال تحصیلی آینده را هم زودتر دریافت کند. مرکز پاسخگویی وزارت آموزش و پرورش استان تهران نیز در پاسخ والدینی که هزینه سرویس به آنها بازگردانده نشده، گفته که میتوانند از طریق آموزش و پرورش منطقه خود پیگیری کنند. اما سالی که گذشت آنقدر سخت بود که والدین حتی اگر بدانند و بخواهند اعتراض کنند هم، معتقدند فایدهای ندارد و بسیاری از آنها، حتی اگر ناراضی هم بودند، به هزینههایی که مدرسه از آنها دریافت کرده است، اعتراضی نکردند. آنها ترجیح دادند این سال تحصیلی طولانی و کسالتبار، زودتر به پایان برسد و بچهها نیز بعد از تحمل ماهها استرس و نگرانی درنهایت از استرس امتحانات و درس و نمرهها خلاص شوند. دیگر این میان برخی به گفته خودشان رمقی برای اعتراض و پیگیری هزینههایی که پرداخت کرده و خدماتی که دریافت نکردهاند، ندارند.
کلاسهایی که مدام قطع و وصل میشود
ساره دانشآموز سال نهمی است که میگوید از روند کلاسهای مجازی راضی نیست و مدام کلاسهایشان قطع و وصل میشود. به ترتیب یک روز دانشآموزان وصل نمیشوند و روزی معلمان؛ برخی اوقات نه تنها بچهها، که خود معلمهای ما هم انگار خسته هستند و حوصله ندارند و به اجبار درس میدهند و درنهایت فضای کسالتآوری است. مثلا برای کلاس ورزش معلم ویدیویی را میفرستد و میگوید انجام بدهید که هیچ کدام از ما، اصلا حوصله نداریم و تنها به همان کلاسهای مهمتر توجه میکنیم.
ساره برای یک سال هزینه تحصیلی به مدرسه حدود 100 میلیون تومان پرداخته است. پدر این دانشآموز هم میگوید که باقی مانده شهریه مدرسه حدود 25 میلیون تومان بود که آن را هم چند روز قبل گفتند برای دریافت تاییدیه تحصیلی باید بپردازید و مجبور به پرداخت آن شدیم. خود مسوولان مدرسه هم در جواب دانشآموزان گفتند که ما به معلمها حقوقشان را پرداخت کردیم و کلاسها هم صورت آنلاین برگزار شده و به همین دلیل نمیتوانیم مبلغی را بازگردانیم.
مریم که دو فرزندش در مدرسه غیردولتی درس میخوانند، میگوید که کلاسهای دو فرزندش به طور مرتب برگزار میشود و در سامانهای که مدرسه معرفی کرده، حتی برخی مواقع ارتباط تصویری هم با معلم خود دارند. از روند کلاسها راضی است اما میگوید که خودش و بسیاری از والدین معتقدند بخشی از هزینه مدرسه باید برگردانده میشد، اما به گفته خودش به دلیل اینکه حتی اگر اعتراض هم کنند کسی توجه نمیکند و اثری ندارد، اعتراضی به مدرسه ندارند. همچنین مدرسه مرتب به آنها فشار میآورد که شهریه سال آینده را زودتر پرداخت کنند.
اسفند ماه بسیاری از دانشآموزان و بچههای پیشدبستانی که در مهدکودکها و مدارس ثبتنام کردند، با آغاز جنگ، به مدرسه نرفتند و مکانهای آموزشی هم تعطیل شدند. اما برخی والدین که هزینه ماه اسفند را کامل پرداخت کردند، حالا ناراضی هستند که چرا وقتی فرزندشان اصلا حضوری نداشته و خدماتی دریافت نکرده است، باید هزینه زیادی را پرداخت کنند، آنهم در شرایطی که جنگ به اندازه کافی فشار روانی و اقتصادی به همه خانوادهها وارد کرده است.
غزل، که یکی از فرزندانش پیشدبستانی است، میگوید: فرزند من تنها چند روز اول اسفندماه گذشته را به مهدکودک رفت اما مدرسه میگوید که باید شهریه کامل اسفند را پرداخت کنید. دلیلش هم این است که مسوولان مهدکودک میگویند باید حقوق پرسنل را پرداخت کنیم. پاسخ آنها به اعتراض والدین هم این بوده است بخشنامه آموزش و پرورش است که کودک اگر یک جلسه از یک ماه را هم به مهد آمده باشد، باید هزینه کامل آن ماه را پرداخت کند. سخنگوی آموزش و پرورش به تماسها پاسخی نداد که صحت این بخشنامه را تایید کند و مسوولان پیشدبستانی هم بخشنامهای را به والدین نشان ندادند.
