آریا جوان -
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رئالنو ورمیا، مو یان، برنده جایزه نوبل ادبیات، برای اولین بار سفری بزرگ به روسیه کرد و در طول چند روز، در کرانه رود نوا قدم زد، مکانهایی را که «دن آرام» در آنها خلق شده دید، از یاسنایا پولیانا بازدید کرد، با صدها خواننده آثارش ملاقات کرد و به تماشای نمایشهایی رفت که با اقتباس از آثار او بر صحنههای روسیه در حال اجرا هستند.
منتقد ادبی اکاترینا پترووا گزارشی از سفر مو یان به روسیه تهیه کرده است.
صفی که از سپیده دم تشکیل شد و درگیری در پترزبورگ
برنامه مو یان در چهارمین سفرش به روسیه، با دیدار با خوانندگان آثارش در ۵ ژوئن در سن پترزبورگ، شروع شد. این برنده جایزه نوبل مدتهاست که با این کشور آشناست و برای چهارمین بار به اینجا آمد. وی در یک کنفرانس مطبوعاتی در مسکو گفت اولین بار سال ۱۹۹۵ از روسیه بازدید کرده و از شهرهای هممرز با چین عبور کرده است. بعداً، او از سیبری و خاور دور عبور کرد و از ایرکوتسک و دریاچه بایکال، بلاگووشچنسک و ولادیوستوک بازدید کرد.
این سفرها از علاقه او به ادبیات روسیه ناشی میشد. مو یان به یاد آورد سالها آثار والنتین راسپوتین، ویکتور آستافیف و آنتون چخوف را خوانده بود و میخواست مکانهای مرتبط با کتابهای آنها را ببیند.
در طول سفر اخیرش وی ابتدا به سن پترزبورگ سفر کرد و گفت: رود نوا را تحسین کردم و در امتداد سواحل آن قدم زدم، رزمناو آرورا را دیدم و از مکانهایی که داستایوفسکی در آثارش یاد کرده، بازدید کردم.
دلیل سفر او فقط برنامه ادبی نبود. دو نمایش تئاتری بر اساس رمانهای او در حال حاضر به طور همزمان در روسیه در حال اجرا هستند: «قورباغهها» و «خسته از زاده شدن و مردن». مو یان به طور خاص برای اولین نمایش «خسته از زاده شدن و مردن» به سن پترزبورگ آمده بود. این نویسنده از کار تیم تولید و بازیگران روسی بسیار تمجید و خاطرنشان کرد که سازندگان این نمایش توانستند داستان پیچیده دگرگونیهای مداوم شخصیت اصلی را به صحنه بیاورند. به گفته نویسنده، رمانهای او در روسیه زودتر از چین به صحنه تئاتر راه یافتند.
نیکیتا کوبلف، مدیر هنری تئاتر الکساندرینسکی که میزبان این نمایش بود، در این دیدار از علاقه به نثر مو یان و ترکیب داستانها و واقعیت روزمره با عناصر رئالیسم جادویی سخن گفت و افزود: در حین کار برای تولید این نمایش، تیم سازنده زندگی روزمره چینیها را در دهه 1970 تا 1980 مورد مطالعه قرار داد و شباهت زیادی با زندگی روزمره شوروی کشف کرد. کوبلف تأکید کرد که این تئاتر به دنبال نشان دادن چیزهای عجیب و غریب به مخاطبان روسی نیست، بلکه داستانهایی را نشان میدهد که در آنها میتوانند بازتاب مشکلات و تجربیات خود را ببینند.
میخائیل ایوانف، صاحب کتابفروشی «پادپیسنیه ایزدانیا» که میزبان مو یان بود هم گفت: میزان علاقه را میشد در روز ملاقات با خوانندگان دید که از ساعت ۶:۳۰ صبح جلوی فروشگاه صف کشیده بودند، در حالی که این رویداد قرار بود ظهر برگزار شود. تا زمانی که فروشگاه باز شد، صف به حدود صد نفر رسیده بود. در مجموع، طبق برآوردها، حدود هزار نفر در این رویداد شرکت کردند.
مو یان خودش در این رویداد درباره ادبیات با خوانندگان صحبت کرد و گفت سن پترزبورگ حتی قبل از ورودش از طریق کتابهای داستایوفسکی برایش آشنا به نظر میرسید و سالها پیش «ابله» و «شبهای سفید» را خوانده و بنابراین شهر را از طریق تصاویر ادبی درک کرده است. او خاطرنشان کرد که امیدوار است تا حد امکان از مکانهای مرتبط با تاریخ ادبیات روسیه بازدید کند. به گفته او، کتابها به شناخت کشور دیگری کمک میکنند و فرصت دیدن خانهها، هتلها و خیابانهایی که نویسندگان در آن زندگی میکردند، ارتباط ویژهای بین خواننده مدرن و نویسندگان گذشته ایجاد میکند.
