آریا جوان -
به گزارش خبرنگار مهر، با فرارسیدن سالگرد آغاز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل و ایران، بار دیگر توجهها به یکی از پرتنشترین و پیچیدهترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و منطقه جلب شده است. دورهای کوتاه از نظر زمانی، اما فشرده، پرحادثه و اثرگذار از نظر سیاسی، نظامی و رسانهای. جنگی که در آن، سرعت رخدادها چنان بالا بود که فاصله میان خبر، تحلیل و روایت تقریباً از میان رفت و مخاطب در لحظه، در معرض انبوهی از اطلاعات متناقض، روایتهای رسمی و غیررسمی و بازنماییهای رسانهای قرار گرفت.
جنگ ۱۲ روزه، برخلاف بسیاری از درگیریهای کلاسیک و طولانیمدت، در قالب یک بحران فشرده و سریع شکل گرفت. اما همین فشردگی، اثر آن را در لایههای مختلف اجتماعی و ذهنی عمیقتر کرد. در این دوره کوتاه، نهتنها میدان نبرد فعال بود، بلکه «میدان روایت» نیز بهطور همزمان در جریان قرار داشت. رسانهها، شبکههای خبری و جریانهای تحلیلی، هر یک تلاش داشتند تصویری از واقعیت ارائه دهند؛ تصویری که گاه مکمل و گاه متناقض با دیگری بود.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر فقط «چه اتفاقی افتاد» نبود، بلکه این بود که «چگونه روایت شد» و «چه چیزی در حافظه جمعی باقی ماند». همین اهمیت روایت، بعدها زمینهساز شکلگیری آثار متعددی شد که تلاش میکنند از سطح خبر عبور کرده و به عمق تجربه انسانی جنگ نزدیک شوند.
در میان این آثار، کتاب «رَما» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه، بهعنوان یکی از روایتهای ادبیمستند تازه از این جنگ، جایگاه ویژهای پیدا کرده است؛ اثری که میکوشد جنگ را نه فقط بهعنوان یک رخداد نظامی، بلکه بهعنوان یک تجربه انسانی، اجتماعی و ذهنی بازخوانی کند.
جنگی که در چند جغرافیا همزمان اتفاق افتاد
جنگ ۱۲ روزه را نمیتوان صرفاً در مرزهای جغرافیایی یا در نقشههای نظامی خلاصه کرد. این جنگ، همزمان در چند سطح مختلف جریان داشت: در میدان نبرد، در اتاقهای تصمیمگیری، در رسانهها و مهمتر از همه در ذهن و زندگی مردم.
در این دوره، جامعه با وضعیتی مواجه شد که در آن «خبر» به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده بود. پیگیری لحظهای تحولات، تحلیلهای فوری، واکنشهای سریع و گاه متناقض، فضای عمومی را در حالت تعلیق قرار داده بود. در چنین شرایطی، جنگ تنها یک موضوع بیرونی نبود، بلکه به تجربهای درونی و روانی نیز تبدیل شد.
خانهها، خانوادهها و روابط انسانی، در کنار میدانهای رسمی نبرد، بخشی از این تجربه را شکل میدادند. اضطراب، انتظار، نگرانی و امید، در کنار هم فضای اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده بود. همین امتداد جنگ از میدان به زندگی روزمره، یکی از ویژگیهای مهم این دوره محسوب میشود.
«رَما»؛ روایتی در مرز مستند
کتاب «رَما» تلاش میکند به همین لایههای چندگانه نزدیک شود. این اثر که به قلم ابراهیم اکبری دیزگاه و با همت مرکز آفرینشهای فرهنگی هنری حرم مطهر بانوی کرامت تولید و توسط انتشارات زائر منتشر شده، روایتی وقایعنگارانه و روزشمار از جنگ ۱۲ روزه ارائه میدهد.
ساختار کتاب بر پایه روزنگاری تنظیم شده است؛ به این معنا که رخدادها نه بهصورت کلی و موضوعی، بلکه به شکل روز به روز و مرحله به مرحله روایت میشوند. این شیوه باعث شده مخاطب بتواند جنگ را در روندی تدریجی و زنده دنبال کند؛ روندی که در آن هر روز، بخشی از تصویر کلی را کامل میکند.
اما «رَما» صرفاً یک گزارش روزشمار نیست. نویسنده در کنار ثبت وقایع، از تحلیل و فضاسازی ادبی نیز استفاده کرده است. همین ترکیب باعث شده متن در مرز میان مستندنگاری و ادبیات داستانی حرکت کند؛ متنی که هم دقت دارد و هم روایت.
