آریا جوان - پایان شلیکها لزوما به معنای پایان جنگ در زندگی مردم نیست. گاهی میدان نبرد خاموش میشود، اما آثار آن در ذهن جامعه، رفتار اقتصادی خانوادهها و نگاه مردم به آینده ادامه پیدا میکند.
به گزارش خبرفوری ، شاید یکی از دشوارترین مراحل پس از هر درگیری نظامی، همین بازگرداندن جامعه از «حالت اضطرار» به مسیر عادی زندگی باشد.
ایران امروز با چنین مسئلهای روبهروست. حملات نظامی تنها خسارتهای انسانی و مادی بر جای نگذاشته، بلکه فضای روانی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در روزهای جنگ، حفظ انسجام عمومی، تقویت روحیه دفاعی و آمادهباش اجتماعی طبیعی و حتی ضروری است؛ اما وقتی عملیات نظامی متوقف میشود، نباید منطق جنگ همچنان بر تمام ابعاد زندگی سایه بیندازد.
آمادگی دفاعی، نه زندگی در انتظار حمله
البته پایان جنگ به معنای نادیده گرفتن احتمال درگیری دوباره نیست. کشوری که در فاصلهای کوتاه دو بار هدف حمله قرار گرفته، نمیتواند احتمال تکرار آن را از محاسبات خود کنار بگذارد. دولت باید سناریوهای مختلف را بررسی کند و نیروهای مسلح نیز باید از فرصت آرامش برای ترمیم نقاط ضعف و افزایش آمادگی دفاعی استفاده کنند.
بیشتر بخوانید:
آرامش با دیازپام ده | مصرف داروهای آرامبخش در ایران ۹۰۰ درصد بیشتر شد
بعد از جنگ چه بر سر اقتصاد میآید؟ | آتشبس کافی نیست؛ اقتصاد اعتماد میخواهد
چرا ماجرای انیمیشنهای اقتصاد و ابراهیم رئیسی چنین جنجالی شد؟ | چرا مشاوران و وزرا مسئولیت آموزش را به عهده نگرفتند!؟
اقدام عجیب گمرک؛ انتشار فهرست قیمت مشروبات الکلی خارجی | از آبجوی ۴۲۰ هزار تومانی تا بطری ۳۱ میلیونی
اما این آمادگی باید در سطح نهادهای مسئول باقی بماند. اگر نگرانی از جنگ آینده به زندگی روزمره مردم منتقل شود، جامعه به جای ساختن آینده، دائما منتظر حادثه بعدی خواهد بود؛ وضعیتی که میتواند هزینههایی حتی سنگینتر از خسارتهای مستقیم جنگ ایجاد کند.
وقتی آینده قابل تصور نیست
زندگی عادی به یک شرط مهم نیاز دارد: مردم باید بتوانند آینده را تصور کنند. خانوادهای که نمیداند چند ماه دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد، طبیعی است تصمیمهای بلندمدت خود را عقب بیندازد.
ازدواج، فرزندآوری، خرید خانه، تحصیل، سرمایهگذاری، راهاندازی کسبوکار و حتی تصمیم برای ماندن در کشور، همه زمانی امکانپذیرترند که افقی نسبتا قابل پیشبینی پیش روی افراد باشد.
اگر این تعویق به رفتار غالب جامعه تبدیل شود، مسئله دیگر انتخاب چند فرد نیست؛ بلکه با جامعهای مواجه خواهیم بود که به تدریج توان برنامهریزی برای فردا را از دست میدهد.
جنگی که در اقتصاد ادامه پیدا میکند
اقتصاد ایران بیش از بسیاری از اقتصادها در برابر نااطمینانی آسیبپذیر است. تورم، تحریم، کاهش سرمایهگذاری و افت قدرت خرید، فضای تصمیمگیری را از قبل دشوار کردهاند. اضافه شدن سایه جنگ میتواند این وضعیت را تشدید کند.
حتی احتمال درگیری، بدون آنکه جنگی تازه آغاز شود، میتواند رفتار اقتصادی را تغییر دهد. سرمایهگذار دست نگه میدارد، بنگاهها توسعه فعالیت خود را به تعویق میاندازند و خانوادهها ترجیح میدهند منابع محدود خود را برای روز مبادا حفظ کنند.
بخشی از هزینه واقعی جنگ، بنابراین، در تصمیمهایی دیده میشود که دیگر گرفته نمیشوند.
جامعه فقط به خبر جنگ نیاز ندارد
رسانهها در زمان جنگ وظیفه دارند مردم را از تحولات مطلع کنند، با شایعات مقابله کنند و به حفظ آرامش عمومی کمک کنند. اما پس از پایان درگیری، مأموریت رسانه نیز باید تغییر کند.
جامعه علاوه بر روایت تهدید، به روایت بازگشت نیاز دارد. مردم باید دوباره مدرسه، دانشگاه، ورزش، هنر، سفر، سینما، خانواده و زندگی روزمره را در قاب رسانه ببینند.
اگر رسانه دائما با ادبیات «مواجهه» و «بحران» سخن بگوید، ممکن است تصویری از کشور ارائه کند که گویی جنگ هنوز در جریان است. در چنین شرایطی، حتی زندگی عادی نیز برای مردم شبیه یک استثنا جلوه میکند.
تابآوری یعنی دوباره زندگی کردن
روزنامه جمهوری اسلامی در این باره نوشته است؛ تابآوری ملی فقط به معنای تحمل ضربه نیست؛ بخش مهمتر آن توانایی بازگشت به زندگی پس از ضربه است. جامعهای که بتواند پس از بحران دوباره اعتماد کند، کار کند، سرمایهگذاری کند، خانواده تشکیل دهد، آموزش دهد و فرهنگ تولید کند، در برابر بحرانهای آینده نیز مقاومتر خواهد بود.
بنابراین نباید میان «هوشیاری» و «زندگی عادی» یکی را انتخاب کرد. هوشیاری یعنی آماده بودن برای احتمال خطر؛ اضطراب یعنی زندگی کردن با این تصور که خطر هر لحظه در آستانه وقوع است. اولی قدرت تصمیمگیری را افزایش میدهد و دومی میتواند آن را فلج کند.
امنیت فقط در میدان نبرد نیست
عادیسازی زندگی به معنای فراموش کردن جنگ یا بیتوجهی به تهدیدها نیست. برعکس، حفظ زندگی عادی میتواند بخشی از امنیت ملی باشد. سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، نیروی انسانی، اقتصاد پویا و امید به آینده نیز بخشی از قدرت یک کشور هستند.
اگر احتمال جنگ آینده جدی است، دقیقاً به همین دلیل نباید جامعه در فاصله میان دو بحران فرسوده شود. نیروهای مسلح باید آماده باشند و دولت باید سناریوهای دشوار را بررسی کند؛ اما مردم نیز باید امکان ساختن آینده خود را داشته باشند.
دفاع از کشور فقط به معنای توانایی جنگیدن نیست؛ دفاع واقعی، حفظ جامعهای است که قرار است از آن دفاع شود. ایران میتواند هوشیار و آماده بماند، بیآنکه زندگی مردم در وضعیت تعلیق دائمی قرار گیرد.