جلسه امضا در «پادپیسنیه ایزدانیا» حدود سه ساعت طول کشید. در این مدت، مو یان تقریباً 500 کتاب امضا کرد.

«دن آرام»، رودخانه مقدس
یکی از رمانهای اصلی ادبیات روسیه همواره روی میز مو یان قرار دارد. در کنفرانس مطبوعاتی در مسکو، نویسنده گفت که مرتب به «برادران کارامازوف» اثر فئودور داستایوفسکی برمیگردد و اغلب ایوان تورگنیف را دوباره میخواند. میخائیل بولگاکف نیز جایگاه ویژهای در زندگی او دارد. به گفته مو یان، رمان «مرشد و مارگاریتا» تأثیر زیادی بر نویسندگان و خوانندگان چینی گذاشته است.
مو یان تأکید کرد ادبیات روسیه همچنان نقش مهمی در چین ایفا میکند. او گفت: «آثار کلاسیک روسی تأثیر زیادی بر شکلگیری نویسندگان چینی داشته و سه نسل از خوانندگان چینی تحت تأثیر شدید آثار کلاسیک روسی هستند. نویسندگان جدید به بازار ما میآیند، اما ادبیات کلاسیک روسی با هیچ چیز جایگزین نخواهد شد.» مدیر کل انتشارات اکسمو، هم این علاقه را تأیید کرد و گفت در طول سفری به پکن، از اینکه آثار کلاسیک روسی بهترین مکانها را در کتابفروشیهای چین اشغال کردهاند، شگفتزده شد.
در میان نویسندگان روسی، مو یان به ویژه بر میخائیل شولوخوف تکیه کرد و با اشاره به «دن آرام» گفت: بیایید شولوخوف و «دن آرام» را به یاد بیاوریم، سکوتش، آرامشش، آن دشتهای بیکران.
مو یان خاطرنشان کرد که توصیف طبیعت در کتابهای خودش تا حد زیادی تحت تأثیر نثر شولوخوف است. وی گفت نویسنده «دن آرام» میتوانست بوها و صداهای دنیای اطراف را چنان دقیق منتقل کند که خواننده به معنای واقعی کلمه آنها را حس میکرد. این نویسنده گفت خودش به عنوان خواننده بوهای مختلف را حس میکرد، زیرا آنها از طریق تصاویر توصیف شده در «دن آرام» منتقل میشوند.
پس طبیعی بود که یکی از مکانهای مهم سفر اخیر او به روسیه، منطقه دن باشد. مو یان به مکانهایی که با زندگی و آثار شولوخوف مرتبط بودند، سفر کرد؛ به منطقه روستوف و مناطق همجوار منطقه ولگوگراد و از جمله روستای وِشِنسکایا، جایی که نویسنده در آن زندگی کرد و «دن آرام» را نوشت و همچنین روستای بوکانوفسکایا که در کار او برای خلق این رمان تاثیر داشت، رفت. وی در این سفر از همراهی نوه نویسنده، الکساندر شولوخوف، هم بهره برد.
این سفر یکی از قویترین تأثیرات را بر مو یان در طول کل برنامه سفرش به روسیه گذاشت. او گفت: «بالاخره، من دن کبیر را با چشمان خودم دیدم. من در مکانهایی که فیلم «دن آرام» فیلمبرداری شده بود، ایستاده بودم. من کتاب میخائیل شولوخوف را بارها خواندهام. میتوانم بگویم که رودخانه دن برای من مقدس است.» الکساندر شولوخوف مکانهایی را که این رمان معروف در آنها خلق شده و خانهای را که پدربزرگش در آن کار میکرد، به مهمانان نشان داد.
مو یان گفت برداشتهای این سفر وی در متون جدید وی منعکس خواهد شد. وی گفت: «سفر به کرانههای رود دن، البته، در داستانهای بعدی من نیز منعکس خواهد شد.» و علاوه بر آن یادداشتهای سفر را برای مخاطبان چینی منتشر میکند.