کلاسهای آنلاین چالشهای خودش را دارد که هر کودک و والدینش به نوعی با آن درگیر هستند؛ از عدم تمرکز گرفته تا قطع و وصل شدن مداوم اینترنت و بیمیلی دانشآموزان به حضور در فضای مجازی و خاموش، بدون دیدار حضوری دوستان و آموزگارشان. غزل درباره تجربه فرزند دیگرش هم گفت: فرزند خود من از این طولانی شدن کلاسهای درس به صورت آنلاین خسته است و به اجبار در کلاسها شرکت میکند. تمرکزش بسیار کم است و دائم اینترنت قطع و وصل میشود و مدام در کلاس یکی از شاگردان یا معلم قطع میشود.
خیلی اوقات بچهها با یکدیگر مشغول صحبت هستند و صدای معلمشان نمیآید و وقتی از بچهها دلیلش را میپرسم، میگویند خانم معلم قطع شده است. یا مثلا دیروز ما یک ساعت و نیم آخر کلاس را نداشتیم. همه بچهها وصل بودند اما معلم نمیتوانست وصل شود. من خودم دیگر آن سختگیری اولیه را ندارم که فرزندم در هر چهار کلاس روزانه حاضر باشد، زیرا میبینم که فرزندم اذیت میشود و همین مساله سبب کاهش یادگیری میشود. معلم به همین دلیل هفتهای یک بار برای تک تک بچهها کلاس فوقالعاده میگذارد. باز شرکت در همان کلاس را هم بچهها تحمل نمیکنند و با التماس و به اجبار والدین حضور پیدا میکنند.
استیصال والدین
همین مساله کلاسهای آنلاین و بودن بچهها در محیط خانه، سبب خانهنشینی برخی مادران شاغل شده است. این مادر در این باره هم گفت: بالاخره در خانه یکی از والدین باید مراقب بچه باشد. با همه سختیهایی که والدین با آن مواجه هستند و خودشان بخشی از کار و فعالیت روزانه خود را عملا حذف کردهاند، باید شهریه کامل مدرسه را هم پرداخت کنند که انتظار والدین این است حداقل درصدی از شهریه را کم کنند، زیرا مدرسه تعطیل است و ما تنها هزینه کلاس آنلاین را پرداخت میکنیم.
همه این چالشها سبب شده دنبال راهکاری جدی باشیم. باتوجه به اینکه از هماکنون میگویند قطعیهای برق سال آینده بسیار زیاد است و ممکن است تعداد روزهای آنلاین مدارس دانشآموزان زیادتر هم شود. من به این فکر افتادم که یا خودم به فرزندانم درس و آموزش درخانه بدهم که با توجه به پیچیده شدن مباحث آموزشی امروز، مثلا برای یک تمرین ریاضی چند راهحل پیچیده وجود دارد که زمان ما اصلا به این شکل نبود، یا به دنبال مدارس خانگی باشم که مطمئن باشم هر روز در فضایی حضوری و با چند بچه همسن و سال خودش باشد و بازی میکند و مشغول است. امروز بچهها مدام در خانه و پای لپتاپ هستند و این سبب میشود که فعالیت فیزیکی بچهها کم شود.
بخشی از هزینه بسیار مدارس غیردولتی به دلیل کلاسهای فوقبرنامه دانشآموزان است که در هر مدرسهای متفاوت است. برخی باشگاه و سالن ورزشی مجهز و بعضی از آنها هم کلاسهایی مانند زبان فرانسه یا شاهنامهخوانی و... دارند که با توجه به فضای آفلاین کلاسها در دوره جنگ، این کلاسها اغلبشان عملا تعطیل شده است. حالا هرقدر هم مدارس فضای آفلاینی برای شاهنامهخوانی در نظر بگیرند یا ویدیوی کلاسها را برای دانشآموزان بفرستند، اغلب والدین و حتی خود معلمها معتقدند که بچهها دیگر علاقهای به این کلاسها به صورت مجازی ندارند و خیلی هنر کنند، بتوانند همان برنامه درسی معمول خود را انجام بدهند.
والدین هم خسته و مستأصل هستند که باوجود توقف این برنامهها، چرا باید هزینههای بسیاری را بپردازند. از طرفی هم خیلی از والدین به دلیل اینکه خودشان تجربه خوبی از مدارس دولتی نداشتهاند، ترجیح میدهند فرزندان خود را در این مدارس ثبتنام نکنند. همه اینها شرایط آموزشی دانشآموزان و همچنین وضعیت روانی کل افراد خانواده را کمی پیچیدهتر از همیشه کرده است.