روزشمار بهمثابه تجربه زیستن در تاریخ
یکی از ویژگیهای مهم «رَما»، استفاده از قالب روزشمار بهعنوان یک ابزار روایی است. در این ساختار، زمان تنها یک چارچوب تقویمی نیست، بلکه به عنصر اصلی پیشبرنده روایت تبدیل میشود.
در هر روز، بخشی از تصویر جنگ آشکار میشود؛ تصمیمی گرفته میشود، رخدادی اتفاق میافتد، واکنشی شکل میگیرد و همه اینها در کنار هم، مسیر کلی جنگ را میسازند. این نوع روایت، به مخاطب اجازه میدهد جنگ را نه بهعنوان یک حادثه ناگهانی، بلکه بهعنوان یک فرآیند در حال شکلگیری درک کند.
در واقع، روزشمار در این کتاب نوعی «تجربه زیستن در تاریخ» ایجاد میکند؛ تجربهای که در آن مخاطب همراه با زمان حرکت میکند و نه صرفاً بعد از پایان آن را مرور میکند.
در «رَما»، جنگ تنها در سطح عملیات نظامی تعریف نمیشود. نویسنده تلاش کرده نشان دهد که جنگ، پیش از آنکه در میدان رخ دهد، در لایههای انسانی جامعه جریان دارد.
ترس، امید، تردید، انتظار و تصمیمگیری، همگی بخشی از این روایت هستند. در این نگاه، انسان در مرکز قرار میگیرد و جنگ بهعنوان بستری برای آشکار شدن واکنشهای انسانی دیده میشود.
این رویکرد باعث شده کتاب از سطح گزارش صرف فاصله بگیرد و به سمت نوعی روایت انسانی از بحران حرکت کند؛ روایتی که در آن، تجربه فردی و جمعی در هم تنیده شده است.
میدان روایت، جایی میان خبر و معنا
یکی از نکات کلیدی در تحلیل جنگ ۱۲ روزه، نقش رسانهها و روایتهاست. در این دوره، همزمان با عملیات نظامی، نوعی رقابت روایی نیز شکل گرفته بود؛ رقابتی که در آن، هر جریان تلاش میکرد تفسیر خود از واقعیت را ارائه دهد.
کتاب «رَما» در همین فضای روایی شکل میگیرد. نویسنده تلاش کرده میان مشاهده میدانی، گزارش خبری و تحلیل معنایی تعادل برقرار کند. نتیجه این تلاش، متنی چندلایه است که میتواند هم بهعنوان روایت مستند خوانده شود و هم بهعنوان یک اثر ادبی مورد توجه قرار گیرد.
این چندلایه بودن، یکی از ویژگیهای مهم ادبیات جنگ در سالهای اخیر محسوب میشود؛ ادبیاتی که دیگر صرفاً به ثبت رخدادها بسنده نمیکند، بلکه به دنبال فهم آنها نیز هست.
زبان «رَما» در مرز میان گزارش خبری و نثر ادبی حرکت میکند. در بخشهایی از کتاب، زبان دقیق، شفاف و مبتنی بر ثبت واقعیت است؛ در بخشهایی دیگر، توصیفها، تصویرسازیها و ریتم روایی به متن حالتی ادبی و داستانی میدهند.
این رفتوبرگشت میان دو نوع زبان، باعث شده اثر هم برای مخاطب عمومی قابل فهم باشد و هم برای مخاطب تخصصیتر، قابل تحلیل و بررسی.
در واقع، زبان کتاب بهگونهای طراحی شده که بتواند هم واقعیت را منتقل کند و هم تجربه را بازسازی نماید.
از آیه تا تفسیر جنگ
نام کتاب برگرفته از آیه ۱۷ سوره انفال است: «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلکِنَّ اللَّهَ رَمی». این انتخاب، تنها یک عنوان نمادین نیست، بلکه بخشی از نگاه معنایی نویسنده به مفهوم جنگ را نشان میدهد.
در نگاه نویسنده، نوشتن از جنگ نوعی مسئولیت است؛ مسئولیتی برای ثبت تجربهای که ممکن است در گذر زمان دچار فراموشی شود. در این مسیر، کلمات نقش جایگزین روایتهای میدانی را پیدا میکنند.
در «رَما»، نوشتن نه فاصله گرفتن از جنگ، بلکه نوعی بازگشت دوباره به آن است. نویسنده تلاش کرده با استفاده از زبان، تجربهای را که در میدان رخ داده، دوباره بازسازی کند و آن را در قالبی قابل انتقال قرار دهد.
کتاب «رَما» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه در ۱۶۴صفحه و از سوی انتشارات زائر منتشر شده است.