به گفته وی، یادداشتهای وی بیش از صد هزار نفر دنبال کننده دارند و وی باور دارد که با انتشار داستانهای مربوط به این سفر، مهمانان جدیدی از چین به رود دن بیایند تا هه این تجربه را با چشمان خود ببینند.
بازدید از زادگاه لئو تولستوی
مو یان در طول سفر خود به روسیه از یاسنایا پولیانا - املاک اجدادی لئو تولستوی در منطقه تولا بازدید کرد؛ جایی که تولستوی در آن متولد شد، بیشتر عمر خود را آنجا گذراند، «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» را نوشت و امروز در محوطه املاک خانه یادبود نویسنده، باغهای تاریخی، پارکها و مجموعه موزه قرار دارد.
سفر به این ملک به گفتگو درباره نویسنده روسی انجامید که مدتهاست جایگاه مهمی در زندگی این نویسنده چینی دارد. مو یان از تولستوی و یکی از مشهورترین رمانهای قرن نوزدهم یاد کرد و گفت: کتاب «جنگ و صلح» لئو تولستوی تأثیر زیادی بر رمان من «ذرت سرخ» گذاشت که در مورد صحنههای مقاومت مردم چین در برابر مهاجمان ژاپنی است. شاید در آن بتوان پژواکهایی از میدانهای نبرد و نبرد آسترلیتز را یافت.
سال 2025، رمان «مرگ بوی صندل میدهد» اثر مو یان، جایزه یاسنایا پولیانا را در بخش «ادبیات خارجی» دریافت کرد. در کنفرانس مطبوعاتی در مسکو، اوگنی کاپیف یادآوری کرد که این کتاب همچنان پرفروشترین اثر مو یان در فهرست انتشارات اینسپیریا است.
خود نویسنده اعتراف کرد که این رمان را یکی از مهمترین آثار در حرفه خود میداند. وی گفت: روش نگارش این رمان برای من خاص است. این رمان، نمایشنامهها و داستانهای عامیانهای را که در چین بسیار محبوب هستند، منعکس میکند. کل رمان با استفاده از خطوط قافیهدار نوشته شده و بسیاری از شخصیتهای این کتاب، شخصیتهای اپرای عامیانه چینی هستند. ضمنا این که از این رمان برای اپرا در چین اقتباس شده است.
پاول باسینسکی یکی از اعضای هیئت داوران جایزه یاسنا پولیانا گفت این رمان، یک فرم مدرن پیچیده را با ریشههای عمیق در فرهنگ چینی ترکیب میکند و افزود: اگر میخواهید چین را بچشید، چین را بشنوید - مو یان را بخوانید. شما از نظر فیزیکی حضور روح عمیق چینی را احساس خواهید کرد: درد، شادی، بوها، مزهها، فیزیک و معنویت در این رمان با هم احساس میشوند.

صحبت درباره جایزه نوبل، ادبیات و قورباغهها
مو یان پس از سفر به سن پترزبورگ، یاسنایا پولیانا و منطقه زندگی شولوخوف در کرانه رود دن، دهم ژوئن به مسکو رسید. پایتخت روسیه نقطه پایانی چهارمین سفر او به روسیه بود.
این نویسنده خاطرات دیرینهای از این شهر داشت و اولین بار سال ۲۰۰۷ برای نمایشگاه بینالمللی کتاب مسکو به اینجا آمده بود. در آن زمان مسکو یکی از غیرمعمولترین تأثیرها را بر او گذاشت. مو یان به یاد میآورد: «شفافترین تأثیری که بر من باقی مانده این بود که متروی مسکو واقعاً در اعماق زمین امتداد دارد. به نظرم میرسید که بالا رفتن از پله برقی از پایین به بالا، به اندازه ابدیت طول میکشد.»
در کنفرانس مطبوعاتی، اوژنی کاپیف یادآوری کرد که ۲۹ مه، «تصنیفهای سیر» در روسیه منتشر شد. این دومین رمان مو یان است و نویسنده آن را تنها در ۳۵ روز نوشته است. کاپیف همچنین درباره مجموعه جدید داستانهای زندگینامهای «مرد» که سال گذشته در چین منتشر شد، صحبت کرد. مو یان در پاسخ به سوالی درباره اینکه چه چیزهایی بین این کتابها تغییر کرده است، نه تنها درباره تکامل ادبی خود، بلکه درباره زندگی پس از جایزه نوبل نیز صحبت کرد.