زهره، معلم پیشدبستانی غیردولتی است که میگوید از زمان آغاز جنگ در اسفندماه، حقوقشان پرداخت نشده. تنها از زمانی که کلاسهای آنلاین سه روز در هفته برگزار میشود که یک ساعت است به آنها حقوق تنها همین یک ساعت را پرداخت میکنند. میگوید که مثلا اگر حقوقمان 9 میلیون تومان بوده، حالا مبلغ 4 و نیم میلیون تومان را دریافت میکنند که این مساله برای معلمان مشکل است و اعتراض دارند و میگویند که ما ترجیح میدهیم که کلاسها آنلاین باشد و حقوق حداقلی را دریافت کنیم و بهتر از این است که اصلا حقوقی نداشته باشیم. درواقع مدرسهای که طرف قرارداد است موظف است حقوق معلم را کامل پرداخت کند که برخی مدارس این کار را نکردند.
در حالی که مدارس دولتی از شبکه شاد استفاده میکنند و نه والدین و نه خود دانشآموزان و حتی معلمان هم از آن راضی نیستند، اغلب مدارس غیردولتی از سامانههای دیگری استفاده میکنند که باید هزینههای اشتراک آنها پرداخت شود. مرضیه دو فرزند دارد که در مدرسه دولتی تحصیل میکنند، میگوید: کلاسها مرتب قطع و وصل میشود و بچهها اصلا رغبتی به یادگیری ندارند و همه سنگینی بار یادگیری بچهها برعهده مادر است. شبکه شاد که مدام قطع میشود و معلم هم تنها به فرستادن ویدیویی اکتفا میکند و مادران همه معترض هستند که باید ابتدا خودشان مباحث آموزشی را یاد بگیرند - که بسیار با آنچه خودشان زمانی آموختهاند متفاوت است - و بعد تازه به دانشآموز یاد بدهند و در انتها هم تکالیف را با سرعت کم و اختلالهای مداوم اینترنت ارسال کنند.
دولت در حالی فضای آموزشی را مجازی کرده که زیرساختهای مناسب آن را فراهم نکرده است، به همین دلیل مدارس غیردولتی برای استفاده از سامانههایی که حق اشتراک دریافت میکنند و کمتر قطع و وصل میشوند، هزینه مضاعفی را باز به والدین تحمیل میکنند که هم هزینه اینترنت را پرداخت کنند و هم مدارس باید هزینهای برای تهیه اشتراک پرداخت کنند تا کلاسهایشان را برگزار کنند و درنهایت هم این دانشآموزان هستند که از خیره شدن به لپتاپ و گوشیهای همراه خسته شدهاند و تمرکز و یادگیریشان به شدت افت کرده است.
طاهره، معاون یک مدرسه ابتدایی غیردولتی در غرب تهران هم میگوید به دلیل اینکه کلاسها در شبکه شاد به درستی برگزار نمیشد، خود مدرسه هزینهای را به یک سامانه پرداخت کرده و کلاسهای آنلاین را در آن فضا برگزار میکنند و هر معاونی هم 8 کلاس را اداره میکند و حواسش به حضور و غیاب دانشآموزان است یا اگر نتوانست متصل شود را بررسی میکند و یک کانال هم در بله دارند برای هر کلاسی آنجا محتوای آفلاین میگذارند و در طول روز هم یک ساعت بعد کلاسها زمان برای رفع اشکال میگذارند. به همین دلایل اصلا پولی به دانشآموزان بازگردانده نشده و حقوق معلمان هم به طور کامل پرداخت شده است. این معاون درباره بازپرداخت هزینه سرویس به دانشآموزان هم گفت که اطلاعی ندارد.
الهام، معلم مدرسه غیردولتی و خودش مادر است. مدرسه آنها حقوق همه معلمها را کامل پرداخت کرده است. او میگوید: در مدارس غیردولتی کلاسهای مجازی هم متفاوت از مدارس دولتی است. مدیر بستر بهتری را برای اولیا و دانشآموزان فراهم میکند. فرزند من که در مدرسه دولتی درس میخواند، تنها روزی دو ساعت در فضای شاد یا بله است و اینترنتش مدام قطع و وصل میشود. اما در مدرسهای که خودم آموزگار هستم دانشآموزان در فضای بهتری آموزش میبینند و زمانش هم بیشتر است.