وی گفت: وقتی «تصنیفهای سیر» منتشر شد، من یک جوان ۳۲ ساله، تازهکار، جوان و ناامید بودم. اکنون ۷۱ ساله هستم و تجربه زندگی خود را نشان میدهد. نقطه عطف در زندگینامه خلاقانه من سال ۲۰۱۲ بود، زمانی که جایزه نوبل ادبیات را دریافت کردم. سپس زندگی به قبل و بعد از آن تقسیم شد.
به گفته نویسنده، قبل از دریافت جایزه، او در چین بسیار شناخته شده بود، اما پس از سال ۲۰۱۲، توجه به او به شدت افزایش یافت. مو یان اعتراف کرد: «کتابهای من در قفسهها بیشتر و بیشتر شدند و توجه به آنها حتی بیشتر شد. این توجه بسیار شدید شد. برای مدت طولانی نمیتوانستم با این واقعیت جدید سازگار شوم.» بعدها، او یاد گرفت که خود را از ارزیابیها و انتقادهای دیگران جدا کند. این نویسنده توضیح داد: «فهمیدم که شاید حرفهای آنها به من مربوط باشد، اما این من نیستم.»
او همچنین گفت پس از جایزه نوبل، شروع به نوشتن نمایشنامه کرد و نگاه تازهای به آثار خود انداخت. او افزود: «اگر از زمانی که اکنون برایم باقی مانده استفاده نکنم، احتمالاً وقت نخواهم داشت هر آنچه میخواهم را بگویم.»
در طول کنفرانس مطبوعاتی، روزنامهنگاران همچنین معنای نام مستعار ادبی مو یان را یادآوری کردند که میتوان آن را به «صحبت نکن» یا «ساکت باش» ترجمه کرد. یکی از سوالها مربوط به تناقض بین این نام و فعالیت ادبی او بود. نویسنده با لبخند پاسخ داد: «اگر اسم مستعار من را به معنای واقعی کلمه ترجمه کنید، در اینجا واقعاً تناقضی وجود دارد. حتی کسانی که از من خوششان نمیآید میگویند: چون به این اسم خوانده میشوی، پس ساکت باش. اما اگر امروز به یک کنفرانس مطبوعاتی میآمدم و حرفی نمیزدم، احتمالاً همه خیلی ناراحت میشدند.»
پس از جلسه با روزنامهنگاران، برنامه مسکو در خارج از مرکز شهر ادامه یافت. مو یان به پردلکینو رفت، با خوانندگان آثارش ملاقات و از خانه-موزه بوریس پاسترناک بازدید کرد.
یکی دیگر از رویدادهای مهم در این شهر نمایش «قورباغهها» به کارگردانی نیکیتا کوبلف بود. تئاتر درام آکادمیک پسکوف آن را به عنوان بخشی از تور خود روی صحنه تئاتر تاگانکا به نمایش گذاشت. این نمایش اولین اجرای صحنهای این رمان مو یان در جهان است.
پس از اجرا، نویسنده روی صحنه رفت و از بازیگران و تماشاگران تشکر کرد. او گفت: «خیلی هیجانزدهام که چنین اجرای فوقالعادهای را تماشا کردم. همین چند وقت پیش در ساحل رود دن بودم و صدای قورباغهها را در طبیعت شنیدم. امروز دوباره صدای قورباغهها را شنیدم، اما در یک تئاتر. این صدا تداعیهای زیادی را در من برمیانگیزد. سرزمین مادریام، عزیزانم و احساسات مرتبط با نوشتن رمان را به یاد میآورم.» مو یان خاطرنشان کرد که بسیاری از شخصیتهای کتاب نمونههای اولیه واقعی دارند. برای مثال، خاله وان شین از تصویر یکی از اقوام خودش که به عنوان ماما و متخصص زنان در یک روستای چینی کار میکرد، گرفته شده است.
نویسنده در مورد رمان تأکید کرد که آن را در درجه اول یک داستان انسانی میداند. او خاطرنشان کرد: «از برخی جهات ممکن است به نظر برسد که این رمان به موضوع سیاست کنترل بارداری در چین اختصاص دارد، اما در واقع، در درجه اول یک داستان انسانی است.» مو یان همچنین از داستایوفسکی به عنوان نویسندهای یاد کرد که نمونهای از کاوش عمیق در روانشناسی انسان است.
او در جمعبندی شب، از تیم تولید به خاطر توجهشان به کتاب تشکر کرد. این نویسنده گفت: «به نظر من این نمایش، قویترین و واضحترین عناصر رمان من را برجسته میکند. و این اساساً روح یک شخص است.» بدین ترتیب سفر مو یان، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۲، به روسیه به پایان رسید.