او درباره شرایط بچهها در کلاسهای مجازی باتوجه به تجربه خود از زمان کرونا تا امروز گفت: سال اولی که کلاسها در زمان کرونا به صورت مجازی برگزار شد، ابتدا وضعیت بحرانی بود، اما برای سال دوم آن، ذهنها از قبل آماده بود. ولی امروز دانشآموزان مخصوصا بعد از استرسی که متحمل شدند، با توجه به اینکه روز نهم اسفندماه که جنگ آغاز شد در مدرسه حضور داشتند و فشاری که در آن روز به آنها وارد شد، به نظر میرسد هنوز بر شانههای آنها سنگینی میکند.
مخصوصا بچههای ابتدایی که ترس بیشتری داشتند و احساس ناامنی کردند. دوره کرونا ما مشکل اینترنت را نداشتیم و به راحتی میتوانستیم اگر دانشآموزی مثلا ابهام در مباحث ریاضی داشت، برایش ویدیویی ارسال میکردیم و مطلب را توضیح میدادیم اما امروز مساله این است که فیلمها در نرمافزارهای داخلی به سختی باز میشود. یک فیلم یک دقیقهای ممکن است روزها طول بکشد تا بتواند دیده شود. بچهها خسته هستند و این روزها که روزهای پایانی سال است، احساس میکنم که همان بچه درسخوانها هم کم آوردهاند.
تکالیف ابتدا خیلی خوشخط نوشته و فرستاده میشد اما این روزها تنها به دلیل اینکه استرس نمره دارند میفرستند و حتی توجهی به صحیح نوشتن آن هم ندارند و حتی نظارت اولیا هم روی بچهها کمتر شده است و این خود حاکی از حال روحی سختی است که در جامعه عمومی هست و همه با آن درگیر هستیم و نمیدانیم در نهایت هم چه خواهد شد.
چه معلمان و چه والدین دانشآموزانی که فرزندانشان را در مدارس غیردولتی ثبتنام کردهاند، معتقدند که کلاسهای آنلاین، آن خروجی را که انتظار دارند، ندارد و در کنار آن، طولانی شدن زمان برگزاری این کلاسها به دلیل شرایط جنگی، در کنار استرس و اضطراب مسائل دیگری که کودکان در خانه برای سپری کردن این دوران با آن مواجه هستند، سبب کاهش بیش از پیش بازدهی کلاسهای آنلاین شده است. غیر از دوره همهگیری کرونا -که به دلیل شرایط بحرانی مدارس دوسال آنلاین بود- درحالی که در گذشته به دلیل آلودگی هوا، تنها چند روز کلاسها به صورت آنلاین برگزار میشد، اما حالا هفتههاست که بچهها کلاسهای آنلاین را در فضای خانه و در شرایط جنگی برگزار میکنند.
همین سبب شده است که بسیاری از معلمهای مدارس غیردولتی فرزندانشان را در مدارس دولتی ثبتنام کنند و حالا باتوجه به اینکه وضعیت تحصیلی سال آینده هم همچنان نامشخص است و کلاسهای آنلاین هم بازدهی لازم را ندارد، بسیاری از والدین که برخی خودشان معلم هم هستند، بهخصوص در مقطع ابتدایی گفتند که قصد دارند برای سال تحصیلی جدید، تشکیل گروهی بدهند که بچهها را در خانه و در فضایی شبیه مدرسه خانگی آموزش بدهند.
حالا اما هزینه گزاف یک سال تحصیلی در مدرسه غیردولتی -که به بیش از 100 میلیون تومان هم در برخی مدارس میرسد- باتوجه به افزایش همه اقلام بهخصوص بعد از جنگ، سبب شده است که بسیاری از والدین حتی اگر بخواهند هم نتوانند فرزندانشان را در مدارسی با امکانات بیشتر ثبتنام کنند. امکانات و خدماتی که اصلا مشخص نیست باز هم اگر شرایط به گونهای باشد که کلاسها آنلاین برگزار شود، چه مقدار از آن را دانشآموزان دریافت خواهند کرد.
دانشآموزانی که سال سختی را پشت سرگذاشتند، در سایه ابهام و سر و صدا و بمباران اضطرابی که از والدین و اطرافیانشان به آنها تزریق میشد، حتی نمیدانند برای سال آینده آموزشی چه در انتظارشان است. حالا برای امتحانات درسهایی آماده میشوند که نتوانستند درست و حسابی آنها را بیاموزند و مدرسه در یک سال تحصیلی گذشته، مفهوم متفاوت و دوری برایشان پیدا کرد. باشد که آیندهای امنتر و نیمکتهای محکمتر و سروصدای بازی و شادیشان، باز بپیچد در فضای کلاس و کل محلههای تهران را حال و هوای کودکی بردارد.